اهل بازار وقتی به آخر سال می‌رسند و یا به مشکلی در بازار برمی‌خورند قبل از هر کاری اقدام به انبارگردانی می‌کنند تا معلوم شود چه مقدار جنس در انبارهایشان دارند و بعدازآن دفترهای حسابرسی را می‌آورند و صورت خریدها را با میزان فروش چک کرده، کم و وجه می‌کنند تا مشخص شود چه میزان سود کرده‌اند و چقدر ضرر و در حال حاضر چقدر موجوی دارند؛ این حسابرسی لازمه پیشرفت و رشد و جبران گذشته است و می‌تواند باعث بازگشت به اوج در فعالیت‌های اقتصادی باشد.

 زندگی آدمی هم دقیقاً همین طور است. چند وقت یک بار باید موردحسابرسی قرار بگیرد تا معلوم شود چه چیزهایی  از دست داده و چه چیزهایی  به دست آورده است و هزینه و فایده کند تا بداند روبه‌پیشرفت و سود است و یا در حال ضرر و پس رفت و برای این حسابرسی چند کار باید انجام شود تا صفحه‌ای روشن از داشته‌ها و نداشته‌ها و بایدها و نبایدها جلوی رویمان قرار بگیرد.
 

دیدن داشته‌ها

از قدیم گفته‌اند که انسان‌ها با امید زنده‌اند و هر انسانی که‌ امید خود را از دست بدهد در واقع خود را از دست داده است. آنچه در حسابرسی از زندگی مهم است این است که این حسابرسی نباید انسان را به نقطه انجماد یعنی یاس برساند چراکه انسان مأیوس دقیقاً همان کسی است که اسلحه را روی پیشانی خود احساس کرده و پذیرای مرگ شده است از چنین انسانی هیچ‌گونه حرکتی جز بر زمین افتادن نمی‌توان توقع داشت.

به همین دلیل همیشه باید قبل از هر چیزی داشته‌هایمان را محاسبه کنیم تا به این نقطه برسیم که زندگی هنوز جریان دارد و این پاشنه همه حرکت‌های بعدی است. انسانی که داشته‌هایش را نبیند هیچ دانه‌ای برای کشت ندارد پس انتظار محصول برای او کاملاً بی‌مورد است به همین دلیل خدا در قرآن کریم در مورد نعماتی که خدا به ما داده است دستور به بیان داده و می‌فرماید:
 
«ای پیامبر نعمت هایی که خدا بر تو عطا کرده است بازگو کن.» [1]

گاهی باید نشست و نیمه پر لیوان را دید؛ بسیاری از ما داشته‌هایی داریم که گاهی آن‌ها را اصلاً در زمره سرمایه به‌حساب نمی‌آوریم؛ با آنکه بسیاری از افراد برای به دست آوردن داشته‌های ما سال‌ها تلاش می‌کنند.

به‌عنوان‌مثال برخی از افراد خیلی خوب حرف می‌زنند، عده‌ای توانایی جسمی خوبی دارند، بعضی از قدرت ارتباط گیری بسیاری بالایی برخوردارند و گروهی دیگر قدرت تحلیل بسیار بالایی دارند و دها و صدها توانمندی دیگر که از طرف صاحبان آن‌ها  هیچ‌گاه در زمره توانمندی‌ها و دارایی‌ها به‌حساب نمی‌آید.

از برکات دیدن داشته‌ها این است که شما می‌توانید با دیدن داشته‌هایتان راه‌های جدیدی را در مقابل خود باز کنید و شاید اگر داشته‌هایتان را خوب ببینید مسیر زندگی شما به کلی تغییر کند.

آورده‌اند مردی درحالی‌که به قصرها و خانه‌های زیبا می‌نگریست به دوستش گفت: وقتی این همه اموال را تقسیم می‌کردند ما کجا بودیم!! دوست او دستش را گرفت و به بیمارستان برد و گفت وقتی این بیماری‌ها را تقسیم می‌کردند ما کجا بودیم!! گاهی خوب است نیمه پر زندگی را ببینیم.
 

