سيماي قرآن در اشعار سنايي
سيماي قرآن در اشعار سنايي
مقدمه
تصويرپردازي هاي قرآني در اشعار سنايي
گفته در گوش جانش حاجب بار
کاي شهنشه، سر از گليم برآر (1)
2. کفر و دين هر دو در رهت پويان
کفر، خلاف ايمان است. اگر بگوييم ايمان، بر زبان آوردن شهادتين است، کفر، ناگفتن آن خواهد بود و اگر ايمان را عبارت از معرفت خدا و اعتقاد به نبوت پيامبر(ص) و معاد بگيريم، کفر، اعتقاد نداشتن بدين امور است. در اينجا منظور از کفر و دين، کافر و مؤمن است. از ديد قرآن، همه ي موجودات، - چه در عالم ملک و چه در عالم ملکوت - به تسبيح خداوند مشغولند:
«و ان من شيء الا يسبح بحمده؛ و هيچ چيز نيست مگر اينکه در حال ستايش، تسبيح او مي گويد» و همه ي حرکت ها تکوينا و تشريعا در نهايت به جانب او ختم مي شود. (سوره ي اسراء، آيه ي 44)
«و لله ملک السموات و الارض و الي الله المصير؛ و فرمانروايي آسمان ها و زمين از آن خداست، و بازگشت [همه] به سوي خداست». و همه در طلب اويند و او را مي جويند. (سوره ي نور، آيه ي 42)
3. همه از صنع اوست کون و فساد
کون: پيدايش صورتي است در ماده که قبلا نبوده است.
فساد: از بين رفتن صورت است از ماده.
موجودات جهان همواره درمعرض تغيير و تحول اند. پيدايش و از بين بردن موجودات کار حق است؛ چون همه از اويند و به سوي او بازمي گردند.
مصرع دوم اين بيت، به آياتي چون: «انا لله و انا اليه راجعون؛ ما از آن خدا هستيم و به سوي او بازمي گرديم.» (سوره ي بقره، آيه ي 156) و «الي الله ترجع الامور؛ و [همه] کارها به سوي خدا بازگردانده مي شود.» (سوره ي آل عمران، آيه ي 109) اشاره دارد.
4. هست ها تحت قدرت اويند
مصراع دوم بيت، اشاره به اين مضمون قرآني دارد که خداوند در همه جا هست و همه در جوار او هستند: «نحن اقرب اليه من حبل الوريد؛ و از شاهرگ [او] به او نزديک تريم». (سوره ي ق، آيه ي 16) و «فأينما تولوا فثم وجه الله؛ پس به هر سو رو کنيد، آنجا روي [به] خداست.» (سوره ي بقره، آيه ي 115)
و اين مقام قرب، هر چند همه مردمان را حاصل است، اما عام مردم از اين نزديکي بي خبرند و لذا دست به آسمان برمي دارند و حق را از دور فرا مي خوانند.
در حديثي از امام علي (ع) نقل است که فرمود: «لم اعبد ربا لم اره؛ خدايي را که نبينم نمي پرستم». (5)
5. همه زو يافته نگار و صور
مصراع اول از مضامين آيات: «و صورکم فاحسن صورکم، و شما را صورتگري کرد و صورت هايتان را نيکو آراست». (سوره ي تغابن، آيه ي 3)
«و لقد خلقناکم ثم صورناکم؛ ما شما را خلق کرديم و سپس به شما شکل و صورت بخشيديم» (سوره ي اعراف، آيه ي 7) اقتباس شده است و بدين معني است؛ هر آن چه در عالم وجود است و هر ترکيبي از هيولا (7) و صورت دارد از برکت عنايت او پديد آمده است.
6. تو خزينه نهي نيابي باز
جوهر تکامل انسان ايثار است، ايثار مال و جان و هستي. همچنان که در قرآن آمده است: «لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون؛ هرگز به خير و خوبي نمي رسيد، مگر آن که از آن چيزي که دوست مي داريد ببخشيد.» (سوره ي آل عمران، آيه ي 92)
برکت ثروت در اندوختن و انباشتن آن نيست، بلکه در ايثار و انفاق آن، در راه خداست. حکيم سنايي علاوه بر بهره برداري از آيه ي مذکور، به نحو احسن از آيه ي «و انفقوا مما جعلکم مستخلفين فيه؛ و از آن مال که خدا شما را وارث آن گردانيده است انفاق مي کنيد.» (سوره ي حديد، آيه ي 7)، نيز استفاده نموده است.
