سه داستان کوتاه

به خدا اعتماد کن!

زن فقیری که شوهرش فلج بود، با اطمینان از اینکه خداوند پول و غذا و سایر مایحتاجش را فراهم خواهد کرد، وارد فروشگاهی شد و از فروشنده چیزهای مورد نیازش را خواست.
دوشنبه، 24 ارديبهشت 1397
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
به خدا اعتماد کن!

ترازوی سنگین

زن فقیری که شوهرش فلج بود، با اطمینان از اینکه خداوند پول و غذا و سایر مایحتاجش را فراهم خواهد کرد، وارد فروشگاهی شد و از فروشنده چیزهای مورد نیازش را خواست. فروشنده پرسید: چه قدر پول داری؟ زن گفت: شوهرم چند ماه است که مریض شده، درحقیقت من پولی ندارم، فقط می‌توانم برایتان دعا کنم. فروشنده با تمسخر نگاهی به زن کرد و گفت: دعایت را روی کاغذ بنویس و به اندازه وزن آن خرید کن.

زن فوراً کاغذی از کیفش بیرون آورد و گفت: «این دعای کوچک من است که دیشب آن را نوشته‌ام.» روی کاغذ نوشته شده بود: «خداوندا! تو پناه من هستی! تو هر آنچه را برای عید لازم است فراهم خواهی کرد، حتی بیش از آنچه من نیاز دارم، به طوری که آنرا با سایر فرزندان تهیدست سهیم خواهم شد.»

مرد دعا را خواند و خندید. کاغذ را روی ترازو گذاشت و گفت: حالا ببینیم این کاغذ تو چقدر می‌ارزد؟! فروشنده شروع به گذاشتن اجناس بر روی کفه‌ی دیگر ترازو کرد، اما هرچه می‌گذاشت عقربه‌های آن تکان نمی‌خورد. کفه‌ی ترازو پر شده بود از اجناس مختلف.

فروشنده در حالی که متحیر شده بود به زن گفت: به نظر می‌رسد کاغذ تو سنگین‌تر از همه‌ی این اجناس است، هر چه لازم داری بردار و برو. زن خوشحال از لطف خدا، از فروشنده تشکر کرد و رفت.
 

چتر اعتماد

در یکی از سالها در روستایی دورافتاده خشکسالی آمد و تمام چشمه‌ها خشک شدند. مردم روستا بسیار نگران بودند تا اینکه به پیشنهاد کشیش تصمیم گرفتند در کلیسا جمع شوند و برای آمدن باران دعا کنند. در کلیسا هر کس در جستجوی فرصتی بود تا با دوستان نزدیک خود صحبت کند. کشیش مشغول آرام کردن مردم بود تا دعا را شروع کند که ناگهان متوجه دختر کوچکی شد که در ردیف جلو به آرامی در جای خود نشسته بود. چهره دخترک از هیجان می‌درخشید و در کنارش چتر قرمزی قرار داشت که آماده استفاده کردن بود. او مطمئن‌ترین فرد آن جمع بود. اطمینان از اینکه حتماً باران خواهد آمد. 
 

مرد کوهنورد

کوهنوردی هنگام صعود به قله، در تاریکی شب ناگهان پایش لیز خورد و از کوه پرت شد. همین‌طور که در حال سقوط بود، ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش به جایی گیر کرد و او بین آسمان و زمین معلق ماند. در تاریکی هیچ چیز را نمی‌دید، در آن لحظه چاره‌ای جز این که فریاد بکشد: «خدایا کمکم کن» برایش باقی نمانده بود. پس فریاد زد. صدایی از آسمان شنید که جواب داد: از من چه می‌خواهی؟ مرد گفت: نجاتم بده.
صدا گفت: آیا واقعاً باور داری که می‌توانم نجاتت دهم.
مرد گفت: البته که باور دارم.
صدا گفت: اگر باور داری، طنابی را که به کمرت بسته شده را باز کن.
یک لحظه سکوت برقرار شد... و مرد تصمیم گرفت که با تمام نیرو به طناب بچسبد. روز بعد گروه نجات، کوهنوردی یخ زده را پیدا کردند که بدنش از طنابی آویزان بود و آن را محکم چسبده بود. او فقط چند سانتی‌متر از زمین فاصله داشت. «وقتی خداوند شما را به لبه‌ی پرتگاهی هدایت کرد، کاملاً به او اعتماد کنید. چون یکی از این دو اتفاق خواهد افتاد یا او شما را می‌گیرد یا پرواز کردن یادتان می‌دهد».
 


