«بِسمِ اللّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
نمای کلی
راهکارهای ترویج حجاب؛ اصلاح نگاه
الف- چگونه تصویر زن در جامعه تغییر کرد؟
ب- نگاه اسلام به ارزش انسان
ج- معیار ارزش
د- از مهمترین نقشهای زن
ب- نگاه اسلام به ارزش انسان
ج- معیار ارزش
د- از مهمترین نقشهای زن
۱- نقشی که نباید در سایه دیده شود
۲- نقش اقتصادی زن
۳- وقتی دوباره درباره ارزشهای واقعی صحبت میشود
۲- نقش اقتصادی زن
۳- وقتی دوباره درباره ارزشهای واقعی صحبت میشود
هسته مرکزی راهکارها: اصلاح نگاه
در مقاله «گشت ارشاد و بنبست مصنوعی حجاب» توضیح دادیم که مسئله حجاب، یک مسئله ساده و تکبعدی نیست که بتوان آن را فقط با یک روش حل کرد. حجاب مانند بسیاری از مسائل فرهنگی و اجتماعی، ریشهها و عوامل مختلفی دارد و برای رسیدن به نتیجه مطلوب، نیازمند یک شبکهای از اقدامات هماهنگ هستیم.همچنین گفتیم تصویری که در سالهای اخیر از مسئله حجاب ساخته شده؛ اینکه جامعه در این موضوع به بنبست رسیده و دیگر هیچ راهکاری وجود ندارد، تصویر دقیقی نیست. تجربه بسیاری از جوامع نشان میدهد که مسائل فرهنگی، هرچند پیچیده باشند، با شناخت درست مسئله و طراحی اقدامات مناسب قابل اصلاح هستند.
در این مقاله و مقالات بعدی، میخواهیم درباره همین شبکه اقدامات صحبت کنیم؛ اینکه برای ترویج حجاب چه کارهایی باید انجام شود و هر بخش چه نقشی در این مسیر دارد.
اما قبل از اینکه وارد معرفی این اقدامات شویم، باید درباره یک موضوع مهمتر صحبت کنیم؛ اینکه این اقدامات دقیقاً باید روی چه مسئلهای تمرکز کنند؟
چون اگر در موضوع حجاب فقط به ظاهر پوشش توجه کنیم و ریشههای فرهنگی، اجتماعی و هویتی مسئله را نادیده بگیریم، حتی بهترین برنامهها هم نمیتوانند نتیجهای پایدار ایجاد کنند.
واقعیت این است که حجاب فقط یک انتخاب ظاهری نیست. پشت این انتخاب، نوع نگاه انسان به خودش، به زن، به جامعه و به مفهوم ارزشمندی قرار دارد. وقتی یک جامعه درباره اینکه «زن موفق چه کسی است؟»، «ارزش اجتماعی زن به چه چیزی وابسته است؟» و «جایگاه خانواده و نقش مادری چه اهمیتی دارد؟» دچار تغییر نگرش شود، این تغییر نگاه بهتدریج خودش را در سبک زندگی و انتخابهای افراد در پوشش نشان میدهد.
به همین دلیل، یکی از مهمترین بخشهای شبکه اقدامات برای ترویج حجاب، اصلاح نگاه عمومی نسبت به زن و جایگاه او است.
البته این به معنای آن نیست که ابتدا باید نگاه جامعه اصلاح شود و بعد سراغ سایر اقدامات برویم. مسئله، یک مسیر مرحلهای نیست؛ بلکه یک حرکت همزمان و شبکهای است. یعنی همانطور که باید در حوزه آموزش، رسانه، خانواده، فرهنگ و سیاستگذاری اقدام کنیم، در همه این اقدامات باید یک نگاه درست به زن و هویت زنانه حضور داشته باشد و معرفی شود.
اگر در نظام آموزشی ما معیارهای واقعی و درست زنان شایسته معرفی شود و درباره فرهنگ غنیِ اسلامی-ایرانی و نگاه متعالی آن به زنان صحبت شود، اما در فیلم، سریال، تبلیغات، آموزشهای غیررسمی، زنان نمایشی به عنوان الگوهای اجتماعی معرفی شود، نمیتوان انتظار داشت نتیجه مطلوبی به دست آید.
