بیان مسأله:
جمهوری اسلامی ایران، به عنوان نظامی برآمده از مکتب اهل بیت(ع)، همواره در معرض انواع تهدیدها و آشوبهای داخلی و خارجی بوده است. در این میان، شناخت الگوی عملی و راهبردی برای مدیریت این بحرانها، امری ضروری به نظر میرسد.
سؤال اصلی این است که رفتار و مشی حضرت علی(ع) با اغتشاشگران زمان خود چگونه بود؟ بررسی تاریخی دوران پرحادثه خلافت امام علی(ع) که با سه جنگ بزرگ داخلی (جمل، صفین و نهروان) و انواع فتنههای سیاسی و اجتماعی همراه بود، میتواند گنجینهای از راهکارهای حکیمانه، مرحلهای و قاطع را در اختیار ما قرار دهد. این پژوهش در صدد است تا با واکاوی سیره عملی آن حضرت، پاسخی عینی و کاربردی به این پرسش اساسی ارائه دهد.
ضرورت بحث:
در عصر حاضر که جنگهای ترکیبی، عملیات روانی و ایجاد اغتشاشهای ساختاریافته به ابزاری در دست دشمنان نظامهای مستقل تبدیل شده، فقدان الگوی بومی و دینی برای مدیریت بحران میتواند به تصمیمگیریهای شتابزده، ناکارآمد یا تنشآفرین بینجامد.
مراجعه به سیره امام علی(ع) به عنوان اسوه حاکمیت عدل و تدبیر در بحرانیترین شرایط، تنها یک مطالعه تاریخی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای تمدن نوین اسلامی است.
این تحقیق با بازخوانی راهبردهای امام علی(ع) در مدیریت و دفع اغتشاشهای عصر خلافت، میکوشد تا خلأ نظریهپردازی داخلی در این عرصه را پر کند و بصیرتی عملی برای مسئولان و نخبگان فراهم آورد.
اهداف مقاله:
هدف این مقاله، استخراج و تبیین الگوی جامع رفتاری امام علی(ع) در مواجهه با پدیده اغتشاش است. این هدف در سه سطح پیگیری میشود:
نخست، شناسایی و تحلیل راهبردهای مرحلهای ایشان از گفتگو و مدارا تا برخورد قاطع.
دوم، استخراج اصول ثابت و خطوط قرمز در سیره علوی، مانند تقدم وحدت، تفکیک بین فریبخوردگان و مغرضان، و قاطعیت در برابر جنگطلبان.
سوم، ارائه الگویی کاربردی برای مدیریت بحرانهای امنیتی-اجتماعی معاصر، مبتنی بر این آموزهها. در نهایت، این نوشتار در پی آن است تا نشان دهد چگونه میتوان از سیره حکومتی امام اول شیعیان به عنوان چراغی برای پیمودن مسیر دشوار حفظ انسجام ملی و مقابله با فتنههای نوین بهره جست.
رفتار و مشی حضرت علی(ع) با اغتشاشگران زمان خود چگونه بود؟
1.الگوی رفتاری امام علی(ع) در تشخیص و خنثیسازی اغتشاش فکری-سیاسی
۱-۱ شناسایی انگیزه پنهان اغتشاشگران: سوءاستفاده از اختلافاتابوسفیان بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در حالی که علی(ع) و عباس عموی پیامبر(ص) خیره خیره رفتارش را زیر نظر داشتند با صدای رسا مطالبی بدین معنا خواند: «بنی هاشم نگذارید مردم به شما طمع کنند، مخصوصا قبیله تیم بن مرّه و عدیّ(مقصود قبیله خلیفه اول و دوّم است)، خلافت تنها از آن شماست، کسی جز علی شایستگی آن را ندارد، ای أبا الحسن دستت را با حزم و درایت دراز کن، همانا تو شایسته ترین فرد برای این کار هستی». سپس با صدای بلند گفت: ای بنی هاشم، ای فرزندان عبد مناف، آیا راضی شده اید أبوفصیل این فرد پستِ فرزند پست، بر شما حکومت کند، اگر بخواهید من مدینه را برایتان پر از نیروی نظامی میکنم. [1]
در این صحنه تاریخی، ابوسفیان با ظاهری طرفدار و دلسوز، در حال دامن زدن به یک اغتشاش بزرگ است. او با تحریک احساسات قبیلهای و ایجاد دشمنی ساختگی، سعی دارد جامعه نوپای اسلامی را به ورطه جنگ داخلی و هرج و مرج بکشاند. رفتار امام علی(ع) که «خیره خیره» به او نگاه میکنند، نشاندهنده اولین و مهمترین گام در برابر اغتشاش است: شناسایی دقیق فتنهگر و تحلیل عمیق انگیزههای پلید او، نه گرفتار شدن در دام لعاب فریبنده سخنانش.
۱-۲ پاسخ قاطع و افشاگرانه به اغتشاش فتنهگر
حضرت در پاسخ وی فرمودند: «ارجع یا أباسفیان، فوالله ما ترید الله بما تقول، ومازلت تکید الإسلام و أهله، و نحن مشاغیل برسول الله صلّی الله علیه و آله، و علی کلّ امریء ما اکتسب....» (أبو سفیان برگرد، به خدا قسم تو برای خدا این پیشنهاد را نمیکنی، تو همواره در پی ضربه زدن به اسلام و فریفتن مسلمانان بوده ای، ما اکنون مشغول رسیدگی به کار [تدفین] رسول خدا (ص) هستیم، و هر کسی مسئول عمل خود خواهد بود.) [2]
پاسخ امام(ع) الگویی کامل از مدیریت بحران اغتشاش است. ایشان ابتدا با قاطعیت دستور به توقف فتنهگری میدهند («برگرد»). سپس بدون پردهپوشی، چهره واقعی و سابقه شوم او را در توطئه علیه اسلام افشا میکنند، تا هیچ شک و شبههای درباره ماهیت اغتشاشگر باقی نماند. در گام بعدی، اولویت حقیقی و وحدتبخش جامعه (توجه به پیامبر(ص) و وحدت حول آن) را یادآوری میکنند تا کانون توجهات از حاشیه تحریکشده به اصل بازگردد. این روش، هم فتنه را خنثی میکند و هم مردم را نسبت به خطر آگاه میسازد.
