کارکردهاي اجتماعي شخصيت سالم
ما ، در جزيره اي تنها و منفک از ديگران زندگي نمي کنيم . ما ، در خانواده ها متولد و در جوامع ، بزرگ مي شويم. در مدارس، درس مي خوانيم و عضويت بسياري از گروه ها ، نهادها و سازمان ها را مي پذيريم . وقتي شغل اختيار مي کنيم، مي بينيم بايد با ديگران ارتباط دائم و مؤثر داشته باشيم . اگر اصول برقراري رابطه و تعامل با ديگران را نياموزيم و آن را به کار نگيريم ، مي توانيم انتظار داشته باشيم که پيشرفتمان کند و حتي متوقف شود.
مهمترين گام براي عبور از موانع پيش رو ، آشنايي با کارکردهاي اجتماعي شخصيت سالم است. براي داشتن يک زندگي سالم و ساختن دنيايي آرام بايد از ويژگي ها و کارکردهاي اجتماعي شخصيت سالم ، آگاه شد و آنها را در وجود خويش بارور کرد.
شخصيت سالمي که روابط اجتماعي اش عاري از هر نقص و عيبي باشد، ممکن است به نظر شما يک شخصيت افسانه اي جلوه کند ، حال آن که چنين نيست ؛ زيرا شخصيت سالم ، کاملا يک شخصيت طبيعي و اين جهاني است که نمي توان او را در يک رديف شغلي ، محدوده ي جغرافيايي و يا سطح مالي و فرهنگي خاصي جستجو کرد. ممکن است در هر نقطه اي زندگي کند ، مشاغل متفاوتي داشته باشد، و فقير ، غني ، مرد ، زن ، روستايي يا شهري باشد . مهم ترين ويژگي و خصوصيت شخصيت سالم ، برخورداري از رفتار کارآمد است و منظور از آن ، رفتاري است انعطاف پذير، کنترل شده و بارآور يا مولد. داشتن چنين شخصيتي به ما اجازه مي دهد درباره ي خويش و ديگران احساس و گرايش مثبت و خوبي داشته باشيم ، براي خودشناسي تلاش کنيم ، و بکوشيم به هدف هاي شخصي واقعي برسيم و با مردم ، روابط خوبي برقرار کنيم .
حال که تصوير اجمالي از يک شخصيت سالم ارائه شد، به طور برجسته و مشخص ، کارکردهاي اجتماعي آن را بررسي کنيم :
شايد بتوان شعار « ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت» را بارزترين نماد تکليف مداري در اين گونه افراد دانست. افرادي که از زير بار مسئوليت ، شانه خالي مي کنند و در قبال تحولات سياسي - اجتماعي ، احساس وظيفه نمي کنند ، وجهه بارزي از يک شخصيت معيوب و ناکارآ به حساب مي آيند.
افراد زيادي هستند که در قبال مسائل جهاني و سرنوشت ديگران بي تفاوت اند . استدلال آنان اين است که چه کاري از دست من بر مي آيد ؟! و چگونه مي توانم بر معضلاتي که به جهان سايه افکنده ، تأثير مثبت بگذارم ؟! مگر شعار دادن و مرگ بر اسرائيل گفتن ، چه سودي به حال مردم فلسطين دارد ؟!
اين نوع تفکر نشان مي دهد که شخص ، زاويه ي ديد خود را به اطراف خويش محدود کرده است . افرادي که از شخصيت سالم برخوردارند، دامنه ي ديدشان از خويشتن ، خانواده و محيط و جامعه ي خود ، فراتر مي رود و کل جهان را در بر مي گيرد. از نظر آنها دنيا بر پاشنه ي مشارکت و تعاون مي چرخد . احساس آنها اين است که درد و رنج هر فرد در يک گوشه از جهان ، درد و رنج بشريت است:
بني آدم اعضاي يکديگرند
که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
ما نه تنها با تمام مردمي که در حال حاضر در جهان زندگي مي کنند، يکي هستيم ، بلکه با آنهايي که در گذشته بوده اند و يا پس از ما خواهند آمد نيز يکي هستيم . بنابراين ، بايد باور کنيم که رنج بشريت ، رنج خود ماست .
بسياري از افراد ، تلاش و فعاليتشان براي رسيدن به اهداف مادي ، رياست ، و مقام و ارضاي نيازهاي خودشان است. در اين ميان ، افرادي را هم سراغ داريم که وضعيت زندگي شان از نظر مادي ، رو به راه است و اگر هم هيچ فعاليتي اقتصادي يا فرهنگي يا اجتماعي نداشته باشند، با مشکل خاصي مواجه نمي شوند ؛ اما با وجود اين ، انگيزه ي بسيار قوي اي براي فعاليت هاي اقتصادي و خدمت رساني به ديگران دارند که اين خود، نشان مي دهد از نظر شخصيتي در سطح بالايي هستند.
منبع: کتاب حديث زندگي
/خ
مهمترين گام براي عبور از موانع پيش رو ، آشنايي با کارکردهاي اجتماعي شخصيت سالم است. براي داشتن يک زندگي سالم و ساختن دنيايي آرام بايد از ويژگي ها و کارکردهاي اجتماعي شخصيت سالم ، آگاه شد و آنها را در وجود خويش بارور کرد.
شخصيت سالمي که روابط اجتماعي اش عاري از هر نقص و عيبي باشد، ممکن است به نظر شما يک شخصيت افسانه اي جلوه کند ، حال آن که چنين نيست ؛ زيرا شخصيت سالم ، کاملا يک شخصيت طبيعي و اين جهاني است که نمي توان او را در يک رديف شغلي ، محدوده ي جغرافيايي و يا سطح مالي و فرهنگي خاصي جستجو کرد. ممکن است در هر نقطه اي زندگي کند ، مشاغل متفاوتي داشته باشد، و فقير ، غني ، مرد ، زن ، روستايي يا شهري باشد . مهم ترين ويژگي و خصوصيت شخصيت سالم ، برخورداري از رفتار کارآمد است و منظور از آن ، رفتاري است انعطاف پذير، کنترل شده و بارآور يا مولد. داشتن چنين شخصيتي به ما اجازه مي دهد درباره ي خويش و ديگران احساس و گرايش مثبت و خوبي داشته باشيم ، براي خودشناسي تلاش کنيم ، و بکوشيم به هدف هاي شخصي واقعي برسيم و با مردم ، روابط خوبي برقرار کنيم .
تصويري از يک شخصيت سالم
حال که تصوير اجمالي از يک شخصيت سالم ارائه شد، به طور برجسته و مشخص ، کارکردهاي اجتماعي آن را بررسي کنيم :
1. خدمتگرا و تکليف مدار بودن
شايد بتوان شعار « ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت» را بارزترين نماد تکليف مداري در اين گونه افراد دانست. افرادي که از زير بار مسئوليت ، شانه خالي مي کنند و در قبال تحولات سياسي - اجتماعي ، احساس وظيفه نمي کنند ، وجهه بارزي از يک شخصيت معيوب و ناکارآ به حساب مي آيند.
2. جامع و جهاني انديشيدن
افراد زيادي هستند که در قبال مسائل جهاني و سرنوشت ديگران بي تفاوت اند . استدلال آنان اين است که چه کاري از دست من بر مي آيد ؟! و چگونه مي توانم بر معضلاتي که به جهان سايه افکنده ، تأثير مثبت بگذارم ؟! مگر شعار دادن و مرگ بر اسرائيل گفتن ، چه سودي به حال مردم فلسطين دارد ؟!
اين نوع تفکر نشان مي دهد که شخص ، زاويه ي ديد خود را به اطراف خويش محدود کرده است . افرادي که از شخصيت سالم برخوردارند، دامنه ي ديدشان از خويشتن ، خانواده و محيط و جامعه ي خود ، فراتر مي رود و کل جهان را در بر مي گيرد. از نظر آنها دنيا بر پاشنه ي مشارکت و تعاون مي چرخد . احساس آنها اين است که درد و رنج هر فرد در يک گوشه از جهان ، درد و رنج بشريت است:
بني آدم اعضاي يکديگرند
که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
ما نه تنها با تمام مردمي که در حال حاضر در جهان زندگي مي کنند، يکي هستيم ، بلکه با آنهايي که در گذشته بوده اند و يا پس از ما خواهند آمد نيز يکي هستيم . بنابراين ، بايد باور کنيم که رنج بشريت ، رنج خود ماست .
3. همکوشي و پيشگام شدن در فعاليت هاي اجتماعي
بسياري از افراد ، تلاش و فعاليتشان براي رسيدن به اهداف مادي ، رياست ، و مقام و ارضاي نيازهاي خودشان است. در اين ميان ، افرادي را هم سراغ داريم که وضعيت زندگي شان از نظر مادي ، رو به راه است و اگر هم هيچ فعاليتي اقتصادي يا فرهنگي يا اجتماعي نداشته باشند، با مشکل خاصي مواجه نمي شوند ؛ اما با وجود اين ، انگيزه ي بسيار قوي اي براي فعاليت هاي اقتصادي و خدمت رساني به ديگران دارند که اين خود، نشان مي دهد از نظر شخصيتي در سطح بالايي هستند.
4. شوخ طبعي وگشاده رويي
5. پذيرش غير مشروط ديگران
6. صداقت در گفتار
7. راز داري و حفظ حريم شخصي
8. زندگي کردن در اين جا و اکنون
منبع: کتاب حديث زندگي
/خ