یکی از پیروزیهای علم

اگر در تأیید نکته ی زیر، که به نظر ما قطعی و اساسی است، بیش از پیش اصرار می ورزیم ما را معذور خواهند داشت: به عقیده ی ما مبداء و موجد همه ی این انقلابات وات بود که مسئله ی ماشین بخار را از لحاظ علمی مورد مطالعه
شنبه، 9 شهريور 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
یکی از پیروزیهای علم
 یکی از پیروزیهای علم

نویسنده: پی یر روسو
مترجم: حسن صفاری



 

اگر در تأیید نکته ی زیر، که به نظر ما قطعی و اساسی است، بیش از پیش اصرار می ورزیم ما را معذور خواهند داشت: به عقیده ی ما مبداء و موجد همه ی این انقلابات وات بود که مسئله ی ماشین بخار را از لحاظ علمی مورد مطالعه قرار داد، قبل از او ماشین نیوکومن راه کوچک خود را آهسته و بدون تعجیل می پیمود و ترقی فنی به وسیله ی تکامل تدریجی کند و نامحسوسی به عمل می آمد.
ورود علم در این صحنه ناگهان در این مسیر خم بزرگی ایجاد کرد: تکامل تدریجی بطیء تبدیل به انقلابی عظیم شد و سیر حوادث را تغییر داد. این سومین باری بود که دخالت علم در صنعت تأثیر خود را نشان می داد، ولی تأثیرات اجتماعی و اقتصادی و بشری که از دخالت اخیر نتیجه می شد نشان می داد که علم در آینده چه سهم مهمی را در جامعه ی انسانی به عهده خواهد داشت. این نکته ی شایان توجه است که دخالت اخیر فقط محدود به تکمیل منطقی واصلاح ماشینی بود که تاکنون به دست چند تن از پیشه وران و خورده کاران با هوش و استعداد اختراع شده بود، اما اوضاع و احوال نشان می داد که در آینده نمود معکوسی روی خواهد نمود: در واقع علم در این اوقات، لااقل در بعضی از شعب خود، به قدر کافی پیش رفته بود که دیگر نگذارد فنون و صنایع بر آن پیشی گیرند و به عکس در صدد آن بود که خود پیشرو و قائد پیشرفت شود. از این پس علم می توانست مخترعان را رهبری کند و به ایشان نشان دهد که چه راههایی مفیدتر است و در چه قلمرویی می توانند نتایج بارورتر بدست آورند. از این پس دیگر ابتکار عمل بدست تجربه کنندگان کوچکی که روشهای زیرکانه بدست می آوردند نبود بلکه این ابتکار تعلق به اندیشمندانی داشت که به سلاح تجارب علمی و استدلالات منطقی مجهز بوده اند. از آنجا که در این عهد عمده ی پیشرفت علم در قلمرو تئوری گازها انجام می گرفت، هم در این زمینه بود که توانستند خیره کننده ترین ابداعات را به وجود آورند.
تئوری گازها تا این اوقات فقط بدست فیزیک دانها بنا شده بود. بنابراین مسائلی که مورد توجه قرار می گرفت منحصراً عبارت بود از خواص فیزیکی که مشترک مابین عموم اجسامی است که به حالت گاز می باشند از قبیل خاصیت فشرده شدن و قوانین میزان الهوا و غیره. در نیمه ی دوم قرن هیجدهم میلادی به تدریج شیمی دانها نیز به این موضوع علاقه مند شدند و گروه کثیری از اهل تجربه در اروپا پدید آمدند. مدتها تصور می کردند که در جهان بیش از یک نوع «هوا» وجود ندارد و آن همان هوایی است که ما تنفس می کنیم.
برای اولین بار لاوو آزیه Lavoisier و بر توله Berthollet در فرانسه و کاوندیش Cavendish و پریستلی Priestley در انگلستان و شیل Scheele در سوئد و لومونوزوف Lomonosov در روسیه ثابت کردند که کلمه ی کلی و غیر دقیق «هوا» که در هر موردی به کار می برند در واقع شامل تعداد بیشمار و متفاوت از سیالات است و هر قدر که دامنه ی تجارب پیشرفت می کند تعداد آنها رو به افزایش می گذارد.