۱-۳ نتیجه رویکرد امام: خنثیسازی اغتشاش و عدم اقبال عمومی
سپس ابو سفیان به طرف مسجد رفت و بنی امیه را برای گرفتن خلافت تحریک کرد ولی کسی به دنبالش نرفت. [3]
این نتیجه، ثمره مستقیم برخورد حکیمانه امام(ع) است. اغتشاش، زمانی رشد میکند که یا رهبری در تشخیص و موضعگیری قاطع کوتاهی کند، یا مردم نسبت به آن بصیرت نداشته باشند.
امام(ع) با افشای چهره ابوسفیان، بصیرت بخشید و با تأکید بر اولویت ملی (تدفین پیامبر)، وحدت را تقویت کرد. در چنین فضایی، حتی تحریک مستقیم یک چهره شناخته شده نیز نمیتواند مردم را به دنبال کشیدنِ اغتشاش به میدان بیاورد. این نشان میدهد کارآمدترین راه مقابله با اغتشاش، ایمنسازی فکری جامعه از طریق رهبری هوشیار است.
۱-۴ الگوی عملی و پیام امروزی از سیره امام علی(ع) در مقابله با اغتشاش
پیام و الگوی عملی برای امروز: این واقعه تاریخی سه درس کلیدی برای مدیریت هوشمندانه اغتشاش در عصر حاضر به ما میدهد.
اول، ضرورت بصیرت و تشخیص: پیش از هر واکنشی، باید انگیزه واقعی تحریککنندگان را که اغلب پشت شعارهای فریبنده پنهان شده، شناسایی و افشا کرد.
دوم، پاسخ قاطع و مبتنی بر اصول: در برابر فتنهگران نباید مماشات کرد، بلکه با قاطعیتی همراه با استدلال، باید چهره آنان را آشکار و توطئه را خنثی نمود، همزمان با تأکید بر اولویتهای وحدتبخش ملی.
سوم، تکیه بر آگاهی و وحدت مردم: نهایتاً، ایمنی جامعه در گرو آگاهی عمومی است. وقتی مردم با بینش، فتنه را بشناسند، به آن دامن نمیزنند و اغتشاش در نطفه خفه میشود. این الگو، ترکیبی از هوشیاری رهبری، شجاعت در افشاگری و سرمایهگذاری بر سرمایه اجتماعیِ آگاه است.
2.الگوی رفتاری امام علی(ع) در قبال اغتشاسآفرینی داخلی: وحدت تاکتیکی در برابر تهدید اکبر
۲-۱ تشخیص اولویت تهدید: تمرکز بر اغتشاسگری بیرونی معاویه
متن تحلیلی اشاره میکند که امام علی(ع)، معاویه و اطرافیانش را دشمن اصلی اسلام میدانست. این نشان میدهد که سیره ایشان در مدیریت بحران، مبتنی بر اولویتبندی تهدیدها است. در این نگاه، اغتشاش و تهدید سازمانیافته خارجی که موجودیت نظام را نشانه رفته، خطری مهلکتر از اختلافهای داخلی تلقی میشود. این درک، مبنای هرگونه انعطاف یا مدارای تاکتیکی برای جلوگیری از تشدید اغتشاش داخلی و تضعیف جبهه مقابله با دشمن اصلی شد.
۲-۲ راهبرد کلان: مماشات ظاهری برای خنثیسازی بستر اغتشاش داخلی
سیاست امام در آن مقطع، به عنوان «تأیید زبانی توأم با مخالفت» توصیف شده است. این یک راهبرد هوشمندانه برای مدیریت تنش بود. ایشان با درک این که پرداختن به برخی اختلافات تاریخی میتواند بهانه و بستری برای اغتشاش و تفرقه فراهم آورد، عمداً از برجستهسازی آنها پرهیز کرد. هدف این بود که با حفظ وحدت ظاهری، سوخت مورد نیاز برای آشوبگری را از دشمن اصلی (معاویه) بگیرند و جامعه را برای رویارویی با کانون اصلی اغتشاش آماده نگه دارند.
۲-۳ نمونه عملی: زبان وحدتآفرین برای محروم کردن دشمن از بهانه
("پس از مرگ [پیامبر(ص)] عدهای از مسلمانان دو نفر را برگزیدند که از روش و سیرهشان خشنود بودهاند و آنها آنچه را که خدا خواست، پیاده کردند.") [4]
این جمله امام در نامهای رسمی، مصداق عینی آن راهبرد کلان است. ایشان با انتخاب زبانی کلی، غیرجنجالی و تصدیقکننده رضایت عمومی، عملاً هرگونه بهانهجویی برای ایجاد اغتشاش و شکاف در صفوف مسلمانان را از بین برد. این بیان، هم احساسات یک گروه را مدیریت کرد و هم فضای آتشافروزی داخلی را خنثی نمود تا تمام انرژی جامعه معطوف به مقابله با اغتشاشگری بیرونی باقی بماند.
3.برخورد قاطع امام علی(ع) با اغتشاشگران مسلح: الگویی برای مقابله با گروههای تکفیری
۳-۱ هشدار و پیشبینی دقیق عواقب اغتشاش مسلح
متن روایت از قول امام علی(ع) نقل میکند که خطاب به یارانش فرمود: «بر آنها هجوم برید! پیروزی با شماست. به خدا سوگند از جمع شما ده نفر کشته نخواهد شد و از آنان نیز کمتر از ده نفر زنده نخواهند بود»[5].
این پیشبینی دقیق که به وقوع پیوست، نشاندهنده شناخت عمیق امام از توازن قوا و روحیه اغتشاشگران است. ایشان نتیجه درگیری با این گروه را نه تنها میدانست، بلکه برای یارانش ترسیم کرد تا اقدام قاطع، حسابشده و همراه با اطمینان خاطر باشد. این، الگویی برای مدیریت روانی عملیات علیه آشوبگران است.
۳-۲ فرمان حمله سریع و نابودکننده به عنوان تنها پاسخ به اغتشاش مسلح
فرمان امام به یارانش برای هجوم، نشاندهنده عدم مجوز برای مماشات یا مذاکره با اغتشاشگران مسلحی است که پایههای امنیت جامعه را هدف گرفتهاند. هنگامی که گروهی مانند خوارج، با تفسیر انحرافی از دین به ترور، ایجاد رعب و برهم زدن نظم عمومی میپردازند، سیره علوی برخورد نظامی فوری، قاطع و نابودکننده را تجویز میکند. این رویکرد، خط قرمز مبارزه با تروریسم و آشوبگری سازمانیافته را تعریف میکند.
