ماراتن انتخابات مجلس به خط پایان نزدیک می‌شود و تقریباً همه گروه‌های فعال در انتخابات نهایت توانایی خود را به میدان آورده‌اند تا پیروز این رقابت باشند.
 
به همین مناسبت خبرنگار راسخون با دکتر یعقوب توکلی مورخ و عضو هیئت‌علمی دانشگاه معارف اسلامی به گفتگو نشت تا در آخرین ساعات باقی‌مانده تا سوت پایان انتخابات نظرات این مورخ و جریان شناس معاصر را در حوزه انتخابات جویا شود.
 
راسخون: انتخابات در ایران از مشارکت خوب و قابل‌توجهی برخوردار است چرا مردم در ایران به انتخابات اقبال دارند؟
 یکی از دلایل حضور مردم در انتخابات این است که نقش‌شان در تعیین سرنوشت کشور را به عینه می‌بینند، مردم در انتخابات‌های گذشته رئیس‌جمهور موردقبول خود را انتخاب کرده‎اند هرچند که ممکن است مسئول مربوطه انتظارات آنان را برآورده نکرده باشد اما به هر حال مردم به خوبی می‌دانند که روسای جمهور، نمایندگان مجلس، اعضای شورای شهر و حتی دهیار یک روستا نیز بر مبنای رأی مردم انتخاب شده‌اند.
 
نکته دیگر اینکه نظام جمهوری اسلامی همواره به رأی مردم احترام گذاشته و زیر بار انتخاباتِ برآمده از رأی مردم رفته است؛ زمانی که محمود احمدی‌نژاد با 10-11 میلیون اختلاف ‌رأی به ریاست‌جمهوری رسید، نظام در مقابل همه کسانی که می‌خواستند انتخابات را باطل اعلام کنند ایستاد و از رأی مردم دفاع کرد، همچنین  وقتی حسن روحانی با 300 هزار اختلاف‌ رأی از دیگر رقبای انتخاباتی جلو افتاد، نظام باز هم به انتخاب مردم احترام گذاشت و روحانی به عنوان رئیس‌جمهورِ برآمده از رأی مردم بر سر کار آمد.
 
احترام نظام به رأی مردم و نتایج برآمده از آراء مردم، موجب اعتماد عمومی نسبت به انتخابات شده است اما با این حال اعتمادی که در بین مردم وجود دارد ممکن است به واسطه عملکرد ضعیف مسئولین از بین برود و کم‌رنگ شود، کما اینکه در حال حاضر مردم از عملکرد مسئولین دولتی، نمایندگان مجلس دهم و حتی مقامات قوه قضاییه دلخورند، هرچند که طی ماه‌های گذشته آیت‌الله رئیسی بخشی از مشکلات دستگاه قضا را برطرف کرده و امید تازه‌ای در بین مردم به وجود آمده اما این دلخوری در بین مردم وجود دارد و نمی‌توان آن را انکار کرد.
 
 
راسخون:ضرورت حضور مردم در انتخابات را چه می‌دانید؟
حضور در انتخابات، عامل مهمی برای تداوم مردم‌سالاری در عرصه مدیریتی کشور است و زمینه‌ مشارکت مردم در نحوه اداره کشور و همچنین نظارت بر دستگاه‌های حاکمیتی را فراهم می‌کند.
 
هرچقدر حضور مردم در انتخابات بیشتر باشد، قدرت اجتماعی مردم در سطح کشور بیشتر خواهد بود، با این حال به این نکته نیز باید توجه داشت که مردم می‌بایست در «انتخاب افراد» دقت داشته باشند و عنانِ اداره کشور را به کسی بسپارند که تخصص و توانایی کافی برای حل مشکلات را داشته باشد.
 
