طب سنتى دريچهاى مطمئن به سلامتى
از آن جا كه مجلهى جانباز قصد دارد در هر شماره، صفحهاى را به خواص گياهان دارويى اختصاص دهد، بر آن شديم تا ابتدا، خلاصهاى از اركان طب قديم را ياد آورى كنيم تا خوانندگان محترم بتوانند از مطالب ارايه شده در قسمت خواص گياهان، بهتر استفاده كنند.
در لزوم ارايهى اين بحث، همين مقدار اشاره مىكنيم كه پزشكان آشنا به طب قديم، داروها را بر اساس تشخيص مزاجهاى چهارگانه (كه هر فرد، يك مزاج غلبه دارد)، تجويز مىكنند. چون داروهاى گياهى، هر كدام داراى مزاج خاصى هستند و ما ناگزير از ياد گيرى آنها مىباشيم.
قبل از شناخت مزاجهاى انسانى و ساير موجودات در علم پزشكى سنتى، براى روشن شدن موضوع به تعريف اركان مىپردازيم: «اركان» در اصطلاح پزشكان سابق، اجسام بسيطى هستند كه به اجسام مختلف قابل تقسيم نيستند و اجزاى اوليهى بدن را تشكيل مىدهند و عبارتند از:
«آتش» كه گرم و خشك است. «هوا» كه گرم و تر است. «آب» كه سرد و تر است. «خاك»كه سرد و خشك است. ابوعلىسينا، در مورد اركان (عناصر) مىگويد: «عناصر نوعى اجسام ساده هستند كه اجزاى اوليهى تن آدمى و موجودات ديگر را تشكيل مىدهند. «عناصر، هرگز به اجزايى كه از لحاظ شكل ظاهرى مختلف هستند تقسيم نمىشوند. در واقع، از آميزش عنصرها با هم ديگر، انواع موجودات كه از لحاظ صورت گوناگون هستند، به وجود مىآيند.
خاك: ابوعلىسينا در كتاب قانون مىنويسد:«خاك، جسمى است ساده و داراى سنگينى مطلق كه جايگاه آن در مركز ساير عناصر است و مزاج آن، سرد و خشك است و وجود خاك در موجودات، جهت به هم پيوستگى و پايدارى و نگه دارى اشكال و هيأتهاست».
آب: جسمى است ساده و داراى سنگينى زياد. جايگاه طبيعى آنها، جايى است كه خاك را احاطه مىكند.مزاج آب، سرد و تر است. آب هر شكلى به خود مىگيرد، ولى آن را حفظ نمىكند. وجود آب در موجودات براى ايجاد نرمى در شكلهايى است كه به شكل گيرى، طرح ريزى، راست و همواره شدن نيازمند هستند. ترى، اگر چه به آسانى هيأتهاى شكلى را از دست مىدهد، اما آنها را دوباره به آسانى مىپذيرد. اما خشكى بر عكس، هيأتهاى شكلى ره به دشوارى مىپذيرد. ولى به دشوارى هم از دست مىدهد. ترى نمىگذارد خشك از هم بپاشد و خشكى نمىگذارد تر، سيلان كند.
هوا: جسمى است ساده و داراى سبكى زياد. جايگاه طبيعى آن بالاتر از آب و پايينتر از آتش است. مزاج آن، گرم و تر است. وجود آن در موجودات براى نفوذ، نرم كردن، سبك گردانيدن و به آسانى بلند كردن آن است.
آتش: جسمى است ساده و داراى سبكى مطلق. جايگاه آن از همهى عناصر بالاتر است. مزاج آن گرم و خشك است. وجود آن در موجودات براى پختن و نرم كردن و آميختن مىباشد. در واقع، اين آتش است كه سردى دو عنصر سنگين و سرد را مىشكند. اين د رهم شكستن، به اين منظور است كه از حالت عنصرى، به حالت مزاجى تبديل شود. حال، باروشن شدن اركان، به تعريف مزاج مىپردازيم.
مزاج: هر گاه اجزاى اركان (سردى، گرمى، ترى و خشكى) كوچك شوند و باهم ديگر كه نيروهايى ضد هم هستند، در آميزند، كيفيت مشابهى حاصل مىشود كه به آن مزاج مىگويند. يعنى به وجود آمدن تمام اجسام در اين عالم، نتيجهى واكنش متقابل اين چهار عنصر (سردى، گرمى، ترى و خشكى) بر هم ديگر مىباشد. به اين سان، هيچ يك از انسانها از اين چهار شكل خارج نيستند؛ يا داراى مزاج صفرايى يا مزاج خونى يا مزاج بلغمى يا مزاج سودايى هستند.
