1- جوان و پاکی فطرت

جوان، از ضمیر خود که کانون خواسته های فطری اوست، تنها ندای پاکی و دوستی می شنود و با بهره مندی از صفای باطن و پاکی روح، به رفتار همگان، عادلانه و نیک می نگرد. جوان، شیفته پاکی مطلق است و به آسانی به ناراستی ها تن نمی دهد. حضرت امام خمینی ( قدّس سرّه ) درباره این ویژگی جوانان می فرماید: « این تأثیر قلبی و تصور باطنی، در ایام جوانی بهتر حاصل می شود؛ زیرا قلب جوان، لطیف و ساده و صفایش بیشتر است ». [1]

پیامبر گرامی اسلام ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) با اشاره به لطافت قلبی جوانان، همگان را به احسان و نیکی در حق آنان سفارش می کند: « اُوصیکم بِالشَّبابِ خَیراً فَاِنَّهُمْ اَرَقُّ اَفْئِدَةً » [2]؛ « شما را به احسان و نیکی با جوانان سفارش می کنم؛ زیرا آنان قلبی لطیف دارند ».


2- جوان و زیبایی طلبی

زیبایی دوستی و آراستگی، از ویژگی های فطری جوان است. او به دلیل داشتن روحیه ای پاک، شاداب است. به گفته مقام معظم رهبری:

هرجا جوانان هستند، تر و تازگی، طراوت و صفا و نشاط و خوبی است. وقتی با جوانان هستم و در محیط جوانان قرار دارم، احساس من مثل احساس کسی است که در هوای صبحگاهی تنفس می کند، احساس طراوت و تازگی می کنم. [3]

در گفتار پیشوایان دین، افزون بر توجه به زیبایی های طبیعی، به آراستگی ظاهری نیز سفارش شده است. امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) درباره دلیل آراستن خود هنگام نماز، فرموده است: « اِنّ الله جَمیلٌ یحِبُّ الجَمالَ »[4]؛ « خداوند، زیباست و زیبایی را دوست دارد ».

حضرت علی ( علیه السلام ) نیز هنگام انتخاب لباس برای قنبر، لباس زیبا و فاخری را برای او برگزید و یکی از دلایل خود را گرایش فطری جوان به زیبایی بیان فرمود: « اَنتَ شابٌّ وَلَک شِرّةُ الشَّبابِ » [5]؛ « تو جوانی و برای توست نشاط جوانی و رغبت در آن ».

حس زیبایی دوستی جوان، می تواند او را به جستوجوی زیبایی های معنوی و اخلاقی نیز رهنمون شود. جوانان باید این سفارش حضرت علی ( علیه السلام ) را در نظر داشته باشند که: « مَیزَةُ الرَّجُلِ عَقْلُهُ وَجَمالُهُ مُرُوَّتُهُ »[6]؛ « امتیاز مرد، به عقل او و زیبایی اش، به مردانگی و فضیلت های اخلاقی اوست ».


3- جوان، خلاقیت، نوآوری و پرسش گری

در دوره جوانی که رشد عمومی به تکامل می رسد، هوش نیز در بیشترین سطح خود قرار دارد. از این رو، جوان به یادگیری هر چیزی علاقه نشان می دهد. قدرت اندیشه و تفکر، در جوانان بسیار بالاست و در پرتو این نیرو، بسیاری از دشواری ها حل می شود. قدرت اندیشه، به جوان توان نظریه پردازی می دهد و او می تواند جنبه های گوناگون یک موضوع را بکاود و پیآمدها و دستاوردهای آن را بیان کند. جوان در پرتو اندیشه، دنیایی زیبا را در آینده ای نزدیک برای خود تصوّر می کند و به خلاقیت و شکوفایی روی می آورد.

این حالت روانی، قوه تخیل را توسعه می دهد و به ذهن جوانان نیروی خلاقه می بخشد، حس ابداع و ابتکار را در ضمیر جوانان بیدار می سازد و آنان را برای نوسازی و به دست آوردن کمال تازه تری، آماده می کند. [7]

پرسش گری، ویژگی دیگر جوان است. جوان دوره بلوغ را پشت سر گذاشته است، ولی همچنان پرسش های آن دوره را با خود دارد، بی پاسخ ماندن آنها، جوان را به بیهودگی و ازخودبیگانگی دچار می کند.

رهبر معظم انقلاب بر اهمیت دادن به پرسش های جوانان تأکید دارد. همچنین دیگران را به وارد شدن در این عرصه تشویق می کند. وی درباره ضرورت مسئله می فرماید: « در بسیاری از موارد، به او پاسخ به هنگام و دلنشین داده نمی شود. به همین دلیل، جوان، احساس خلأ و ابهام می کند ». [8]


4- حس مذهبی جوانان

همزمان با دگرگونی های دوران بلوغ، گرایش شدید به سوی مذهب و سلوک در جوان پدید می آید. « با فرا رسیدن ایام بلوغ، احساسات مذهبی و گرایش های دینی در وجود نوجوان بیدار می شود و آنان را شیفته فراگرفتن آموزه های روحانی می سازد. پس از دوره بلوغ، از شدت و تمایل این خواهش فطری شدید و سوزان کاسته می شود و رفته رفته، خواهش ایمان و اخلاق به یک تمایل عادی درمی آید ». [9]

پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) نیز تمام تلاش خود را برای جذب جوانان به سرچشمه حقیقی به کار گرفت و نیک می دانست که جوان در مقایسه با دیگران، آمادگی بیشتری برای پذیرش حقایق دارد. امام صادق ( علیه السلام ) درباره اثرپذیری بیشتر جوانان می فرماید:

مَن قَرأَ القُرآنَ وَهُوَ شابٌّ مُؤمنٌ اِختَلَط القُرآنُ بِلَحمِهِ وَدَمِهِ. [10]

کسی که قرآن بخواند، اگر جوان باایمان باشد، قرآن با گوشت و خونش آمیخته می شود و در همه بافت های بدنش اثر می گذارد.