7. نه چون ادريس پوستين بفکند
بيت اشاره به آيه ي «و اذکر في الکتاب ادريس انه کان صديقا نبيا و رفعنا مکانا عليا؛ و در اين کتاب از ادريس ياد کن که او پيامبر راستگويي بود و [ما] او را به مقامي بلند ارتقا داديم». (سوره ي مريم، آيات 56-57) گويند شبي عزرائيل ميهمان او شد. او از عزرائيل خواست که بهشت و دوزخ را به او نشان دهد و عزرائيل اين کار را انجام داد ولي همين که ادريس (ع) بعد از مشاهده دوزخ، وارد بهشت شد، ديگر از آن بيرون نيامد. عزرائيل فرمان داد که بيرون آي و او گفت: «هر که وارد بهشت شد هرگز بيرون نيامد». (10)
در اين بيت «پوستين افکندن»، کنايه از ترک تعلقات دنيوي است. مفهوم بيت: مگر نه اين است که وقتي ادريس، پوستين تعلقات مادي را از خود دور افکند. دروازه ي بهشت را به روي خويش بسته نديد و بي هيچ مانع وارد آن شد؟
8. شب او همچو روز روشن شد
مصراع دوم اين بيت اشاره به اين آيه از قرآن مجيد دارد: «قلنا يا نار کوني بردا و سلاما علي ابراهيم؛ گفتيم: اي آتش، براي ابراهيم سرد و بي آسيب باش. (سوره ي انبياء، آيه ي 69)
9. روح چون دم ز بحر روحاني
پوستين را به اولين منزل
بفرستيد سوي گازر دل (12)
مقصود از روح، عيسي (ع) و مراد از لطف رباني، عنايت الهي حضرت حق بر وارد شدن روح القدس يعني عيسي (ع) بر حضرت مريم (س) است و اشاره به اين آيه قرآني دارد:
«فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا؛ ما روح خود را بر او در صورتي زيبا مجسم ساختيم». (سوره ي مريم، آيه ي 17)
10. گل دل را ز لطف جان سر کرد
اين بيت به زنده شدن مردگان توسط حضرت عيسي (ع) و بيان معجزه آن حضرت در مقام روح بخشيدن به پرنده ي گلي اشاره دارد و برگرفته از آيه قرآني: «اني قد جئتکم بأيه من ربکم اني اخلق لکم من الطين کهيئه الطير فأنفخ فيه فيکون طيرا باذن الله و أبريء الأکمه و الأبرص؛ من از گل براي شما [چيزي] به شکل پرنده مي سازم، آن گاه در آن مي دمم، پس به اذن خدا پرنده اي مي شود؛ و به اذن خدا نابينايان مادرزاد و پيس را بهبود مي بخشم...» است. (سوره ي آل عمران، آيه ي 49)
11. اوست بر کفر چون گرفت شتاب
هر چند که پيامبر (ص) مهتاب گونه، طبعي ملايم و آرام داشت، اما در مصاف کافران عاصي آنان را متلاشي و نابود مي کرد، به همان سان که نور لطيف ماه، کتان را تباه مي کند.
اين بيت اشاره دارد به آيه شريفه: «... أشداء علي الکفار رحماء بينهم؛... بر کافران سخت گير [و] با همديگر مهربانند...» (سوره ي فتح، آيه ي 29)
12. بازگشتم به نعمت سيد قاب
قاب: کنايه از آياتي است که در شأن معراج حضرت رسول اعظم (ص) نازل شده است.
«ثم دنا فتدلي. فکان قاب قوسين أو أدني؛ سپس [در شب معراج پيامبر به عرش] نزديک و نزديک تر شد، تا [فاصله اش با افق اعلي] به قدر [فاصله] دو [انتهاي] کمان يا کم تر از آن شد.» (سوره ي نجم، آيات 8 و 9)
13. تو ز وي روز عرض نان خواهي
روز عرض، روز قيامت است و برگرفته از اين آيه: «و يوم يعرض الذين کفروا علي النار...؛ و روزي که آنهايي که کفر ورزيده اند، بر آتش عرضه مي شوند...» (سوره ي احقاف، آيه ي 20)
مصراع دوم اين بيت برگرفته از اين آيه است: «مثل الجنه التي وعد المتق ون فيها نهار من ماء غير آسن و أنهار من لبن لم يتغيره طعمه و النهار من خمر لذه للشاربين و أنهار من عسل مصفي و...؛ مثل بهشتي که به پرهيزگاران وعده داده شده، [چون باغي است که] در آن نهرهايي است از آبي که [رنگ و بو و طعمش] برنگشته؛ و جوي هايي از شير که مزه اش دگرگون نشود؛ و رودهايي از باده اي که براي نوشندگان لذتي است و جويبارهايي از انگبين ناب...» (سوره ي محمد (ص)، آيه ي 15)
14. زان رباده بهتر ز مي خوارست
وقت را آخرش اگر چربست
با خداي و رسول در حربست (17)
رباخوار از شراب خوار فرومايه تر است، چون او مروت و جوانمردي را از ميان مي برد و هر چند که فعلا زندگي را با شادي و تنعم سپري مي کند اما در اصل با خدا و رسول (ص) در جنگ است. اشاره به آيه ي: «... و ذروا ما بقي من الربا ان کنتم مؤمنين فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله...؛ اگر مؤمنيد آنچه از ربا باقي مانده است واگذاريد. و اگر [چنين] نکرديد، بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده ي وي برخاسته ايد...» (سوره ي بقره، آيات 278-279)
پي نوشت :
1- سنايي، ديوان اشعار، ص 207.
2- حديقه الحقيقه سنايي، ص 60، بيت 13.
3- همان، ص 61، بيت 7.
4- همان، ص 65، بيت 1.
5- کليني، اصول کافي، ص 98.
6- حديقه الحقيقه سنايي، ص 68، بيت 2.
7- هيولا لفظي است يوناني به مفهوم اصل و ماده و در اصطلاح فلسفه آن جوهر است در جسم که آن چه را بر جسم عارض مي شود از اتصال و انفصال مي پذيرد و آن محل است براي صورت جسمي و صورت نوعي.
8- حديقه الحقيقه سنايي، ص 76، بيت 16.
9- همان، ص 79، بيت 10.
10- حيب السير، خواندمير، ج 1.
11- حديقه الحقيقه سنايي، ص 79، بيت 12.
12- همان، ص 80، بيت 1 و 2.
13- سنايي، همان، ص 80، بيت 8.
14- حديقه الحقيقه سنايي، ص 216، بيت 15.
15- سنايي، همان، ص 217، بيت 9.
16- سنايي، همان، ص 335، بيت 12.
17- سنايي، همان، ص 367، بيت 19 و ص 368، بيت 1.
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}