افرادى كه «صفرايى» هستند، مزاجشان، گرم و خشك است كه داراى علايم زير است: زردى رنگ چشم و صورت، تلخى دهان در هنگام بيدار شدن از خواب صبح گاهى، عطش زياد، خشكى گلو و زير زبان، تركيدن دست وپا.گفتنى است كه اين افراد، زياد عصبانى مىشوند.
انسانهايى كه مزاج «خونى» دارند، مزاج غالب شان گرمى و ترى است. علايم غلبهى مزاج خونى عبارتند از: شيرنى طعم دهان هنگام بيدار شدن از خواب صبح گاهى، سنگينى و دردسر، خميازه و دهن دره، كندى حواس، سرخى رنگ بدن،صورت و چشم، سرخى زبان و بروز دمل و جوش نمىشوند.
افرادى كه مزاج «بلغمى» دارند. مزاجشان سردى و ترى است. علايم غلبهى اين مزاج عبارت است از: نداشتن عطش، سفيدى و نرمى بدن، سردى پوست بدن، ضفع در هضم و آروغ ترش، ترش بودن دهان هنگام بيدار شدن از خواب صبح گاهى، كندى حواس، آمدن لعاب از دهان، سفيد شدن زود رس موى سر و ريش قبل از پيرى و اين افراد بسيار تنبل و كند هستند، بسيار مىخوانند و داراى تحريك پذيرى كمى هستند.
برخى افراد مزاج «سودايى» دارند. مزاج غالب آنها سردى و خشكى است . علايم غلبهى سودا عبارت است از: پيوست و خشكس مزاج، درشتى و لاغرى بدن، شورى دهان هنگام بيدار شدن از خواب صبح گاهى. اين افراد داراى اخلاق تند و زشت هستند. غم واندوه بسيار دارند و علاوه بر زيادفكر كردن، پر حرف هم هستند.
ازطرف ديگر، تمام موادى كه انسانها مصرف مىكنند، داراى مزاجهاى زير هستند: ياگرم و تر هستند، يا سرد و خشك، يا سرد و تر يا گرم وتر.
به طور مثال، «نخود» داراى مزاج سرد و خشك است. بنابراين نخود براى افرادى كه داراى مزاج گرم و تر(خونى) هستند، مؤثر است. در نتيجه اگر هر انسانى با در نظر گرفتن مزاج خود، موادى ضد مزاجش مصرف كند، برايش مفيد است و از اثرات مثبت آن برخوردار خواهد شد.
منبع: ماهنامه جانباز
در لزوم ارايهى اين بحث، همين مقدار اشاره مىكنيم كه پزشكان آشنا به طب قديم، داروها را بر اساس تشخيص مزاجهاى چهارگانه (كه هر فرد، يك مزاج غلبه دارد)، تجويز مىكنند. چون داروهاى گياهى، هر كدام داراى مزاج خاصى هستند و ما ناگزير از ياد گيرى آنها مىباشيم.
قبل از شناخت مزاجهاى انسانى و ساير موجودات در علم پزشكى سنتى، براى روشن شدن موضوع به تعريف اركان مىپردازيم: «اركان» در اصطلاح پزشكان سابق، اجسام بسيطى هستند كه به اجسام مختلف قابل تقسيم نيستند و اجزاى اوليهى بدن را تشكيل مىدهند و عبارتند از:
«آتش» كه گرم و خشك است. «هوا» كه گرم و تر است. «آب» كه سرد و تر است. «خاك»كه سرد و خشك است. ابوعلىسينا، در مورد اركان (عناصر) مىگويد: «عناصر نوعى اجسام ساده هستند كه اجزاى اوليهى تن آدمى و موجودات ديگر را تشكيل مىدهند. «عناصر، هرگز به اجزايى كه از لحاظ شكل ظاهرى مختلف هستند تقسيم نمىشوند. در واقع، از آميزش عنصرها با هم ديگر، انواع موجودات كه از لحاظ صورت گوناگون هستند، به وجود مىآيند.
خاك: ابوعلىسينا در كتاب قانون مىنويسد:«خاك، جسمى است ساده و داراى سنگينى مطلق كه جايگاه آن در مركز ساير عناصر است و مزاج آن، سرد و خشك است و وجود خاك در موجودات، جهت به هم پيوستگى و پايدارى و نگه دارى اشكال و هيأتهاست».