بنابراین، یکی از محورهای اصلی این شبکه اقدامات، بازسازی تصویری است که در سالهای گذشته درباره زن، موفقیت و ارزش اجتماعی او شکل گرفته است؛ تصویری که بخش مهمی از آن تحت تأثیر فرهنگ مدرن غربی تغییر کرده و در بسیاری از موارد، نقشها و ارزشهای مهم زنانه را کمرنگ کرده است.
در ادامه، به این موضوع میپردازیم که این تغییر نگاه چگونه اتفاق افتاد، چه تصویری از زن در برابر جامعه قرار گرفت و چرا اصلاح این تصویر، یکی از پایههای مهم ترویج حجاب است.

الف- چگونه تصویر زن در جامعه تغییر کرد؟
واقعیت این است که پوشش، مانند بسیاری از رفتارهای انسانی، از یک نگاه عمیقتر سرچشمه میگیرد. انسان ابتدا در ذهن خود تصویری از «ارزشمند بودن»، «موفقیت»، «زیبایی» و «جایگاه اجتماعی» میسازد و بعد رفتارهایش را بر اساس همان تصویر تنظیم میکند.در طول دهههای اخیر، یکی از تغییرات مهم فرهنگی در بسیاری از جوامع، تغییر در تعریف «زن موفق» بوده است. سرمایهداران و قدرتهای جهانی تصمیم گرفتند که تصویر عمومی از «زن موفق» را تغییر دهند؛ تصویری که موفقیت زن را بیشتر با میزان دیده شدن، جذابیت ظاهری، حضور بیرونی و شبیه شدن به الگوهای تبلیغاتی تعریف میکرد.
البته روشن است که حضور اجتماعی زنان، فعالیت علمی، اقتصادی و فرهنگی آنان با ارزشهای دینی منافاتی ندارد، اما مسئله اصلی اینجا است که میخواهند تصویر «زن موفق» را به مواردی خاص که هماهنگ با اهداف نظام سرمایهداری و توسعه آن است محدود کنند و در این راستا سایر شؤون زنانگی را تحقیر میکنند؛ شؤونی که ممکن است هویت اصلی زن باشد مانند مادر بودن، همسر بودن، خانهدار بودن، مربی انسان بودن و غیره.
آیا اگر زنی مادر خوبی باشد، همسر شایستهای باشد، انسانی تربیت کند که آینده جامعه را بسازد و در آرامش خانواده نقشآفرینی کند، این یک موفقیت بزرگ نیست؟
مشکل از جایی شروع میشود که جامعه بهتدریج به زنان این پیام را منتقل کند که ارزش شما فقط زمانی دیده میشود که بیشتر در معرض نگاه دیگران باشید، بیشتر نمایش داده شوید یا معیارهای خاصی از جذابیت ظاهری را دنبال کنید. یا این پیام را منتقل میکنند که شما تنها زمانی ارزشمند خواهید بود که در امور اقتصادی نقش اول را داشته باشید و باید بتوانید با مردان در این باره رقابت کنید. از این رو است که میبینیم گاهی برخی از زنان در جوامع مختلف به این که در کارهای سخت و طاقتفرسا که تناسبی با روحیات زنانه ندارد وارد میشوند و به آن افتخار میکنند و حتی آن را ترویج و تبلیغ میکنند.
ب- نگاه اسلام به ارزش انسان
اسلام اساس ارزش انسان را در ظاهر، جنسیت، ثروت، میزان شهرت اجتماعی و موقعیت شغلی و مانند آن قرار نداده است. قرآن کریم میفرماید:«إِإِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم»
گرامیترین انسانها نزد خداوند، کسانی هستند که تقوای بیشتری دارند. (سوره حجرات، آیه ۱۳)
گرامیترین انسانها نزد خداوند، کسانی هستند که تقوای بیشتری دارند. (سوره حجرات، آیه ۱۳)
این نگاه، معیار ارزش انسان را از معیارهای نادرست به «رشد یافتن در پیشگاه خداوند» تغییر میدهد.
