ایران اسلامی ما به واسطه نگاه اسلامی و مترقی که داشته در هه زمان ها با دشمنی های قابل توجهی رو به رو بوده است دشمنانی که با هدف زیر سلطه گرفتن ایران اسلامی تمام دارائی خود را به میدان آوردند تا چون دوره های پیش از انقلاب سفره خود را از دارائی های این مردم رنگین کنند.
 
تاریخ را که در یکی دو صده اخیر ورق بزنیم به وضوح می بینیم که شاهان مستبدی که بر سر کار آمده اند در تعاملات با دنیای غرب بسیار واداده بودند. یکی از بزرگ ترین سندهای غیر قابل انکار در این زمینه، قحطی بود که همزمان با جنگ جهانی اول در ایران به وقوع پیوست و به مرگ 25 تا 40 درصد مردم ایران در اثر تشدید قحطی به وجود آمده توسط استعمارگران منجر شد. درباره علت شناسی این مواقعه «ساوثرد این گونه شرح می دهد: «برای بیشتر ناظران روشن است که ایران در حال حاضر کشوری بدون یک دولت واقعی یا کارآمد است. قدرت شاه و کابینه اش تا آنجا که شواهد عملی در نظر باشند، ظاهراً در خارج از تهران احساس نمی شود و بخش بزرگی از کشور، خود را بدون کمک دولت مرکزی اداره می کند.»[1]
 
نا به سامانی درونی کشور، استحکام کشور را در مقابل استعمارگران به شدت پایین می آورد و استقلال کشور را تهدید می نماید. اگر ما به دنبال استقلال کشورمان باشیم باید از دورن، جامعه را محکم نماییم تا از آسیب ها در امان بماند.
 


رابطه استقلال و فرهنگ تلاش و کار

اصلی ترین عامل استقلال کشور که مسیر استحکام درونی جامعه از آن  می گذرد، توجه به تلاش و کوشش افراد جامعه و نیروی کار آن  است. وقتی نیروی کار کشوری فعال باشد و تولیدات داخلی رونق پیدا کند علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، می تواند به صادرات محصولاتش به خارج از کشور نیز چشم امید داشته باشد. معنای دیگر استقلال کشور یعنی خودکفایی و خود کفایی ضامن استقلال سیاسی نیز خواهد بود.
 
نوک پیکان ماجرای خودکفایی و مدیریت آن به سمت دولت ها و حاکمیت ها است اما تحقق بخشی از آن توسط مردمِ حاضر در جامعه صورت خواهد پذیرفت. یک کشاورز، یک صنعت گر، یک دام دار و کلیه مشاغلی که در کشور وجود دارد با تلاشی که دارند می توانند گامی موثر در استحکام درونی کشور و استقلال سیاسی آن بردارند.
 

تاکید اسلام بر تلاش و فرهنگ کار

فرهنگ کار و تلاش در اسلام همیشه مورد توجه بوده است و از جانب معصومین (علیهم السلام) هم در مقام عمل و هم در مقام بیان، ترویج شده است. این مهم آن قدر در نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اهمیت داشت که در بسیاری از ملاقات ها از شغل و حرفه افراد سوال میکردند تا جویا شوند که آیا اهل کار هستند یا خیر و در واقع میتوان گفت که یکی از ملاکهای ارزشگذاری افراد در نزد رسول خدا میزان اهتمام افراد به کار و تلاش بوده است.
 
ابن عباس بیان می کند: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ إِذَا نَظَرَ إِلَى الرَّجُلِ فَأَعْجَبَهُ قَالَ لَهُ حِرْفَةٌ فَإِنْ قَالُوا لَا قَالَ سَقَطَ مِنْ عَیْنِی قِیلَ وَ کَیْفَ ذَاکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا لَمْ یَکُنْ لَهُ حِرْفَةٌ یَعِیشُ بِدِینِهِ؛[2] هر گاه پیامبر اکرم (صلی ا لله علیه و آله و سلم)به مردى نگاه مى‏ کرد و از او خوشش مى‏ آمد مى‏ پرسید: کارى دارد؟ اگر مى‏ گفتند: نه، مى ‏فرمود: از چشمم افتاد. پرسیدند: اى پیامبر خدا چرا چنین است؟ فرمود: براى اینکه مؤمن اگر حرفه ‏اى نداشته باشد با دینش زندگى مى‏ کند (و به نام دین، بار دوش این و آن مى ‏شود).»
 
