پستهي آن ماه مرواريد گوش شاعر : اوحدي مراغه اي چون بخندد بشکند بازار نوش پستهي آن ماه مرواريد گوش پيکر او سايهي عقلست و هوش صورت او مايهي لطفست و ناز سنبل هاروت بندش لاله پوش نرگس جادو فريبش سحر پاش از لب چون لعل او شکر فروش چون مگس برسر نهد هر لحظه دست آتشي کردم، که ننشيند ز جوش در غم او باز ديگ سينه را گر به گوش او رسيدي اين خروش خاطر ما کي خراشيدي چنين؟ در غم آن زلفهاي تا به دوش دوش آب ديده از سر ميگذشت از کشش چون نيست...