ساخته از حکمت کار آگهان

شاعر : امير خسرو دهلوي

خانه‌ي گردنده بگرد جهانساخته از حکمت کار آگهان
خانه روان ، خانگيانش مقيمنادره‌ي حکم خداي حکيم
همره اوساکن و او در سفراهل سفر را همه بروي گذر
آبله در پاش شده از حبابگاه روشن همره او گشته آب
کشتي خصم ست که بيني نگونعکس که بنمود باب اندرون
يافته در خانه‌ي ماهي قرارماه رسن بسته چو دلو استوار
يک مه نو گشته بده سال راستماه نوي کاصل وي از سال خواست
عکس هلال ست باب اندرونگشته گه‌ي سير، هلالش زبون
عين چو ابرو شده بر چشمهاصورت آن تخته که بد بي‌بها
کاوست سر افراخته ابر نگونليک جزين فرق ندانم کنون
چشم بد از ابروي نيکوش دورابروي او داده بهر چشم نور
تير ستاده ست و کمانش روانهمچو کمان پر خم و تيره از ميان
تير به تيرش نرسد گاه موجاو برسد تير فلک را به اوج
پيشتر از باد رود روز بادپيشتر از مرغ پرد در کشاد
بار سن و سلسله و تخته بندوقت دو منزل بدمي بل دو چند
بحر روان زو شده زنجير سازبسته به زنجير مسلسل دراز
پر، چو حواصل، زد و سو کرده بازهمچو کمان پر خم و تيز از ميان
طرفه بود ليک نه چندين پردمرغ که آن از پر چو بين پرد
هر قدمش سير برآب ديگرهر طرفش ره بشتاب دگر
معجز نوح آمده بر روي آباز تگ طوفان شکنش در شتاب
آب نباشد مگرش تا شکمگر چه زد ريا گذرد بيش و کم
رفته بهر سوز پي آب خوردديده شب و روز بسي گرم و سرد
آب ازان لطمه به فرياد و شورلطمه زنان بر رخ دريا به زور
آمده از عبره‌ي درياش سيمتا عمل بحر شدش مستقيم
تيشه‌ي نجار از و در خراشپيشه‌ي ملاح در و شيم پاش
بر طرف بحر شده پاي کوبمرکب بحري زسفر گشته چوب
غرقه نگردد چو سواران آببگذرد از آب سوارش به خواب
گر چه که صد نيزه بود، تيز نيستدر ته او آب سبک خيز نيست
کيست که بي آب تواند شدندر ره بي آب نداند شدن
ارچه گران گشت سبک تر رودموج گران يافت سبک بر رود
وز پل چو بين همه دريا ببستشاه در آن خانه‌ي چو بين نشست
کرده ز هر تخته معلم خروشآب شد از بحر روان تخته پوش
بيل به سيليش همي کرد پستموج سوي جاريه مي‌برد دست
بر تن خود لرزه همي کرد موجنعره ملاح که مي‌شد به اوج
ماهي از آن دام خلاصي نيافتسلسله‌ي موج ز دامي که بافت
آب روان تشنه‌ي گل شد به ريگبس که بجوشيد زمين همچو ديگ
گرد نمي‌گشت به گرد آب خويشآب از آن غلغل ز اندازه بيش
بست به پهلوي نهنگان طنابعکس رسنها که فرو شد باب
در زدن چشم ز دريا گذشتکشتي شه تيزتر از تير گشت
گوهر خود بر لب دريا بديدراست که شه بر لب دريا رسيد