یکی از صفات مومن، بذل و بخشش است؛ جایگاه این صفت این است که با وجود این روش می توان به عاقبت بخیری رسید.


جایگاه بذل و بخشش در تاریخ

چنانچه در یک نقل تاریخ اینگونه آمده که در یکی از جنگها چند تن از سرکرده های مشرکین را نزد پیامبر آوردند؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، دستور دادند چهار نفر از پنج نفرشان را گردن زدند، نفر پنجم را نزد پیامبر آوردند، گفتند یا رسول الله! چرا نفر پنجم را رها کردید؟

فرمودند: جبرئیل نازل شد و پیام خداوند را آورد که خداوند این فرد را بدلیل پنج صفت، دوست می دارد و بخاطر آن وی را آزاد کنید؛ جای بسی تعجب است که یکی از سران کفر بخاطر وجود پنج صفت محبوب خدا، آزاد گردد؛ یکی از آن صفات، بذل و بخشش است؛


بذل و بخشش، عامل نجات

از این رو، این صفت در میان فضائل اخلاقی از جایگاه رفیعی برخوردار است؛ لذا اگر کسی در وجود خودش آنرا زنده کند، از شیعیان واقعی امیرالمومنین علیه السلام قرار می گیرد.

چنانچه در روایتی امام باقر علیه السلام فرمودند: «إِنَّمَا شِیعَةُ عَلِیٍ علیه السلام الْمُتَبَاذِلُونَ فِی وَلَایَتِنَا...»[1] شیعه ما فقط کسانی هستند که یکی از صفاتشان بذل و بخشش بخاطر ولایت ما باشد؛

از این رو، یکی از ملاک های شیعه بودن، بذل و بخشش کردن است.

اما آنچه باید مورد توجه قرار بگیرد، این است که بذل و بخشش فقط مالی نیست؛ البته بذل مالی، امری است که با انجام آن می توان به ولایت امام معصوم وصل شد.

داستان روایی:
فردی از اهالی اهواز، که از شیعیان امام صادق علیه السلام بود، از اهواز راهی مدینه شده و خدمت حضرت شرفیاب گردید و عرضه داشت که آقا من از اهالی اهوازم و حاکم اهواز که از شیعیان شماست، برایم مالیاتی بسته که من از ادای آن عاجزم، من آه در بساط ندارم، مالیات به من تعلق نمی گیرد! اگر صلاح بدانید برای من، به حاکم اهواز توصیه ای بفرمایید تا نام مرا از لیست پرداخت مالیات، حذف کند.

امام صادق علیه السلام این نامه کوتاه را برای نجاشی نوشت: «بسم اللّه الرحمن الرحیم وَ سُرَّ أَخَاکَ یَسُرَّکَ اَللَّهُ.» به نام خداوند بخشنده مهربان، برادرت را شاد کن، خداوند تو را شاد فرماید.

او نامه امام را گرفت و نزد نجاشی برد و گفت: این نامه امام صادق علیه السلام است. نجاشی، فوق العاده آن نامه را احترام کرد، آن را بوسید و روی چشم خود نهاد و به او گفت: حاجتت چیست؟ گفت در دفتر مالیات شما، مبلغی مالیات در مورد من نوشته شده است و نمی توانم آن را بدهم.

نجاشی گفت: چه مقدار است؟ او گفت هزار درهم می باشد. در همان لحظه نجاشی دفتردار خود را طلبید و به او گفت: این مبلغ را از حساب او بیرون بیاور و در حساب بدهی خودم بنویس و در مورد مالیات سال آینده او نیز همین کار را بکن.

آنگاه نجاشی به او گفت: آیا تو را شاد کردم؟ او گفت: آری، فدایت گردم! سپس نجاشی دستور داد تا به او، یک مرکب و یک کنیز بدهند. و نیز امر کرد که یک دست لباس به او دادند، هر یک از آنها را که به او می دادند، نجاشی می گفت: آیا تو را شاد کردم؟

او در پاسخ گفت «آری فدایت گردم!» و مرتّب نجاشی بر عطایش می افزود، پس از فراغ، نجاشی به او گفت: همین فرش اطاق را که هنگام دادن نامه امام صادق علیه السلام روی آن نشسته بودم بردار و ببر و بعد از این هم هر گاه حاجتی داشتی نزد من بیا که حاجت تو برآورده است. او فرش را نیز برداشت و خوشحال از خانه نجاشی بیرون آمد.

سپس به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب گردید و ماجرای ملاقات خود را با نجاشی به امام صادق علیه السلام عرض کرد. هنگامی که مهربانی و لطف نجاشی به او را شنید، خوشحال شد. او گفت: ای فرزند رسول خدا! گویا رفتار نیک نجاشی، با من، شما را نیز شادمان کرده. امام صادق علیه السلام فرمود: «ای وَاللّهِ! لَقَدْ سَرَّ اللّه وَ رَسُولهُ.» آری سوگند به خدا! نجاشی با این عملش، خدا و رسولش را نیز شاد کرد.[2]


نتیجه داستان

پس با بذل مال، انسان می تواند امامش را خوشحال کرده و ولایتش را به امامش وصل کند.