درسال 1772 پریستلی صورت جامعی از گازهای موجود بدست داد و آن را درکتابی بنام «ملاحظاتی درباره ی انواع مختلف هوا» منتشر کرد و ما بین آنها انواع زیرا را مشخص کرد هوای آتش (که همان است که امروزه اکسیژن می نامیم) و هوای ثابت (گاز کربونیک) و هوای نیترو (بی اکسید دازوت) و هوای اشتغال پذیر (ئیدروژن) و هوای فلوژیستیک (آزوت) و غیره. وی خواص آنها را به خصوص از نظر قابلیت اشتغال و جرم مخصوص و غیره مطالعه و ثابت کرد که هوای ثابت گازی است که در انتهای لوله های آزمایش باقی می ماند و حال آن که هوای اشتغال پذیر با سرعت بسیار فرار می کند.
ما بین مردانی که صاحب تعلیماتی بودند و از اکتشافات پریستلی به شور و نشاط در آمدند یکی از صاحبان صنابع فرانسوی از اهل آنونه Annonay بنام اتین دومونگولفیه Etienne de mongolfier (1799-1745) بود. این شخص که فرزند یکی از کاغذ سازان مشهور بود در شهر پاریس فن معماری را درخدمت سوفلو (1) Soufflot آموخته و سپس به شهر خود باز گشته بود تا در اداره ی کارخانه های پدری تشریک مساعی کند.
ضمن این کار نشان داد که دارای فکر و بدعت علمی است و در نتیجه ی هوش و استعداد خود راههای جدیدی در فن کاغذسازی کشف کرد به طوری که فن کاغذ سازی فرانسوی را بر پایه های جدید ی مستقر ساخت.
اتین دومونگولفیه که طبعی آرام داشت و هوش و فراست او با نظم و روش صحیح همراه بود و جز به تجربه اعتماد نمی کرد به وضع جالبی نقطه ی مقابل برادر ارشد خود ژوزف مونگولفیه (1810-1740) به شمار می رفت. ژوزف که کمتر از برادر خود قدرت ابداع و اختراع نداشت در واقع فرزند اعجوبه ی خانواده محسوب می شد: تصویری قوی، هیجانی بی مانند و شور و جوششی بی نظیر داشت.
خوشبختانه چنین کیفیات متفاوت اخلاقی در این دو برادر موجب می شد که هر یک از آنها مکمل دیگری باشند. هر بار که ژوزف نظری بیش و کم عجیب درباره ی مسئله ای داشت اتین آن را مورد توجه قرار می داد، مرتب و منظم می کرد و از مراحل تجربه می گذارنید. و گاهگاه به مرحله ی اجرا در می آورد. شاید فقط طبعی عجیب پسند و پرشور و هیجان همچون طبع ژوزف می توانست از مشاهده ی ابرهایی که از مرتفعات ویواره (2) Vivarais بالا می رفتند به تفکر در آید و میل کند که ابرهای مصنوعی بسازد که جانشین ابر طبیعی شوند و بدون تردید اطرافیان ژوزف از چنین خواب و خیال جنون آمیزی هیهات می گفتند...
اما اتین برادر او بر خلاف دیگران لبخند تمسخر بر لب نیاورد. وی اخیراً کتاب پرسنلی را مطالع کرده بود و می دانست که گازهایی سنگین تر از هوا وجود دارد و درمقابل بعضی گازهای دیگر از هوا سبک تر می باشند. در این صورت اگر یکی از این گازها را در لفاف سربسته ای قرار دهیم آیا جسم مزبور، لااقل تا وقتی که به طبقه ای از هوا برخورد کند که جرم مخصوص آن با وی تعادل حاصل کند، رو به طبقات بالا نخواهد رفت؟ دو برادر به فکر افتادند که چنین تجربه ی ساده ای رابه مرحله ی عمل درآورند:پس لفافی از کاغذ تهیه کردند و با ریختن اسید سولفوریک بر براده های آهن مقداری گاز قابل اشتعال (ئیدروژن) تهیه نمودند و در این لفاف جای دادند در واقع جسم از جا بلند شد و بعد از زمانی دوباره به زمین افتاد... گاز مزبور بیش از اندازه فرّار بود و از خلل و فرج کاغذ به خارج نفوذ می نمود بنابراین می بایست «هوای» مناسب تری برای این کار بدست آورند.
