باد بويي از دو زلفت وام کرد شاعر : اوحدي مراغه اي سوي چين آورد و مشکش نام کرد باد بويي از دو زلفت وام کرد تير غم در ديدهي بهرام کرد غمزهي آهووش گو افگنت پاي ما را بستهي اين دام کرد دانهي خالي، که بر رخسار تست آن الف را دام زلفت لام کرد قامت من چون الف بود از نشاط فتنهيآن لعل خون آشام کرد نازنينا، صبح ما را همچو شام عاقبت چشم تو او را رام کرد توسن دل، گرچه تندي مينمود گر چه کار اوحدي را خام کرد آتش روي تو ما را سخت سوخت ...