پسران به گونه ای نسبتا متفاوت در جریان آسیب‌های روانی، اجتماعی و تربیتی قرار می گیرند، ولی از آنجا که از لحاظ اجتماعی قبح ارتباط پسران با دختران، برای پسران کمتر از دختران است، نوع و شدت آسیب هایی که متوجه پسران است با دختران بسیار تفاوت دارد.
 
نوجوانان به اقتضای سن خود در جست وجوی هویت خویش هستند. پسران نوجوان در جست وجوی آنند که هرچه سریع تر بزرگ شده، خود را در جرگه مردان بیابند. به عبارت دیگر، می خواهند به عنوان مرد شناخته شوند. آن دسته از نوجوانانی که می توانند به صورت متعادل و به تدریج هویت خود را بیابند، معمولا رفتاری متعارف و جامعه پذیر می یابند، اما گروهی که نمی توانند چنین هویتی برای خود به دست آورند، دچار سرگردانی و آشفتگی می شوند، و به این دلیل که خود را حقیقت پرمحتوا نمی بینند، سعی می کنند نقش های ظاهری مردانه را از خود بروز دهند. کشیدن سیگار و تراشیدن صورت، از جمله رفتارهایی است که پسران سعی می کنند به کمک آنها مرد شدن خود را نشان دهند. این رفتارها را می توان رفتارهای جایگزین نامید. زیرا نوجوان این رفتارها را جایگزین احساس نارضایتی از هویت مردانه خویش می کند. یکی از رفتارهای جایگزین را می توان تلاش برای برقراری ارتباط با غیرهمجنس دانست. این رفتار، بیش از همه در پسرانی مشاهده می شود که به نحوی از وضعیت خود راضی نیستند، با ترک تحصیل کرده اند. یا در درس موفقیت چندانی ندارند. از میان نوجوانان و جوانانی که کار میکنند. آنها که به کار خود علاقه مند بوده، احساس رضایت و پیشرفت در کار خود دارند، معمولا با افراد غیرهمجنس ارتباط غیرمتعارف ندارند. این افراد، تمایل غریزی خود به غیرهمجنس را از راه متعارف، یعنی ازدواج اشباع می کنند.
 
به این ترتیب باید گفت برقراری ارتباط غیرمتعارف با غیرهمجنس از طرف پسران، زاییده نوعی احساس نارضایتی از خویشتن است که هماهنگی نوجوان را با قواعد و انتظارات اجتماع مشکل می سازد. بنابراین افراط در ارتباط با غیرهمجنس در مجموع رفتارهایی قرار می گیرند که به نوعی ناهماهنگی با جامعه را می رسانند؛ مانند عدم علاقه مندی به درس، عدم موفقیت در کار، عدم ثبات در یک کار معین و... چنین افرادی می توانند در معرض آسیب های گوناگون روانی، اجتماعی، و تربیتی قرار گیرند. این گونه افراد در صورت واخوردگی شدید از جامعه و تعلیم و تربیت، می توانند مستعد بزهکاری باشند. به این ترتیب، بحث ارتباط بین دختر و پسر در جامعه ما، یک بحث ضرور برای حفظ سلامت فردی واجتماعی است، که باید از زوایای گوناگون تحلیل شود. در جوامعی که پیچیدگی و تنوع رفتاری، زیاد به چشم می خورد، اسوه های متعددی در مقابل نوجوانان وجود دارد که در انتخاب اسوه و همانندسازی و زیستن با الهام از آنها، نوجوان را با مشکل مواجه می سازد، و گاه هویت یابی نوجوانان تا بعد از بیست سالگی نیز به تأخیر می افتد.در جامعه نمی توان میان دو جنس دیوار کشید و آنها را از یکدیگر جدا ساخت. باید شیوه های برخورد متقابل را به آنان آموخت، باید مفهوم عشق را به آنان تعلیم داد و قداست عشق را برایشان مشخص کرد تا آن را به عنوان سپری برای حفظ کرامت و ارزش انسانی و الهی انسان به کار بگیرند. باید هویت مردانه و زنانه را برای دختران و پسران جامعه ترسیم کرد و ویژگی های یک دختر یا زن موقر و شایسته، و خصوصیات یک پسر و مرد مطلوب را به آنان شناساند. باید درباره شیوه های تعلیم و تربیت در برخورد با گرایش ها و ارتباطات دختران و پسران تجدیدنظر کرد.
 
