داستانی از داستان های مثنوی معنوی

مرد وامدار و خواجه بخشنده

... در روزگارانی نه چندان دور، مردی زندگی می‌کرد که برای امرار معاش و گذران زندگی و خرج خود و زن و فرزندانش بسیار قرض کرده بود و به همین جهت به افراد زیادی بدهکار بود. این مرد به یک نفر بیش از همه بدهکار بود و
دوشنبه، 30 شهريور 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
مرد وامدار و خواجه بخشنده
 مرد وامدار و خواجه بخشنده

 

سروده ی مولوی
بازنویسی: مهرداد آهو



 

 داستانی از داستان های مثنوی معنوی

... در روزگارانی نه چندان دور، مردی زندگی می‌کرد که برای امرار معاش و گذران زندگی و خرج خود و زن و فرزندانش بسیار قرض کرده بود و به همین جهت به افراد زیادی بدهکار بود. این مرد به یک نفر بیش از همه بدهکار بود و به او گفته بود که به زودی پولش را پس خواهد داد ولی از بدی و پریشانی روزگار و بی پولی، نتوانست به قولش عمل نماید و به این ترتیب نزد همه بدقول شده بود و دیگر کسی به او چیزی قرض نمی داد به همین خاطر خیلی ناراحت و نگران بود و زندگی برای او بسیار سخت و بد می‌گذشت.
او خیلی فکرکرد تا راه حلی پیدا کند، اما مدتها گذشت و او همچنان درگیر سختی و ناراحتی بود و زن و فرزندانش نیز در سختی و ناراحتی بودند و به مشقت زندگی خود را می‌گذراندند، پس روزها از پی هم می‌گذشت، تا اینکه روزی این مرد از شخصی شنید که در شهر تبریز، خواجه ای بسیار بخشنده زندگی می‌کند که به همه کمک می‌کند و تا آنجائی که از دستش برآید به دیگران یاری می‌رساند و از هیچ کمکی در حق دیگران دریغ نمی کند. پس این مرد بدهکار که بیش از نود هزار دینار بدهی داشت، پیش خود گفت: خوب است به آنجا بروم، تا شاید فرجی در کار ما حاصل شود و از این سختی و مشقت خلاصی یابیم.
پس مرد بار سفر بست و از زن و فرزندش خداحافظی نمود و از شهر خودشان به طرف شهر تبریز حرکت نمود او مدتها در راه بود تا بالاخره به شهر تبریز رسید و در انجا سراغ خواجه را گرفت و بعد از پیدا کردن نشانی آن به در خانه خواجه رفت و از خواجه پرسید پس گفتند: او روز گذشته عمرش را به شما داد و به سوی معبودش شتافت، مرد که با هزاران امید به در خانه خواجه آمده بود دنیا دور سرش می‌گشت و جهان پیش چشمانش تیره و تار شد، پس بیهوش شد و به زمین افتاد. مردی دلش به حال او سوخت و او را به خانه خود برد و در آنجا نگه اش داشت تا بالاخره بعد از مدت زمانی به هوش آمد و از او پذیرایی کرد مرد بدهکار ناامید شده بود و به درگاه خدا ناله و التماس کرد و از خدا عذرخواهی کرد که او را فراموش کرده و به سراغ بنده او آمده، در صورتی که هر چه که بنده او دارد، از خدا دارد و هیچ چیزش از خودش نیست. مرد بدهکار از خدا خواست تا خودش مشکل او را حل نماید. پس جوانمردی که آنجا حضور داشت به او گفت: ای مرد بیا تا من تو را به سر مزار خواجه ببرم تا تو از او بخواهی که کمکت کند، شاید او با آن همه کراماتی که داشت ترا دریابد. پس مرد قبول کرد و به سر قبر خواجه رفتند. در انجا مرد از خواجه خواست تا کمکش کند و از او بسیار تعریف و تمجید کرد و گفت: ای خواجه، چرا قبل از اینکه من از تو فایده ای ببرم از این جهان رفتی، تو که واسطه خدا و خلق خدا بودی، تو که بین مردم و خدا رابط بودی و بخشنده و کریم بودی، تو که سخاوتمند بودی و همه اینها را از لطف خدا و بخاطر نزدیکی با او داشتی و او همه خوبیها و حسنات را برای تو قرار داده بود. پس تو از خدا بخواه که حاجت مرا برآورده سازد، زیرا تو نزد او منزلت و ارج خاصی داری و هر چه بخواهی، استجابت خواهد نمود.
سپس مرد و آن جوانمرد به خانه بازگشتند و چیزی خوردند و برای خواب آماده شدند، در رختخواب، جوانمرد برای مرد بدهکار حکایتهایی تعریف کرد و او را تشویق و امیدوار نمود و بعد از مدتی هر دو به خواب رفتند. پس جوانمرد در خواب خواجه را دید که با او گفتگو می‌کند و می‌گوید: ای جوانمرد! من از گفتگوهای تو و آن مرد وامدار باخبرم و می‌دانم که امروز به سر قبر من آمدید و می‌دانم که آن مرد، نود هزار دینار بدهکار است، من دو سال است که این مطلب را می‌دانم و برای همین منظور هم، دو کیسه پر از دینار که هر یک هزار دینار در آنست را در جایی پنهان ساخته ام، تو برو به خانه ما و از فرزندان من که وارثان من هستند بخواه، تا آن دینارها را که دو هزار دینار در دو کیسه است و در بقچه ای در فلان جای خانه پنهان است، به تو بدهند و به آنها بگو که این وصیت پدر شماست که در خواب به من سفارش کرده. پس وقتی تو جای و مقدار پولها را به آنها بگویی، آنها از همه چیز آگاه خواهند شد و به تو اعتراضی نخواهند کرد. زیرا من به قدر کافی برای آنها ارث و میراث برجای گذاشته ام.
سپس جوانمرد از خواب بیدار شد و آن مرد بدهکار را نیز از خواب بیدار کرد و به او مژده داد که نه تنها قرضت ادا خواهد شد، بلکه پولی فراوان به تو خواهد رسید که می‌توانی با آن سرمایه ای فراوان درست کرده و کاسبی خوبی داشته باشی و خرج خود و زن و فرزندانت را تامین کنی، پس به خانه خواجه رفتند و آنچه خواجه گفته بود، عمل کردند و پولها را گرفتند و آن مرد وامدار بسیار شاد گشت و به شهر خود بازگشت و قرضهایش را کاملاً پرداخت کرد و زندگی خوب و شایسته ای را برای خود درست کرد و از خداوند بسیار تشکر نمود.
منبع مقاله :
مهرداد، آهو؛ (1389)، 62 داستان از (کلیله و دمنه- سیاستنامه- مرزبان نامه- مثنوی معنوی- تحفةالمجالس- سندبادنامه- قابوسنامه- جوامع الحکایات- منطق الطیر)، تهران: انتشارات سما، چاپ سوم