این احادیث و مشابه آن، داشتن شغل و کار را برای ارتقاء رشد معنوی و تربیتی و سلامت فکری و معیشتی انسان امری لازم و ضروری می داند و به همین دلیل است پیامبری که به دنبال سعادت انسان هاست وقتی فردی را بی کار می بیند گویی شخصی را دیده که از مسیر هدایت الهی بیرون آمده و در مسیر ضلالت و گمراهی گام بر می دارد.
 


کار و تلاش پایه همه داشته های انسان

تمام داشته انسان از تلاشی است که در زندگی انجام می دهد و برایش ذخیره می شود. اگر انسان پر از استعداد و توانایی باشد تا آن ها را با تلاش به فعلیت نرساند راه به جایی نخواهد برد و حتی باید پاسخگوی آن استعدادهایی باشد که باید با تلاش از آن ها استفاده می کرده اما آن ها را رها نموده است. خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرمایند: «وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَی؛[3] و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده [هیچ نصیب و بهره ای] نیست.»
 

ویژگی هایی که باید در کار کردن مد نظر قرار گیرد

فرهنگ سازی برای کار کردن یعنی اینکه اولاً فرد اهل تلاش باشد و ثانیاً جهت درستی را برای این تلاش انتخاب کرده باشد. اگر بخواهیم به درستی این مساله را توضیح بدهیم باید بگوییم که انسان لازم است اهل تلاش و کوشش باشد و تنها کسی می تواند در زندگی دنیوی و اخروی خود موفق باشد و مراحل پیشرفت را طی نماید که دست روی دست نگذارد و این مساله را به صورت کلی باید به عنوان یک سنگ زیر بنا در نظر گرفت؛ اما توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که هر تلاشی جهتی دارد که باید جهات آن نیز مورد توجه قرار گیرد تا فرد و جامعه را به نقطه مطلوب برساند.
 

فرهنگ کار و تلاش جهت مند

درست است که تا انسان اهل تلاش نباشد به جایی نخواهد رسید اما منظور از این حرف هر تلاشی نیست؛ چرا که هستند کسانی که اهل تلاش اند اما تلاششان در زندگی بیهوده است و راه به جایی نخواهد برد. فردی که تمام تلاش خود را صرف کلاهبرداری از دیگران می کند و یا تلاشش را در جهت ثروت اندوزی به کار می اندازد ممکن است به چیزهایی دست پیدا کند، اما تلاشش مثل آب در هاون کوبیدن است. قرآن کریم به زیبایی این گونه افراد را معرفی می نماید آنجا که می فرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا؛[4] بگو که آیا می خواهید شما را بر زیانکارترین مردم آگاه سازیم؟ (زیانکارترین مردم) آنها هستند که (عمر و) سعیشان در راه دنیای فانی تباه گردید و به خیال باطل می پنداشتند که نیکوکاری می کنند.»
 

فرهنگ کار و حسن فعلی و فاعلی

ترکیب حُسن فعلی و حُسن فاعلی است که می تواند ما را به بهترین عمل برساند. حال نوبت پاسخ دقیق تر و فنی تر به این سوال است که کار کردن را باید با چه حدود و صغوری معرفی نمود که بتوان آن را در جامعه فرهنگ سازی کرد و از دل ترویج آن فرهنگ کار و تلاش را به دست آورد؟ اصلی ترین ویژگی هایی که یک کار و تلاش دارد چه ویژگی هایی است؟ برای پاسخ به این سوال باید فهرستی از این ویژگی ها را مطرح نموده و برای نهادینه سازی آن تلاش کنیم:
 

وقتی تلاش جهت درست خود را پیدا کند خود تلاش هم وظیفه است و هم نتیجه:
خداوند می خواهد ما را در حال تلاش کردن در صراط مستقیم ببیند و خود این تلاش همان ذخیره ای است که برای ما در نظر گرفته می شود و این دقیقا همان مطلبی است که در آیه 39 سوره نجم بدان اشاره شده؛ یعنی انسان وظیفه دارد تلاش کند و این تلاش همان نتیجه ای است که برای او ذخیره خواهد شد. این گونه نیست که اگر به خاطر محدودیت هایی کاری نیمه تمام ماند پس بی نتیجه محسوب می شود و همچنین صرفاً معطوف شدن به نتیجه گاهی ما را از تلاش باز خواهد داشت.
 
