روایتی از زندگی بندیکت
 
چکیده:
بندیکت با عنوان یک دانش پژوه راهی روم شد، اما با دیدن سطح اخلاقی منحط حاکم بر این شهر از آن منزجر گشت. پس از آن در حدود سال ۵۰۰ میلادی زندگی دنیوی را ترک کرد و زاهدی تار دنیا شد و به غاری در سوبیا کو پناه برد.
 
تعداد کلمات: 1253 کلمه / تخمین زمان مطالعه: 6 دقیقه
 
نویسنده: تونی لِین  
ترجمه: روبرت آسریان
 
موثق ترین روایتی که در مورد زندگی بندیکت می توان یافت، کتاب گفتگوها به قلم پاپ گرگوری اول است. بندیکت حدود سال ۴۸۰ میلادی در نورسیا ، که در بخش مرکزی ایتالیا واقع است، چشم به جهان گشود. وی با عنوان یک دانش پژوه راهی روم شد، اما با دیدن سطح اخلاقی منحط حاکم بر این شهر از آن منزجر گشت. پس از آن در حدود سال ۵۰۰ میلادی زندگی دنیوی را ترک کرد و زاهدی تار دنیا شد و به غاری در سوبیا کو پناه برد. پس از گذشت زمانی کوتاه، اشخاصی به او ملحق شدند و وی دیرهایی کوچک در آن منطقه به وجود آورد. در سال ۵۲۹ میلادی، تنشهها و درگیری هایی که در آن منطقه وجود داشت وی را مصمم کرد تا با بعضی از شاگردان خود به مونته کاسینو برود و در آنجا دیری بنا کند. او تا زمان مرگ خود؛ یعنی در اواسط قرن ششم، در این دیر ساکن بود.
 
بندیکت در وهله نخست به جهت کتاب قانون خود که برای زندگی رهبانی تألیف شده، مشهور است. وی برای تألیف این کتاب از آثار پیشینیان خود، همچون باسیل کبیر (از پدران کاپادوکیایی)، جان کاسیان اهل مارسی و خصوصأ از کتابی تحت عنوان قانون استاد استفاده فراوان برد. اما استفاده وی از این منابع، ارزش و اصالت کار بندیکت را نمی کاهد. آثار گذشتگان از صافی ذهن و تفکر بدیع او گذشتند و او اثری منحصر به فرد، که ثمره نبوغی عظیم بود، خلق کرد. کتاب وی یکی از آثاری است که در تاریخ اروپا تأثیر عمیقی بر جای گذاشته است. این اثر در ابتدا چندان مورد استفاده قرار نمی گرفت، اما در قرن هشتم، مساعدت های بندیکت اهل آنیان  باعث شد تا این کتاب تأثیر و نفوذ بسیاری به دست آورد. در سال ۸۱۷ شورایی کلیسایی در شهر آخنه پایتخت امپراتوری شارلمانی، مجموعه قانون بندیکت را به عنوان قانون رسمی حاکم بر همه راهبان و دیر نشینان پذیرفت. اگرچه قوانین بندیکت در همه جا پذیرفته شدند، تنها قوانین حاکم بر زندگی دیرها نبودند. در این زمان  زندگی رهبانی از منابع دیگری نیز الهام پذیرفته بود. کاسیودور نیز که از شاگردان بوئتیوس  و بنیانگذار دیری در ویواریوم بود، بر نظام زندگی رهبانی تأثیر بسیاری بر جای گذاشت. از نظر او، صومعه مرکزی برای آموزش و فراگیری بود.

بیشتر بخوانید :   رنج و عمل نجات بخشی در مسیحیت

کتاب قانون بندیکت در عین ایجاز، مطالب بسیاری را مورد توجه قرار میدهد و در حجمی اندک به موضوعات بسیاری می پردازد. کتاب، آمیزه ای است از صراحت و روشنی همراه با فقدان سخت گیری که وقتی مطالب آن در عمل به کار گرفته می شود، بسیار انعطاف پذیر به نظر می رسد. بندیکت در مجموع، جانب اعتدال را رعایت می کند؛ اما این اصلی است که افراد تازه وارد شده به زندگانی رهبانی باید از آن اطاعت کنند و راهبانان کارآزموده مجبور به اطاعت از آن نیستند. مطابق با اصول مدون بندیکت، دیر یا صومعه همانند یک خانواده در نظر گرفته می شود و رییس دیر که abbot خوانده می شود، پدر این خانواده به حساب می آید. در مورد ریاضت نیز باید جانب میانه روی و اعتدال را گرفت. در مورد ضعف و تزلزل طبیعت انسانی، پیش بینی هایی انجام شده بود. بندیکت در مورد ملاک های زندگی رهبانی واقع بین بود و یک فصل کامل از کتاب او به این موضوع اختصاص یافته که راهبان نباید با یکدیگر درگیری و منازعه داشته باشند.
 
