مقدمه:
واژه «اَعداد» جمع عدد، در لغت غالباً به معنای شماره و رقم و گاه به معنای شمارش تعداد یا به معنای معدود (شمرده و مقدار) است.

لغت شناسان عدد را به یکی های ترکیب شده یا ترکیب آحاد تعریف کرده‌اند. عدد در اصطلاح فلسفه، از مقوله «کمّ» به حساب می‌آید که یکی از مقولات عشر است. برخی فلاسفه عدد را از مفاهیم ماهوی و بعضی آن را از مفاهیم اعتباری می‌دانند.

ریاضی‌دانان، اعداد را به حقیقی، صحیح، طبیعی، کسری، گویا، مخلوط، موهومی، مثبت، منفی و... تقسیم می‌کنند.


شمارشگری و اعداد: بازتابی از عدالت الهی

در ریاضیات، شمارشگری و اعداد نماد نظم، دقت و انصاف هستند. هر عدد جایگاه منحصربه‌فردی دارد و کوچک‌ترین خطا در محاسبه، نتیجه را تغییر می‌دهد. این دقیقاً یادآور عدالت خداوند است که در قرآن می‌فرماید: «وَکُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْناهُ کِتَابًا» (هر چیزی را در کتابی به شماره آورده‌ایم).

خداوند گناهان و اعمال انسان را با دقتی بی‌نظیر می‌سنجد، اما در عین حال، این عدالت با رحمت او درآمیخته است. همان‌طور که اعداد می‌توانند در سیستم‌های مختلف (مانند مبنای ده یا دو) معناهای متفاوتی داشته باشند، گناهان انسان نیز در پرتو توبه و بخشش الهی، معنای جدیدی می‌یابند. خداوند با وجود آگاهی دقیق از خطاهای بندگان، همچنان درِ بخشش را گشوده نگه می‌دارد.


کرم و بخشش الهی: محاسبه‌ای فراتر از اعداد

اگرچه اعداد و شمارشگری نماد سخت‌گیری به نظر می‌رسند، اما کرم خداوند فراتر از محاسبات مادی است. همان‌طور که یک معلم مهربان ممکن است از اشتباهات دانش‌آموز چشم‌پوشی کند، خداوند نیز با وجود احصای تمام گناهان، بندگانش را می‌بخشد. در روایات آمده است: «یُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ وَ یَرْحَمُ مَنْ یَشَاءُ» (هر که را بخواهد عذاب می‌کند و هر که را بخواهد می‌بخشد).

این بخشش، مانند سیستم‌های عددی در ریاضیات، قواعدی دارد اما همواره با لطف الهی تعدیل می‌شود. بنابراین، رابطهٔ بین شمارشگری و اعداد با گناهان انسان، نمایشی از تعادل بین عدالت و رحمت خداوند است؛ عدالتی که دقیق می‌سنجد و رحمتی که بی‌شمار می‌بخشد.
 


«حساب» در لغت به معنای شمردن و نیز به معنای کافی بودن است. (1) این کلمه از «اَحسَبه الشیء» گرفته شده که بدین معناست: آن چیز او را کفایت کرد، به حدی که گفت مرا کافی است. (2)

ماده حسب دارای چهار معنای اصلی است: 1. شمردن و از همین باب است شمارش پدران و نسب به جهت اظهار شرافت؛ 2. کافی بودن؛ 3. بالش کوچک؛ 4. سفیدی پوست و صدمه دیدن مو به جهت بیماری همانند برص و پیسی. (3) حقیقت حساب این است که حقوق خویش را دریافت داری و بدهی خود را بپردازی. (4)
 

کاربردهای حساب در قرآن

1. شماره
خداوند متعال می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَالْقَمَرَ نُوراً وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ». (5) راغب معتقد است حساب به کار بردن عدد است و آیه فوق به همین معناست. (6) بر این اساس در تفاسیر آمده است مقصود از «وَ الْحِسَابَ» شماره اوقات و فصول سال‌ها و روزها و ساعات آن است. (7)

