شناسنامه تفسیر

نام معروف: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مجمع البیان فی علوم القرآن
مؤلف: ابوعلی فضل بن حسن طبرسی
تولد: ۴۶۸ ق
وفات: ۵۴۸ ق
مذهب: شیعه
زبان: عربی
تاریخ تألیف: ۵۳۶ ق
تعداد مجلدات: ۱۰ جزء در ۵ مجلد
مشخصات نشر: مجمع البیان تاکنون چاپ های گوناگونی در مصر، بیروت و تهران داشته است که مجال اشاره به همه این چاپ ها نیست، اما یکی از چاپ های خوب، چاپی است که با تحقیق و پانوشت های مرحوم علامه ابوالحسن شعرانی در تهران چاپ شده و متضمن فوائد ادبی، تاریخی، تفسیری، کلامی و اعتقادی ارجمند و مفیدی است. همین چاپ مقدمه ای در شرح حال مؤلف و بحثی در تفسیر و طبقات دارد که قابل توجه است. تهران، مکتبة العلیمة الاسلامیة، چاپ اول، ۱۳۳۸ق، تصحیح و تعلیق ابوالحسن شعرانی، قطع رحلی قاهره، دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة، با مقدمه امام محمود شلتوت، ۱۲ جزء، قطع وزیری. بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۳۷۹ق، قطع رحلی ۱۰ جزء در پنج جلد.
 

معرفی مفسر و تفسیر

مفسر دانشمند، متکلم فرزانه، عالم جلیل القدر و فقیه شیعی، امین الاسلام ابوعلی فضل بن حسن طبرسی، از عالمان بزرگ قرن هفتم هجری است که اکثر شرح حال نگاران، درباره مقام علمی و جایگاه بلند او سخن گفته اند و او را به خوبی و آراستگی ستوده اند. درباره زادگاه او اختلاف است که اهل طبرستان مازندارن است یا طبرس، معرب تفرش، از شهرهای نزدیک قم و ساوه. در هر صورت، شخصیت علمی و فکری طبرسی در مشهد و سبزوار تکوین یافت و در همان جا شکوفا شد. به تدریس و تعلیم و نشر افکار پرداخت و در همان جا دیده از جهان فروبست. مدفن وی، در مشهد رضوی در نزدیکی حرم حضرت امام رضا (علیه السلام) در آغاز خیابانی معروف به او است. طبرسی در طول اقامتش در سبزوار، تألیفات گرانبهایی انجام داد، که در بعضی از کتاب ها تا ۱۹ تألیف برای او ذکر نموده اند: مانند کتاب: اعلام الوری باعلام الهدی، که در فضائل ائمه علیهم السلام و احوال ایشان است. رساله حقایق الامور، العمده فی أصول الدین و الفرائض و النوافل، که به فارسی نوشته شده است، نثر اللألی، که طبرسی در این کتاب کلمات قصار امام علی (علیه السلام) را به ترتیب حروف تهجی فراهم آورده است. الجواهر، که در علم نحو است.
 
طبرسی از مفسران چندگانه نویس است که سه تفسیر به نگارش در آورده است: مجمع البیان، جوامع الجامع و الکاف الشافی. گسترده ترین این تفاسیر، مجمع البیان و فشرده ترین آنها الکاف الشافی است. بنابر آنچه در مقدمه جوامع گزارش کرده است، پس از نگارش مجمع البیان و الکاف الشافی، به تفسیر کشاف برخورد میکند و بحث های ادبی، بلاغی و گرایش های عقلی زمخشری او را به اعجاب در می آورد، از این رو با تأثر از کشاف و روش بلاغی او، تفسیری موجزتر از مجمع البیان می نویسد.
 
اما تفسیر مجمع البیان، یکی از مهم ترین و ارجمندترین تفاسیر جهان اسلام است که دانشمندان شیعه و سنی آن را مورد توجه قرار داده اند و از آن به عنوان یکی از منابع تفسیر، یاد کرده اند و آن را از جمله تفاسیر قدیم دانسته اند که به نیکوترین صورت، با الگویی مناسب و ضمن سرعنوان های مکرر و ثابت تنظیم شده است. شیخ شلتوت مفتی بزرگ اهل سنت است و دانشمند روش بین کشور مصر، در مقدمه ای که بر این تفسیر نگاشته است، می نویسد:
 
«مجمع البیان، در میان کتاب های تفسیری بی همتاست. این تفسیر با گستردگی، زرفا و تنوع در مطالب و تقسیم، تبویت و ترتیب، دارای ویژگی و امتیازی است که در میان تفاسیر پیش از او بی نظیر و در میان آثار پس از آن کم نظیر است.»
 