این دو برادر تحت تأثیر نظریه های عجیب و بی قاعده ی زمان قرار گرفتند و طبق تعلیماتی که بدست آوردند مخلوطی از کاه نمناک و پشم را در اجاقی ریختند و آتش زدند و لفاف کاغذی را در بالای آن نگاه داشتند و در واقع لفاف مزبور این بار تا سقف کار گاه بالا رفت. اگر چه نظریه ای که مبنای کار ایشان بود صحت نداشت اما نتیجه ی منظور حاصل شده بود: در واقع فیزیک دان سوئیسی هوراس دو سوسور Horace Saussure (1799-1740) ثابت کرده بود که بر خلاف نظر عمومی این نتیجه به هیچ وجه ارتباط با بعضی از خواص اسرار آمیز مخلوط کاه و پشم ندارد بلکه فقط نتیجه ی آن است که هوای گرم از هوای سرد سبک تر می باشد.
این اتفاق در سال 1782 رخ داده بود و در این هنگام ژوزف 42 سال واتین 37 سال داشت. در همین سال نتیجه ی مطلوب آنان را تشویق کرد و لفافی از ابریشم به شکل متوازی السطوح و به حجم 2 متر مکعب درست کردند و آن را از هوای گرم پر نمودند و ملاحظه کردند که لفاف بالا رفت و به تیرهای سقف متصل گردید. نتیجه ی جدید موجب تشویق بیشتر شد و تصمیم گرفتند که تجربه را در هوای آزاد به مقام اجرا در آورند. این دفعه لفاف بزرگتری به حجم 20 متر مکعب و به شکل کره ساختند و کار قبل را از سر گرفتند و تجربه چنان قرین موفقیت شد که حتی نخهایی که لفاف را نگاه می داشتند پاره شدند و جسم، که اکنون می توانیم آن را بالون بنامیم، تا ارتفاع 300 متر بالا رفت.
آنگاه کار جاه طلبی دو برادر بالا گرفت و بالون جدیدی از زیر دست آنها خارج شد که یازده متر و نیم قطر و 750 متر مکعب گنجایش داشت. این بالون را از پارچه ای که برای بسته بندی به کار می رود ساخته و آستری از کاغذ به آن داده بودند و 215 کیلو گرم وزن داشت و گذشته از آن اضافه باری به وزن 200 کیلوگرم نیز به آن متصل کرده بودند. به منظور اینکه صعود این بالون به حداکثر ممکن شهرت یابد و برای آنکه این توفیق به وسیله ی عموم مردم، بدون انکار، تصدیق شود، دو برادر تصمیم گرفتند که تجربه ی مزبور را در روز 5 ژوئن 1783 انجام دهند زیرا در این روز هیئت اصناف ناحیه ی ویواره در شهر آنونه برای تشکیل جلسات عمومی اجتماع می کردند.
در این روز تمام جمعیت شهر در میدان بزرگ آن جمع شدند. در وسط میدان چهار چوبی درست کرده و بالون را که در این موقع شکل کیسه ی بی شکلی داشت بر روی آن قرار داده بودند. یکی از برادران مونگولفیه به طرف مدعوین رسمی رفت و چنین اظهار داشت: «آقایان رؤسای اصناف، ما هم اکنون این کیسه را از بخار مخصوصی که روش تهیه ی آن را می دانیم پر خواهیم کرد و ملاحظه خواهید فرمود که کیسه رو به هوا می رود و به ابرها می رسد.»
آنگاه توده ی مخلوط کاه و پشم را که در زیر بالون جا داده بودند آتش زدند و حضار ملاحظه کردند که کیسه کم کم حرکت می کند و چین های آن صاف می شوند و شکل آن گرد می شود، تا جائیکه به تدریج تبدیل به کره ی کاملی گردید. در این موقع هشت مرد قوی آن را نگاه داشته بودند که از جا بلند نشود و سپس آن را رها کردند...
همه ی مردم با حیرت صعود آن را تماشا می کردند و مدت ده دقیقه تمام چشمه ها به آن خیره بود... بالون بالا رفت و کم کم ارتفاع آن به هزار تو آز یعنی نزدیک 2000 متر رسید و آنگاه شروع به پایین آمدن کرد و بعد از تموجات بسیار با نهایت طمأنینه و وقار در موزاری که چهار کیلومتر با نقطه ی عزیمت آن فاصله داشت بر زمین نشست.