۳-۳ نتیجه عملیات: شکست مطلق اغتشاشگران و تثبیت امنیت
نتیجه نبرد دقیقاً مطابق پیشبینی امام بود: از سپاه امام ۹ نفر شهید شدند و از خوارج تنها ۸ نفر گریختند. این نتیجه، چند پیام مهم دارد: اول، کارآمدی و قطعیت برخورد قاطع با اغتشاشگران. دوم، هزینه نسبتاً پایین مقابله برای جامعه در صورت اقدام بهموقع و decisive. سوم، نابودی کانون فتنه و بازگرداندن آرامش به جامعه. این الگو نشان میدهد که تعلل در برخورد با اغتشاش مسلح، تنها به گسترش و پرهزینهتر شدن آن میانجامد.
4.عدم اغماض امام علی(ع) در برخورد با پناهدهندگان به اغتشاشگران: عدالت فراتر از روابط خویشاوندی
۴-۱ رصد اطلاعاتی و شناسایی کانونهای پنهان اغتشاش
بر اساس روایت، به امام علی(ع) خبر رسید که تعدادی از دشمنان در خانه خواهرشان پناه گرفته و مشغول توطئه هستند. این نشاندهنده وجود یک دستگاه اطلاعاتی و نظارتی فعال در حکومت امام است که حتی خانه نزدیکان حاکم را نیز از نظر دور نمیدارد.
شناسایی بهموقع کانونهای پنهان اغتشاش و توطئه، پیشنیاز هرگونه اقدام مؤثر برای خنثیسازی آن است. امام با این اقدام نشان داد حفظ امنیت عمومی مستلزم هوشیاری دائمی و نفوذناپذیری عرصههای خصوصی در صورت سوءاستفاده برای اهداف خرابکارانه است.
۴-۲ اقدام مستقیم و شخصی حاکم برای مقابله با اغتشاش
امام(ع) خود شخصاً و با لباس رزم به در خانه خواهر میروند. این عمل چندین پیام دارد: اول، اهمیت فوقالعاده و فوریت مسئله از نگاه ایشان. دوم، عدم واگذاری چنین مسئله حساسی به دیگران و احساس مسئولیت مستقیم. سوم، ایجاد رعب در دل توطئهگران با حضور بیدرنگ و مقتدرانه حاکم. این سیره نشان میدهد مقابله با اغتشاش، گاهی نیازمند اقدام مستقیم، سریع و غیرمترقبه توسط بالاترین مقام اجرایی است تا مانع گسترش فتنه شود.
۴-۳ قاطعیت در اجرای قانون بدون توجه به نسبت خانوادگی
وقتی خواهر ایشان (امهانی) با استناد به نسبت خانوادگی اعتراض میکند، پاسخ امام قاطع و شفاف است: «اینها دشمنان پیامبرند». [6] این پاسخ، اصل حاکمیت قانون و مصلحت عمومی را مطلقاً بر هرگونه رابطه شخصی و خویشاوندی مقدم میدارد. امام(ع) با این عمل خطقرمزی ترسیم کرد که هیچ حوزه خصوصی، حتی خانه بستگان درجه یک حاکم، نمیتواند پناهگاه دشمنان نظام و مخلّان امنیت باشد. این، اساسیترین درس در مقابله با فساد و آشوب است.
۴-۴ نتیجه: اجرای عدالت و بیرونراندن اغتشاشگران از پناهگاه
نتیجه این برخورد قاطع، تسلیم شدن خواهر و اخراج توطئهگران از پناهگاه امنشان بود. این اتفاق نشان میدهد که ثباتقدم و عدالت حاکم، حتی نزدیکان را نیز وادار به تمکین در برابر قانون میکند. این الگو به حاکمان میآموزد که اجرای عدالت بدون ملاحظه شخصی، نه تنها اقتدار نظام را افزایش میدهد، بلکه موجب اعتماد عمومی و سلب هرگونه پناهگاه از مجرمان و اغتشاشگران میشود.
5.راهکارهای امام علی(ع) برای خنثیسازی اغتشاش در نطفه
۵-۱ دستور عبور از فتنه با تکیه بر اصول ثابت
در رابطه با ضرورت بصیرت و انتخاب درست در هنگام فتنههای گمراهکننده، امام علی(ع) میفرماید «شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ»(ای مردم، امواج فتنهها را با کشتیهای نجات بشکافید.) [7]
امام(ع) در این فرمان، فتنه و آشوب را به امواجی خطرناک تشبیه میکنند که عبور از آنها با شنا ممکن نیست، بلکه نیاز به «کشتی نجات» دارد. این کشتی، استعاره از قانون اساسی، نظام حکمرانی مشروع، هویت دینی جمعی و اصول اخلاقی ثابت است. هنگامی که جامعه در آستانه اغتشاش قرار میگیرد، تنها راه نجات، چسبیدن به این نهادها و اصول است، نه فروپاشی آنها. این دستور، اصل حفظ ساختارها در بحران را به عنوان تنها راه خروج از هرجومرج تأکید میکند.
آیا این فرمت، دقیقاً همان چیزی است که میخواستید؟ اگر بله، برای روایت بعدی نیز به همین شکل عمل خواهم کرد.
۵-۲ فرمان دوری از عوامل محرک و تشدیدکننده اغتشاش
حضرت در ادامه همین خطبه میفرماید: «عَرِّجُوا عَنْ طَرِیقِ الْمُنَافَرَةِ وَ ضَعُوا تِیجَانَ الْمُفَاخَرَةِ»(از راه ستیز و دشمنی بپرهیزید و تاجهای فخرفروشی را [از سر] بردارید.) [8]
امام(ع) در این جمله دو سوخت اصلی آتش اغتشاش را معرفی و مردم را از آن منع میکند:
اول «المُنَافَرَة» (ستیز، رقابت خصمانه، دشمنیجویی) که به خشونت و درگیری دامن میزند.
دوم «المُفَاخَرَة» (فخرفروشی، مباهات به نژاد، ثروت، مقام) که شکاف و حسادت طبقاتی ایجاد میکند. دستور ایشان قاطع است: از اولی کاملاً دور شوید («عَرِّجُوا») و دومی را کاملاً کنار بگذارید («وَضَعُوا»). این یک راهبرد پیشگیرانه و فرهنگی برای خشکاندن بسترهای روانی-اجتماعی آشوب است.
