ز بدخوئي دمي خو وانکردي

شاعر : خاقاني

مراعاتي بجاي ما نکرديز بدخوئي دمي خو وانکردي
از آن يک‌ذره کمتر وانکرديبر آن خوي نخستيني که بودي
ز بدعهدي چه ماندت تا نکرديبجاي من که بر عهد تو ماندم
در آن عالم کني، کاينجا نکرديمگر لطفي که از تو چشم دارم
هزار امروز را فردا نکرديکجا يک وعده‌ام دادي که در پي
بسي گشتم، تو دل دريا نکرديپي يک بوسه گرد پايه‌ي حوض
ولي بر خويشتن پيدا نکرديشنيدي حال خاقاني که چون است