برادهها (مجموعه شعر)
یادبود: سیّد حسن حسینی
تعداد صفحات: 72
قيمت: 800 تومان
شابک: 0-216-506-964
قطع: رقعي
نوبت چاپ: دوم :1385
شمارگان: 2200
حسيني در گزين گفتههايش هنرمند را متعهد عالم قدسي تعريف ميكند و دربارة هنرمند ميگويد: براي هنرمندي كه با معاد مؤمن است «هنر مقطعي» و «هنر گذرا» تركيباتي خالي از محتوا هستند. براي هنرمنداني از اين دست هر اثري ماندگار است. وي نقاد را به پليس تشبيه ميكند كه اگر بنا شد،سرقت هنري فراگير ميشود «آنجا كه پليس نقد نباشد، سرقت ادبي يك امر طبيعي است» در بخش با شعر و شاعران نويسنده در پي شعر و شاعران است كه ستايندة عالم بالا و جهان قدسي باشد، تا دچار ضعف بينايي نگردد «شاعراني كه دچار ضعف بينايي هستند معمولاً در چاه زنخدان سقوط ميكنند. وي دربارة شعر ميگويد «يك شعر خوب يك راز سر به مهر است كه شاعر و خوانندة شعر در افشا شدن آن سهم مساوي دارند. حسيني شعر را ناب تعريف ميكند و در بند وزن و قافيه نميداند «تسلط بر وزن و قافيه كار شاعري را آسان ميكند اما شاعر نميسازد. در پايان به چند گزين گويه يا برادههاي از نويسنده را ميخوانيم:
كاش ميتوانستيم براي دلهاي تاريك، از آفتاب انشعاب بگيريم! هنر پنجرهاي است رو به باغ ناشناختهها. ايمان اين پنجره را باز ميكند. شك آن را ميبندد و الحاد با كاغذي سياه آن را ميپوشاند. يك شاعر خلاق از خدا الهام ميگيرد و يك شاعر معمولي از يك شاعر خلاق.
تعداد صفحات: 72
قيمت: 800 تومان
شابک: 0-216-506-964
قطع: رقعي
نوبت چاپ: دوم :1385
شمارگان: 2200
معرفی کتاب:
حسيني در گزين گفتههايش هنرمند را متعهد عالم قدسي تعريف ميكند و دربارة هنرمند ميگويد: براي هنرمندي كه با معاد مؤمن است «هنر مقطعي» و «هنر گذرا» تركيباتي خالي از محتوا هستند. براي هنرمنداني از اين دست هر اثري ماندگار است. وي نقاد را به پليس تشبيه ميكند كه اگر بنا شد،سرقت هنري فراگير ميشود «آنجا كه پليس نقد نباشد، سرقت ادبي يك امر طبيعي است» در بخش با شعر و شاعران نويسنده در پي شعر و شاعران است كه ستايندة عالم بالا و جهان قدسي باشد، تا دچار ضعف بينايي نگردد «شاعراني كه دچار ضعف بينايي هستند معمولاً در چاه زنخدان سقوط ميكنند. وي دربارة شعر ميگويد «يك شعر خوب يك راز سر به مهر است كه شاعر و خوانندة شعر در افشا شدن آن سهم مساوي دارند. حسيني شعر را ناب تعريف ميكند و در بند وزن و قافيه نميداند «تسلط بر وزن و قافيه كار شاعري را آسان ميكند اما شاعر نميسازد. در پايان به چند گزين گويه يا برادههاي از نويسنده را ميخوانيم:
كاش ميتوانستيم براي دلهاي تاريك، از آفتاب انشعاب بگيريم! هنر پنجرهاي است رو به باغ ناشناختهها. ايمان اين پنجره را باز ميكند. شك آن را ميبندد و الحاد با كاغذي سياه آن را ميپوشاند. يك شاعر خلاق از خدا الهام ميگيرد و يك شاعر معمولي از يك شاعر خلاق.