۵-۳ تعیین دو راهبرد مشروع برای افراد در میدان اغتشاش
حضرت در ادامه همین خطبه میفرماید: «أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ أَوِ اسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ»(رستگار است کسی که با بال و پر [یاوری] برخیزد، یا [در برابر حق] تسلیم شود و آسایش یابد.) [9]
امام(ع) در این قاعده کلیدی، برای افراد حاضر در فضای اغتشاش، دو الگوی رفتاری مشروع و رستگارانه را مشخص میکند و راه سومی (همراهی منفعل یا فعال با فتنه) باقی نمیگذارد:
گزینه اول: «نَهَضَ بِجَنَاحٍ» (با بال و پر برخاستن). یعنی اقدام برای مقابله، اما فقط در صورتی که دارای تشکیلات، برنامه، رهبری و پشتوانه مردمی (بال و پر) باشید.
گزینه دوم: «اسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ» (تسلیم شدن و آسودن). یعنی اگر آن توان تشکیلاتی را ندارید، کاملاً از صحنه کنارهگیری کنید، به آشوبگران نپیوندید و آرام بگیرید. این «تسلیم»، تسلیم در برابر حقِ نظم و قانون است. این تقسیمبندی، تکلیف همه اقشار جامعه را در برابر پدیده اغتشاش روشن میسازد.
۵-۴ درس تاریخی: نپذیرفتن قدرت از مجرای فتنه (مصداق عملی خطبه)
تحلیل واقعه تاریخی مرتبط با این خطبه نشان میدهد امام(ع) خود، مصداق عملی این فرمانها بود. هنگامی که پس از سقیفه، پیشنهاد بیعت و قیام از سوی چهرههای مشکوکی مانند ابوسفیان به ایشان ارائه شد، حضرت قاطعانه رد کردند.
زیرا پذیرش قدرت از چنین مجرای ملتهب و آشوبزدهای، عملاً به معنای پاداش دادن به فتنهگران، مشروعیتبخشی به حرکتهای مفسدانه و قربانی کردن مصلحت درازمدت نظام برای قدرت زودگذر بود. این سیره، خط قرمز عدم معامله و عدم همراهی با اغتشاشطلبان برای کسب مقام را به عنوان یک اصل حکمرانی جاودانه کرد.
7- الگوی عملی و صفات اغتشاشگران در سخنان امام علی(ع)
۷-۱ انگیزه و روش: فریب با پیمانشکنی و تظاهر به ایمان
امام علی(ع) میفرماید ("یَخْتِلُونَ بِعَقْدِ الْأَیْمَانِ وَ بِغُرُورِ الْإِیمَانِ.") (آنان [= فتنهگران و اغتشاشگران] با بستن پیمانها و با فریبِ [تظاهر به] ایمان، مکر میکنند.) [10]
این توصیف امام، الگوی رفتاری کلاغتشاشگران را در دو محور افشا میکند:
اول در عرصه عمل (سیاست)، با «عقد الایمان» یعنی بستن پیمانها و وعدههایی که قصدی برای وفا به آن ندارند؛ این همان نقض عهد و فریب سیاسی برای جلب اعتماد یا خلع سلاح فکری مخالفان است.
دوم در عرصه فکر و عقیده (ایدئولوژی)، با «غرور الایمان» یعنی تظاهر به دینداری و آرمانخواهی برای فریب احساسات و عواطف مردم. این دو ویژگی، امروزه در اغتشاشات، در قالب شعارهای فریبنده حقوق بشری و تظاهر به اصلاحطلبی توسط جریانهای وابسته به دشمن عیناً قابل مشاهده است.
۷-۲ هدف و نتیجهگیری: ایجاد فضای قتل عام و رعب عمومی
در ادامه می فرمایند: ("بَیْنَ قَتِیلٍ مَطْلُولٍ وَ خَائِفٍ مُسْتَجِیرٍ.") (مردم، بین کشته شدگانی که خونشان به هدر میرود و ترسیدگانی که پناه میجویند، قرار دارند.) [11]
هدف نهایی پروژه اغتشاش از نگاه امام، ویرانی کامل امنیت و آرامش جامعه است. نتیجه اقدامات اغتشاشگران، ایجاد یک فضای دوقطبی افراطی میشود:
از یک سو «قتیل مطلول»؛ یعنی قتلهای بیحساب و کتاب و خونریزیهایی که نه برای عدالت که برای هراسافکنی و انتقامجویی است.
از سوی دیگر «خائف مستجیر»؛ یعنی شهروندانی که از ترس، به هر پناهگاهی (حتی اگر دروغین باشد) پناه میبرند. این توصیف، عیناً منطبق بر فضاسازی رسانهای ترور و ایجاد رعب در اغتشاشات طراحیشده است.
۷-۳ هویت و جایگاه: تبدیل شدن به نماد فتنه و بدعت
و اشاره می فرمایند به این مطلب که ("أَنْصَابَ الْفِتَنِ وَ أَعْلَامَ الْبِدَعِ.") (نشانهها و پرچمهای فتنهها و بدعتها.) [12]
امام(ع) در فرازی دیگر، خود اغتشاشگران را با این دو عنوان معرفی میکند. «أنصاب الفتن» یعنی آنان مدار و محور فتنه هستند و گرد آن جمع میشوند.
«أعلام البدع» یعنی آنان پرچمداران و مروجان بدعت و انحراف در دین و جامعه هستند. این توصیف، هویت آنان را نه «معترض» یا «اصلاحطلب»، که «سردمداران انحراف و آشوب» معرفی میکند. در زمان حاضر، رهبران فکری و رسانهای اغتشاشات که مردم را به خشونت و شکستن هنجارها فرامیخوانند، مصداق همین «أعلام البدع» هستند.
۷-۴ مسیر حرکت: گام نهادن در پلکان شیطانی و سقوط در دره تجاوز
و اشاره می فرمایند ("مَدَارِجَ الشَّیْطَانِ وَ مَهَابِطَ الْعُدْوَانِ.") (پلههای شیطان و سراشیبیهای دشمنی و تجاوز.) این تشبیه امام، فرآیند درونی و روانی تبدیل شدن یک فرد به اغتشاشگر را نشان میدهد.
اغتشاشگری با «مدارج» (مراحل و پلههای کوچک) شروع میشود: ابتدا با مخالفتهای کلامی، سپس توهین، پس از آن تخریب اموال عمومی، و در نهایت خشونت و قتل. این «پلکان شیطانی» است.
اگر در این مسیر متوقف نشود، فرد به «مهابط العدوان» (سراشیبیها و پرتگاههای تجاوز) سقوط میکند؛ جایی که هیچ حد و مرزی برای خشونت نمیشناسد و هر جنایتی را توجیه میکند. این تحلیل، علت تشدید غیرقابل کنترل خشونت در اغتشاشات را توضیح میدهد.