در این نگاه، زن و مرد هر دو دارای کرامت انسانی هستند و ارزش آنان به حقیقت وجودی، ایمان، اخلاق و عمل آنان وابسته است؛ نه به اینکه چقدر توانستهاند توجه دیگران را به خود جلب کنند یا چه موقعیت اجتماعی یا شغلیای برای خود دست و پا کردهاند.
حال که این طور است باید حقایق را در نظر گرفت و برای آن طرح درست داشت. این حقیقت وجود دارد که ظاهر زنان برای مردان جذاب است و ممکن است اصحاب قدرت بخواهند از این خصوصیت برای رشد سرمایه و یا هر مقصود دیگری استفاده کنند. با این وصف چه بسا مسئله حجاب برای همین موضوع وضع شده است. وقتی اسلام درباره حجاب سخن میگوید، در واقع فقط درباره یک قطعه پارچه صحبت نمیکند؛ بلکه میخواهد زن در هنگام حضور در جامعه نگاه درستی درباره او وجود داشته باشد. زن در جامعه باید بر اساس انسانیتش دیده شود و نباید کسی به او به چشم کالا نگاه کند و یا زیباییهای او مرکز توجه دیگران قرار بگیرد و مورد سوء استفاده حتی در حد یک نگاه مسموم قرار بگیرد.
ج- معیار ارزش
یکی از آسیبهای فرهنگی دنیای امروز این است که در بسیاری از تبلیغات و رسانهها، زن به ابزاری برای جلب توجه تبدیل میشود.گاهی یک محصول، یک فیلم یا یک پیام تبلیغاتی، نه به دلیل ارزش واقعی خود، بلکه با استفاده از جذابیت ظاهری زن معرفی میشود. نتیجه این روند آن است که به مرور، خود زن نیز ممکن است ارزشمندی خود را در میزان توجهی که از دیگران دریافت میکند جستوجو کند.
در بهترین حالت بسیاری از زنان خود را زمانی ارزشمند میدانند که در امور اجتماعی و مناصب سیاسی و اقتصادی فعالیت داشته باشند و چه بسا بسیاری از آنها به نقشهای اصلی خود و ارزشهایی که خدا برای آنها در نظر گرفته توجه نمیکنند. این محصول دههها تبلیغات گسترده در جهان برای توسعه نظام سرمایهداری است. حقیقتی که خود را پشت شعارهای به ظاهر زیبا و فریبنده پنهان کرده است.
در حالی که نگاه اسلامی، زن را موجودی دارای شخصیت، عقل، اراده و نقشآفرینی واقعی میداند. در سخنی که از امیرالمؤمنین امام علی(ع) در نهجالبلاغه نقل شده است، آمده:
«فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ وَلَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ»
زن گل بهارى است لطیف و آسیبپذیر، نه پهلوانى است کارفرما و در هر کار دلیر. (نهج البلاغة، نامه ۳۱، ص 405)
زن گل بهارى است لطیف و آسیبپذیر، نه پهلوانى است کارفرما و در هر کار دلیر. (نهج البلاغة، نامه ۳۱، ص 405)
فارغ از بحثهای تفسیری درباره این روایت، نکته مهم آن است که در این تعبیر، زن موجودی با لطافت، کرامت و ویژگیهای خاص انسانی معرفی میشود، نه ابزاری برای کارهای سخت اجتماعی.
اولین قدم برای ترویج حجاب
اولین قدم این نیست که فقط درباره اندازه لباس صحبت کنیم. اولین قدم این است که دوباره درباره این سؤال مهم گفتوگو کنیم:- زن در جامعه ما چگونه دیده میشود؟
- آیا زن فقط زمانی ارزشمند است که زیباتر، جذابتر و بیشتر دیده شود؟
- آیا زن فقط زمانی ارزشمند است که دارای شغل و درآمد و مناصب اجتماعی باشد؟
- یا اینکه میتوان تصویری ارائه کرد که در آن، زن به دلیل دانش، شخصیت، ایمان، اخلاق، مادری، همسری و نقشآفرینی اجتماعی خود ارزشمند باشد؟
اگر این نگاه اصلاح شود، حجاب نیز از یک دستور بیرونی به یک انتخاب درونی نزدیکتر خواهد شد.
