تولید هجاهای مختلف توسط کودک، با کلمه هایی که پس از آن می گوید از دیرباز رابطه‌ای بافته شده است. این رابطه را بسیاری از متخصصان در شاخه‌های مختلف کشف و تایید کرده‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به نمونه‌هایی توجه کرد: آن‌هایی که به مطالعه نظامدار آواشناسی علاقمندند (لوک Locke ۱۹۸۳)؛ عده‌ای که نحوه عمل فرایند یادگیری را روی تولید صدا مطالعه می‌کنند (وینیتز Winitz، ۱۹۹۶)؛ دیگرانی که به نابهنجاری‌های پاره گفتارها در حکم وسیله‌ای برای شناسایی معلولیت توجه. رأتر توجه دیگر متخصصان را به سوی غان و غون کودک جلب کرده است و با افزودن آن به رهنمودهایی که برای شناسایی اختلال‌های زبان به کار می آید، آن را شاخص مهمی در این اختلال‌ها می داند.
 
در صورتی که غان و غون کودک کاهش یابد یا کیفیت آن بطور غیر معمول تغییر کرده باشد احتمال بروز اختلال می‌رود. با این حال، آگاهی از کاهش یا تغییر کیفیت غان و غون کار ساده ای نیست. بسیاری از مطالعاتی که روی غان و غون نابهنجار کودکان صورت گرفته، با بهره گیری از ضبط صداهای کودکانی بوده است که به گمان در معرض خطر اختلال بوده اند (آلر Oller، ۱۹۸۰؛ گرانول و راسل ۱۹۸۷). افزون بر این، قبل از تشخیص بهنجار یا نابهنجار بودن غان و غون، باید برخی صداهای ضبط شده تحلیل ابزاری شود. چنین کاری، بی تردید، درخواست از والدین برای شناسایی الگوهای غیر عادی غان و غون در منزل بسیار متفاوت است. بایرز براون، بندرسکی، و چپمن نشان دادند کارکنان گروه پزشکی را می‌توان آموزش داد تا انواع فعالیت‌های غان و غون کودک را تمیز دهند و در نتیجه برآوردهایی از سن آوایی - گفتاری کودک به دست دهند. البته انجام این کار نیازمند زمان و تمرین عملی هردوست. از این رو اطلاعات حاصل درباره کیفیت غان و غون کودک احتمالا پایایی لازم را ندارد. با این حال، اطلاعات مربوط به تعیین زمان می‌تواند مفیدتر باشد. غان و غون اصولا با حرکت در ارتباط است. کنت Kent میگوید تکرر غان و غون را نمی‌توان تنها فرایندی آواشناختی دانست، بلکه می‌توان آن را فرایندی رشدی دانست که چرخه ای و مکرر بودن آن به سود رشد حرکتی است. چنین دیدگاهی غان و غون را در چارچوبی رشدی قرار می‌دهد. بر این اساس، نظام زبانی و حرکتی همراه با هم بروز و رشد می‌کنند. استارک Stark پیشتر اشاره دارد که غان و غون ابتدا در بافت و محیط بازی بروز می‌کند تا در تعامل با اشخاص. وندراستلت Van der Stelt و کوپمانز ون بینوم Koopmns van Beinum  در مورد اهمیت غان و غون در محدوده سلسله مراتب عملکرد حرکتی سخن می گویند. در صورتی که غان و غون یکی از مجموعه عملکردهای حرکتی به حساب می‌آید که با تاخیر همراه است، در حکم بخشی از این عملکردها نیازمند بررسی و مطالعه است.
 