۷-۵ منشأ قدرت و تغذیه: اتکا بر لقمه حرام و معصیت
یکی دیگر از این نشانه ها را امام ("لُعَقَ الْحَرَامِ.") (لقمههای [کوچک] حرام.) می داند. امام(ع) در ادامه، به منبع تغذیه مادی و معنوی اغتشاشگران اشاره میکنند.
«لُعَق الحَرام» میتواند هم به اموال و کمکهای مالی حرام دریافتی از بیگانگان یا از راههای نادرست اشاره داشته باشد که توان تخریب را به آنان میدهد، و هم به خوردن حرام به معنای انجام گناهان کوچک و بزرگ که قلب را تیره و پذیرای شرارت میکند. این نگاه، ریشهیابی عمیقی است که نشان میدهد اغتشاش، تنها یک پدیده سیاسی نیست، بلکه ریشه در فساد اخلاقی و معیشت ناپاک نیز دارد.
8.راهبردهای پیشگیرانه امام علی(ع) برای تبدیل نشدن اعتراض به اغتشاش
۸-۱ خیرخواهی حداکثری: ایجاد اعتماد عمومی به عنوان مانع اصلی اغتشاش
("مهربانی، عطوفت و نرمخویی با مردم را در دل خود جای ده... نسبت به ایشان بهسان درندهای مباش... اگر گناهی از ایشان سر میزند... آنان را عفو کن و از خطاهایشان چشم بپوش، همان گونه که دوست داری خداوند تو را ببخشد...") [13]
امام(ع) در عهدنامه مالک اشتر، مبنای فلسفی پیشگیری از اغتشاش را بیان میکنند: ایجاد و تقویت اعتماد عمومی از طریق خیرخواهی، عطوفت و گذشت واقعی حاکم. وقتی مردم باور کنند حاکم دلسوز و بخشنده است و نه «درندهای غنیمتجو»، حتی در صورت اعتراض، به او «فرصت اصلاح» میدهند.
این رویکرد، با سرکوب یا بیتفاوتی که بیاعتمادی و خشم را دامن میزند، در تضاد است. این آموزه، الگویی برای مدیریت اعتراضات مشروع قبل از تبدیل به بحران است.
۸-۲ مدارای حداکثری: پرهیز از خشونت و حفظ حقوق معترضان
("حتی حقوق آنها از بیتالمال را هم قطع نکرد.") [14]
امام(ع) حتی با کسانی که به ایشان اعتراض داشتند، با حفظ کامل حقوق شهروندی و مالی آنان (قطع نکردن حقوق از بیتالمال) مدارا میکرد. این عمل، خط قرمز رفتار با معترضان را نشان میداد: مخالفت سیاسی یا فکری، مجوز سلب حقوق اولیه نیست.
این مدارا تا جایی بود که حتی به یارانش اجازه حمله به توهینکنندهای از خوارج را نداد و فرمود: «جواب دشنام، دشنام است یا گذشت از گناه.» [15] این سیره، تفکیک بین «گفتار توهینآمیز» و «اقدام آشوبگرانه مسلحانه» را آموزش میدهد و نشان میدهد تا وقتی اعتراض در چارچوب قانون است، باید با تحمل و اخلاق پاسخ داد.
۸-۳ تلاشهای مکرر برای حل مسالمتآمیز حتی با دشمن سرسخت (معاویه)
("ابتدا جریر بن عبدالله را... اعزام داشت... بارها به سوی معاویه نامه نوشت و نماینده اعزام کرد... حتی پس از اینکه دو سپاه در مقابل هم صف بستند، باز هم حضرت امیدوار بود بدون جنگ... آغازکننده نبرد نباشند... پس از آنکه یاران امام آب را به تصرف خود در آوردند، امیر مؤمنان حاضر نشد مقابله به مثل کند...") [16]
امام(ع) در قبال معاویه، که مصداق کامل یک اغتشاشگر سازمانیافته و قدرتمند بود، ابتدا تمام راههای دیپلماسی، مذاکره، ارسال سفیر و نامهنگاری را امتحان کرد و حتی در آستانه جنگ، آغازگر درگیری نشد و پس از بازپسگیری حق (آب)، از انتقامجویی و مقابله به مثل خودداری نمود.
این رفتار، اصول اخلاقی و شرعی در مقابله با اغتشاش را ترسیم میکند: اول، اکمال حجت و نهایت تلاش برای راه حل مسالمتآمیز. دوم، عدم آغازگری در خشونت. سوم، پرهیز از افراط در برخورد حتی پس از پیروزی. این الگو نشان میدهد حقانیت، به معنای جواز هر عملی نیست.
۸-۴ تبلیغ و گفتوگوی چهرهبهچهره برای رفع شبهات و هدایت معترضان
("برای هدایت خوارج... ابنعباس را... به سوی آنها فرستاد... شخصاً به اردوگاه آنها رفت و با ایشان به گفتگو پرداخت... حدود دو هزار نفر از خوارج توبه کردند...") [17]
امام(ع) یکی از اصلیترین سلاحهای خود برای پیشگیری از تبدیل اعتراض به شورش را «گفتوگوی منطقی و تبلیغ چهرهبهچهره» قرار داد. ایشان برای اقناع خوارج، برجستهترین متکلم (ابنعباس) و سپس شخصاً به میدان آمد.
این نشان میدهد از منظر امام، بخش قابل توجهی از معترضان یا حتی اغتشاشگران اولیه، «مغرض» نیستند، بلکه «مغشوش» یا «فریبخورده» هستند که با استدلال و اخلاق قابل بازگشتاند. موفقیت این روش (توبه ۲۰۰۰ نفر) الگویی کاربردی برای تفکیک عناصر فریبخورده از هسته مرکزی اغتشاش و کاهش پایگاه اجتماعی آنان از طریق کار فرهنگی هدفمند است.
۸-۵ استفاده از هیأتهای میانجی و مذاکره در آستانه درگیری نظامی
("امام از خوارج خواست دوازده نفر را از بین خود انتخاب کنند و خود نیز به همین تعداد جدا کرد و با آنها به گفتگو پرداخت.") [18]
حتی در لحظات آخر قبل از برخورد قاطع نظامی (جنگ نهروان)، امام(ع) آخرین فرصت را برای جلوگیری از خونریزی غنیمت شمرد و با تشکیل هیأتهای مساوی (۱۲ نفر از هر طرف) به مذاکره پرداخت. این اقدام، تعهد عمیق امام به صلح و مسئولیتپذیری در قبال جان انسانها را نشان میدهد.