حساب نداشته‌ها

یکی دیگر از نکات مهم در حسابرسی این است که شما ندا شته‌هایتان را در کنار داشته‌هایتان ببینید؛ چرا که اگر فقط داشته‌هایتان را ببینید فریب‌خورده و با اتکا به داشته‌هایتان به دنبال رفع نداشته‌ها نمی‌روید و همین باعث می‌شود تا در همه زمینه‌ها اعم از اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، دینی و دیگر زمینه‌ها از کیسه خورده و پس از مدتی آنچه داشته‌اید از دست برود و دیگر چیزی برای آنکه سکوی ترقی قرار بدهید نخواهید داشت؛ اما زمانی که نداشته‌های خود را نیز در حساب‌وکتاب دخیل نموده و نسبت بین داشته‌ها و نداشته‌هایتان را بسنجید خواهد فهمید که هنوز راه بسیار زیادی پیش روی شماست. به‌عنوان‌مثال فردی را تصور کنید که در بیابان خشکی در حال طی مسیر است و ظرفی پر از غذای لذیذ و ماندگار به همراه دارد اما توجهی به اینکه در این بیابان آب بیش از غذا به کار می‌آید نداشته باشد او اگر چه از گرسنگی نخواهد مرد اما یقیناً تشنگی او را از پای در خواهد آورد؛ او همان کسی است که داشته‌هایش او را از توجه به نداشته‌هایش غافل کرده است و نابودی سرنوشت حتمی چنین آدمی است.

زمان اصلی‌ترین دارایی انسان است و محاسبه مقدار از دست رفته آن و تطبیق آن با چیزی که در مقابل آن به دست آورده‌ایم کمک شایانی به تشخیص نداشته‌هایمان می‌کند و شاید به همین دلیل است که امیرمؤمنان در مواقع مختلف مسئله زمان را گوشزد کرده و می‌فرماید:
 
«فرصتها مانند باد میگذرد پس فرصت‌های خیر را دریابید»[2]
 

محاسبه کرده‌ها و ناکرده‌ها

آنچه مسلم است این است که تمام اتفاقات در زندگی ما محصول عملکرد ماست. وقتی ما تصویر درستی از داشته‌ها و نداشته‌هایمان به دست آوردیم در مرحله بعد باید به دنبال این مسئله بگردیم که چه فرایندی ما را به جایگاهی که اکنون ایستاده‌ایم رسانده است. پاسخ به این سؤال که در گذشته چه کرده‌ایم و چه باید می‌کردیم و نکرده‌ایم به ما نشان می‌دهد اینکه حالا درو کرده‌ایم محصول چه کشت و زرعی است.

این محاسبه پایه علمی است که در دنیا به آن آینده‌پژوهی میگویند، در آینده‌پژوهی همه گذشته به صورت یک مجموعه متصل دیده می‌شود و پایه قرار می‌گیرد تا برای آینده برنامه‌ریزی کنید و کاستی‌ها و نارسایی‌های گذشته را جبران نمائید تا در مدت مشخصی به پیروزی‌ها قابل‌توجهی دست پیدا نمایید. آینده‌پژوهی فردی و اجتماعی از علومی است که از 1970 در دنیا به خصوص ایالات‌متحده امریکا به‌شدت موردتوجه قرار گرفت تا آنجا که اکنون به عنوان یکی از علوم پایه در دانشگاه‌های دنیا تدریس می‌شود؛ اما در ایران آن گونه که باید به آن بها داده نمی‌شود، با آنکه در منابع دینی اسلام جملات بسیار زیادی برای استخراج اصول اولیه آینده‌پژوهی دینی وجود دارد اما تا کنون کسی به تدوین این مبحث مهم همت نگمارده است.

نوروزها شاید یکی از بهترین زمان‌ها برای حسابرسی باشد تا بدانیم چه کشته‌ایم و چه درو کرده‌ایم و چه نیکو است که آدمی به جای اینکه بعد از عمری به فکر محاسبه از خود و عملکرد خود بیفتند هر سال چون جامه طبیعت نو می‌شود او نیز به‌حساب و کتاب بپردازد و جامه‌ای نو بر زندگی خود بدوزد.


پی‌نوشت:
[1] وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ؛ قرآن کریم، سوره ضحی، آیه 11
[2] الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر؛ نهج‌البلاغه، حکمت 20