چه ایراداتی در عرصه انتخابات می‌بینید که ممکن است به فرآیند اداره کشور لطمه بزند؟
متأسفانه در برخی از انتخاباتی‌های گذشته و همچنین در انتخابات فعلی شاهد اشکالی از لیست بازی‌های سیاسی‌ بوده‌ایم که موجب نگرانی است؛ به عبارتی برخی از جناح‌های سیاسی برای تداوم حیات خود و ماندن در رأس قدرت، لیست‌هایی را ارائه می‌دهند و برخی از اقوام یا هم‌پیمان‌های خود را وارد لیست می‌کنند تا از این طریق بتوانند مهره‌های نزدیک به خود را وارد مجلس کنند، درحالی‌که شاید آنان شایستگی ورود به مجلس را نداشته باشد.
 
انجام چنین اقداماتی به مرور باعث بی‌انگیزگی و رخوت مردم نسبت به فرآیند انتخابات می‌شود و در نهایت به مشارکت عمومی مردم لطمه خواهد زد؛ یکی دیگر از دلایل بی‌انگیزگی مردم برای حضور در انتخابات «عملکرد ضعیف مجلس دهم» است، متأسفانه مجلس دهم بجای اینکه سرسپرده مردم باشد، سرسپرده دولت شد.
 
 وقتی مردم به نمایندگان فعلی مجلس نگاه می‌کنند، می‌بینند این نمایندگان در برابر تخلفات دولت سکوت کرده‌اند، جلسات استیضاح را به محلی برای امتیاز گیری تبدیل نموده‌اند، هرکجا که منافعشان در خطر بوده رأی خود را پس گرفته‌اند، لذا مردم درمی‌یابند که نقشِ مؤثری در فرآیند مدیریت کشور ندارند و طبیعتاً دچار بی‌انگیزگی می‌شوند.
 
امروزه بسیاری از چهره‌های سیاسی کشور دچار بحران عدم فهم سیاسی هستند یا اینکه فهم سیاسی دارند اما می‌خواهند درک اجتماعی را به نفع خودشان سوق بدهند، باندبازی‌های سیاسی نیز به‌نوعی در راستای تغییر درک اجتماعی گام برمی‌دارد.
 
مردم در سال‌های گذشته نشان داده‌اند که با حضور در انتخابات از حق مسلم خود در اداره کشور استفاده می‌کنند و عموماً معیارهای صحیحی برای انتخاب افراد برمی‌گزینند، با این حال در برخی موارد کاندیداهای انتخاباتی شعارهایی را مطرح می‌کنند که دربرگیرنده دغدغه‌های مردم است اما بعدها مشخص می‌شود که برنامه‌ای برای پیاده‌سازیِ آن شعارها نداشته‌اند یا اصلاً تعهدی نسبت به وعده‌های خود ندارند، در این شرایط ممکن است افراد ناصالح وارد حاکمیت شوند اما نمی‌توان ‌مقصر تام‌وتمام این مسائل را مردم دانست چراکه معیار آن‌ها صحیح بوده است.
 
مردم‌سالاری دینی یکی از برجسته‌ترین و موفق‌ترین نمونه‌های دموکراسی است، با این حال بیان وعده‌های دروغ و فریب افکار عمومی، یک خطر جدی برای مردم‌سالاری دینی به‌حساب می‌آید که می‌بایست به اصلاحِ آن اندیشیده شود تا فرآیند مشارکت عمومی در اداره کشور به انحراف کشیده نشود و در مسیر خود ادامه یابد.
 
یکی دیگر از موارد بی‌اخلاقی در انتخابات، صرف هزینه‌های گزاف برای تبلیغات و جذب آراء مردمی از طریق توزیع غذا و سیم‌کارت و این قبیل اقلام است که از سویی توهین به شعور جامعه است و از سوی دیگر وقتی «پول» نقش محوری پیدا کند خواه‌ناخواه کسانی که پولدار هستند، انتخابات را به چشم «سرمایه‌گذاری» نگاه می‌کنند.
 
