ياد تو ما را چو در خيال بگردد

ياد تو ما را چو در خيال بگردد شاعر : اوحدي مراغه اي عقل پريشان شود، ز حال بگردد ياد تو ما را چو در خيال بگردد گرد جهان گر هزار سال بگردد چون تو پسر مادر سپهر نزايد گر چه بسي بر سپهر زال بگردد ماه نبيند ستاره‌اي چو جبينت تا نگذاري که: گرد خال بگردد خط سيه مي‌دمد ز رويت و زنهار! چشم نباشد، کزان جمال بگردد عقل ندارد، که ترک روي تو گويد زهره که کس گرد اين سال بگردد در هوس بوسه‌ي توايم ولي نيست خوي بد نيکوان به مال بگردد تن بزن، اي اوحدي،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
ياد تو ما را چو در خيال بگردد
ياد تو ما را چو در خيال بگردد
ياد تو ما را چو در خيال بگردد

شاعر : اوحدي مراغه اي

عقل پريشان شود، ز حال بگرددياد تو ما را چو در خيال بگردد
گرد جهان گر هزار سال بگرددچون تو پسر مادر سپهر نزايد
گر چه بسي بر سپهر زال بگرددماه نبيند ستاره‌اي چو جبينت
تا نگذاري که: گرد خال بگرددخط سيه مي‌دمد ز رويت و زنهار!
چشم نباشد، کزان جمال بگرددعقل ندارد، که ترک روي تو گويد
زهره که کس گرد اين سال بگردددر هوس بوسه‌ي توايم ولي نيست
خوي بد نيکوان به مال بگرددتن بزن، اي اوحدي، سخن چه فروشي؟
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط