«بِسمِ اللّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
 
نمای کلی
راهکارهای ترویج حجاب؛ احیای مسئولیت‌پذیری اجتماعی
۱- رابطه ولایی بین مؤمنان
۲- امر به معروف؛ جایگزین بی‌تفاوتی اجتماعی
۳- امر به معروف یک ضرورت فرا مذهبی
۴- امر به معروف تخصصی
جمع‌بندی
 

راهکارهای ترویج حجاب؛ احیای مسئولیت‌پذیری اجتماعی

این مقاله، چهارمین حلقه از مجموعه مقالات پیوسته درباره راهکارهای ترویج حجاب است.
در مقاله نخست با عنوان «گشت ارشاد و بن‌بست مصنوعی در مسئله حجاب»، به این موضوع پرداختیم که مسئله حجاب را نمی‌توان در یک دوگانه محدود میان برخورد سخت و رها کردن کامل موضوع خلاصه کرد. توضیح دادیم که مسائل فرهنگی، نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ و چندلایه هستند.
 
در مقاله دوم با عنوان «راهکارهای ترویج حجاب؛ اصلاح نگاه»، درباره ریشه‌ای‌ترین بخش مسئله یعنی نگاه انسان به زن، خانواده، کرامت انسانی و جایگاه حقیقی حجاب صحبت کردیم و توضیح دادیم که بدون اصلاح این نگاه، اقدامات دیگر اثرگذاری لازم را نخواهند داشت.
 
در مقاله سوم با عنوان «راهکارهای ترویج حجاب؛ آموزش و رسانه»، به نقش آموزش، رسانه، اصحاب فرهنگ، تولیدات فرهنگی و همچنین ضرورت فراهم کردن انتخاب درست پرداختیم و بیان کردیم که ترویج حجاب نیازمند یک شبکه هماهنگ از اقدامات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است.
 
اما یکی از مهم‌ترین حلقه‌های این زنجیره همچنان باقی مانده است؛ یعنی نقش مردم و مسئولیت اجتماعی آنان در حفظ ارزش‌های جامعه.
 
اگر جامعه‌ای فقط منتظر اقدامات رسمی باشد و افراد نسبت به محیط اجتماعی خود احساس مسئولیت نداشته باشند، بخش مهمی از ظرفیت اصلاحی جامعه از بین خواهد رفت.
 
از همین‌جا بحث «احیای مسئولیت‌پذیری» آغاز می‌شود؛ مفهومی که در نگاه اسلامی مهم‌ترین حکم اجتماعی است که سایر ارزش‌ها به وسیله آن زنده می‌مانند و رشد می‌کنند.
 

۱- رابطه ولایی بین مؤمنان

تا اینجا درباره برخی از راهکارهای ترویج حجاب صحبت کردیم و گفتیم که تمام این اقدامات باید به صورت شبکه‌ای و هم‌زمان اجرا شود و اگر در هر یک از این موارد خللی وجود دارد باید اصلاح شود؛ از اصلاح تصویر حجاب در جامعه گرفته تا نقش اصحاب فرهنگ، آموزش و خانواده. یکی دیگر از اقدامات مهم، مسئولیت‌پذیری اجتماعی افراد است که شاید یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین عوامل اصلاح امور مختلف در جامعه از جمله حجاب باشد.
 
حتی در بهترین شرایط فرهنگی نیز ممکن است افرادی وجود داشته باشند که آگاهانه قوانین و هنجارهای پذیرفته‌شده جامعه را رعایت نکنند. به همین دلیل، هر جامعه‌ای علاوه بر فرهنگ‌سازی، به یک نظام مسئولیت اجتماعی نیز نیاز دارد. اگر حس مسئولیت اجتماعی افراد در یک جامعه زنده باشد، می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین و قدرتمندترین عوامل فرهنگی و فرهنگ‌ساز جامعه زنده است.
 
سوال اساسی در این موضوع این است: آیا مردم در برابر وضعیت اجتماعی جامعه خود هیچ مسئولیتی ندارند و باید همه چیز را فقط به نهادهای رسمی واگذار کنند؟
 
در نگاه اسلامی، پاسخ به این سؤال روشن است: انسان نسبت به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، مسئولیت دارد.
 