مذهب، مایه آرامش دل و رضایت روح است و فرد را از بسیاری تشویش ها، اضطراب ها و ترس ها می رهاند و تکیهگاهی مطمئن و مورد نیاز برای بشر است. جوانی که سر تسلیم در برابر هیچ کس فرود نمی آورد و در برابر همه قدرت ها عصیان می کند، در درون، متوجه ضعف ها و حقارت های خود هست و عظمت، قدرت و بقای خود را در مذهب می بیند. فلسفه زندگی و حیاتش را در مذهب جست وجو می کند و در آن، معنایی برای زندگی خویش می یابد. او می خواهد مذهب و مفاهیم دینی را خود، با نیروی عقل خویش بررسی کند و حقایق را دریابد. پس با واکاوی باورهای خویش، راه تکامل را برای خود هموار می سازد. [11]


5 جوان و هویت یابی

جوان برای آزمودن شیوه های گوناگون زندگی به تکاپو می افتد. همین تلاش، وی را وادار می کندکه پس از آزمایش الگوهای رفتاری، بهترین ارزش ها و نگرش ها را برگزیند. کارشناسان، تلاش جوان برای این آزمون ها را « کشف هویت » می نامند. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در این باره می فرماید: « جوان، در حال تکوین هویت جدید خود است و مایل است شخصیت جدید او به رسمیت شناخته شود ». [12]

جوان اگر بنیان های محکم پیدا نکند، به هویتی ثابت نمی رسد، بلکه حقیقت خویش را از یاد می برد؛ چنان که امام علی ( علیه السلام ) نیز به او هشدار می دهد که پیش از هر چیز، به فکر خودشناسی باشد:

عَجِبْتُ لِمَنْ ینْشُدُ ضالَّتَهُ وَقَدْ اَضَلَّ نَفْسَهُ فَلا یطْلُبُها. [13]

در شگفتم از کسی که در جستوجوی گمشده اش برمی آید، حال آنکه خود را گم کرده و در جست وجوی آن نیست.

ایشان در جای دیگر، راه برخورداری از هویت را شناخت موقعیت خویش در هستی و آگاهی از مبدأ و معاد می داند و می فرماید: « رَحِمَ اللهُ مَنْ عَلِمَ مِنْ اَینَ وَفِی اَینَ وَاِلی اَین »[14]؛ « خدا رحمت کند، کسی را که می داند از کجا آمده است، در کجا هست و به کجا می رود ».

با گذشتن از این دوره سخت و دستیابی به هویت راستین، احساسی آرامشبخش و ارزشمند و اعتمادآفرین در او پدید می آید. در این حال، احساس تنهایی نمی کند و خود را جزئی هدفمند از عالم هستی می بیند و برای آیه {أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکمْ عَبَثاً }؛ « آیا گمان کردید که شما را پوچ و بیهوده آفریده ایم ». (مؤمنون: 115)، پاسخی در خور دارد.


6- جوان و تربیت جنسی

میل جنسی، نیرومندترین غریزه دوران جوانی است که اگر به درستی هدایت نشود، آسیبزا خواهد بود. نگاه های شهوت آلود، آتش غریزه را شعله ور می کند و تماشای صحنه های نامناسب، جوان را به بی قیدی، هرزگی و ناپاکی می کشاند. مرحوم حجت الاسلام و المسلمین فلسفی درباره ضعف آدمی در برابر غرایز و راه های مبارزه با آن می نویسد:

اگرچه برای محدود کردن تمایلات نفسانی و ایستادگی در برابر هجوم غرایز، عوامل دیگری مانند نظارت، قوانین کیفری و مانند آن وجود دارد، در دنیای متمدن کنونی، عقل، علم و تربیت، سه عامل بزرگ برای رام کردن غرایز شناخته شده و مربیان بر آن تکیه می کنند. [15]

ناگفته نماند، ازدواج به هنگام، خود یکی از راه های تربیت جنسی است که نقش قابل ملاحظه ای در مهار این غریزه دارد.


پی نوشت:
[1] چهل حدیث، امام خمینی، ص 499-
[2] شباب قریش، عبدالمتعال الصعیدی، ص 1-
[3] مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، دیدار با جوانان، کیهان، 10/8/1379-
[4] البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، ج 2، ص 532-
[5] مستدرک الوسائل، ج 1، ص 210-
[6] غرر الحکم و درر الکلم، ص 759-
[7] جوان از نظر عقل و احساسات، محمد تقی فلسفی، ج 1، ص 80.
[8] مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، دیدار با جوانان، کیهان 1/2/1379-
[9] جوان از نظر عقل و احساسات، ج 1، ص 12-
[10] وسائل الشیعه، ج 2، ص 140.
[11] مسایل جوان و نوجوانان، خدایاری فرد محمد، ص 34-
[12] مقام معظم رهبری، دیدار با جوانان، کیهان 1/2/1379-
[13] غرر الحکم و درر الکلم، فصل 54، ح 18-
[14] اسفار، ملاصدرا، ج 8، ص 408-
[15] جوان از منظر عقل و احساسات، ج 1، ص 362-


منبع: حوزه نت