خوب می توان تصور کرد که در تمام جهان علم، و حتی به طور ساده در تمام جهان، چه احساس حیرت و شعفی کردند. خواب و خیال آدمی به مرحله ی اجرا درآمده بود، نیروی ثقل را تحت اطاعت در آورده بودند و نبوغ آدمی دستگاهی ساخته بود که می توانست وارد در قلمرو فضا شود و خود را با پرندگان و ابرها به مقام مقایسه در آورد! چگونه ممکن بود آکادمی علوم فرانسه کنجکاوی تماشای چنین منظره ی غیر عادی را نداشته باشد؟ آکادمی تصمیم گرفت که تجربه را بار دیگر با خرج خود به مقام اجرا در آورد و به انتظار آنکه برادران مونگولفیه به پاریس بیابند هیئتی از متخصصین را دعوت کرد که کار را سازمان دهند.
فوژاس دوسن فون Faujas de Saint-Fond زمین شناس شروع به جمع آوری پول برای مخارج تجربه کرد؛ آن ژان روبر Anne-Jean Robert (1820-1758) سازنده ی وسایل تجربه ی علمی، به عهده گرفت که بالون را بسازد؛ فیزیک دان سرشناسی به نام ژاک شارل Jacques Charles (1823-1746) اداره ی کار را از لحاظ علمی تحت نظر گرفت.
شارل فقط دانشمند ساده ای نبود که مورد احترام همکاران خود باشد و شهرت او تنها مدیون نظریه ی انبساط گازها که در آن مطالعه ی عمیق کرد، نیست؛ عمده ی مطلب در آن است که اشراف و صاحبان مجالس مهمانی علاقه ی وافری به او دارند.
این دانشمند در مؤسسه ای خصوصی به نام موزه فیزیک تجربی درس می داد؛ موزه که در واقع نمونه ی اولیه ای از قصر اکتشافات امروز پاریس بود در سال 1781 به وسیله ی شخصی به نام پیلاتر دو روزیه Pilatre de Rozier تأسیس شده و این شخص که مردی پر آشوب و هیجان بود در عین حال در قسمتهای مختلف استعداد و افراز خویش نشان داده بود. شارل در کرسی تدریس خود موفق شده بود که با هنر خاصی مردم عادی را به مسائل علمی علاقه مند کند و علوم را با ذوق خاص و روشی مفرح و جالب توجه مطرح می ساخت. بسیار متحمل است که بسیاری از خانم ها، که به مجلس درس او هجوم می آوردند، فقط جویای تعلیمات استاد نبوده اند زیرا شارل مردی بسیار زیبا بود.
چون شارل مأمور شد که دستگاه طیار را تحت نظر بگیرد، بیش از پیش نشان داد که صاحب لیاقت و کفایت علمی است: طبق دستور او هوای گرم را به کنار گذاشتند و بالون یا آئروستا را از ئیدروژن پر کردند. متأسفانه روبر سازنده ی بالون که هیچ گونه اطلاعی از قانون ماریوت نداشت با اصرار و لجاجت تمام آئروستا را کاملاً از گاز پر کرد برای آنکه شکل زیبای کروی به آن بدهد. در روز 27 ماه اوت سال 1783 بیش از نصف شهر پاریس در شان دومارس (3) Champ-de-Mars جمع شدند و غریو توپی برخاست: این غریو نشانه ی آن بودکه بالون را رها می سازند درمدتی کمتر از دو دقیقه بالون تا ارتفاع 1000 متری بالا رفت و سپس داخل در ابرها شد. در یک لحظه فریاد شادی و تحسین از تمام جمعیت بلند شد. در مقابل این نمود حیرت آور، این قدرت نمایی هوش و استعداد آدمی، مردم نعره می کشیدند، اشک می ریختند و یکدیگر را می بوسیدند... اما در این هنگام بر اثر انبساط گاز، که نتیجه ی تنزل فشار هوا در ارتفاع بسیار بود، بالون منفجر شد و بر زمین افتاد و بالون پاره شده را در بیست کیلومتری پاریس یافتند.
در همین ایام اتین دومونگولفیه وارد پاریس شد و بلافاصله شروع به ساختمان بالون مخصوص خویش کرد که نام آن را مونگولفیر Montgolfiere گذاشته بود. این دستگاه عبارت از کره ای بود که از پارچه ی پنبه ای ساخته و بر آن نقش و نگارهای زیبا به رنگ آبی و طلایی قرار داده بودند. به این دستگاه قفسی از جنس سبد متصل کرده و در آن یک گوسفند و یک خروس و یک مرغابی قرار دادند. روز 19 سپتامبر 1783 تمام تشریفات مقدماتی خاتمه یافت. این بار می بایست تجربه در حضور شاه و ملکه و تمام اعضای دربار در کاخ ورسای به عمل آید. سه ساعت قبل از شروع کار دورادور کاخ سلطنتی و تمام خیابانهای مجاور آن از ازدحام مردم همچون لانه ی مورچه ای شده بود.