به همین‌سان است آیه: «وَجَعَلْنَا اللَّیلَ وَالنَّهَارَ آیتَینِ فَمَحَوْنَا آیةَ اللَّیلِ وَجَعَلْنَا آیةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلاً مِن رَبِّکُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ». (8) برخی از مفسران در توضیح این آیه نوشته‌اند: کلمه «لِتَعْلَمُواْ» علت برای جمله «فَمَحَوْنَا» است؛ یعنی ما شب را محو کردیم و نشانه روز را روشنی‌بخش قرار دادیم تا اینکه عدد سال‌ها را بدانید، بدین‌سان که یکی از روزهای آن را واحد شمارش قرار داده و بقیه روزها را بر آن گره بزنید و بدین حساب وقت‌ها و مدت‌ها را بدانید. (9)

می‌توان کلمه «حساب» را در آیاتی هماند «یرْزُقُ مَن یشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ» (10) به همین معنا دانست و آیه را این‌گونه ترجمه کرد: «خداوند به هر کس بخواهد بی‌شمار روزی می‌دهد
».
 


2. پاداش و جزای قیامت
خداوند متعال درباره یکی از صفات طغیانگران می‌فرماید: «إِنَّهُمْ کَانُوا لاَ یرْجُونَ حِسَاباً». (11) سیاق آیات بیانگر مجازات آنان در قیامت است، چنان که در آیات پیشین آمده است جهنم کمینگاه و محل بازگشتی برای طغیانگران است و آنان مدت‌های طولانی در آن می‌مانند. خداوند در ادامه می‌فرماید: این مجازاتی موافق و مناسب اعمالشان است؛ زیرا آنان امیدی به دادرسی قیامت نداشتند. بر این اساس «لاَ یرْجُونَ حِسَاباً» نیز مربوط به حسابرسی قیامت است، چنان که مفسرانی همانند علامه طباطبایی، (12) طبری (13) و طبرسی (14) بدان تصریح کرده‌اند.

خداوند متعال در آیه دیگر فرموده است: «فَأَمَّا مَنْ أُوتِی کِتَابَهُ بِیمینِهِ فَیقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُا کِتَابِیهْ * إِنِّی ظَنَنتُ أَنِّی مُلاَقٍ حِسَابِیهْ... وَأَمَّا مَنْ أُوتِی کِتَابَهُ بِشِمالِهِ فَیقُولُ یا لَیتَنِی لَمْ أُوتَ کِتَابِیهْ * وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِیهْ»: (15)

پس کسی که نامه اعمالش را به دست راستش دهند از خوشحالی فریاد می‌زند: نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید، من یقین داشتم که به پاداش اعمالم می‌رسم؛ اما کسی که نامه اعمالش را به دست چپش بدهند، می‌گوید: ای کاش هرگز نامه اعمالم را به من نمی‌دادند و نمی‌دانستم که جزا و پاداش عمل من چیست. جمله «أُوتی کِتَابَهُ» قرینه بر این است که این آیه مربوط به حالات انسان در قیامت است.

از سوی دیگر اظهار خوشحالی اصحاب یمین و حزن و اندوه اصحاب شمال به جهت پاداش و مجازاتی است که دریافت کرده‌اند که یکی از مصادیق آن قرار گرفتن نامه در دست راست نیکان و دست چپ بدکاران است
.
 


خداوند در سوره انبیاء می‌فرماید: «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مُّعْرِضُونَ». (16)
می‌توان گفت مقصود از «حسابهم» دادرسی قیامت است، چنان که خداوند در برخی آیات برای قیامت از تعبیر «اقترب» استفاده کرده و فرموده است: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» (17) و «وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِی شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِینَ کَفَرُوا»: (18) وعده حق نزدیک شده است؛ در آن هنگام چشم‌های کافران از وحشت از حرکت باز می‌ماند.

بنابراین می‌توان گفت همان‌سان که در دو آیه اخیر، فعل اقتراب به قیامت اسناد داده شده، در آیه پیشین نیز «اقتراب حساب» مربوط به قیامت است، به ویژه آنکه خداوند در برخی آیات همانند آیه 222 بقره و 199 آل عمران از قیامت با تعبیر «یوم الحساب» یاد کرده است؛ در نتیجه مقصود از آیه اول سوره انبیاء این است که دادرسی و پاداش و جزا در قیامت نزدیک شده است
.