 بذل کردن مال، حق مومن

«قَالَ مِنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَی أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ أَنْ یـُشـْبـِعَ جـَوْعَتَهُ وَ یُوَارِیَ عَوْرَتَهُ وَ یُفَرِّجَ عَنْهُ کُرْبَتَهُ وَ یَقْضِیَ دَیْنَهُ فَإِذَا مَاتَ خَلَفَهُ فِی أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ»[3]

امام باقر علیه السلام فرمود: از حق مؤمن بر برادر مؤمنش این است که گرسنگی او را سیر کند و عورتش را بپوشاند و از گرفتاریش نجات بخشد و بدهیش را بپردازد و چون بمیرد نسبت به خانواده و فرزندانش از او جانشینی کند.

نکته حدیث
در این حدیث، پنج حق از حقوق برادر مومن بیان شده است؛ سیر کردن، لباس پوشاندن، حل مشکلات، پرداخت بدهی و اهتمام به امورش پس از مرگش؛ دو مورد از بصورت صریح به صرف کردن مال مرتبط است؛ و در مابقی نیز وجوهی از بذل مال وجود دارد.

لذا از حقوق حقه ی مومن، بذل مال است؛ و اگر این حق را ادا نکند به عواقب سختی دچار می شود.


دو اثر عدم رعایت حق مومن

در اینجا ما به دو مورد از آثار منفی رعایت نکردن حق مومن اشاره می کنیم.

اثر منفی اول
ناگفته پیداست در صورتی که این حقوق ادا نشود، خدا عبادت نمی شود؛ چنانچه در روایتی امام صادق علیه السلام فرمود: «قَالَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنْ أَدَاءِ حَقِّ الْمُؤْمِنِ.»[4] خدا به چیزی بهتر از اداء حق مؤمن عبادت نشود.

اثر منفی دوم
همچنین در صورتی که حق مومن ادا نشود، مومن از ولایت امامش خارج می شود؛ چنانچه امام صادق علیه السلام به معلی بن خنیس فرمود: «سَبْعَةُ حُقُوقٍ وَاجِبَاتٍ مَا فِیهَا حَقٌّ إِلاَّ وَ هُوَ وَاجِبٌ عَلَیْهِ وَ إِنْ خَالَفَهُ خَرَجَ مِنْ وَلاَیَةِ اَللَّهِ ... »[5]

یعنی: «هفت حق واجب دارد که هر کدام بتنهایی بر او واجب است و اگر مخالفت آن کند از زیر فرمان الهی خارج شده و اطاعت او را گردن ننهاده است...»


اثر رعایت حق مومن

امام صادق علیه السلام به معلی بن خنیس فرمودند: «فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ بِهِ وَصَلْتَ وَلاَیَتَکَ بِوَلاَیَتِهِ وَ وَلاَیَتَهُ بِوَلاَیَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»[6]

یعنی: «چون با او چنین کنی [آن حقوق را رعایت کردی] ولایت خود را بولایت او و ولایت او را به ولایت خدای عز و جل پیوند نموده ای.»

نتیجه این حدیث
پس بذل و بخشش کردن از صفاتی است که هم از حقوق مسلم برادر مومن بوده و باعث وصل به ولایت الله می شود؛ و نکته مهمتر آنکه مومن با بذل مال، با امامش سنخیت پیدا می کند؛ چون یکی از صفات امام معصوم، بذل مال است و مومن با انجام مکرر این کار، از لحاظ عمل، با امامش سنخیت پیدا می کند.


معنای سنخیت

سنخیت‌؛ یعنی انسان با حضرت در یک مسیر باشد، ایمان، اخلاق، عمل، نماز و عبادات انسان در مسیر امام باشد، هرچه رنگ‌و‌‌بوی امام زمان (عج) در وجود انسان بیشتر شود، می توان به ایشان نزدیک‌تر ‌شد. و یکی از راهها بذل مال است که با آن می توان به ایشان نزدیک شد. پس بذل مال، هم سنخ شدن با امام است.

پی نوشت:
[1]  تحف العقول، ابن شعبه حرّانی، قم، نشر آل علی، 1383 ش، ص 534.
[2]  بحارالانوار، ج 74، ص 13؛ کافى، ج 3، ص 274
[3]  اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، باب حق مؤمن بر برادرش و ادای حق او، حدیث 2047
[4]  اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، باب حق مؤمن بر برادرش و ادای حق او، حدیث 2050.
[5]  الخصال، ج 3، ص 350
[6]  الخصال، ج 3، ص 350