شناسنامه تفسیر

نام معروف: تفسیر گروه فرقان
مؤلف: اکبر گودرزی
تولد: ۱۳۲۶ ش
وفات: ۱۳۵۸ ش
مذهب: شیعه
زبان: فارسی
تعداد مجلدات: ۱۲ جلد
مشخصات نشر: تهران، انتشارات گروه فرقان، به صورت پلی کپی (تکثیر دستی)، چاپ اول، ۱۳بین سال های ۱۳۵۵ - ۱۳۵۷ش، قطع وزیری.
 

معرفی مفسر و تفسیر

آنچه تاکنون به دست رسیده، مشتمل بر تفسیر دسته ای از سوره های قرآن چون تفسیر سوره های حمد، بقره، کهف، مریم، طه، ابراهیم، اسراء، نحل و سوره های دیگر موجود و در حدود ۲۲ جزء قرآن است.
 
این تفسیر هر چند با اسم های مستعار نویسنده و به شکل های مختلف نشر پلی کپی منتشر شده، اما هویت واحدی دارد و در حقیقت نویسنده آن اکبر گودرزی (۱۳۲۶- ۱۳۵۸ ش) رهبر گروه فرقان است که در سال ۱۳۵۸ به دلیل شرکت در ترورها و تشکیل گروه مسلحانه اعدام شد.
 
گودرزی که سال هایی از تحصیلات حوزهای خود را در مدرسه چهل ستون تهران گذرانده و در حوزه دینی تهران به سر برده و سرخوردگی از برخورد و رفتار برخی روحانیون سنتی و صاحبان مدارس پیدا کرده و شکاف فاصله زندگی در یکی از روستاهای الیگودرز و شهر تهران و روحانیونش به این فاصله محیط و عقده های شخصی کمک میکند و بسا عقده و تحقیرها و برخوردهای غلط در این مسیر به این شکاف کمک مؤثر کرده و به شدت موضع گیری ضد روحانی پیدا میکند و تفسیرهای مادی گرایانه آن عصر و تحلیل های اصول دیالکتیک ایرانی در ذهن وی شکل می گیرد و در جای جای تفسیر خود نشان می دهد و در نقد مفسران این ذهنیت را نشان میدهد.
 
بنابراین تفسیری است از شخصیت مفسری که در حال و هوای انقلاب و با گرایشی سیاسی و به تعبیری از گرایشات حرکت زا و در فضای هیجان زده عمل کرده و با چنین بینشی به سراغ آیات می رود و متفاوت از تفسیرهای موجود نه برای توضیح آیات بلکه برای اقناع مخاطب نسبت به هدفی که ترسیم کرده، عمل کرده است و مهم آن که او تمام تلاش خود را با صبغه و نگرش اجتماعی انجام داده و چون فضای آن دوره در بسیاری از سطوح جوانان مبارزه دیالکتیکی بوده، تفسیرهای مارکسیستی از مسائل دینی، ارائه داده است و سعی میکند مخاطب خود را با قرآنی که او می خواهد نظامی بر اساس آن به پا کند، ارائه دهد.
 
از سوی دیگر، هر چه این روند بیشتر ادامه پیدا می کند، این اندیشه شکل گروهی پیدا میکند و در جلسات تفسیری گروه بر این مباحث افزوده میشود تا جایی که این مجموعه زاییده اندیشه گروه و نماینده افکار گروهی از جوانان در حال مبارزه و در طلب قیام مسلحانه است که معتقد بودند باید کار تئوریک برضد رژیم شاهنشاهی بکنند و چون در آستانه پیروزی انقلاب می شود، جهت گیری آن نوعی دیگر می شود و بیشتر با ساختارهای حوزه و نظام روحانیت مخالفت کند و با برداشت های خاص و در قالب گرایش حرکت زا این جریان را برای هواداران بقبولاند.
 
در این تفسیرها که از سال های ۱۳۵۶ش شروع شده، این آثار را رسما به شخص خاص و نه گروه نسبت می دهد و با نام های حسن قاسمی، علی داوودی، محمدحسین آل یاسین، تکثیر شده و این نوشته های تفسیری را در شکل پلی کپی شده، منتشر می شود و نویسنده در ضمن به سازماندهی تشکیلات در قالب گروه فرقان روی می آورد. این گروه پس از انقلاب دست به ترورهایی می زنند که از مهم ترین این ترورها، ترور مرتضی مطهری، دکتر مفتح، عراقی، آیت الله قاضی و سرلشگر قرنی و برخی از ترورها ناموفق است و همین هم باعث دستگیری و اعدام وی و عمده تشکیلات و انحلال گروه می شود.
 
ویژگی این تفسیرها تأثر از اندیشه های مادی و تطبیق فلسفه دیالکتیک مارکسیسم بر آیات قرآن و توجیه نوعی از مبارزه سیاسی طبقاتی و تهیه مانیفستی با توجیه دینی است. این نوع گرایش در فرهنگ اسلامی به ویژه در فرهنگ اسلامی به ویژه در فرهنگ ایران سابقه طولانی دارد. از قرن دوم هجری که اختلاط ملل مختلف آغاز شد و برخورد عقاید و آراء سخت اوج گرفت، گروهی از به ظاهر مسلمانان که مادی فکر می کردند (مانند این مقفع، محمد بن زکریای رازی، ابوالعلا معری، خیام) یا در نسبت هایی که به آنان می دهند، به سوی اندیشه هایی که به سود مادیت و به عنوان تفسیرهایی در جهت نفی عالم غیب و امور خارق طبیعت مطرح کنند. بر اساس این روش و گرایش تفسیری که مناسب با فرهنگ عصر شده، محتوای آیات با حفظ پوشش ظاهری الفاظ به اصطلاحات و نظریاتی حمل می شود که در جهت معنایی مخالف با سیاق آیات و گوهر وحی است.
 
