فوت كوزه‌گری است

روزی روزگاری، در روستای كوچكی كوزه گر ماهری بود كه كاسه و كوزه لعابی می‌ساخت. كار او به حدی زیبا و قشنگ بود كه مردم از روستاهای اطراف به كارگاه او می‌آمدند و از او كوزه می‌خریدند و مشتریان فراوانی داشت. كوزه
سه‌شنبه، 17 آذر 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
فوت كوزه‌گری است
 فوت كوزه‌گری است

 

نویسنده: الهه رشمه




 

مورد استفاده:

در مورد افرادی است كه بدون داشتن تجربه كافی كاری را نسنجیده انجام می‌دهند.
روزی روزگاری، در روستای كوچكی كوزه گر ماهری بود كه كاسه و كوزه لعابی می‌ساخت. كار او به حدی زیبا و قشنگ بود كه مردم از روستاهای اطراف به كارگاه او می‌آمدند و از او كوزه می‌خریدند و مشتریان فراوانی داشت. كوزه گر شاگرد زیرك و باهوشی داشت كه چند سالی شاگردی او را كرده بود، او این كار را به خوبی انجام می‌داد و اكثر كارهای كارگاه كوزه گری را شاگرد به تنهایی انجام می‌داد.
تا اینكه شاگرد تصمیم گرفت خود كارگاهی راه اندازی كند و این زحمات را در كارگاه خود بكشد و تمام سود را خود بردارد و به همین دلیل شروع كرد به بهانه آوردن و گفت كه كار من سخت است و دستمزد من كم. كوزه گر قدری مزدش را زیاد كرد. ولی شاگرد بعد از چند روز دوباره از كمی دستمزدش اظهار نارضایتی كرد. كوزه گر به او گفت: اگر در این شهر جایی بیشتر از این به تو مزد می دهند، برو در آن كارگاه شروع به كار كن. شاگردش هم گفت: می‌خواهم بروم و كارگاهی برای خود راه بیندازم و خودم استادكار آن شوم. شاگرد رفت و با اینكه رسم مروت نبود مرد كوزه‌گر را در كارگاهش دست تنها گذاشت.
او بعد از چند هفته كارگاهی برای خود دست و پا كرد و از آنجا كه قبل از جدا شدن از مرد كوزه گر با یكی از مشتریانش صحبت كرده بود و سفارش كوزه گرفته بود. بهترین خاك رس را تهیه كرد با آب مخلوط كرد و حسابی ورز داد و شروع بكار كرد بعد از ساختن كوزه‌ها آنها را در كوره داد تا بپزد. زمانی كه كوزه‌ها را از كوره خارج كرد، دید همه تیره و كدر هستند. آنها را كنار گذاشت و دوباره شروع به كار كرد تا سفارش‌ها را تا زمان مقرر آماده سازد. او تمام مراحل را این بار به دقت بیشتری انجام داد ولی دوباره كوزه‌های كدر و تیره از كوره خارج كرد، بسیار عصبانی شد و تمام كوزه‌ها را شكست.
روز بعد با شرمندگی فراوان پیش استادش رفت. یك نمونه از كوزه‌های كدرش را هم با خود برد. ماجرا را كامل برای استاد كوزه گر خود تعریف كرد و نمونه را هم نشان داد و گفت: من می‌خواستم كسب و كاری به راه بیندازم و با شما رقابت كنم ولی هرچه تلاش كردم سفالی بهتر از این نتوانستم بسازم.
استاد از او پرسید خاك را از كدام معدن تهیه كردی؟ از آن معدن... استاد گفت: درست است. گل را چطور خمیر كردی؟ اینطوری... استاد گفت: درست است تا اینجا همه‌ی مراحل درست بود. ولی انصاف نبود تو من پیرمرد را به یكباره دست تنها رها كنی و به سراغ كار خود روی. اما حالا كه آمدی حداقل باید تا زمانی كه بتوانم شاگردی به زرنگی تو پیدا كنم پیشم بمانی و در كارها به من كمك كنی تا من هم تو را راهنمایی كنم. شاگرد كه چاره‌ای نداشت پذیرفت و از فردا مثل همیشه خاك مرغوب را مهیا می‌كرد و خمیر می‌كرد. كوزه‌ها را می‌ساخت و با استادش آنها را در كوره‌ها قرار می‌داد و بعد از پخت سفال‌های زیبا و براق را خارج می‌كردند.
شاگرد مدتی در كنار استادش به كار مشغول بود تا اینكه استاد شاگرد جدیدی پیدا كرد. شاگرد پیش استادش رفت و گفت: طبق قولی كه به هم دادیم من تا زمانی كه شاگرد جدیدی بیابید در كنار شما كار كردم. حالا تو به قولت وفا كن و دلیل اینكه چرا كوزه‌هایی كه من می‌ساختم، كدر و بدرنگ می‌شد ولی برای تو شفاف و براق را به من بگو.
استاد گفت: گل بیاور و كوزه درست كن صبر كن تا خشك شود تا رمز كار را به تو بگویم. شاگرد این كار را كرد. و استاد زمانیكه باید كوزه‌ها را داخل كوره قرار می‌داد آنها را یكبار فوت كرد تا گرد و خاك كارگاه كه روی كوزه تازه خشك شده نشسته تمیز شود. بله پسرم رمز كار تو فوت كوزه گری بود.
منبع مقاله :
رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه‌های آن)، تهران: انتشارات سما، چاپ اول