در ساعت 2 بعد از ظهر شلیک چندین تفنگ شروع تجربه را نشان داد و بلافاصله طنابهای اتصال را بریدند و آئروستا شروع به پرواز کرد و مسافران خود را که بر خلاف اراده ی خویش عازم بودند همراه برد. ده دقیقه ی بعد از آن در همان نزدیکی در جنگل ووکرسون Vaucresson بر زمین نشست. هجوم جمعیت رو به آن طرف شروع شد تا مشاهده کنند که مسافران چگونه این پرواز را تحمل کرده اند. اول کسی که به نقطه ی سقوط رسید مدیر پرشور موزه یعنی پیلاتر دو روزیه بود. وی قفس را گشود و حیوانات که در نهایت سلامت بودند خارج شدند و خوشوقت بودند از اینکه در فضای آزاد حرکت می کنند. از این موضوع مسلماً نتیجه می شد، که طبقات عالی جو برای موجوداتی که نظیر ما باشند غیر قابل تنفس نیستند. این موضوع پیلایر را سخت تحت تأثیر قرار داد. از آنجا که وی دارای شهامت روحی خاص بود، چنین تشخیص داد که تحمل ناپذیر است که حیوانات امتیاز پرواز در قلمرو جدیدی را که به تصرف آدمی درآمده است مخصوص خود کنند و بر عهده ی آدمی است که خود عازم فتح جهان جدید شود. آنگاه تصمیم گرفت که خود او، پیلایر، اولین کسی خواهد بود که به این مسافرت می پردازد.
پیلاتر فقط مردی سرسخت و با شهامت نبود. وی در عین حال دانشمندی بشمار می آمد. طبق تعلیمات او اتین دومونگولفیه شروع به ساختمان مونگولفیر جدیدی با ابعاد بزرگ کرد که 20 متر ارتفاع و 16 متر قطر داشت. در زیر آن و در اطراف سوراخی که هوای گرم از آن وارد می شد راهرو مدوری از سبد سوراخ دار ساخته بودند. در داخل این راهرو مقداری کاه برای مصرف اجاق تهیه ی هوای گرم جمع آورده بودند و خود اجاق در زیر مدخل مزبور آویخته بود.
از روز 15 اکتبر آزمایش های اولیه شروع شد پیلایر در داخل راهرو جا می گرفت و کاه را آتش می زد و تا چند متر از سطح زمین بالا می رفت. تجربه ی بزرگ می بایست روز 21 نوامبر انجام شود اما هر قدر روز موعود نزدیک می شد نگرانی و وحشت بیشتری بر اولیای مسئول امور روی می آورد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ چطور برای ایشان قابل تصور است که بگذارند شخصی این چنین زندگی خود را به خطر اندازد؟ آنگاه لویی شانزدهم چنین فرمان داد «اگر واقعاً لازم است که این کار بدست نوع بشر انجام گیرد از محکومین به مرگ استفاده کنند». این فرمان پیلاتر را بسیار متأثر کرد: «آیا رواست که جنایتکاران پست اول بار افتخار صعود در فضا را داشته باشند؟ نه، نه، چنین حادثه ای اتفاق نخواهد افتاد!» آنگاه یکی از دوستان خود به نام مارکی فرانسو آلوران دارلاند Francois-Laurent d'Arlandes (1809-1742) را فرستاد تا سعی کند که شاه را مجاب سازد.
.... و در نتیجه روز 21 ماه نوامبر سال 1783 ساعت یک بعد ا زظهر آئروستا از باغهای موئت (4)Muette به هوا برخاست و پیلاتر هراس ناپذیر را نیز همراه برد در حالیکه رفیق او مارکی دارلاند نیز در این مسافرت سهیم گشته بود. این بالون در ارتفاع 1000 متر بر بالای شهر پاریس به پرواز درآمد، در حالیکه تمام کوچه ها، ایوانها و سقف های این شهر را فرشی از موجود بشری که با حیرت و تحسین به آسمان نگاه می کردند پوشانده بود. آنگاه دستگاه با آرامی و وقار بر روی بوت اوکای (5) Butte-aux-Cailles بر زمین نشست و مسافران آن بازگشتند در حالی که گروه بی شماری این سرداران شجاع را که زنجیرهای چندین هزار ساله ی جاذبه ی زمین را شکسته بودند مشایعت می نمودند.