نماینده‌ای که در طول یک سال در بهترین شرایط ممکن است 200 میلیون تومان درآمد داشته باشد و در چهار سال مجموعاً 800 میلیون تومان درآمد خواهد داشت چگونه می‌تواند در ایام تبلیغات انتخاباتی بالغ بر یک میلیارد هزینه نماید؟ وقتی صحبت از هزینه‌های میلیاردی در انتخابات می‌شود، معلوم است که یک جای کار می‌لنگد چراکه ممکن است این هزینه انجام شود و نتیجه‌ای حاصل نشود، یا اگر هم فرد مذکور رأی بیاورد و وارد مجلس شود قرار است چقدر از جیب مردم بردارد تا هزینه‌های انجام‌شده را جبران نماید؟
 
نمایندگانی که با هزینه‌های کلان وارد مجلس می‌شوند عموماً راهی پیدا می‌کنند یا زد و بندهایی انجام می‌دهند تا هزینه‌های قبل از انتخابات را به‌نوعی تأمین کنند؛ آیا دیده‌اید نمایندگانی که با پول وارد مجلس می‌شوند بعد از دوران نمایندگی وضع زندگی‌شان بدتر شده باشد؟ این نشان می‌دهد که این نمایندگان در دوران حضورشان در مجلس نه تنها هزینه‌های تبلیغاتشان را جبران کرده‌اند بلکه از قِبل جایگاهی که در مجلس داشته‌اند ثروتمندتر شده‌اند، حتی در برخی موارد نگاهی هم به آینده فرزندان و نوه‌هایشان دارند.
 
 هزینه‌کرد‌های چند صد میلیونی برای تبلیغات انتخاباتی چه ایرادی دارد؟
پول‌محور شدن تبلیغات انتخاباتی موجب می‌شود عملکرد نمایندگان مجلس در طول دوران نمایندگی تحت‌تاثیر خواسته‌ی سرمایه‌دارهایی که اسپانسر آن‌ها بوده‌اند قرار گیرد، از سوی دیگر باعث می‌شود کاندیداهای فرهیخته و اصلح که سالیان سال با عزت‌نفس زندگی کرده‌ و از مفاسد اقتصادی به دور ‌بوده‌اند از گردونه انتخابات حذف شوند چراکه پول کافی برای هزینه کردن در انتخابات ندارند.
 
پول‌محور شدن انتخابات به‌طور طبیعی موجب حذف کاندیداهای غیر رانتی و پاک دست می‌شود چراکه این افراد به دنبال مطامع دنیایی نبوده‌اند و از طرفی زمینه را برای سر کار آمدن ثروتمندان فراهم می‌کند؛ یعنی هرکس پول بیشتری دارد می‌تواند زور بیشتری داشته باشد و از جایگاه بالاتری در عرصه سیاسی و حاکمیتی برخوردار باشد.
 
برای مقابله با این مسئله به نظارتی فراتر از شورای نگهبان، وزارت کشور و نیروهای انتظامی احتیاج است، این درک سیاسی می‌بایست در بین همه مردم به وجود آید که هرکس در انتخابات هزینه‌ی بیشتری انجام می‌دهد بدون شک از جیب مردم هزینه کرده است؛ آیا سیاست‌مدارِ ثروتمندی که در مراحل تبلیغات انتخاباتی هزینه‌های میلیاردی و ریخت‌وپاش‌های آن‌چنانی می‌کند، هدفش خدمت به مردم و حرکت در راستای مصالح کشور است؟
 
سیاست‌مدار ثروتمند به دنبال جایگاهی است تا بتواند بر ثروت خود بیفزاید و حضور خود در رأس قدرت را تثبیت کند، لذا اینجاست که «زر» و «زور» با یکدیگر همراه می‌شوند و برای به ثمر نشستن آن، «تزویر» نمایان می‌شود؛ در بین سیاسیون بعضاً افرادی را می‌بینیم که «جای مهر» چنان بر پیشانی‌اش نقش بسته در بین علمای سالخورده هم سابقه ندارد. مردم با دقت انتخاب کنند.