اهمیت مجمع، به خاطر جامعیت، اتقان و استحکام مطالب و ترتیب دقیق و تفسیر روشن و سودمند و انصاف در نقد و بررسی آراء و نگاه تقریبی و همدلانه طبرسی است. مجمع البیان، شامل مباحثی چون: قرائت، اعراب، لغات، بیان مشکلات، ذکر موارد معانی و بیان، شأن نزول آیات، اخبار وارده در آیات و شرح و تبیین قصص و حکایات است. این تفسیر، بسیار متأثر از تبیان شیخ طوسی و جامع البیان طبری در نقل مأثورات و ترجیح اقوال و شیوه گزارش دادن آنها است، با این تفاوت که طبرسی با تقسیم بندی مباحث، زمینه استفاده بهتر و گزینش آسان تر استفاده کننده را فراهم ساخته است. کسانی که به هر قسمت از تفسیر، علاقه مند باشند، می توانند به راحتی به همان قسمت از ادبیات، قرائت و تفسیر مراجعه کنند. مجمع البیان به بحث های موضوعی نمی پردازد، نظریات مفسران عامه را نقل و با روش عالمانه نقد میکند.
 
روش تفسیری او بدین گونه است که نخست مکی و یا مدنی بودن تمام سوره را بیان میکند و همچنین اگر در ضمن سورهای که مثلا مکی است چند آیه مدنی وجود داشته باشد و یا برعکس مشخص می کند. و آنگاه با عنوان: «اسماؤها» نام و یا نام های سوره مورد بحث را بیان کرده و دلائل و مفاهیم آن اسماء را ذکر می نماید. و آنگاه به فضیلت و ثواب قرائت اشاره می کند، بعد لغات مشکل آن دسته از آیات مورد تفسیر را با عنوان «اللغه» ریشه یابی می کند و با دقت نظر خاصی که در کمتر تفسیری به چشم می خورد، هر لغتی را با تمام اشتقاقاتش میشکافد و معانی مختلف آن را بیان میکند.
 
از مهم ترین بخش های مجمع، بخش معناشناسی و مناسب با اصطلاح آن دوران در کتاب هایی همچون «معانی القرآن» فراء، زجاج، و مانندش است که تحت عنوان «المعنی» با تشریح این موضوعات به تفسیر آن آیات می پردازد و در هر باب اقوال را بدون آنکه مورد رد و اعتراض قرار دهد، نقل می کند و اختیار و ترجیح یک قول را به عهده فکر و ذهن خواننده قرار میدهد، تا در او اگر ملکه تشخیص و اختیار نیست، پدید آید. هر چند نقل اول گویی قول انتخابی اوست و تعبیرهای «قیل» بیانگر انتخاب مرجوح و بعدی وی است. و در بعضی موارد هم کلمات آیات را تحت عنوان «الاعراب» از نقطه نظر ادبی و تجزیه و ترکیب مورد بحث قرار میدهد و جهات مختلف آن را از این نظر نیز مشخص می سازد.
 
طبرسی در مقدمه تفسیر، پس از توصیف ویژگی های کتاب، به ابعاد کلامی آن به شکل لطیف و نرم اشاره میکند. زیرا سخن از شیهات مخالفان و استدلال های ویژه علمای امامیه از مسائل مورد اهتمام وی است و در بحث از آنها در جای جای قرآن و اشاره بر صحت مبانی اصول و فروع مذهب تمسک جسته، و دلایل عقلی و نقلی را بر شیوه اعتدال و اختصار بیان می نماید؛ اندکی فراتر از ایجاز و فروتر از اطناب و زیاده گویی؛ زیرا از نظر وی در قرن ششم اذهان مردم در این روزگار تحمل بار فراوان علوم مختلف را ندارد و از ورود به میادین پر مخاطره احساس ضعف می نمایند؛ زیرا از علما جز نامی و از علوم جز اندکی باقی نمانده است ؛ مانند باقیمانده روح درجسم حیوانی ذبح شده.(1)
 
طبرسی از جمله مفسرانی است که برای ریشه شناسی الفاظ قرآن، راهکارهای مختلفی را به کار گرفته است. مثل آن که در مواردی برای بیان معنای واژه ابتدا اصل و ریشه آن را مورد توجه قرار داده و بازشناسی ریشه و بن واژه ها را امری مؤثر در تشخیص معنا دانسته است. گاهی به تطور معانی الفاظ، توجه میکند، مثل معنای واژه فاسقون (در ذیل سوره ذاریات: ۴۶ ، حدید:۱۶ و ۲۶) را که به معنای قبل از اسلام آن توجه و بعد خروج از اطاعت خداوند و ورود به معصیت دانسته و سپس آن را به معنای خروج از ایمان به سوی کفر میخواند.
 
از نکات قابل توجه طبرسی در مجمع، مباحث تناسب آیات این تفسیر است که در ذیل نظم، پیوند نامعلوم و یا دیریاب آیات را با یکدیگر، توضیح می دهد و از این جهت، می توان گفت او از نادر مفسران شیعی است که به علم مناسبات توجه کرده است.
 
پی‌نوشت‌:
1. طبرسی؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، صص ۷۶-77، مقدمه مولف.
 
منبع: شناخت نامه تفاسیر، سید محمدعلی ایازی، چاپ اول، نشر علم، تهران، 1393ش، صص 843-839