این روش، یک الگوی مدیریت بحران است: حتی وقتی درگیری اجتنابناپذیر به نظر میرسد، باید با تشکیل ساختارهای گفتوگو، زمینه را برای منصرف کردن عناصر میانهرو از بطن جریان اغتشاش فراهم کرد.
9.الگوی اخلاق محور و عفوگرایانه امام علی(ع) پس از فرونشاندن اغتشاش
۹-۱ حفظ حرمت شخصی و تأمین امنیت دشمن شکستخورده (مورد عایشه)
("حضرت علی(ع) به محمد بن ابوبکر دستور داد خواهرش عایشه را به خانه بنی خلف انتقال دهد... 40 نفر زن را با لباس مردانه و مسلح، همراه عایشه نمود تا او را به مدینه برسانند.") [19].
امام(ع) پس از سرکوب کامل اغتشاش جمل، به جای اسارت، تحقیر یا مجازات فیزیکی رهبر شورش (عایشه)، حفظ جان، آبرو و حرمت اجتماعی او را در اولویت قرار داد. انتقال به خانهای مناسب و اعزام محافظان زن مسلح برای بازگرداندن امن به مدینه، نشان از تقدم اخلاق و رعایت شئونات بر انتقامجویی دارد.
این رفتار، خطمشی کلان امام را در پایان یک درگیری نشان میدهد: پس از برقراری نظم، باید فضای کرامت انسانی و آرامش را حتی برای دشمن سابق فراهم کرد تا زمینه برای آشتی ملی فراهم شود.
۹-۲ تحمل دشنام و افترا بدون پاسخ متقابل
("در حالی که مدام به من و حضرت علی(ع) ناسزا میگفت... در بین راه عایشه مرتب به امیر مؤمنان(ع) ناسزا میگفت...") [20]
امام(ع) با علم به این دشنامها، نه دستور سکوت داد و نه پاسخی داد. تحمل این افتراها بدون هرگونه مقابلهبهمثل، اوج ظرفیت اخلاقی و اطمینان به حقانیت خویش را نشان میدهد.
این سیره درس میدهد که حاکم اسلامی پس از پایان اغتشاش، نباید درگیر جنگ روانی متقابل یا حساسیتزدایی از شخصیتهای مخالف شود. این بردباری، نهایتاً خود موجب بیداری وجدان عمومی (واکنش زنان نگهبان) و پشیمانی مخالف (شرمساری و استغفار عایشه) شد.
۹-۳ تحلیل رفتاری عادلانه و تفکیک بین گناه و گناهکار
("افکار و عقدههای درونی که نسبت به من داشت او را به جوشش درآورد، آزاری به من رساند که درباره هیچ کس چنین آزاری روا نمیداشت. با این حال در آینده از احترام گذشته خود برخوردار است...") [21]
امام(ع) در تحلیل رفتار عایشه، به ریشهیابی روانی (عقدههای درونی) میپردازد، بدون آنکه شخصیت او را یکسره طرد کند. ایشان عمل زشت او را محکوم میکند («آزاری... روا نمیداشت») اما حفظ احترام اجتماعی او را به عنوان امالمؤمنین لازم میشمارد و داوری نهایی را به خدا واگذار میکند. این نگاه، الگوی برخورد عادلانه و بدون کینهتوزی با رهبران اغتشاش شکستخورده است: محکوم کردن عمل، اما پاس داشتن جایگاه و چشمامید به بازگشت معنوی.
۹-۴ تأثیر تربیتی عفو کریمانه: تبدیل دشمنی به پشیمانی و احترام
("عایشه آن چنان تحت تأثیر برخورد کریمانه... قرار گرفت که پس از جنگ میگفت: «آرزو داشتم ۲۰ سال قبل از آن حادثه مرده بودم.»") [22] نتیجه مستقیم این رفتار بزرگوارانه، تأثیر عمیق تربیتی و تغییر نگرش در قلب دشمن بود.
عایشه از آرزوی مرگ پیش از جنگ سخن گفت، که نشان از پشیمانی عمیق و اقرار ضمنی به اشتباه دارد. این نمونه عینی آن است که «عفو هنگام اقتدار»، قویتر از هر مجازاتی میتواند پشتوانه اجتماعی اغتشاشگر را سست و وجدان جمعی را بیدار کند. این روش، کارآمدترین سلاح برای مقابله با تبلیغات دشمن و ترمیم شکافهای اجتماعی پس از بحران است.
۹-۵ تعمیم سیره عفو به همه میادین: منشور رفتاری فرماندهان در جنگ با باغیان
("ما... از سیره و روش تو در مورد آنان تجاوز نکردیم؛ از این رو فراریان و اسیران و مجروحان آنان را نکشتیم... از مسلمانانی که... همکاری کرده بودند، بیعت گرفت و آنان را آزادشان گذاشت.") [23، 24]
نامه فرمانده امام(ع) و گزارش برخورد با شورشیان دیگر، نشان میدهد سیره عفو و گذشت، یک دستورالعمل عمومی و الزامآور برای تمامی فرماندهان و والیان در مواجهه با اغتشاشگران شکستخورده بوده است. امام کشتن فراریان، اسیران و مجروحان را منع کرده بود.
این رویکرد، ممنوعیت انتقامجویی و کشتار بیرویه پس از کنترل اوضاع را به عنوان یک اصل حکومتی ثابت میکند. هدف نهایی، بازگرداندن افراد به آغوش جامعه با گرفتن بیعت جدید است، نه نابودی فیزیکی آنان.
۹-۶ استناد فقهای امامیه به سیره علوی به عنوان مبنای حکم شرعی
("از سیره حضرت علی(ع) با اهل جمل خلاف این قول ثابت است...") [25] مرحوم صاحب جواهر با استناد به سیره عملی امام(ع) در جنگ جمل (که در آن اسیران و مجروحان نکشته شدند)، حکم فقهی حرمت کشتن اسیر و مجروح باغیِ بیپناه را استخراج و ادعای اجماع میکند.
این نشان میدهد رفتار عملی امام(ع) در مدیریت پساغتشاش، منبعی اجتهادی و معتبر برای استنباط قوانین کیفری و حقوق بشری در حکومت اسلامی است. این سیره، مبنای فقهیِ عفومحور و کرامتگرا در قبال اغتشاشگران خلع سلاح شده را تأسیس کرده است.
