گرچه نسل جوان در همه انواع اقتصادها به طور معناداری، استفاده بیشتری از رسانه‌های خبری دارند. تحلیل های بیشتر بر حسب نوع رسانه نشان می دهد که به احتمال زیاد وارد کردن اینترنت و ایمیل و نیز رسانه‌های خبری سنتی به این الگو کمک کرده است. بعلاوه، در کشورهای در حال توسعه نیز نسل جوان نسبت به نسل های مسن تر عمومأ تحصیلکرده تر و باسوادتر است. شکاف جنسیتی سنتی که مورد انتظار بود  بر اساس نوع اقتصاد معکوس شد؛ بدین صورت که قسمت عمده مخاطبان رسانه‌های خبری در کشورهای ثروتمند زنان و در جوامع کم در آمد. مردان بودند. افرادی که با زبان انگلیسی آشنایی داشتند و همچنین افرادی که دارای علاقه سیاسی و اعتماد به رسانه‌های خبری بودند، استفاده بیشتری از رسانه‌های خبری می کردند. بنابراین پیش از بررسی تاثیر قرار گیری در معرض اخبار بر نگرش‌ها و ارزش‌ها نیاز است تا ویژگی های جمعیت شناختی و اجتماعی مخاطبان کنترل شود.
 
الگوهای فردی استفاده از رسانه‌های خبری، ارزش‌های فرهنگی مدرن‌تری را ایجاد می کند .انتظار می رود کدام ابعاد از افکار عمومی بیشترین تغییر را در نتیجه قرار گیری در معرض رسانه‌ها داشته باشد؟ به طور منطقی می توان انتظار داشت اطلاعات کسب شده در مورد سایر مردمان و مکان های از طریق رسانه‌های جهانی، درک هویت‌های ملی را از طریق تضعیف جاذبه داخلی ملی گرایی، افزایش درک خارجیان و مدارا نسبت به آنان و احتمالا تقویت حمایت از نهادها و سیاست‌های حکمرانی جهانی تغییر دهد. در حوزه اقتصادی، تز همگرایی تأکید می کند که قرار گیری در معرض رسانه‌های جهانی سبب تقویت حمایت از ایده‌ها و اعمال سرمایه داری بازار - محور و باور به نقش حداقلی دولت در اقتصاد، مقررات زدایی، خصوصی سازی و اهمیت رقابت تجاری آزاد می گردد. در این راستا، هرمن و مکچنسی رسانه‌های غربی را مبلغان سرمایه داری غربی می دانند که اجماع نئولیبرال واشنگتن در مورد توسعه اقتصادی را منعکس می کنند؛ اجماعی که تحت حمایت بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است. تصاویر مارک های معروف، تبلیغات توده ای و استراتژی های بازاریابی شرکت‌های چندملیتی آشکارترین نمادهای همگن سازی اقتصاد جهانی و نمونه هایی از حضور فراگیر شرکت‌های فراملیتی عمده هستند که به موجب آن شرکت‌های رسانه‌ای مانند دیزنی، سی. ان. ان. و گوگل به برخی از معروف ترین مارک های تجاری در کل جهان تبدیل شده اند. در حوزه عمومی، تز همگرایی استدلال می کند که قرارگیری در معرض اخبار و اطلاعات رسانه‌های غربی می باید ترویج اصول لیبرال دموکراسی مطابق با ارزش‌های معمول این جوامع از جمله ارزش مشارکت مدنی را تقویت کند.
 
همچنین بر حسب ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی، فرهنگ موجود در برنامه‌های سرگرم کننده عامه پسند و روزنامه‌های خبری در کشورهای شمال، اغلب ایده‌های نسبتا لیبرال جوامع پساصنعتی را تقویت می کند؛ بنابراین قرار گیری در معرض رسانه‌های جهانی می باید به مدارای بیشتر با سبک‌های زندگی غیر سنتی و تمایلات جنسی لیبرال، نگرش‌های تساوی طلبانه نسبت به نقش زنان و مردان و دیدگاه سکولار و فردگرایانه نسبت به موضوعات اخلاقی منجر گردد.
 