مسئله اساسی در کتاب قانون، اطاعت است. راهبان همچون اشخاصی فقیر در نظر گرفته نمی شدند و حتی این امکان را داشتند که لباس های کهنه خود را به فقیران ببخشند. اما راهب، شخصی کاملا مطیع در نظر گرفته می شد؛ یعنی کسی که باید از مسیح، قانون حاکم بر صومعه، و رییس دیر اطاعت نماید. از رییس دبر باید به گونه ای اطاعت شود که گویا فرامین او از سوی خود خدا صادر شده اند. این اطاعت نخستین گام به سوی فروتنی است. این اطاعت باید اطاعتی قلبی باشد و بدون هیچ تعلل، بی میلی، و شکایت انجام شود.
 موثق ترین روایتی که در مورد زندگی بندیکت می توان یافت، کتاب گفتگوها به قلم پاپ گرگوری اول است. بندیکت حدود سال ۴۸۰ میلادی در نورسیا ، که در بخش مرکزی ایتالیا واقع است، چشم به جهان گشود. وی با عنوان یک دانش پژوه راهی روم شد، اما با دیدن سطح اخلاقی منحط حاکم بر این شهر از آن منزجر گشت. پس از آن در حدود سال ۵۰۰ میلادی زندگی دنیوی را ترک کرد و زاهدی تار دنیا شد و به غاری در سوبیا کو پناه برد. پس از گذشت زمانی کوتاه، اشخاصی به او ملحق شدند و وی دیرهایی کوچک در آن منطقه به وجود آورد. در سال ۵۲۹ میلادی، تنشهها و درگیری هایی که در آن منطقه وجود داشت وی را مصمم کرد تا با بعضی از شاگردان خود به مونته کاسینو برود و در آنجا دیری بنا کند.
برای راهبان سه کار اصلی در نظر گرفته شده که عبارتند از: کار یدی ( که اغلب در زندگی رهبانی قرون وسطا به فراموشی سپرده می شد)، مطالعه روحانی (مطالعه کتاب مقدس و دیگر کتب روحانی و تفکر و تعمق در آنها) و کار و مشغله مربوط به خدا (پرستش آبینی). راهبان باید مطابق با (مزامیر ۱۶۴ : ۱۱۹ ) روزی هفت بار به پرستش خدا بپردازند.
 
فرزندم، به احکام استاد گوش بسپار و گوش قلب خود را تیز کن. داوطلبانه و از صمیم قلب سرزنش پدر مهربانت را بپذیر و دقیقا به آن عمل کن. بدین سان، توسط تلاش اطاعت به سوی کسی باز خواهی گشت که به واسطه سستی بی اطاعتی از وی جدا شده ای... اگر ما بخواهیم از رنجهای دوزخ بگریزیم و حیات جاودانی را به دست آوریم. باید آنچه را در ابدیت به سود ماست هم اینک بدون هیچ تعللی به جا آوریم. بنابراین، هدف ما این است که مدرسه ای را برای خدمت خداوند به وجود آوریم. امیدواریم در تحقق این امر عملی نادرست و نابجا انجام ندهیم. (مقدمه کتاب قانون )
 
نخستین مرحله در مسیر فروتنی، این است که انسان همواره ترس خدا در نظرش باشد و از هر نوع فراموشکاری اجتناب نماید. انسان باید همواره به یاد داشته باشد که خدا چه حکم کرده است و نیز اینکه کسانی که خدا را حقیر بشمارند، به سبب گناهانشان در جهنم خواهند سوخت؛ در حالی که حیات جاودانی برای کسانی مهیا شده است که از او می ترسند... دومین مرحله در مسیر فروتنی این است که انسان اراده خود را دوست نداشته باشد و خواهش هایش را در عمل نیاورد...
 
سومین گام در مسیر فروتنی این است که انسان به جهت محبت خدا کاملا مطیع مقام ارشد خود بشود. چهارمین مرحله در این مسیر اینکه، اگر فرد در اطاعت خود با مشکل یا تناقض یا حتی آسیب های دردناک روبه رو شد، باید با آغوش باز از آنها استقبال کند و با وجدانی آرام خسته خاطر نشود و تسلیم نگردد... پنجمین مرحله، این است که فرد نباید هیچ اندیشه ناپاک و شرارت آمیزی را که در قلب او رسوخ کرده از رییس دیر پنهان سازد. همچنین نباید گناهانی را که فرد در خفا مرتکب شده از رییس دیر پنهان کرد، بلکه باید با فروتنی به آنها اعتراف کرد... ششمین مرحله در سیر فروتنی این است که یک راهب باید با بدترین و سخیف ترین چیزها قانع باشد. به او این حکم داده شده که خود را کارگری بد و بی ارزش بداند... هفتمین مرحله فروتنی این است که یک راهب نباید کاری انجام دهد که توسط قانون حاکم بر دیر و یا نمونه راهبان قدیمی تر تأیید نشده است. هشتمین مرحله فروتنی برای یک راهب این است که وی نباید عملی انجام دهد که قانون عمومی دیر با راهبان قدیمی تر، آن را حکم نکرده اند. نهمین مرحله در مسیر فروتنی این است که یک راهب زبان خود را از سخن گفتن باز بدارد و تا زمانی که سؤالی از او نشده است، ساکت بماند... دهمین مرحله این است که راهب نباید به سرعت و به آسانی بخندد... یازدهمین مرحله هنگام سخن گفتن است که راهب باید با ملایمت، فروتنی، و وقار و بدون اینکه بخندد، سخن بگوید. کلمات او باید محدود و معقول باشد و نباید صدای خود را بلند کند... دوازدهمین مرحله اینکه، راهب همواره باید به کسانی که او را می بیند، فروتنی خود را نشان دهد و فروتنی وی نه فقط در قلبش، بلکه در رفتار ظاهری او نیز باید دیده شود.
منبع:
تاریخ تفکر مسیحی، تونی لِین، ترجمه روبرت آسریان، چاپ پنجم، فروزان روز، طهران (1396)

  بیشتر بخوانید :
  نگاهی به سیر سلطه ی کلیسا در قرون وسطی
  الاهیات لیبرال
  الاهیات امید