نويسنده: گريگوري منکيو
مترجم: دکتر حميدرضا ارباب





 

کارخانه هاي توليدکننده و فروشنده ي کاغذ، در فرايند توليد خود، ماده اي شيميايي به نام «ديوکسين» توليد مي کنند. ديوکسين محصول فرعي کارخانه هاي توليد کاغذ است. دانشمندان بر اين باورند که به محض ورود «ديوکسين» به محيط زيست، خطر ابتلا به سرطان، تولد نوزادان عقب مانده، و ساير مشکلات بهداشتي افزايش مي يابد.
آيا توليد و انتشار «ديوکسين» براي جامعه مشکل آفرين است؟ با توجه به نظريه ي «دست نامرئي» آدام اسميت نيروهاي موجود در بازار، خريداران و فروشندگاني را که به دنبال منافع خود هستند به نحوي هدايت مي کنند که منافع کل جامعه از بازار نيز حداکثر مي شود. «بازارها معمولاً سازماندهي فعاليت هاي اقتصادي را به بهترين روش انجام مي دهند.» آيا از اين بحث مي توان نتيجه گرفت که دست نامرئي از توليد بيش تر «ديوکسين» همراه کاغذ جلوگيري مي کند؟
بازارها بسياري از کارها را به خوبي انجام مي دهند ولي توانايي انجام همه ي کارها را ندارند. در اين مقاله بحث خود را با بررسي يکي از اصول اقتصادي آغاز مي کنيم: «دولت ها در برخي مواقع مي توانند نتايج بازار را بهبود بخشند.» ما به بررسي اين مسئله که به چه دليل برخي اوقات بازارها در تخصيص کارامد منابع شکست مي خورند، چگونه سياست هاي دولت مي توانند به طور بالقوه باعث بهبود تخصيص منابع در بازار شوند، و کدام سياست ها احتمالاً بيش ترين کارايي را دارند، مي پردازيم.
انواع ناتواني يا شکست بازار، تحت عنوان عمومي اثرات جانبي توليد طبقه بندي مي شوند. اثر جانبي يا عوارض جانبي زماني به وجود مي آيد که فعاليت يک شخص بر رفاه شخص بي طرف يا شخص ثالث اثر بگذارد بدون آن که هيچ دريافت يا پرداختي براي جبران آن اثر انجام شود. اگر فعاليت فرد نخست براي شخص ثالث زيانبار باشد، آن را اثر جانبي منفي و اگر براي شخص ثالث منافعي به همراه داشته باشد، آن را اثر جانبي مثبت مي ناميم. با وجود اثرات جانبي توليد، نه تنها رفاه خريداران و فروشندگان در بازار متأثر مي شود بلکه رفاه ساير افرادي که در بازار حضور نداشته اند نيز تحت تأثير قرار مي گيرد. از آن جا که خريداران و فروشندگان هنگام تصميم گيري در مورد مقدار تقاضا يا عرضه، توجهي به آثار جانبي اقدامات خود ندارند، با وجود آثار جانبي تعادل بازار يک تعادل کارامد نخواهد بود. به عبارت ديگر تعادل نمي تواند حداکثر منافع را براي کل جامعه ايجاد کند. به طور مثال انتشار (ديوکسين» در محيط زيست يک اثر جانبي منفي است. شرکت هاي توليد کاغذ که به دنبال منافع شخصي خود هستند نمي توانند هزينه ها و زيان هاي ناشي از آلودگي را مورد ملاحظه قرار دهند، بنابراين همچنان به توليد کاغذ، انتشار ماده شيميايي «ديوکسين» و آلودگي بيش تر هوا ادامه مي دهند، مگر آن که دولت از فعاليت آن ها جلوگيري، و يا آن ها را به توليد کم تر تشويق کند.
اثرات جانبي توليد و سياست هايي که براي رفع ناتواني بازار به کار مي روند انواعي مختلف دارند که در ادامه به برخي از آن ها اشاره مي کنيم:
* انتشار گازهايي که توسط خودروها توليد مي شوند يک اثر جانبي منفي است، زيرا موجب آلودگي هوا و تنفس اين دودها از سوي مردم مي شود. رانندگان نيز توجهي به اين مسئله ندارند و هم چنان به انتشار مواد آلاينده ادامه مي دهند. در اين وضعيت دولت بايد با اعمال استانداردهاي انتشار آلودگي به حل اين مشکلات بپردازد. دولت همچنين مي تواند با وضع ماليات بر بنزين مقدار مصرف سوخت و در نتيجه انتشار آلودگي را کاهش دهد.
* تعمير و بازسازي ساختمان هاي تاريخي داراي اثر جانبي مثبت است، زيرا مردمي که در خيابان ها قدم مي زنند و يا با خودروهاي خود رفت و آمد مي کنند از زيبايي و جنبه هاي تاريخي اين ساختمان هاي قديمي لذت مي برند. مالکان اين ساختمان ها منافع ناشي از مرمت و تعمير آن ها را به طور کامل دريافت نمي کنند و به همين دليل تمايلي به بازسازي ساختمان ها ندارند.
بسياري از سازمان ها و دولت هاي محلي براي حل اين مشکل اقدام به کاهش ماليات مالکان و وضع مقرراتي به نفع آنان مي کنند تا صاحبان اين بناهاي تاريخي به مرمت آن ها تشويق شوند.
* نگهداري سگ در خانه ها و پارس کردن آن ها يک اثر جانبي منفي است زيرا موجب اذيت و آزار همسايگان مي شود. صاحبان سگ ها هيچ گاه هزينه يا زيان هاي ناشي از اين آلودگي صوتي را متحمل نمي شوند و به همين دليل چندان تلاشي براي جلوگيري از پارس سگ ها و مزاحمت آن ها براي همسايگان نمي کنند. در چنين وضعيتي وظيفه سازمان هاي دولتي است که با اقدام قانوني اين نوع مزاحمت ها را رفع کنند.
* تحقيق در فناوري هاي جديد داراي نوعي آثار جانبي مثبت است زيرا باعث توليد دانش و علم مي شود و تمامي مردم مي توانند از آن بهره ببرند. از آن جا که مخترعين نمي توانند منافع حاصل از اختراع خود را به طور کامل دريافت کنند، ترجيح مي دهند تا منابع کم تري را به تحقيق و پژوهش اختصاص دهند. از سوي ديگر، اقدام دولت در جهت قبول ثبت اختراع و اعطاي حق انحصار اختراع موجب تشويق مخترعين خواهد شد.
در هر يک از موارد فوق برخي تصميم گيرندگان آثار ناشي از رفتار خود را در نظر نمي گيرند. در چنين مواردي دولت تلاش مي کند تا با متأثر کردن اين افراد از منافع ساير اشخاص بي طرف حمايت کند.
منبع مقاله :
منکيو، گريگوري، (1391)، کليات علم اقتصاد، ترجمه: حميدرضا ارباب، تهران: نشرني، چاپ اول.

/ج