حتی بعد از کنترل متغیرهایی مانند سن، جنس، تحصیلات و درآمد، استفاده فردی از رسانه‌های خبری همچنان با تمایلات جهان و طنانه - که با گونه اعتماد به مردم دیگر کشورها و ادیان سنجیده شد - ارتباط مثبت دارد  در حالی که به طور همزمان احساسات ملی گرایی را تقویت و نه تضعیف می کرد . اغلب تصور بر آن است که رابطه میان هویت ملی و هویت جهان وطن شکل بازی صفر- جمع Zero - sum game ، به خود گرفته است؛ به عبارت دیگر، افزایش یکی از آنها، کاهش دیگری را به همراه دارد و افزایش همزمان هر دو، امکان پذیر نیست. اما درک هویتهای مدرن به عنوان هویتهای چندگانه و دارای همپوشانی، دقیق تر به نظر می رسد؛ مردم می توانند همزمان خود را اسکاتلندی و اروپایی؛ سوئدی و اهل اسکاندیناوی بدانند؛ آنها می توانند خودشان را ساکن یک شهر خاص و در عین حال، ساکن جهان در نظر بگیرند. اثرات مثبت استفاده از رسانه‌ها بر اعتماد به خارجی ها نسبتا قوی و معنادار بود؛ و اندکی ضعیف تر از اثر متغیر تحصیلات اما مشابه با اثر متغیر سن بود.
 
در واقع، استفاده فردی از رسانه‌های خبری همواره با ارزش‌های اقتصادی سرمایه داری رابطه مثبت دارد چه ارزش‌های اقتصادی توسط ارزش‌های موفقیت فردی و چه توسط نگرش‌های اقتصادی محافظه کارانه  اندازه گیری شود. بعلاوه، اثبات شد که بعد از متغیر سن، متغیر استفاده از رسانه‌های خبری، مهمترین خصوصیت اجتماعی پیش بین حمایت از ارزش‌های موفقیت اقتصادی فردی است که در مقایسه با تحصیلات، درامد یا جنسیت اثر قوی تری دارد.
 
با توجه به نمایش گسترده سکسوالیته و عشق، روابط عاشقانه و ازدواج در سراسر رسانه‌های غربی در قالب درام ها و سریال های طنز تلویزیونی و مجلات و فیلم‌های سینمایی انتظار می رود که نقش این رسانه‌ها در شکل دهی به ارزش‌های اخلاقی مهم باشد. شواهد، این انتظار را تایید کرد که استفاده فردی از رسانه‌های خبری به طور معناداری با مدارای بیشتر تمایلات لیبرال تر نسبت به ارزش‌های اخلاقی و جنسی، عدم تایید استانداردهای غیر اخلاقی در زندگی عمومی، تمایلات نسبتا سکولارتر، حمایت از برابری جنسیتی و ارزش‌های خانوادگی لیبرال ارتباط مثبت داشت. قوت ضرائب استفاده از رسانه‌ها بر حسب مقیاس‌های مربوط به ارزش‌های مختلف، متفاوت بود؛ این ضرائب معمولا از اثرات متغیر تحصیلات ضعیف تر بودند اما در تمام موارد، نتایج چند متغیری از نظر آماری معنادار بودند.
 
بر اساس ادبیات تحقیق می توان پیش بینی های دیگری داشت، اما در کتاب حاضر، آزمون نظریه چرخه فضیلت انتخاب گردید که بر اساس آن کسب اطلاعات و شناخت در مورد امور عمومی از رسانه‌های خبری، سبب تقویت بیشتر آگاهی شهروندی و مشارکت در حوزه عمومی می گردد. نتایج  حکایت از آن دارد که استفاده از رسانه‌های خبری با مجموعه ای شاخص‌های مشارکت مدنی - از جمله اعتماد نهادی، عضویت در انجمن های داوطلبانه، فعالیت در سیاست اعتراضی و منافع شهروندی - به طور معنادار و رابطه دارد ، گر چه استفاده از رسانه‌ها با شاخص حمایت از ارزشهای دموکراتیک به طور معناداری رابطه نداشت. با وجود استدلالهایی که براساس آنها، پوشش منفی انتخاباتی توسط رسانه‌های خبری ممکن است شهروندان را بیگانه سازد، در واقع شواهد نشان داد که قرارگیری در معرض رسانه‌های خبری در جوامع مختلف، با مشارکت مدنی بیشتر (و نه کمتر) رابطه دارد.
 
منبع: جهانی شدن و تنوع فرهنگی، پیپا نوریس و رونالد اینگلهارت، ترجمه: عبدالله فاضلی و ساجده علامه،صص339-336، چاپ و نشر سپیدان، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۵