10.راهبرد مرحلهای و حکیمانه امام علی(ع) در مدیریت و دفع اغتشاش
10-۱ گام نخست: گشودن درب توبه و بازگذاشتن راه بازگشت برای اغتشاشگران
پس از آنکه خوارج در نهروان جمع شدند و همه راههای گفتگو را بستند، امام«ع» پس از آرایش سپاه خویش، در بخش سواره نظام پرچم امانی برافراشت و به ابوایوب انصاری دستور داد که فریاد زند: «راه بازگشت باز است و کسانی که به دور این پرچم گرد آیند توبه آنان پذیرفته میشود و هر کس وارد کوفه یا از این گروه جدا شود، در امن و امان است.» [26]
این اقدام، نشاندهنده اولویت اصلاح و هدایت بر نابودی است. امام حتی در آستانه نبرد نیز آخرین فرصت را برای جدا کردن افراد از بدنه فتنه فراهم کرد که نتیجه آن، بازگشت دو سوم نیروهای دشمن بود. این الگو، تأکید بر تمایز قاطع بین عناصر اصلاحپذیر و عناصر لجوج در مدیریت بحران است.
10-۲ گام میانی: تفکیک دقیق بین اغتشاشگران مغرض و افراد ناآگاه همراه
در غالب آشوبها، بسیاری از افراد آلت دست دیگران و با موجهای فتنه همراه میشوند؛ در حالی که عدهای دیگر سوار بر موج میشوند و سعی میکنند با آشوبآفرینی به اهداف پلید خود برسند.
تمام تلاش حضرت در سه نبردی که داشت این بود که بین سردمداران اغتشاش با بدنه آشوب جدایی اندازد. امام در پاسخ به کسانی که تأخیر در جنگ با شامیان را به تردید تعبیر میکردند، فرمود: «... امیدوار بودم، عدهای از آنها به ما پیوسته و هدایت شوند... و این برای من از کشتار آنان در راه گمراهی بهتر است…»
این بیان، استراتژی صبر و انتظار برای جذب حداکثری و منزوی کردن هسته مرکزی فتنه را نشان میدهد. امام هزینه منتظر ماندن برای هدایت حتی یک نفر را کمتر از هزینه جنگ فوری میدانست.
10-۳ گام پایانی: قاطعیت تمامعیار در نبرد با هسته لجوج و جنگطلب
آنگاه که روشهای پیش گفته کارگر نیفتاد و اغتشاشگران کمر به نابودی حکومت اسلامی بستند، امام علی«ع» با قاطعیت با آنان مواجه شد. ایشان در پاسخ به کسانی که او را از تعقیب طلحه و زبیر منع میکردند، فرمودند: «به خدا سوگند، من چون کفتار نباشم که با آهنگ به خوابش کنند و فریبش دهند و شکارش کنند.
من تا زندهام، با یاریِ جویندگانِ حق و فرمانبران یکدل، به رویگردانانِ از حق و نافرمانانِ بددل خواهم تاخت.» [27] و نیز فرمودند: «اگر سر باز زنند، تیغ تیز در کار است که درمان نابکار است و حق را یار.» [28] این فرامین، خط قاطع و نهایی سیره علوی را ترسیم میکند:
زمانی که اغتشاشگران همه راههای مسالمتآمیز را بسته و به خشونت و جنگافروزی روی آورند، پاسخ نظام اسلامی مقابله قاطع، نظامی و نابودکننده است. این قاطعیت، نه از سر خشم، که «درمان نابکار» و تنها راه حفظ کیان جامعه است.
11. چگونه امام علی(ع) با منع پیشدستی، مانع اغتشاش میشد؟
۱۱-۱ امتناع از مجازات بر پایه گمان و اتهام به مثابه بنیان عدالت
("آیا به من دستور میدهی... بر اساس گمان و اتهام قبل از ارتکاب جرم مؤاخذه کنم؟") [29]
هسته اصلی استراتژی امام(ع) برای پیشگیری از اغتشاش، نفی مطلقِ پایهگذاریِ هرگونه اقدام قهری بر «سوءظن» و «اتهام» بود. وقتی اصحاب پیشنهاد بازداشت طلحه و زبیر را — تنها بر اساس گمان به نیت فتنهگری — مطرح کردند، امام این عمل را «ظلم» نامید.
این موضع، خط قرمز اخلاقی و حقوقی روشنی ترسیم میکند: اقدام پیشدستانه، خودْ منشأ ظلم و بیعدالتی است. با حذف این عامل محرک، امام بستر اصلی تبدیل نارضایتی به خشم عمومی و سپس اغتشاش سازمانیافته را از بین میبرد. جامعهای که در آن افراد تنها بر اساس سوءظن بازداشت نشوند، احساس امنیت کرده و انگیزهای برای شورش پیشگیرانه نخواهد داشت.
۱۱-۲ تفکیک مرحله «اظهار مخالفت» از «اقدام مسلحانه» و اعطای فرصت بازگشت
("او را رها کن! اگر حق را پذیرفت و بازگشت، از او میپذیریم و اگر خودداری کرد، او را تعقیب میکنیم.") [30]
امام(ع) بهوضوح میان مرحله گفتاری و اعلامیِ مخالفت (مانند اعلام نافرمانی توسط خریت بن راشد) و مرحله عملی و نظامیِ شورش تمایز قائل میشد. با دستور «رها کن»، به فرد فرصت و مجال بازاندیشی داده میشود.
این تأخیر عمدی در برخورد، چند هدف حیاتی دارد: اول، کاهش تنش و جلوگیری از چرخه تلافیجویی. دوم، ایجاد فضایی برای دیپلماسی و گفتوگوی داخلی (همانطور که امام به خریت پیشنهاد مناظره داد). سوم، افشای نیت واقعی فرد؛ اگر او فقط معترض باشد، فرصت بازگشت مییابد و اگر قصد اغتشاش دارد، خود را با اقدام عملی آشکار میکند. این روش، از دامنزدن به یک درگیری کوچک و تبدیل آن به یک بحران بزرگ جلوگیری میکند.