 

 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
چگونه از وسایل خانه در برابر رطوبت محافظت کنیم؟
چگونه از وسایل خانه در برابر رطوبت محافظت کنیم؟
چگونه گوشه های پرت خانه را کاربردی کنیم؟
چگونه گوشه های پرت خانه را کاربردی کنیم؟
بازی دوگانه بی‌بی‌سی و اینترنشنال با واژه پلیس
play_arrow
بازی دوگانه بی‌بی‌سی و اینترنشنال با واژه پلیس
واکنش معنادار رسانه رهبر انقلاب به تهدیدات ترامپ و نتانیاهو
play_arrow
واکنش معنادار رسانه رهبر انقلاب به تهدیدات ترامپ و نتانیاهو
تشکیل زنجیره‌ انسانی در جوار ساحل جزیره هرمز
play_arrow
تشکیل زنجیره‌ انسانی در جوار ساحل جزیره هرمز
آیت‌الله جاودان: آنچه گفتم خطر برای «حضرت آقا» نبود/ خطر متوجه کل کشور است
play_arrow
آیت‌الله جاودان: آنچه گفتم خطر برای «حضرت آقا» نبود/ خطر متوجه کل کشور است
طلای بازی‌های پاراآسیایی بر گردن حق شناس
play_arrow
طلای بازی‌های پاراآسیایی بر گردن حق شناس
علی نوایی در پاراجودو مدال طلا گرفت
play_arrow
علی نوایی در پاراجودو مدال طلا گرفت
استقبال از قهرمانان کشتی آزاد زیر ۲۳ سال جهان در فرودگاه امام(ره)
play_arrow
استقبال از قهرمانان کشتی آزاد زیر ۲۳ سال جهان در فرودگاه امام(ره)
سرمربی تیم ملی کشتی آزاد: سرباز ایران هستم
play_arrow
سرمربی تیم ملی کشتی آزاد: سرباز ایران هستم
ترامپ درباره ایران: اتفاقی خیلی زود رخ خواهد داد + فیلم
play_arrow
ترامپ درباره ایران: اتفاقی خیلی زود رخ خواهد داد + فیلم
ترامپ: جنگ با ایران یکی از بهترین کارهایی بود که انجام دادیم + فیلم
play_arrow
ترامپ: جنگ با ایران یکی از بهترین کارهایی بود که انجام دادیم + فیلم
مقام اسبق آمریکایی: مردم از ترامپ متنفر و بیزارند
play_arrow
مقام اسبق آمریکایی: مردم از ترامپ متنفر و بیزارند
البخیتی: غنمیت‌های بدست آمده از عربستان، برای ده سال جنگیدن ما کافی است
play_arrow
البخیتی: غنمیت‌های بدست آمده از عربستان، برای ده سال جنگیدن ما کافی است
ترامپ دوباره جلوی دوربین خوابش برد
play_arrow
ترامپ دوباره جلوی دوربین خوابش برد