مرد يک موي تو فلک نبود

شاعر : عطار

محرم کوي تو ملک نبودمرد يک موي تو فلک نبود
از جمال تو هفت يک نبودماه دو هفته گرچه هست تمام
همه باشي تو هيچ شک نبودچون جمال تو آشکار شود
با کسي نيز مشترک نبودملک حسن آفتاب روي تورا
تا دو عالم دو مردمک نبودنتوان ديد ذره‌اي رخ تو
در زمين نيست در فلک نبودآنچه در ذره ذره هست از تو
محو را ذره‌اي برک نبود!ليک چون ذره در تو محو شود
اگرش خال تو محک نبودزر خورشيد ذره ذره شود
در شکر اين همه نمک نبودهيچکس را در آفرينش حق
هيچکس را چنين يزک نبودسر زلفت به چين رسيد از هند
چون تو اندازي آن خسک نبودگر خسک در ره من اندازي
بر محک جاودانش حک نبودهرچه عطار در صفات تو گفت