از سوی دیگر در فضای انقلاب با تفسیرهای مبارزه طبقاتی طرز تفکر و مبنا و جهت گیری قرآن بر این اساس معرفی می شود که توده های ضعیف و محروم شدگان تاریخ بر قدرتمندان و اربابان و صاحبان زر و زور و تزویر چیره شوند و غالب گردند و برای تحقق این اراده است که خداوند تشکیل حزب داده است. (1)
 
هرچند مبارزه با طاغوت و سنت الهی بر علیه حق بر باطل است، اما این گونه نیست که آمدن پیامبران و پیام وحی آن محدود به گروه خاص اجتماعی و غلبه کارگران بر سرمایه داران و مبارزه طبقاتی باشد در حالی که سراسر این کتاب در جهت تفسیر انقلاب توده ای است و گویی هدف قرآن از فرستادن پیامبران، پیکار اقتصادی و غلبه زحمتکشان بر ثروتمندان است. یکی از اهداف پیامبران مبارزه با ستمگران برای هموار کردن راه و برداشتن موانع برای ایجاد خلاقیت و شکوفایی استعداد و رشد و تحول انسان و ارتقای معنویت است، اما همه آن نیست. و در آن صورت که راه پیامبران راه مبارزه طبقاتی باشد، دیگر نیازی نیست که مفاهیم معنوی یا واژه های غیبی چون لوح و عرش و کرسی و ملائکه بر اساس تفسیرهای مادی تبیین شود، یا همه محورهای تبلیغ به این جهت تنزل داده شود و گویی وحی در مبارزه طبقاتی خلاصه گردد.
 
نکته دیگر تحلیل بدبینانه گودرزی از تفسیرهای مفسران است که همه برداشت های مخالف خود را خواست قدرت های حاکم و رهبران مذهبی وابسته به آنها و سرمایه داری می داند.(2) بر فرض که مفسرانی به غلط تفسیر کرده باشند، یا به آن گونه که باید به حقیقت برسند، نرسیده باشند، اما بدون شک ناشی از عوامل سیاسی و اقتصادی طبقاتی نیست، می تواند عوامل گوناگونی در بدفهمی مؤثر باشد، از عدم رعایت قواعد تفسیر و جهل گرفته، تا پیش فرض های فکری، پیش دانسته ها و شرایط تاریخی و فرهنگی و جغرافیایی، و چگونه می توان این چنین همه تفسیرهای مفسران را به حساب مسائل سیاسی و قدرت و اقتصاد گذاشت و عوامل دیگر را نادیده گرفت.
 
گودرزی در ضمن یکی از همین تفسیرها، مقدمه ای در بیان نقد روش مفسران و تحقیر عالم روحانی و دانش های حوزه ای و کلاسیک و تحلیل غلط از تفسیر به رأی و مراجعه به اهل بیت علیهم السلام و تفسیر آنان دارد و آن گاه به تعیین شرایط و قواعد تفسیر روی می آورد و تفسیر ایده آل را از نظر خودش بیان میکند که همه آنها بر محور اندیشه مبارزه جویانه و بینش به اصطلاح انقلابی نویسنده و به شدت متأثر از برخی تحلیل های موردی دکتر شریعتی در آن زمانی بود که روشنفکران دینی اصول علمی را، اصول دیالکتیک مارکس میدانستند.
 
عمده منابع تفسیر افزون بر کتاب های لغت و ادبیات، پرتوی از قرآن، کشف الاسرار میبدی در ترجمه آیات و شرح برخی کلمات و تفسیر طبری و مجمع البیان است.
 
از ویژگی های این تفسیر، ارجاع به آیات و سوره ها و نوشته های دیگر مؤلف در تفسیر سوره های دیگر است. عمده مبانی تفسیری وی تحلیل طبقاتی، تطبیق اصول دیالکتیک تاریخی به شرایط موجود تاریخ ایران و تعمیم شرایط مبارزه طبقاتی به یک مفسر قرآن و استنادجویی به قرآن است.
 
نکته دیگر استفاده از روایات به شکل تأییدی است، زیرا روش او در این استفاده، استناد به روایات اهل بیت علیهم السلام به ویژه امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه برای تثبیت همان ایده ها و تفسیر خاص از مبارزه میان طبقات محروم و نظام سرمایه داری است.
 
در سیر تطور تفاسیر می توان این گونه از تفسیر را نمایانگر دوره ای از تفسیرهای سیاسی و حرکت زا در فرهنگ ایران با جان مایه هایی مارکسیستی و مبارزه با شاه دانست.
 
پی‌نوشت‌ها:
1- مقدمه تفسیر سوره طه
2- به عنوان نمونه ر.ک: تفسیر سوره طه، ص ۲ و ۴ و ۷.
 
منبع: شناخت نامه تفاسیر، سید محمدعلی ایازی، چاپ اول، نشر علم، تهران، 1393ش، صص 503-499