پی نوشت ها :

1- ژرمن سوفلو (1780-1713) معمار بزرگ فرانسوی که بسیاری از بناهای مشهور این مملکت و از جمله بنای مشهور پانتئون پاریس که مقبره ی بسیاری از بزرگان این مملکت در آن واقع است به وسیله ی او ساخته شد.
«یادداشت مترجم»
2- ویواره ناحیه ای است مابین رودخانه های لوآر و رون در فرانسه که در کناره ی شرقی مرتفعات مرکزی فرانسه قرار دارد و شهر آنونه مقر برادران مونگولفیه نیز در این ناحیه واقع است.
«یادداشت مترجم»
3- شان دومارس که در مقابل مدرسه ی نظام در پاریس واقع شده میدان مشق نظامی بود. امروزه این میدان را به باغ عمومی مبدل ساخته اند و برج ایفل در کنار آن واقع است.
«یادداشت مترجم»
4- باغهای مونت که در آن زمان در حومه ی غربی شهر پاریس قرار داشت. امروزه به کلی در داخل شهر قرار دارد و قسمتی از مجله ی شانزدهم پاریس را تشکیل می دهد. قسمت عمده ی این باغها امروزه تبدیل به ساختمان شده است «یادداشت مترجم»
5- بوت اوکای یا تپه ی بلدرچین نقطه ای است در شمال شهر پاریس «یادداشت مترجم»

منبع: روسو، پی یر، تاریخ صنایع و اختراعات، حسن صفاری، تهران: امیر کبیر، چاپ هشتم، 1390.

 

 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
فدک؛ پروندهٔ سیاسی که تاریخ را تغییر داد
فدک؛ پروندهٔ سیاسی که تاریخ را تغییر داد
حال‌وهوای مزار نورانی رهبر شهید در رواق دارالذکر مشهد
play_arrow
حال‌وهوای مزار نورانی رهبر شهید در رواق دارالذکر مشهد
دیدار فرمانده نیروی دریایی سپاه با خانواده شهدای جزیره هرمز
play_arrow
دیدار فرمانده نیروی دریایی سپاه با خانواده شهدای جزیره هرمز
شکست میلیارد دلاری پدافند سعودی‌ها به روایت رسانه موساد
play_arrow
شکست میلیارد دلاری پدافند سعودی‌ها به روایت رسانه موساد
معترضان ایتالیایی یک بزرگراه در ناپل را تسخیر کردند
play_arrow
معترضان ایتالیایی یک بزرگراه در ناپل را تسخیر کردند
انتشار تصاویر جدید از عملیات استشهادی در الخلیل
play_arrow
انتشار تصاویر جدید از عملیات استشهادی در الخلیل
اعتراضات اروپایی به ترکیه نیز سرایت یافت
play_arrow
اعتراضات اروپایی به ترکیه نیز سرایت یافت
درگیری شدید مبارزان فلسطینی با نظامیان صهیونی در الخلیل
play_arrow
درگیری شدید مبارزان فلسطینی با نظامیان صهیونی در الخلیل
تصاویر دیده‌نشده از سردار شهید نائینی
play_arrow
تصاویر دیده‌نشده از سردار شهید نائینی
نمایش جلوه‌هایی از توان پهپادی ارتش ایران
play_arrow
نمایش جلوه‌هایی از توان پهپادی ارتش ایران
نماهنگ/ "گل امید" با نوای حاج محمود کریمی
play_arrow
نماهنگ/ "گل امید" با نوای حاج محمود کریمی
دعوت وزیر علوم از دختران کشور آذربایجان برای تحصیل در ایران
play_arrow
دعوت وزیر علوم از دختران کشور آذربایجان برای تحصیل در ایران
شکستگی سر مهدی طارمی در برخورد با بازیکن کلباء
play_arrow
شکستگی سر مهدی طارمی در برخورد با بازیکن کلباء
آخرین اقدامات نیروهای مسلح یمن برای عقب راندن مزدوران سعودی
play_arrow
آخرین اقدامات نیروهای مسلح یمن برای عقب راندن مزدوران سعودی
خروج بی‌سروصدای نظامیان آمریکا از غرب آسیا
play_arrow
خروج بی‌سروصدای نظامیان آمریکا از غرب آسیا