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
رویای نیمه شب؛ بازتولید و روایتی تازه از عشقی خاص
رویای نیمه شب؛ بازتولید و روایتی تازه از عشقی خاص
حضور قالیباف در مقتل حاج قاسم و ابومهدی در بغداد
play_arrow
حضور قالیباف در مقتل حاج قاسم و ابومهدی در بغداد
ادعای کوشنر: ترامپ آماده توافق با ایران است
play_arrow
ادعای کوشنر: ترامپ آماده توافق با ایران است
قالیباف: در جنگ رمضان قدرت مقاومت ایران را درک کردند
play_arrow
قالیباف: در جنگ رمضان قدرت مقاومت ایران را درک کردند
روایتی از نجات معجزه آسای جان کودک قمی با سرعت عمل کارشناس اورژانس
play_arrow
روایتی از نجات معجزه آسای جان کودک قمی با سرعت عمل کارشناس اورژانس
پنجره‌ متفاوتی به حضور زائران رضوی در رواق دارالذکر
play_arrow
پنجره‌ متفاوتی به حضور زائران رضوی در رواق دارالذکر
وقتی نیمار نادیده گرفته می‌شود!
play_arrow
وقتی نیمار نادیده گرفته می‌شود!
حجت‌الاسلام طائب: هر ایرانی یک سنگر قدرت ملی است
play_arrow
حجت‌الاسلام طائب: هر ایرانی یک سنگر قدرت ملی است
حضور فرزندان رهبر شهید در مراسم چهلم آقای شهید ایران
play_arrow
حضور فرزندان رهبر شهید در مراسم چهلم آقای شهید ایران
تایم‌لپسی از حضور عاشقان آقای شهید در اطراف مزار ایشان
play_arrow
تایم‌لپسی از حضور عاشقان آقای شهید در اطراف مزار ایشان
یک نکته حقوقی دقیق در مورد میزان سهم‌الارث برادر و خواهر
play_arrow
یک نکته حقوقی دقیق در مورد میزان سهم‌الارث برادر و خواهر
سالتوی تماشایی فرنگی‌کار جوان ایران
play_arrow
سالتوی تماشایی فرنگی‌کار جوان ایران
دانوب راز سال ۱۹۴۴ را فاش کرد؛ کشتی جنگی آلمان نازی پس از ۸۲ سال از آب بیرون آمد
play_arrow
دانوب راز سال ۱۹۴۴ را فاش کرد؛ کشتی جنگی آلمان نازی پس از ۸۲ سال از آب بیرون آمد
نگویید دیپلمات بگویید افسران آموزش اغتشاشات!
play_arrow
نگویید دیپلمات بگویید افسران آموزش اغتشاشات!
سلاح‌ و اشیای کشف شده از سارقان گردنبندهای طلا در شمال تهران
play_arrow
سلاح‌ و اشیای کشف شده از سارقان گردنبندهای طلا در شمال تهران