3. کافی و بسیار
خداوند در سوره نبأ درباره پاداش پرهیزگاران می‌فرماید: «جَزَاءً مِن رَبِّکَ عَطَاءً حِسَاباً». (19) حساب در این آیه، چنان‌که در لغت و سخن برخی مفسران آمده، به معنای کفایت است. جوهری یکی از معانی حساب را کفایت دانسته است. (20) زمخشری و طبرسی ذیل این آیه می‌نویسند: حساب به معنای بسیار کفایت کننده است و هنگامی که گفته می‌شود «احسبت فلاناً» یعنی به او آن‌قدر عطا کردم که گفت مرا بس است. (21)

4. استعاره برای داوری و رسیدگی اعمال
خداوند متعال در هشت آیه از قرآن کریم با صفت «سَرِیعُ الحِسَابِ» توصیف شده است، همانند «وَمَن یکْفُرْ بِآیاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ سَرِیعُ الحِسَابِ». (22)
در روایتی آمده است «یحاسَبُ الخلایقُ کلُّهم فی مِقدار لَمِح البصر»: خداوند حساب همه بندگان را در یک چشم برهم زدن می‌رسد. (23) از امیرالمؤمنان علی (علیه‌السلام) نقل شده است: «انّه یحاسب الخلق دفعةً کما یرزقهم دفعة»: (24) او به حساب خلائق یکباره رسیدگی می‌کند، چنان‌که یکباره به همه آنان روزی می‌رساند.

برخی مفسران نوشته‌اند: اصولاً با قبول تجسم اعمال و بقای آثار خیر و شر، مسئله حساب، مسئله‌ای حل شده است. آیا دستگاه‌هایی که در دنیا همراه کار کردن، نمره می‌اندازند، نیازی به زمان برای حسابرسی دارند؟ (25) از آنجا که «سَرِیعُ الحِسَابِ» قیدی ندارد، اطلاق آن شامل دنیا و آخرت می‌شود
. (26)
 

پی‌نوشت‌ها:
1. اسماعیل جوهری؛ الصحاح؛ ج 1، ص 110.
2. محمود زمخشری؛ الکشاف؛ ص 4، ص 690.
3. ابن فارس؛ معجم مقاییس اللغة؛ ج 2، ص 59-61.
4. حسن راغب اصفهانی؛ مفردات الفاظ القرآن؛ ص 232.
5. یونس: 5.
6. فضل به حسن طبرسی؛ مجمع البیان؛ ج 2، ص 718. محمود زمخشری؛ الکشاف؛ ج 2، ص 329.
7. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان؛ ج 7، ص 114.
8. اسراء: 12.
9. سید محمدحسین طباطبایی؛ المیزان؛ ج 13، ص 51.
10. بقره: 212.
11. نبأ: 27.
12. سید محمدحسین طباطبایی؛ المیزان؛ ج 20، ص 168.
13. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان؛ ج 15، جزء 30، ص 21.
14. فضل بن حسن طبرسی؛ مجمع البیان؛ ج 9 و 10، ص 643-644.
15. حاقّه: 19-26.
16. انبیاء: 1.
17. قمر: 1.
18. انبیاء: 97.
19. نبأ: 36.
20. اسماعیل جوهری؛ الصحاح؛ ج 1، ص 110.
21. فضل بن حسن طبرسی؛ مجمع البیان؛ ج 9 و 10، ص 645.
22. آل عمران: 19.
23. فضل بن حسن طبرسی؛ مجمع البیان؛ ج 1 و 2، ص 531.
24. ابن جمعه عروسی حویزی؛ تفسیر نورالثقلین؛ ج 1، ص 724.
25. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ ج 20، ص 60.
26. سید محمدحسین طباطبایی؛ المیزان؛ ج 2، ص 81.

منبع مقاله :
منبع‌مقاله: کوثری، عباس؛ (1394)، فرهنگنامه تحلیلی وجوه و نظائر در قرآن (جلد دوم)، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، معاونت پژوهشی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول.
در تاریخ 1404/10/21 بروز رسانی گردید.