طبیعی است فرزندان ما در کودکی، نوجوانی و جوانی حالات و ویژگی های متفاوتی دارند و رفتار ما باید با حالات آنها متناسب باشد. کودکی اقتضائاتی دارد که با نوجوانی و جوانی متفاوت است.

اگر والدین تغییرات دوره نوجوانی را به خوبی بشناسند، قضاوت آنها درباره رفتار فرزند خود صحیح و منطبق بر واقعیت خواهد بود. اما اگر شناخت درستی از ویژگیهای این دوره نداشته باشند، برداشت آنها از گفتار یا رفتار فرزند خود اشتباه خواهد بود.

دوره نوجوانی (دوازده تا هیجده سالگی)، دورهای حساس و پراهمیت است. بعضی از روان شناسان، دوران نوجوانی را به سه دوره تقسیم می کنند:

 ۱. نوجوانی نخستین (۱۳_۱۵)؛
 ٢. نوجوانی میانه (۱۸۱۵)؛
 ۳. نوجوانی بعدی (۱۸-۲۱).

ارسطو می گوید: «نوجوانان، پرشور و آتشی مزاج اند و آماده اند که خود را به دست غرایز بسپارند». همچنین افلاطون می گوید: «پسرها تا هیجده سالگی نباید مشروبات الکلی بخورند؛ زیرا زود تهییج میشوند؛ نباید آتش روی آتش ریخت».
 
تغییرات دوره نوجوانی گاه فرزند ما را با بحران روبه رو می کند و حس می کنیم فرزندمان دچار تعارض شده است و مانند گذشته تعادل ندارد. این تغییرات باید شناسایی شود تا شکل گیری رابطه والدین و فرزندان آسان تر شود. در این قسمت، مهمترین تغییرات روحی نوجوانان را بیان می کنیم:
 

پیدایش رفتارهای عاطفی و هیجانی در فرزندان

 رفتارهای هیجانی نوجوان بسیار شدیدتر از کودک است. این نوع تغییرات، به احتمال فراوان، نتیجه تغییرات و رشد سریع مغز نوجوان است. این امر بدان علت است که هنوز میان قسمتی از مغز که هیجانات را کنترل می کند با قسمتی که رفتارهای فرد را کنترل می کند، ارتباط کاملی برقرار نشده است. بنابراین، ممکن است نوجوان شما در برابر خواسته یا انتظارتان عکس العملی متفاوت با گذشته نشان دهد. نه تنها تعجب نکنید و آن را بی احترامی به خودتان ندانید، بلکه واکنشی را در فرایند رشد تحلیل کنید که گذرگاهی به بزرگسالی است و به طور معمول، آنچه در زمینه هیجانات رخ می دهد، در همین حیطه است. این تغییراتی که در نوجوانی بیشتر وجود دارد، نباید باعث شود تنها به علت هیجانی بودن فرزند، فکر کنیم که او مشکل عاطفی و هیجانی دارد. بسیاری از اوقات چیزهایی برای شما اهمیت دارد که برای او مهم نیست؛ و بالعکس، گاه او درباره مسائلی حساس است که شما چندان حساس نیستید. در چنین مواقعی، واقعیت این است که شما واقع بینانه این تفاوت را میان خود و فرزندتان حس می کنید و مانند فردی با تجربه، رفتاری مناسب با درک خودتان انجام می دهید، اما فرزندتان انتظار دارد آنچه او ضروری، درست و مفید تشخیص میدهد، شما نیز در ارزیابی خود بپذیرید. به همین دلیل، برای او بسیار تعجب آور است که شما با او مخالفت می کنید، در حالی که شما این گونه نیستید و از درک متفاوتی که او دارد، چندان تعجب نمی کنید و آن را به جوانی و خامی او تحلیل می کنید. او در تصور اشتباه خود، فکر می کند شما باید بهتر از اینها بفهمید و از اینکه به خیال او متوجه نیستید و درک نمی کنید، متوقع و به شدت متعجب است. امام کاظم علیه السلام می فرمایند: «تعجب الجاهل عن العاقل اکثر من تعجب العاقل من الجاهل؛ تعجب نادان از دانا بیشتر از تعجب دانا از نادان است».
 بسیاری از اوقات چیزهایی برای شما اهمیت دارد که برای او مهم نیست؛ و بالعکس، گاه او درباره مسائلی حساس است که شما چندان حساس نیستید. در چنین مواقعی، واقعیت این است که شما واقع بینانه این تفاوت را میان خود و فرزندتان حس می کنید و مانند فردی با تجربه، رفتاری مناسب با درک خودتان انجام می دهید، اما فرزندتان انتظار دارد آنچه او ضروری، درست و مفید تشخیص میدهد، شما نیز در ارزیابی خود بپذیرید.برای مثال، وقتی فرزند شما درباره فوتبال با اشتیاق عجیبی صحبت می کند، از جام جهانی سخن می گوید و از فوتبال به مثابه صنعت حرف میزند، ولی نه تنها بازخورد هیجانی شما را نمی بیند، بلکه این سخنان را از شما میشنود که این چیزها کمال نمی آورد و پیشرفت تلقی نمی شود، بسیار تعجب می کند؛ زیرا فرزندتان آن قدر واقع بین نیست که بتواند دیدگاه شما را به منزله دیدگاه متفاوت با خود بپذیرد. او فکر می کند شما چقدر از جامعه عقب هستید و چه حرفهای عجیب وغریبی میزنید. این فاصله فراوان که او میان خود با شما حس می کند و نمی تواند آن را واقع بینانه به منزله دیدگاهی متفاوت تحلیل کند، موجب بروز برخورد هیجانی او می شود.
 
