شیوه اجرای مسئولیت همگانی و نظارت بر اعمال دولت، امر به معروف و نهی از منکر است که می‌توان آن را ستون فقرات شریعت و هم نظام سیاسی اسلام به شمار آورد. به آن دلیل ستون فقرات شریعت اسلام محسوب می شود که امام علی (علیه السلام) فرمود: «بهما تقام الفرائض». با امر به معروف و نهی از منکر است که دیگر فرائض اسلام برپا می شوند، و علت اینکه ستون فقرات نظام سیاسی اسلام محسوب می شود این است که عمده ترین دلیل بر لزوم اقامه حکومت اسلامی، قیام به امر به معروف و نهی از منکر از سوی مردم است. چیزی که با امر به معروف و نهی از منکر ایجاد و بر پا شد، تنها با آن دو قابل تداوم است.
 
این فریضه در حقیقت عمل دو جانبه ای را انجام می دهد از یک سو مردم را برای تشکیل، اداره و تداوم دولت و نظام سیاسی بر می انگیزد و از سوی دیگر دولت و کارگزاران آن را موظف به نظارت بر اعمال مردم خواهد کرد، به عبارت دیگر مردم با اعمال مسئولیت همگانی به وسیله امر به معروف و نهی از منکر، حکومت و دولتمردان را ایجاد و بر تداوم آن نظارت می کنند، تا حکومت به رفتار آنان نظام بخشیده و عدالت را در روابط بین آنها برقرار کند.
 
عمل دوگانه این فریضه الهی به صورت رفت و برگشت، ناصافی‌ها را از میان برده و زلال نظم و عدالت را که هدف اصلی اقامه این فریضه بزرگ است، تحقق می بخشد. به این ترتیب، امر به معروف و نهی از منکر از سوی دولت در اجرای مسئولیت دولت نسبت به مردم از آنجا که دولت خود منتخب مردم است. در حقیقت به طور غیرمستقیم عمل مردم هم محسوب می شود، نهایت این بار، در قالب انجام مسئولیت نظارت مردمی بر مردم.
 
نکته مهم در تحلیل نظارت همگانی مردم بر اعمال حکومت از راه اقامه این دو فریضه عمومی، این است که کدام یک از دو نظریه زیر را باید ملاک عمل قرار داد:
 
نظریه اول: این دو فریضه نخست، متوجه عموم مردم (واجدان شرایط است که با اعمال آن حکومت، و نظام سیاسی را ایجاد و بر استقامت آن در صراط نظم، حق و عدالت نظارت می کنند و دولت پس از تشکیل توسط نهادهای مربوطه، بر اعمال مردم از راه این دو فریضه نظارت خواهد کرد. دلیل این نظریه استناد به عموم آیات و روایات امر به معروف و نهی از منکر است.
 
نظریه دوم: اقامه امر به معروف و نهی از منکر نخست از شئون دولت امامت است که مردم به عنوان مقدمه انجام این دو فریضه و امکان تحقق آن دو، موظفند اقامه دولت امامت را فراهم آورند که در زمان حضور، با مبارزه با غاصبان و طاغوت، زمینه حاکمیت امامان معصوم را فراهم آورند و در زمان غیبت، با مبارزه با حکمرانان ظالم و فاسد، فقهای جامع الشرایط را به حکومت برسانند. آنگاه امر به معروف و نهی از منکر توسط صالحان حاکم در سراسر جامعه، جامه عمل می پوشد.
 
در چنین شرایطی مردم هم وظیفه دارند نظارت همگانی را از راه امر به معروف و نهی از منکر نسبت به دولتمردان و اعمال حاکمان اعمال کنند. دلیل این نظریه تأکید قرآن در آیه «و لتکن منکم أمة یدعون إلى الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون» (آل عمران/۱۰۹) است، بر این که وظیفه دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر، متوجه عموم نیست، بلکه گروهی پیشتاز از مردمند که باید این دو وظیفه را انجام دهند. همچنین در روایات امر به معروف و نهی از منکر، این جمله دیده می شود: «ذلک للامام». یعنی این دو فریضه بر عهده امام و با اذن وی انجام می شود یعنی از اختیارات دولت امامت است.
 