آب: جسمى است ساده و داراى سنگينى زياد. جايگاه طبيعى آنها، جايى است كه خاك را احاطه مىكند.مزاج آب، سرد و تر است. آب هر شكلى به خود مىگيرد، ولى آن را حفظ نمىكند. وجود آب در موجودات براى ايجاد نرمى در شكلهايى است كه به شكل گيرى، طرح ريزى، راست و همواره شدن نيازمند هستند. ترى، اگر چه به آسانى هيأتهاى شكلى را از دست مىدهد، اما آنها را دوباره به آسانى مىپذيرد. اما خشكى بر عكس، هيأتهاى شكلى ره به دشوارى مىپذيرد. ولى به دشوارى هم از دست مىدهد. ترى نمىگذارد خشك از هم بپاشد و خشكى نمىگذارد تر، سيلان كند.
هوا: جسمى است ساده و داراى سبكى زياد. جايگاه طبيعى آن بالاتر از آب و پايينتر از آتش است. مزاج آن، گرم و تر است. وجود آن در موجودات براى نفوذ، نرم كردن، سبك گردانيدن و به آسانى بلند كردن آن است.
آتش: جسمى است ساده و داراى سبكى مطلق. جايگاه آن از همهى عناصر بالاتر است. مزاج آن گرم و خشك است. وجود آن در موجودات براى پختن و نرم كردن و آميختن مىباشد. در واقع، اين آتش است كه سردى دو عنصر سنگين و سرد را مىشكند. اين د رهم شكستن، به اين منظور است كه از حالت عنصرى، به حالت مزاجى تبديل شود. حال، باروشن شدن اركان، به تعريف مزاج مىپردازيم.
مزاج: هر گاه اجزاى اركان (سردى، گرمى، ترى و خشكى) كوچك شوند و باهم ديگر كه نيروهايى ضد هم هستند، در آميزند، كيفيت مشابهى حاصل مىشود كه به آن مزاج مىگويند. يعنى به وجود آمدن تمام اجسام در اين عالم، نتيجهى واكنش متقابل اين چهار عنصر (سردى، گرمى، ترى و خشكى) بر هم ديگر مىباشد. به اين سان، هيچ يك از انسانها از اين چهار شكل خارج نيستند؛ يا داراى مزاج صفرايى يا مزاج خونى يا مزاج بلغمى يا مزاج سودايى هستند.
افرادى كه «صفرايى» هستند، مزاجشان، گرم و خشك است كه داراى علايم زير است: زردى رنگ چشم و صورت، تلخى دهان در هنگام بيدار شدن از خواب صبح گاهى، عطش زياد، خشكى گلو و زير زبان، تركيدن دست وپا.گفتنى است كه اين افراد، زياد عصبانى مىشوند.
انسانهايى كه مزاج «خونى» دارند، مزاج غالب شان گرمى و ترى است. علايم غلبهى مزاج خونى عبارتند از: شيرنى طعم دهان هنگام بيدار شدن از خواب صبح گاهى، سنگينى و دردسر، خميازه و دهن دره، كندى حواس، سرخى رنگ بدن،صورت و چشم، سرخى زبان و بروز دمل و جوش نمىشوند.
افرادى كه مزاج «بلغمى» دارند. مزاجشان سردى و ترى است. علايم غلبهى اين مزاج عبارت است از: نداشتن عطش، سفيدى و نرمى بدن، سردى پوست بدن، ضفع در هضم و آروغ ترش، ترش بودن دهان هنگام بيدار شدن از خواب صبح گاهى، كندى حواس، آمدن لعاب از دهان، سفيد شدن زود رس موى سر و ريش قبل از پيرى و اين افراد بسيار تنبل و كند هستند، بسيار مىخوانند و داراى تحريك پذيرى كمى هستند.
برخى افراد مزاج «سودايى» دارند. مزاج غالب آنها سردى و خشكى است . علايم غلبهى سودا عبارت است از: پيوست و خشكس مزاج، درشتى و لاغرى بدن، شورى دهان هنگام بيدار شدن از خواب صبح گاهى. اين افراد داراى اخلاق تند و زشت هستند. غم واندوه بسيار دارند و علاوه بر زيادفكر كردن، پر حرف هم هستند.
ازطرف ديگر، تمام موادى كه انسانها مصرف مىكنند، داراى مزاجهاى زير هستند: ياگرم و تر هستند، يا سرد و خشك، يا سرد و تر يا گرم وتر.
به طور مثال، «نخود» داراى مزاج سرد و خشك است. بنابراين نخود براى افرادى كه داراى مزاج گرم و تر(خونى) هستند، مؤثر است. در نتيجه اگر هر انسانى با در نظر گرفتن مزاج خود، موادى ضد مزاجش مصرف كند، برايش مفيد است و از اثرات مثبت آن برخوردار خواهد شد.
منبع: ماهنامه جانباز