اي به خار هجر ما را سفته دل شاعر : اوحدي مراغه اي رحمتي کن بر من آشفته دل اي به خار هجر ما را سفته دل سر اندر سالها بنهفته دل رنگ رويم سربسر کرد آشکار بر زبان آب چشمم گفته دل قصهي آتش، که در جان منست پيش خار غم چو گل بشکفته دل بر اميد آنکه او را غم خوري از غبار هر خيالي رفته دل سينهي ما را، که خلوتگاه تست ليک از کس پند ناپذرفته دل پيش ازينم هر کسي ميداد پند اوحدي، زين پس مگو با خفته دل شرح بيداري و شبهاي ترا ...