ازاینرو، توجه به این نکته ضروری است که اصلاح نگاه به زن باید یکی از محورهای اصلی شبکه اقدامات برای ترویج حجاب باشد. چه از نقش خانواده سخن بگوییم، چه از آموزش، رسانه، تولیدات فرهنگی، الگوهای اجتماعی یا سیاستگذاری – در تکتک این حوزهها باید اصلاح نگاه را مد نظر داشته باشیم.
پرسش ما از معلم باید این باشد: چه تغییری در نگاه دانشآموزان به زن ایجاد کردهای؟
از نویسنده، کارگردان و بازیگر نیز باید بپرسیم: چه تغییری در نگاه مخاطبان به زن رقم زدهای؟ و همین پرسش را در تمامی عرصهها پی بگیریم.

د- از مهمترین نقشهای زن
تا اینجا از ضرورت اصلاح نگاه به زن سخن گفتیم؛ نگاهی که شایسته او است. اما اکنون باید پرسید: مهمترین نقشی که برای یک زنِ شایسته میتوان متصور شد، چیست؟بیایید این پرسش را جدی بگیریم. من برای رسیدن به پاسخ، پرسش را کلیتر میکنم: مهمترین رخداد در جهان کدام است؟ از مدرسه و دانشگاه، گرفته تا تمدنها و مکتبهای فکری همگی باید با این معیار سنجیده شوند که: چه انسانی ساختید؟ چه انسانی پرورش دادید؟ تا چه اندازه در تعالی و رشد آدمی موفق بودید؟
اگر بپذیریم که تربیت و رشد انسان، مهمترین اتفاق ممکن در عالم هستی است، آنگاه میتوان گفت مهمترین نقش یک زن نیز همین است: تربیت و رشد انسان، چرا که در این میان، هیچ عنصری در جامعه و حیات بشری در تأثیرگذاری بر رشد و تربیت انسان به پای مادر نمیرسد.
به نظر شما نمیتوان گفت مهمترین نقش برای زن، نقش مادری است؛ نقشِ انسانسازی. زن، محور اصلی خانواده است و از همین رو، خانهداری دستکم یکی از مهمترین نقشهای او است که در دوره معاصر به شدت هدف هجمه قرار گرفته است؛ سالها تلاش شده تا چهره بانوان خانهدار مخدوش شود و این نقطه طلایی به نقطهای تاریک و تحقیرآمیز بدل گردد.
خانواده، نهادی بس متعالی است و مادر، عنصر محوری آن.
قرآن کریم وقتی درباره رابطه خانوادگی سخن میگوید، از مفاهیمی مانند آرامش، محبت و رحمت استفاده میکند:
«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»
«و از نشانههای او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و میان شما محبت و رحمت قرار داد.» (سوره روم، آیه ۲۱)
«و از نشانههای او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و میان شما محبت و رحمت قرار داد.» (سوره روم، آیه ۲۱)
پس خانواده فقط محلی برای کنار هم قرار گرفتن افراد نیست؛ بلکه محیطی برای ساختن انسانها است.
۱- نقشی که نباید در سایه دیده شود
یکی از مهمترین تغییرات فرهنگی در دهههای اخیر، تغییر نگاه به نقش مادری بوده است.
در بسیاری از الگوهای فرهنگی جدید، مادری گاهی به عنوان مانعی برای رشد فردی زن معرفی شده است؛ گویی زن زمانی موفق است که هرچه بیشتر از نقشهای خانوادگی فاصله بگیرد و ارزش خود را فقط در فعالیتهای بیرونی پیدا کند.
البته روشن است که فعالیت اجتماعی، علمی و اقتصادی زنان اگر به نقشهای اصلی او صدمه نزند، ارزشمند است و جامعه به حضور زنان توانمند در عرصههای مختلف نیاز دارد. اما مسئله این است که در دوره معاصر خواستهاند که هویت اصلی زن را در فعالیت اجتماعی او خلاصه کنند.