آسیب شناسان زبان و گفتار درمان ها نه تنها از طریق گزارش های والدین مبتلایان به فلج مغزی بلکه با اظهارات والدین کودکان مبتلا به کنش پریشی جدی، با اختلال نبود غان و غون در کودکان آشنا هستند. در مورد مبتلایان به فلج مغزی، کار با آنان بصورت بخشی از درمان کلی رشدی - عصبی آغاز می‌شود. حرکت های دهانی با وسیله های لامسه ای و ایجاد حرکت برای کمک به شروع حرکت های مختلف مانند غذا خوردن، بوسیدن، غان و غون، و سخن گفتن آغاز می‌شود. غان و غون کردن یکی از ویژگی های درمان‌های رشدی دیگر نیز به حساب می آید، اما نقش آن در این مورد چندان روشن نیست. در صورتی که کودک بسیار کم سال و درمانگر فرد بسیار مشتاقی باشد، این فعالیت برای هر دو آنان بسیار لذتبخش خواهد بود. پژوهش های اخیر در مورد شگردهای مختلف بکار گرفته شده توسط کودکانی که زود به سخن می آیند نشان می‌دهد که غان و غون کردن کودک همواره بهترین راه و شیوه برای آغاز سخن گویی نیست. کودکان مبتلا به کنش پریشی الزاما قادر نیستند فاصله، میان حرکت های غان و غونی و زنجیره منظم موردنیاز برای گفتار را پر کنند.
 
هنگامی که گزارش می‌شود در تولید آوایی - گفتاری کودکان تنوع لازم وجود ندارد، و آنان در مهارت های حرکتی درشت و ظریف تاخیر دارند، بی تردید می‌توان این عملکردها را با همدیگر تحریک و تشویق کرد. بازی همراه با صدای موزون، بازی های توام با دست زدن و آواز خواندن، و بازی های پرتحرک که لازم است در پایان هر قسمت صدایی تولید شود، همگی شیوه های مفید و لذتبخشی هستند که به برطرف شدن مشکلات حرکتی کودک کمک می‌کند. این بازی‌ها هیجان را در کودک بالا می برد و در نتیجه سطح فعالیت وی بیشتر می‌شود و بدین ترتیب وی قادر خواهد شد تا پرکارتر و فعال تر شود. با این حال، ممکن است هنوز لازم باشد کودک را به استفاده از شگردهای ارتباطی شامل تولید واکه‌ها ترغیب کرد. اگر والدین به چنین علامت‌هایی واکنش نشان دهند، کودک احساس موفقیت خواهد کرد. افزون بر آن ممکن است بدون آن که بار اضافی بر مهارت های حرکتی کودک تحمیل شود، وی از امتیاز زیانی گفتارهای اتفاقی مادر، موضوع‌های مشترک، بسط و گسترش مسائل مختلف، و غیره برخوردار شود.

همچنین ثابت شده است که غان و غون کردن هنگام ارزیابی رشد زبان، در حکم یک ویژگی شناخت، و به منزله ویژگی تاخیر شناختی و درخودماندگی (اوتیزم) جایگاهی دارد. گرچه ممکن است مشکلات غان و غون، چگونگی برخورد را در سایر مسائل روشن کند، در مورد غان و غون کردن نیازی به مداخله نیست. غان و غون کردن همچنین مورد علاقه آواشناسان است. آنان این صداها را گام نخست در رشد و تولید آواها می شناسند و از این رو به منزله اولین نشانه تولید نظامدار صدا برای آنان اهمیت دارد. لوک Locke درباره این مساله مطالعه گسترده ای انجام داده است. با وجود این، مداخله در دوره غان و غون در پیشگیری از عدم رشد نظام آوایی در کودک تاثیری ندارد. در صورتی که سابقه و آمادگی های قبلی خانوادگی نشانگر وجود مشکلاتی در تولید آواها در کودک باشد، می‌توان منبع تولید نان و غون را در کودک تقویت کرد. اما رشد و تولید آواها در کودک تنها زمانی میسر است که وی واژه و کلمات را فراگیرد که این مساله خود در برگیرنده سطح سازمانی دیگری در فراگیری زبان است.
 
منبع: اختلال‌های رشد زبان (ویرایش دوّم)، کاترین آدمز، بتی بایرز براون و مارگات ادواردز، ترجمه: دکتر محمدتقی منشی طوسی، دانشگاه امام رضا (علیه السلام)، صص100-98، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، 1385