از طرفی، فرزندان شما، در رفتار و گفتار خود با دوستانشان، بعضی از حالتها را عادی میدانند و از همین رفتار و گفتار برای ارتباط با شما استفاده می کنند و آن را اشتباه نمی دانند؛ درحالی که ممکن است برای شما به راحتی قابل گذشت نباشد. گاه فرزندتان با خودش فکر می کند و می گوید: وقتی ما با همسالان خود درباره بعضی از مسائل، مثل دفاع از تیم خاصی، بلند صحبت می کنیم، دادوفریاد می کنیم، حتی گاه حرفهای تندی ردوبدل می کنیم، هیچ مشکلی در روابط خودمان حس نمی کنیم. پس چرا پدر و مادر از نوع حرف زدن ما ناراحت میشوند؟ فرزندان ما از آنجا که با همسالان خود، به نوعی هیجانی برخورد می کنند، همین حالت را در برابر دیگران، حتی والدین هم، طبیعی می دانند. اگر درک والدین از رفتار آنها واقع بینانه باشد، این حالت را بی احترامی به خود تحلیل نمی کنند، البته ممکن است آن را بی تجربگی و ناآگاهی فرزند به شمار آورند.
 
بیشک دوست یابی برای فرزندان بسیار مهم است. باید بسیار تلاش کنید تا فرزندانتان را در فضاهایی قرار دهید که زمینه پیدا کردن دوستان خوب فراوان باشد. محلی که برای زندگی انتخاب می کنید، مدرسه ای که فرزندتان را ثبت نام می کنید و خانواده هایی که با آنها رفت وآمد خانوادگی دارید نقش مؤثری در انتخاب دوست از سوی فرزندان دارد. اگر تلاش کنیم زمینه یافتن دوستان خوب را برای فرزندان خود ایجاد کنیم، آموزشهای مفیدی به آنها داده ایم.
 
منبع: خانوادۀ موفق،علی حسین زاده،چاپ دوم،مؤسسۀ آموزشی وپژوهشی امام خمینی(ره)،کاشان1391