از خودمان بپرسیم، آیا زنی که انسانی را تربیت میکند، شخصیتی میسازد، به خانواده آرامش میدهد و نسلی را برای آینده جامعه آماده میکند، نقشی کماهمیتتر از سایر نقشهای اجتماعی دارد؟ اگر عنصر ارزشمند مادر را حذف کنیم و نقش رشد و تربیت انسان را از زنان بگیریم، چند نهاد و دستگاه دیگر باید بسیازیم که بتواند به جای آن این کار را انجام دهد؟ آیا اصلا این کار امکان دارد؟
اینها پرسشهای اساسی و مهم است که باید همواره به آن فکر کرد
مادر، فقط کسی نیست که بخشی از کارهای خانه را انجام میدهد؛ بلکه نخستین معلم انسان، نخستین پناه عاطفی کودک و یکی از مهمترین سازندگان شخصیت او است. انسان موجودی فرا مادی است که ابعاد مختلف او با چیزی از همان جنس قابل پرورش است و خدای متعال این توانایی را تنها در مادران قرار داده است.
او کسی است که در سالهای نخست زندگی، زمانی که شخصیت انسان در حال شکلگیری است، با تمام وجود برای رشد یک انسان از جان خود مایه میگذارد و اینها چیزهایی است که در وجود انسانها و شکلگیری عواطف و عقلانیت انسانی اثر دارد.
چه مجموعهای میتواند از صمیم قلب، بدون انتظار مادی و با آن پیوند عمیق عاطفی و شناختی، چنین نقشی را بر عهده بگیرد؟
واقعیت این است که هیچ نهادی و مجموعه های متعددی نمیتوانند به طور کامل جایگزین این نقش شود.
به همین دلیل، خانهداری و مادری را نباید یک فعالیت شخصی و کماهمیت دانست؛ بلکه باید آن را یکی از مهمترین نقشهای اجتماعی دانست.
در واقع، بخشی از مشکل امروز این است که جامعه گاهی کارهایی را که نتیجه فوری و قابل اندازهگیری ندارند، کمتر میبیند؛ در حالی که بسیاری از مهمترین آثار انسانی، بهتدریج و در طول سالها شکل میگیرند.
ساختن یک انسان، شاید یکی از بزرگترین پروژههای زندگی باشد؛ اما چون نتیجه آن مانند یک محصول اقتصادی فوراً دیده نمیشود، گاهی ارزش آن نادیده گرفته میشود.

۲- نقش اقتصادی زن
نکته قابل توجه این که اسلام اهمیت جایگاه مادری را نه فقط در گفتار، که در موارد مختلف از جمله احکام اقتصادی خود نشان داده است. توضیح آن که در دیدگاه اقتصادی اسلام، زن از حقوق اقتصادی برخوردار است، اما تأمین اقتصادی خانواده به عنوان وظیفه اصلی بر عهده مرد قرار داده شده است.بدیهی است که اسلام به زن حق مالکیت داده است همچنان که میفرماید:
«لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اکتَسَبوا وَلِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اکتَسَبنَ»
«برای مردان بهرهای از آنچه به دست آوردهاند و برای زنان نیز بهرهای از آنچه به دست آوردهاند قرار داده شده است.» (سوره نساء، آیه ۳۲)
«برای مردان بهرهای از آنچه به دست آوردهاند و برای زنان نیز بهرهای از آنچه به دست آوردهاند قرار داده شده است.» (سوره نساء، آیه ۳۲)
بنابراین زن در نگاه اسلامی، انسانی وابسته و بدون اختیار اقتصادی نیست؛ او حق مالکیت، تجارت و فعالیت اقتصادی دارد. اما در عین حال، اسلام مسئولیت تأمین هزینههای زندگی را بر دوش زن نگذاشته است تا نقشهای خانوادگی او با فشار اقتصادی آسیب نبیند.
از این رو زن در اسلام، در تمام طول حیات، تحت حمایت مالی قرار دارد. ابتدای زندگی پدر، سپس شوهر، و اگر شوهر نتواند، مردان خانوادهاش – پدر، فرزندان، برادران – وظیفهٔ تأمین او را بر عهده دارند. و اگر هیچ مرد بالغی از خانواده یا بستگان نماند، یا نتوانند، حکومت عهدهدار این مسئولیت میشود.
این همه حمایت، برای چیست؟
برای اینکه زن بتواند با خیالی آسوده، به نقش اصلیاش بپردازد: مادری، همسری، ساختن خانواده و تربیت انسانهای شایسته.
