بيد بشکفت و گل به بار آمد شاعر : اوحدي مراغه اي لاله بر طرف جويبار آمد بيد بشکفت و گل به بار آمد پنجه بگشود و در شکار آمد گربهي بيد بر دريچهي شاخ يزک لشکر بهار آمد علم خسرو چمن بزدند زين طرف نالهاي زار آمد زان طرف لالهاي سرخ برست نرگس مست بر يسار آمد سرو آزاد بر يمين افتاد که يکي گر بشد هزار آمد رفت قمري چو بلبل آمد و گل ز صبا بوي زلف يار آمد از چمن نکهت صبا بدميد باد برجست و در نثار آمد بيد بنشست و جام باده نهاد بلبل...