باید شیوه هایی اتخاد کرد که در عین جلوگیری از برقراری ارتباط غیر متعارف و نامشروع بین دختران و پسران، از لغزش های آنان چشم پوشی کرده، از ایجاد و تشدید احساس بی کفایتی و پلیدی در آنان جلوگیری شود. در مباحث آتی، درباره ضرورت ها و واقعیت ها و راه های مطلوب برخورد و رو در رویی دو جنس مخالف بحث خواهیم کرد.
 
وظیفه تعلیم و تربیت در هویت یا بی جنسی نوجوانان
یکی از وظایف مهم در تعلیم و تربیت یک نسل، یاری آنان برای یافتن هویت خویش است. مربیان و والدین باید شرایطی فراهم آورند تا دانش آموز در پایان نوجوانی بتواند تصویر و توصیف روشنی از خود، موقعیت اجتماعی خویشتن و نیز آینده اش ارائه نماید.
 
روان شناسان، دوره نوجوانی، یعنی حد فاصل دوازده تا هجده سالگی را دوره حساسی برای هویت یابی می دانند. در صورتی که نوجوان در این مدت بتواند برای خویشتن تصویر رضایت بخش و امیدآفرینی به دست آورد، مراحل بعدی زندگی را با تعادل و شور و تحرک بیشتری آغاز خواهد کرد و در چنین شرایطی قدم در دوره جوانی خواهد گذاشت. آنگاه، می داند چه می خواهد و چه راهی را در زندگی پیش رو دارد. در صورت عدم تحقق این هویت، نوجوان دچار «آشفتگی نقش» خواهد شد؛ یعنی درباره خود و نحوه رفتاری که باید داشته باشد، دچار تردید می شود. در چنین شرایطی انتخاب یک اسوه مشخص برای او مشکل خواهد شد و ممکن است هر روز به رنگ و شکلی درآید. نوجوانی که دارای آشفتگی نقش است، دچار افراط و تفریط بسیار می شود. گاه به صورت یک فرد مذهبی با تقید بسیار جلوه گر می شود و گاه به طور کامل انجام وظایف مذهبی را کنار می گذارد. گاه بر عقاید سیاسی پافشاری میکند و گاه آن عقیده را یکسره رها می کند. یک روز برای مقاوم شدن بدن خویش، پافشاری میکند تا در سرمای زمستان در فضای باز بخوابد و نصیحت هیچکس را هم نمی پذیرد، و زمانی خودسازی را فراموش کرده، هرچه می خواهد انجام می دهد. در جوامعی که پیچیدگی و تنوع رفتاری، زیاد به چشم می خورد، اسوه های متعددی در مقابل نوجوانان وجود دارد که در انتخاب اسوه و همانندسازی و زیستن با الهام از آنها، نوجوان را با مشکل مواجه می سازد، و گاه هویت یابی نوجوانان تا بعد از بیست سالگی نیز به تأخیر می افتد. «اریکسون»، روان شناس آلمانی الاصل معتقد است: در شرایطی که نوجوان احساس می کند با مسائل عدیده ای رو به روست که باید درباره تمامی آنها در مدت کوتاهی تصمیم گیری کند، گاه ناگزیر از ورود به یک دوره «تعویق روانی - اجتماعی» می شود، نوعی دوره انتظار که در آن، نوجوان سعی می کند خود را بیابد. برای نمونه: برخی جوانان تحصیل در دانشگاه را ترک می کنند تا سفر کنند یا مشاغل گوناگون را بیازمایند تا پس از آن، تصمیم نهایی را برای اینکه چه هویتی داشته باشند، بگیرند. (جمعی از نویسندگان،روانشناسی رشد، ص 171. )
 
منبع: دخترانه، مهدی نیک خو، مؤسسه بوستان کتاب،چاپ اول،قم 1393