البته، این بدان معنا نیست که زن به طور مطلق وظیفه اقتصادی ندارد؛ بلکه اگر وارد فعالیت اقتصادی شود، باید احکام اقتصادی را رعایت کند. اما تکلیف اولیهاش نیست که وارد فعالیت اقتصادی شود.
پس این نظام حمایتی، یک پیام روشن دارد: ارزش مادری آنقدر والا است که افراد دیگر باید هزینه آن را بپردازند، نه خود مادر.
تا اینجا یک نکته روشن میشود: اگر قرار است درباره ترویج حجاب کار کنیم، باید درباره اصلاح تصویر زن موفق کار کنیم. باید از نقشهای مهم و غیر قابل جایگزین او صحبت کنیم.
باید توجه داشت که اصلاح این نگاه به معنای محدود کردن زنان یا نادیده گرفتن تواناییهای آنان نیست. اتفاقاً برعکس؛ یعنی دیدن همه ابعاد وجودی زن. زنی که میتواند دانشمند باشد، فعال اجتماعی باشد، در جامعه اثرگذار باشد، همسر و مادر موفقی باشد و در همه این عرصهها شخصیت و کرامت خود را حفظ کند.
۳- وقتی دوباره درباره ارزشهای واقعی صحبت میشود
جالب است که در سالهای اخیر، در همان جوامعی که سالها برخی الگوهای خاص از موفقیت زن را ترویج کردهاند، گفتوگوهای جدیدی درباره ارزش مادری، خانهداری و نقش خانواده شکل گرفته است.بسیاری از زنان در کشورهای غربی امروز این پرسش را مطرح میکنند که آیا واقعاً تنها مسیر موفقیت، حضور دائمی در رقابتهای شغلی و فاصله گرفتن از نقشهای خانوادگی است؟
آیا مادری و اختصاص دادن زمان برای تربیت فرزند، یک عقبگرد است یا میتواند یک انتخاب آگاهانه و ارزشمند باشد؟
این پرسشها باعث شده است جریانهایی مانند Stay-at-home mothers (مادران خانهدار) و در سالهای اخیر جنبشهایی مانند Tradwives در فضای رسانهای غرب مورد توجه قرار گیرند؛ جریانهایی که برخی زنان در آنها از انتخاب زندگی خانوادگی، آشپزی، تربیت فرزند و حضور بیشتر در خانه سخن میگویند. [یک نمونه را در اینجا ببینید]
برای مثال، در گزارشی از شبکه CBS آمریکا، زنانی معرفی شدند که پس از سالها فعالیت حرفهای تصمیم گرفتند بخشی از مسیر شغلی خود را متوقف کنند تا زمان بیشتری برای فرزندان خود داشته باشند. این گزارش با عنوان «معضل مادران؛ ماندن در خانه یا بازگشت به کار» به تجربه زنانی پرداخت که درباره معنای موفقیت و اولویتهای زندگی خود دوباره تصمیم گرفته بودند. [لینک منبع]
همچنین برخی مطالعات اجتماعی درباره مادران خانهدار نشان دادهاند که بسیاری از این زنان، خانهداری را نه به عنوان «اجبار» بلکه به عنوان یک انتخاب آگاهانه برای حضور بیشتر در کنار فرزندان و مشارکت در تربیت آنها معرفی میکنند. در یک پژوهش درباره مادران خانهدار، بسیاری از زنان بر مفهوم «بودن در کنار فرزند» و نقش حضور عاطفی والدین در رشد کودک تأکید کردهاند. [لینک منبع]
در رسانههای غربی نیز نمونههایی از زنانی دیده میشود که در برابر نگاه تحقیرآمیز به خانهداری واکنش نشان دادهاند. در برخی از گفتوگوها اظهار میکنند که نمیفهمند چرا برخی افراد، انتخاب مادری و تربیت فرزند در خانه را «عقبگرد زنان» میدانند.

اصلاح نگاه به زن باید در تمام اقدامات لازم برای حجاب حضور داشته باشد. در مقاله بعدی به سراغ شبکه اقدامات لازم برای حفظ و ترویج حجاب در جامعه میرویم و بررسی میکنیم که رسانه، آموزش، نخبگان فرهنگی، خانواده و جامعه چگونه میتوانند در کنار هم به ترویج نگاه درست به حجاب کمک کنند.