۱۱-۳ پرهیز از ایجاد حکومت پلیسی و پر کردن زندانها از مظنونین
("اگر این کار را با هر کس که به او گمان بد داریم، انجام دهیم، زندانها را از آنها پر میکنیم.") [31]
امام(ع) با بینشی جامعهشناختی، پیامد فاجعهبارِ سیاستِ پیشدستی را پیشبینی میکرد: تبدیل جامعه به زندانی بزرگ و انباشته از شهروندان مظنون. چنین وضعیتی، خود بزرگترین موتور محرک اغتشاش است، زیرا ترس، بیاعتمادی و خشم عمومی را به حداکثر میرساند. امام با رد این روش، عملاً پیشگیری از اغتشاشِ ناشی از استبداد و خفقان را در اولویت قرار داد. امنیت واقعی از نگاه ایشان، نه با زندانهای پُر، که با عدالت آشکار و اطمینان خاطر عمومی حاصل میشد.
۱۱-۴ تعیین معیار عینی «اظهار عملی مخالفت» به عنوان مرز مجاز برای مداخله
("... تا اینکه مخالفت خود را با ما اظهار کنند.") [32] امام(ع) برای خنثیسازی اتهام «سستی» یا «بیتفاوتی» در برابر تهدیدات، یک معیار عینی، شفاف و قابل مشاهده برای همگان تعیین کرد: «اظهار عملی مخالفت». این به معنای اقدام سازمانیافته، علنی و خصمانه علیه نظم عمومی و حاکمیت است.
این معیار دو فایده کلیدی دارد: برای حاکمیت، مشروعیت و توجیه اخلاقیِ برخورد قاطع پس از عبور از این خط را فراهم میآورد. برای مردم، مرز روشنی بین اعتراض مشروع (که تا پیش از این خط مجاز است) و اغتشاش مجرمانه ترسیم میکند. این شفافیت، از ابهامزدایی عمدی توسط تحریککنندگان که سعی میکنند هر اعتراضی را «انقلاب» و هر برخوردی را «سرکوب» جلوه دهند، جلوگیری میکند.
۱۱-۵ نتیجه راهبردی: تبدیل تهدید بالقوه به فرصت اثبات عدالت و عزت حکومت
راهبرد «منع پیشدستی» امام(ع) در بلندمدت، تهدید بالقوه شورش را به فرصتی برای نمایش عزت، اخلاق و اقتدار واقعی حکومت تبدیل میکرد. با اجازه دادن به مخالفان برای آشکار کردن نیت واقعی خود، امام هسته سخت مجرمان را از توده فریبخورده یا معترض جدا میکرد.
سپس، برخورد قاطع با اغتشاشگرانِ مسلح (پس از اتمام همه مهلتها) در از عموم عادلانه و لازم به نظر میرسید. در عین حال، رفتار محترمانه با معترضان غیرمسلح، اعتماد عمومی به انصاف نظام را تقویت میکرد. این مشروعیتسازیِ هوشمندانه، کارآمدترین سد در برابر گسترش اغتشاش بود.
نتیجه:
بررسی سیره حکومتی امام علی(ع) در مواجهه با اغتشاشات عصر خلافت، الگویی جامع، حکیمانه و مرحلهای را ارائه میدهد که سه رکن اصلی دارد: عقلانیت در تشخیص، مدارا در امکان و قاطعیت در ضرورت. امام(ع) با تشخیص دقیق تهدید اصلی (معاویه)، از تنشافزایی داخلی پرهیز کرد و با تأیید ظاهری، وحدت اسلامی را در اولویت قرار داد.در عین حال، برای جبهه داخلی، تفکیک دقیق بین فریبخوردگانِ قابل هدایت و مغرضانِ جنگطلب را سرلوحه کار خود ساخت. ایشان با به کارگیری راهکارهای تدریجی، از گفتوگو و نصیحت آغاز کرد، راه بازگشت گشود و در نهایت، با قاطعیت تمام به مقابله نظامی با هستههای لجوج و مسلح پرداخت.
این سیره نشان میدهد که مدیریت اغتشاش، نه یک واکنش احساسی، بلکه فرآیندی حسابشده است که در آن، حفظ کیان نظام و مصلحت عمومی بر هر عامل دیگری مقدم است. الگوی علوی امروزه نیز بهعنوان نقشهراهی برای تمایز بین اعتراض مشروع و اغتشاش سازمانیافته و مدیریت بحرانهای پیچیده امنیتی-اجتماعی با کمترین هزینه و بیشترین تأثیر، کاملاً کاربردپذیر و راهگشاست.
ارجاعات:
[1] الارشاد، جلد ۱، صفحه ۱۹۰.[2] همان.
[3] همان.
[4] حسنبن أبی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، جزء ثانی، ص 150 و ۱۵۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج ۲۸، ص ۸۸ و ۸۹؛ سید علیخان شیرازی، الدرجات الرّفیعه، ص ۲۸۹؛ محمودی، نهجالسعاده، ج ۴، ص ۲۴.
[5] ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج ۲، ص ۲۷۳.
[6] شیخ مفید، الارشاد، ص ۷۲؛ به نقل از: محمد دشتی، الگوهای رفتاری علی(ع)، ج ۲، ص ۱۶۰.
[7] شریف الرضی، نهجالبلاغه، خطبه ۵.
[8] همان.
[9] همان.
[10] شریف الرضی، نهجالبلاغه، خطبه ۱۵۱.
[11] همان.
[12] همان.
[13] نهجالبلاغه، نامه ۵۳ (عهدنامه مالک اشتر).
[14] ر.ک: رسول جعفریان، تاریخ خلفا، ص۲۸۲.
[15] ر.ک: جعفر سبحانی، فروغ ولایت، ص۶۳۲.
[16] ر.ک: همان، ص۶۲۷.
[17] ر.ک: همان، صص۶۳۸-۶۳۶.
[18] ر.ک: بلاذری، انسابالاشراف، ج۲، ص۳۵۴.
[19] شیخ مفید، الجمل، ص۳۷۱ و ص۴۱۵.
[20] سید مرتضی عسکری، احادیث ام المؤمنین عایشه، ج۱، ص۲۴۶.
[21] سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج۴، ص۳۰۷.
[22] ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۱، ص۳۵۴.
[23] همان
[24] همان، ص۳۶۱.
[25] محمدحسن نجفی، جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۸-۳۲۹.
[26] ر.ک: منبع شماره ۲۰ (همان، ج۲،ص۳۷۰-۳۶۲).
[27] نهجالبلاغه، خطبه ۶.
[28] همان، خطبه ۲۲.
[29] شیخ مفید، الجمل، ص۱۶۶-۱۶۷.
[30] ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۱، ص۳۳۲-۳۳۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص۸۸.
[31] ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۱، ص۳۳۲-۳۳۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص۸۸.
[32] ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۱، ص۳۳۲-۳۳۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص۸۸.