روي خوبت نهان چه خواهي کرد

شاعر : سنايي غزنوي

شورش عاشقان چه خواهي کردروي خوبت نهان چه خواهي کرد
تا بدان نرگسان چه خواهي کردمشک زلفي و نرگسين چشمي
رنج اين ديدگان چه خواهي کردخونم از ديدگان بپالودي
تا تو اندر جهان چه خواهي کردهر زمان با تو يار انديشم
نقش آب روان چه خواهي کردنقش آب روان مباش به پاس
پس تو تير و کمان چه خواهي کردمژه تيري و ابروان چو کمان
يله کن جان تو جان چه خواهي کرددل ببردي و قصد جان کردي
بار آن بر ميان چه خواهي کردزان کمر طرف بر ميان من ست
وصلت عاشقان چه خواهي کرداي چو جان و دلم به هر وصلت
نعره‌ي پاسبان چه خواهي کردچون سنايي سگي به کوي تو در