در هر تلاشی باید به نسبت اُخروی آن نیز توجه شود:
آن تلاشی که برای آخرت باشد برای انسان ذخیره خواهد شد و در روزی که انسان بدان محتاج است گره گشای مشکلات او خواهد بود. فعالیت هایی که جهت خدایی و آخرتی در آن لحاظ شده باشد به فرد و جامعه نشاط می بخشد و این همان چیزی است که باید به یک فرهنگ برای کار و فعالیت تبدیل شود. وقتی که انسان برای زراندوزی تلاش نکند ثروتی که به دست می آورد مولد خواهد بود و زمینه فعالیت های گسترده تر و دستگیری های بیشتر را فراهم خواهد کرد. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «لاَ یَکْمُلُ اَلْمُؤْمِنُ إِیمَانُهُ حَتَّى یَحْتَوِیَ عَلَى مِائَةٍ وَ ثَلاَثِ خِصَالٍ فِعْلٍ وَ عَمَلٍ وَ نِیَّةٍ وَ بَاطِنٍ وَ ظَاهِرٍ ... قَلِیلَ اَلْمَئُونَةِ کَثِیرَ اَلْمَعُونَةِ؛[5] ایمان مومن کامل نمی شود تا آن که از لحاظ فعل و عمل و باطن و ظاهر، دارای 103 خصلت باشد ... در زندگی کم هزینه باشد و به صورت گسترده اهل کمک رسانی باشد.»
 
کار و فعالیتی که عاقلانه و با پشتوانه مشورتی باشد جهت درستی پیدا خواهد کرد:
امروزه بسیاری از مشاغل، حالت تخصصی و پیچیده پیدا کرده است برای ورود به هر کار قطعاً خطرهایی وجود دارد که انسان در گام نخست با ابزار تعقلی که خدا در اختیار او قرار داده است می تواند از این میزان خطر بکاهد و به نوعی بی گدار به آب نزند. استفاده از مشاوره های لازم در مسیر کار و فعالیت یکی از مواردی است که می تواند جهت درست فعالیت فرد را مشخص سازد و کار او به بهترین نحو جلو ببرد.
 
هر کار و تلاشی در حد توان باید مستمر باشد و انسان در آن سستی به خرج ندهد.
بسیاری از مشکلات جوانان ما در فضای کسب و کار به سستی های آن ها در این فضا بازگشت دارد. زود خسته شدن و دست از تلاش برداشتن بسیاری از فعالیت ها را در نطفه خفه خواهد کرد. فرد باید در این فضا انگیزه خود را بالا ببرد و این نکته را بداند و باور کند که استمرار در تلاش است که انسان را به جایی می رساند و این دقیقاً همان چیزی است که جوانان ما در این روزها بدان محتاجند؛ جوانانی که در تربیت خانوادگی شان بیشتر خدمات گرفته اند و راحت طلبانه بزرگ شده اند.
 
به عنوان نکته پایانی به یک حدیث زیبا از  امیرالمؤمنین (علیه السلام) اشاره می کنیم که ایشان می فرمایند: «قَلِیلٌ یَدُومُ خَیْرٌ مِنْ کَثِیرٍ مُنْقَطِعٍ؛[6] کاری که کم است اما مداوم بهتر است از کاری که زیاد است اما منقطع.»
 

پی‌نوشت:
  1. قحطی بزرگ، محمد قلی مجد، ص97، انتشارات موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1386.
  2. مستدرک الوسائل، حسین بن محمد تقی نوری، ج13، ص11، انتشارات موسسه آل البیت (علیهم السلام) لاحیاء التراث، انتشارات بیروت، 1408.
  3. آیه 39 سوره نجم.
  4. آیه 103 و 104 سوره کهف.
  5. بحار الانوار، محمد تقی مجلسی، ج64، ص310، انتشارات دار احیاء التراث العربی، بیروت.
  6. غرر الحکم و درر الکلم،عی بن ابی طالب (علیه السلا)، گردآورنده: عبد الواحد بن محمد آدمی، انتشارات دار الکتاب الاسلامی، قم، 1410.