یکی از مفاهیم مهم قرآن که در فهم این موضوع نقش اساسی دارد، مفهوم «ولایت» است. ولایت در فرهنگ اسلامی فقط به معنای رابطه سیاسی یا حکومتی نیست؛ بلکه معنایی گسترده‌تر دارد. ولایت یعنی پیوند، نزدیکی، یاری و نوعی مسئولیت متقابل میان انسان‌ها.
 
بر اساس این نگاه، انسان موجودی کاملاً جدا از دیگران نیست که فقط درباره زندگی شخصی خود مسئول باشد و هیچ ارتباطی با خیر و شر جامعه نداشته باشد. انسان هم در برابر خودش مسئول است، هم نسبت به محیط اجتماعی خود مسئولیت دارد.
 
اگر بخواهیم در یک لایه عمیق‌تر بحث کنیم باید بگوییم در نظام معارفی اسلام، هیچ کس حق تصرف در هیچ چیز حتی در مورد خودش را ندارد مگر به مقداری که خدای متعال به او ولایت (حق تصرف) داده باشد؛ چرا که تنها مالک حقیقی و تنها حکیم الهی خدا است و ما همه مخلوق و مملوک او هستیم. ما حتی نسبت به خودمان در حیطه‌ای اختیار داریم که خدای متعال ولایت داده است.
 
پس روشن است که ما نسبت به بدن، وجود، افکار و رفتار خود اختیار مطلق نداریم. خدای متعال این‌گونه ولایت را به انسان نداده که به بدن، عقل یا روح خود آسیب بزند. انسان حق ندارد بدون دلیل در بدن خود جراحت وارد کند، مگر به حکم ضرورت‌های پزشکی. حق ندارد خود را بکشد – و اگر چنین کند، از اهل آتش خواهد بود. حق ندارد با خوردن یا استعمال موادی خاص، عقل خود را حتی برای لحظه‌ای از کار بیندازد. انسان در برابر خود مسئول است و بازخواست خواهد شد.
 
اما فرهنگ امروزی، تصویری از آزادی مطلق برای انسان می‌سازد. این تصویر، اولاً دروغ و فریبی بیش نیست؛ همان‌ها که شعار آزادی مطلق می‌دهند، سنگین‌ترین محدودیت‌ها را از جهات گوناگون بر انسان تحمیل می‌کنند.  ثانیاً، بر فرض امکان، این تفکر، خدایی و قرآنی نیست. در جای‌جای قرآن و روایات، انسان دربارهٔ خودش مسئول دانسته شده است.
 
مثلاً انسان حق ندارد به هر سخنی گوش دهد و به صرف داشتن عقل، دل به سخنان اهل باطل بسپارد – چنان‌که در مقاله «بازنگری در آیهٔ الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» به تفصیل توضیح داده‌ایم. از همین رو است که خدای متعال می‌فرماید:
 
«وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ أُولٰئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولًا»
و از آنچه به آن علم نداری، پیروی مکن. چون گوش و چشم و دل، همه‌ی اینها مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. (سوره إسراء ، آیه ۳۶)
 
یعنی انسان در برابر گوش، چشم و حتی احساسات خود مسئول است. اینکه به چه دل ببندد و از چه بیزار باشد، در حیطهٔ اراده و اختیار او است و «فؤاد» – ورودی قلب انسان – نیز در اختیار او قرار داده شده است.
 
حال اگر ما نسبت به خودمان حق تصرف تام نداریم، به طریق اولی نسبت به دیگران چنین حقی نداریم. اگر خدای متعال به مؤمنین، نسبت به یکدیگر ولایت نداده باشد، هیچ کسی حق ندارد در هیچ امری از امور دیگر تصرف کند. اما خدای متعال این ولایت را به مؤمنان در یک محدوده معین داده است و آنها بر یکدیگر ولایت دارند. برای مثال پدر بر فرزند خود ولایت دارد، قبل از سن بلوغ در یک محدوده و بعد از سن بلوغ و رشد در محدوده‌ای کمتر ولایت و حق تصورف دارد. قرآن کریم درباره این ولایت میان مؤمنان می‌فرماید:
 
«وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَیَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ»
مردان و زنان مؤمن، برخی بر یکدیگر ولایت دارند؛ امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند. (سوره توبه، آیه ۷۱)
 
تعبیر قرآن بسیار قابل توجه است. خداوند قبل از بیان امر به معروف، از رابطه ولایت میان مؤمنان سخن می‌گوید؛ یعنی این مسئولیت اجتماعی، از یک پیوند عمیق انسانی و ایمانی یعنی ولایت سرچشمه می‌گیرد. در مفهوم ولایت رابطه ایمانی، رابطه عاطفی و توجه به سرنوشت مشترک وجود دارد؛ در واقع اساس امر به معروف ولایت است و اساس ولایت، ایمان و محبت بین افراد است؛ پس کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، باید خواستگاه این امر و نهی را که محبت قلبی است در وجود خود احساس کند و گرنه یک جای کار می‌لنگد.
 
جامعه‌ای خواهد توانست به پیشرفت واقعی و رشد و تعالی در همه ابعاد نائل شود که افراد آن نسبت به سرنوشت یکدیگر احساس مسئولیت داشته باشند.
 

۲- امر به معروف؛ جایگزین بی‌تفاوتی اجتماعی

گاهی امر به معروف و نهی از منکر فقط به عنوان یک تذکر فردی درباره یک رفتار خاص معرفی می‌شود؛ در حالی که این مفهوم در نگاه اسلامی، گسترده‌تر است.
 
امر به معروف یعنی جامعه نسبت به خوبی‌ها حساس باشد و نسبت به آسیب‌ها بی‌تفاوت نباشد.
 
اگر در یک جامعه، همه افراد با دیدن یک مشکل اجتماعی بگویند «به من مربوط نیست»، به مرور بسیاری از ارزش‌ها و هنجارهای آن جامعه تضعیف خواهد شد. انسان‌ها به موجوداتی مصرف‌گرا و بی‌تفاوت به رشد و تعالی خود تبدیل خواهند شد و منافع قدرت‌های بزرگ در آن جامعه راحت‌تر تأمین خواهد شد.
 
البته این به معنای آن نیست که هر فردی بدون شناخت، بدون رعایت اخلاق و بدون توجه به شرایط، حق دخالت در امرو دیگران را داشته باشد. همان‌طور که هر اقدام اجتماعی دیگری نیازمند چارچوب است، امر به معروف نیز نیازمند: شناخت درست، روش صحیح، رعایت احترام، و توجه به شرایط فرد و جامعه است.
 
باید توجه داشت هدف امر به معروف، تحقیر انسان‌ها نیست؛ هدف آن اصلاح، خیرخواهی و حفظ سلامت اجتماعی است.
 

۳- امر به معروف یک ضرورت فرا مذهبی

جالب است که مفهوم امر به معروف و نهی از منکر، فقط در میان اندیشمندان مسلمان مورد بررسی قرار نگرفته است. برای مثال مایکل کوک، اسلام‌شناس و استاد دانشگاه پرینستون، در کتاب مشهور خود: «Commanding Right and Forbidding Wrong in Islamic Thought» که ترجمه آن «امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی» است، به بررسی جایگاه این مفهوم در اندیشه اسلامی پرداخته است.
 
او در این اثر توضیح می‌دهد که امر به معروف و نهی از منکر یکی از مفاهیم و احکام مهم در سنت اسلامی بوده و از ضرورت ایجاد آن در سایر جوامع سخن گفته و بعد به صورت تخصصی و تفصیلی این موضوع را از منظر فقه اسلامی بررسی کرده است.
 
نکته جالب دیگر این که اصل مشارکت شهروندان در حفظ هنجارهای اجتماعی، موضوعی است که در بسیاری از نظام‌های اجتماعی دنیا نیز وجود دارد.
 
در علوم اجتماعی، مفهومی با عنوان Informal Social Control یا «کنترل اجتماعی غیررسمی» مطرح است. منظور از این مفهوم، نقش خانواده، دوستان، همسایگان، گروه‌های اجتماعی و شهروندان در حفظ نظم و ارزش‌های عمومی است.
 
هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند برای هر رفتار اجتماعی، یک نیروی رسمی در کنار تک‌تک شهروندان قرار دهد. به همین دلیل، بسیاری از کشورها سازوکارهایی طراحی کرده‌اند که شهروندان بتوانند تخلفات عمومی را گزارش کنند یا در حفظ قوانین مشارکت داشته باشند. برای مثال:
 
در ایالات متحده، سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا  EPAسامانه‌هایی برای دریافت گزارش‌های مردمی درباره تخلفات زیست‌محیطی دارد. شهروندان می‌توانند مواردی مانند آلودگی‌های غیرقانونی یا تخلفات محیط‌زیستی را گزارش کنند. شما می‌توانید این سایت را از اینجا ملاحظه کنید.
 
پس این نکته فقط یک ایده نظری و یا ادعای خالی نیست؛ بلکه در بسیاری از نظام‌های اجتماعی دنیا، شهروندان بخشی از فرآیند حفظ قانون هستند.
 
در مثال دیگر، در هلند سامانه‌ای با عنوان Burgernet وجود دارد که شهروندان از طریق آن می‌توانند در حفظ امنیت عمومی با پلیس همکاری کنند. در این سامانه، هنگامی که پلیس درباره یک جرم، فرد گمشده یا یک مسئله امنیتی در یک منطقه به اطلاعات عمومی نیاز داشته باشد، از شهروندان درخواست همکاری می‌کند و افرادی که اطلاعاتی درباره موضوع دارند، آن را در اختیار پلیس قرار می‌دهند.
 
در یک مثال دیگر، در ایالت گوا در هند، پلیس راهنمایی‌ورانندگی طرحی با عنوان Traffic Sentinel Scheme راه‌اندازی کرده است که بر اساس آن، شهروندان می‌توانند تخلفات مشخص رانندگی را با عکس یا فیلم ثبت و برای پلیس ارسال کنند. این طرح، شهروندان را به عنوان ناظرانی برای کمک به حفظ نظم ترافیکی وارد فرآیند اجرای قانون می‌کند. شما می‌توانید این طرح را از طریق این منبع مطالعه کنید.
 
نمونه‌هایی مانند این نشان می‌دهد که در بسیاری از کشورها، اجرای قانون فقط وظیفه نیروهای رسمی نیست؛ بلکه مشارکت مسئولانه شهروندان نیز بخشی از نظام حکمرانی اجتماعی محسوب می‌شود.
 
البته این مشارکت در هر جامعه‌ای باید بر اساس فرهنگ، قانون و چارچوب‌های مشخص همان کشور طراحی شود؛ بنابراین اصل مشارکت شهروندان در حفظ نظم اجتماعی، موضوعی شناخته‌شده در مدیریت جوامع است؛ تفاوت فقط در این است که هر جامعه باید آن را متناسب با فرهنگ، قانون و ساختار اجتماعی خود طراحی کند.
 

۴- امر به معروف تخصصی

در کنار مسئولیت عمومی مردم، برخی مسائل اجتماعی نیازمند افراد و مجموعه‌های تخصصی هستند. قرآن کریم در کنار بیان مسئولیت عمومی مؤمنان، از وجود گروهی ویژه برای دعوت به خیر و اصلاح اجتماعی نیز سخن می‌گوید:
 
«وَلتَکُن مِنکُم أُمَّةٌ یَدعونَ إِلَى الخَیرِ وَیَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَیَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَأُولٰئِکَ هُمُ المُفلِحونَ»
و از میان شما باید گروهی باشند که [دیگران را] به خیر و نیکی دعوت نمایند و امر به معروف و نهی از منکر کنند. و آنان همان رستگارانند. (سوره آل عمران، آیه ۱۰۴)
 
در آیه قبل از یک وظیفه عمومی درباره امر به معروف صحبت شد و در این آیه، از وجود یک «گروه خاص» سخن گفته می‌شود؛ یعنی بخشی از جامعه که به صورت تخصصی‌تر این وظیفه را دنبال کند.
 
