هر که از برگ و از نوا گويد شاعر : اوحدي مراغه اي مشنو: کز زبان ما گويد هر که از برگ و از نوا گويد کو ترا سر اين سرا گويد بندهي خانهزاد بايد جست کي سخنهاي آشنا گويد؟ آنکه از کوي آشنايي نيست از مقامي که هست وا گويد چو مقاميست هر کسي را خاص ذره از خاک و از هوا گويد دم ز چرخ فلک زند خورشيد راز بر حسب ارتقا گويد مرد را در سلوک مرقاتيست طفل باشد که در قبا گويد آنچه در خرقه گفته بود آن پير بچه پرسي که از کجا گويد؟ سخن از نيک ميرود،...