منبع: حیدری، سعید، (1396)، داستان‌های کوتاه، مثل دانه قهوه باش، قم: یاران قلم، چاپ اول.

مقالات مرتبط
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
حمله تند مجری آمریکایی به ترامپ
play_arrow
حمله تند مجری آمریکایی به ترامپ
تصاویر دیده‌نشده از لحظه پرتاب موشک‌ها در جنگ اخیر
play_arrow
تصاویر دیده‌نشده از لحظه پرتاب موشک‌ها در جنگ اخیر
سوخت چگونه از مخازن زیرزمینی به داخل خودروی شما منتقل می‌شود؟
play_arrow
سوخت چگونه از مخازن زیرزمینی به داخل خودروی شما منتقل می‌شود؟
تاکر کارلسون: ترامپ باید «فوراً» برکنار شود
play_arrow
تاکر کارلسون: ترامپ باید «فوراً» برکنار شود
توضیحات محسن نامجو در پاسخ به همسرش
play_arrow
توضیحات محسن نامجو در پاسخ به همسرش
کنت: ایرانی‌ها دیگر دیپلماسی آمریکا را جدی نمی‌گیرند؛ ما اعتبار خود را از دست داده‌ایم
play_arrow
کنت: ایرانی‌ها دیگر دیپلماسی آمریکا را جدی نمی‌گیرند؛ ما اعتبار خود را از دست داده‌ایم
عینک تاشو انگلیسی؛ ساخته‌شده ۱۰۶ سال پیش
play_arrow
عینک تاشو انگلیسی؛ ساخته‌شده ۱۰۶ سال پیش
حجت‌الاسلام مروی: رهبر شهید آمریکا را تحقیر کرد و هیمنه و ابهت آمریکا را در دنیا ریخت
play_arrow
حجت‌الاسلام مروی: رهبر شهید آمریکا را تحقیر کرد و هیمنه و ابهت آمریکا را در دنیا ریخت
افشاگری سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی آمریکا درباره پشت پرده سفر رتکلیف به مسکو
play_arrow
افشاگری سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی آمریکا درباره پشت پرده سفر رتکلیف به مسکو
تلفن همرا تاشوی سه‌تکه Huawei Mate XT 2 معرفی شد
play_arrow
تلفن همرا تاشوی سه‌تکه Huawei Mate XT 2 معرفی شد
راز گوشه‌گیری پسر ترامپ پس از تهدید به ترور
play_arrow
راز گوشه‌گیری پسر ترامپ پس از تهدید به ترور
هندسه نوین اقتدار امت؛ واکاوی راهبردی منظومه وحدت اسلامی در تراز تمدن‌سازی نوین
هندسه نوین اقتدار امت؛ واکاوی راهبردی منظومه وحدت اسلامی در تراز تمدن‌سازی نوین
بررسی نظام مدیریت وقف و امور خیریه در سوئیس: ساختار نهادی، کنشگران کلیدی و چارچوب نظارتی
بررسی نظام مدیریت وقف و امور خیریه در سوئیس: ساختار نهادی، کنشگران کلیدی و چارچوب نظارتی
حمله پهپای ارتش به سمت پایگاه آمریکایی «المنهاد» در امارات
play_arrow
حمله پهپای ارتش به سمت پایگاه آمریکایی «المنهاد» در امارات
لحظه شلیک موشک‌ و پهپادهای ایرانی به سمت اهدام آمریکا در اردن
play_arrow
لحظه شلیک موشک‌ و پهپادهای ایرانی به سمت اهدام آمریکا در اردن