این نکته بسیار مهم است. همان‌طور که برای درمان بیماری، همه مردم مسئول سلامت خود هستند، اما پزشکان متخصص نیز وجود دارند؛ باید در مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز میان مسئولیت عمومی مردم و نقش تخصصی گروه‌های حرفه‌ای تفاوت گذاشت.
 
در موضوع حجاب نیز چنین است. از یک سو، جامعه باید فرهنگ مسئولیت اجتماعی و تذکر خیرخواهانه را زنده نگه دارد. از سوی دیگر، برای موارد پیچیده‌تر و پرچالش‌تر، باید مجموعه‌های تخصصی وجود داشته باشند که با دانش روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، ارتباطات و روش‌های اصلاح اجتماعی وارد عمل شوند.
 
نتیجه آن که اگر ما می‌خواهیم شبکه عوامل ترویج حجاب و صیانت از فرهنگ ایرانی و اسلامی را در کشور فعال و یا بهینه کنیم یکی از مهم‌ترین عوامل، مسئله امر به معروف و نهی از منکر است که خود دو بخش مهم عمومی و تخصصی دارد و نباید هیچ کدام به بهانه دیگری حذف شوند.
 
ما هم باید اصل مسئله امر به معروف را در جامعه در تمام مسائل از جمله مسئله حجاب فعال کنیم و از آمران معروف حمایت کنیم و هم باید گروه‌های تخصصی برای مشکلات مختلف تشکیل دهیم تا به صورت کاملا حرفه‌ای و تخصصی در این حیطه نقش‌آفرینی کنند.
 
در نهایت باید توجه داشت که امر به معروف در نگاه اسلامی، فقط یک اقدام فردی نیست؛ بلکه یک منطق حکمرانی اجتماعی است.
 
جامعه‌ای که مردم آن نسبت به خیر عمومی مسئولیت دارند، اما در عین حال برای مسائل پیچیده از متخصصان استفاده می‌کند، جامعه‌ای متعادل‌تر خواهد بود. نه بی‌تفاوتی کامل راه‌حل است و نه برخوردهای عجولانه و غیرتخصصی. راه درست، ایجاد شبکه‌ای از اقدامات است که در آن:
فرهنگ‌سازی جایگاه خود را دارد،
آموزش نقش خود را ایفا می‌کند،
مردم مسئولیت اجتماعی دارند،
و نهادهای تخصصی نیز برای شرایط پیچیده آماده هستند.
 

جمع‌بندی

در مجموع، ترویج حجاب تنها با تولید پیام‌های فرهنگی یا اقدامات رسمی محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند زنده شدن حس مسئولیت اجتماعی در میان مردم و شکل‌گیری یک شبکه هماهنگ از عوامل مختلف است. جامعه‌ای که افراد آن نسبت به خیر و صلاح یکدیگر بی‌تفاوت نباشند، اما در عین حال با شناخت، احترام و روش صحیح عمل کنند، ظرفیت بیشتری برای حفظ ارزش‌های خود خواهد داشت. امر به معروف در این نگاه، نه به معنای دخالت در زندگی دیگران، بلکه نشانه‌ای از پیوند اجتماعی، خیرخواهی و احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت مشترک جامعه است.
 
با این حال، حتی زمانی که فرهنگ‌سازی، آموزش، رسانه و مسئولیت اجتماعی در مسیر درست فعال شوند، همچنان یک پرسش مهم باقی می‌ماند: آیا جامعه شرایط لازم را برای انتخاب درست فراهم کرده است؟ آیا فردی که می‌خواهد یک ارزش را انتخاب کند، با موانع غیرضروری، دشواری‌های اجتماعی یا کمبود گزینه‌های مناسب روبه‌رو نیست؟ به همین دلیل، در مقاله بعدی با عنوان «راهکارهای ترویج حجاب؛ آسان‌سازی انتخاب» به یکی دیگر از حلقه‌های مهم این زنجیره خواهیم پرداخت؛ یعنی اینکه چگونه می‌توان شرایطی ایجاد کرد که انتخاب حجاب برای افراد، انتخابی آگاهانه، طبیعی و همراه با آرامش باشد.