برخی از فقها در مقام جمع بندی بین آیات و روایات مختلف ناظر به دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر، آنها را به دو دسته تقسیم کرده اند، آن دسته را که انجام آن نیاز به خشونت (ضرب و شتم) نداشته باشد به عموم مردم و آن گروه را که انجام آن نیاز به خشونت دارد و خسارت هایی را به بار می آورد، به دولت امامت موکول کرده‌اند.
 
در روایات اسلامی، قرائنی هم بر این نوع جمع بندی وجود دارد، چنان که استحسان عقلی و همچنین برقراری نظم آن را تأیید می کند. به هر حال ۹۰ درصد قوانین و مقررات و اعمال وزارتخانه ها و دستگاههای دولتی به ویژه اعمال قوه قضاییه در جهت اجرای امر به معروف و نهی از منکر است. به عبارت دیگر حجم عظیمی از اعمال حکومتی در راستای اجرای این مسئولیت همگانی است و در حقیقت مردم بر اجرای امر به معروف و نهی از منکر توسط دولت نظارت می کنند و دولت هم بر اجرای امر به معروف و نهی از منکر توسط مردم نظارت خواهد کرد.
 
نکته ای که در فهم صحیح اصل هشتم قانون اساسی می تواند مفید باشد تعریف معروف و منکر و همچنین مفهوم خیر است. این سه واژه در قانون اساسی به معنای خاص فقهی و به طور کلی به مفهوم اسلامی آنها آمده است. پس اسلامی بودن هرگونه تفسیری حاکی از آن است که جز معنایی که در منابع اسلامی در خصوص این سه واژه آمده، معنای دیگری را نمی توان ابراز داشت.
 
بنابراین باید برای فهم صحیح این سه واژه به منابع اصلی آن یعنی کتاب و سنت و آرای فقها مراجعه کرد، از آنجا که این کلمات در آیات و روایات هم به طور مطلق و بدون تفسیر خاصی بیان شده اند، پس معانی آنها را باید از لغت جست و جو نمود.
 
در لغت، خیر به معنای بهترین و مفیدترین و آراسته ترین و برجسته ترین آمده است، چه این خصوصیات در چیزی یا عملی به لحاظ شرعی احراز شود و یا به دلیل عقلانیت فردی یا جمعی گروهی و یا جمعی اجماعی، تشخیص داده شود؛ برخی خیر و معروف را به آنچه که عرف و عقل آن را نیکو می شمارد و منکر را به آنچه که شرع یا عرف و یا عقل آن را ناپسند تلقی می کنند، تفسیر کرده اند.

به این ترتیب خیر، معروف، و منکر به واجبات و محرمات شرعی اختصاص نداشته و امور مستحدثی را هم که خیر و معروف و یا منکر است، شامل می شود، برای مثال ابزار و وسائل آموزشی جدید که امر آموزش را تسریع و تسهیل می کنند از مصادیق خیر و معروف بوده و مواد مخدر و تغذیه بیماری زا هر چند که حرمت شرعی نداشته باشد، از مصادیق منکر هستند.
 
با توجه به این تفسیر عام از خیر و معروف، روشن می شود که جامعه اسلامی با نگاه جدید و در بستر پیشرفتها، همواره به افق های دوردست نگریسته و نوسازی و نوپروری از ویژگی های چنین جامعه ای بوده و همواره پیشرو و پیشتاز است، نوگرایی و سیر در افق های جدید لازمه دعوت به خیر و امر به معروف است بالندگی جامعه اسلامی بر اساس انجام مداوم این دو فریضه همواره موجب حرکت و جهش وقفه ناپذیر خواهد بود.
 
منبع: نظارت بر اعمال حکومت و عدالت اداری، آیت الله عباسعلی عمید زنجانی و دکتر ابراهیم موسی‌زاده، صص80-78، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، تهران، چاپ اول، 1389