پرسش :
آيا امر به معروف و نهي از منكر، محدود به همان شرايطي است كه در رسالهها بيان شده است يا خير؟ اگر ضرر جاني مانع از امر به معروف است، چگونه است كه سيد الشهداء ـ عليه السّلام ـ اين چنين خود و خانواده و يارانش را فدا ميكند؟
شرح پرسش :
پاسخ :
جواب اجمالي:
در رسالههاي مراجع تقليد، شرايط كلي وجوب امر به معروف و نهي از منكر كه معمولاً چهار شرط، علم و معرفت، احتمال تأثير، ضرري نبودن و اصرار متخلف، ذكر ميشود؛ امّا از جزييات كمتر بحث ميشود.
ضمناً بعضي ديگر از محققان مانند شهيد مطهري، براي امر به معروف و نهي ازمنكر شرايط اجرايي ذكر ميكنند كه از جمله اين نوع شرايط، حسن نيت و اخلاص است. و در رابطه با قسمت دوّم سؤال بايد گفت: اگر چه يكي از شرايط امر به معروف و نهي از منكر، عدم ضرر و عدم مفسده است، امّا در مواردي كه موضوع امر به معروف و نهي از منكر،امور مهمّه مانند، اصول دين، حفظ قرآن كريم و... باشد بايد رعايت اهم و مهم كرد و در اين گونه موارد ظن و گمان و حتي يقين به وجود ضرر، موجب ترك امر به معروف و نهي از منكر، نميشود و لذا در زمان حضرت سيد الشهدا ـ عليه السّلام ـ اصل اسلام و قرآن در خطر بود؛ در نتيجه جان خود و يارانش را فداي اسلام كرد.
جواب تفصيلي:
آنچه در رسالههاي مراجع تقليد، در رابطه با شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منكر آمده است، مربوط به شرايط كلي ميباشد؛ امّا جزئيات اين شرايط را بايد در كتب فقهي و غيرفقهي جستجو كرد. از جمله شهيد مطهري ميفرمايد: «امر به معروف و نهي از منكر در اسلام از نظر اجرايي، شرايطي دارد. اولين شرطش حسن نيت و اخلاص است.»[1] در حالي كه معمولاً فقها به چهار شرط يعني، علم و معرفت، احتمال اثر، ضرري نبودن و اصرار متخلف، اشاره ميكنند.
براي اطلاع از ادله امر به معروف و نهي از منكر، بايد به كتب فقهي و كتبي كه در مورد امر به معروف و نهي از منكر تدوين شده است، مراجعه نمود. از جمله دلايلي كه ميتوان براي وجوب آن اقامه كرد عبارتند از:
1. ضروري دين:
امر به معروف و نهي از منكر از ضروريات دين است. حضرت امام خميني (ره) در اين رابطه ميفرمايد: «وجوب امر به معروف و نهي از منكر از ضروريات دين است و منكر آن با توجه به لازمه آن، از كافران است.»[2]
2. قرآن كريم:
آيات زيادي از قرآن كريم دلالت بر امر به معروف و نهي از منكر دارد. از جمله اين آيه است كه ميفرمايد: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»[3] از ميان شما، گروهي بايد دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر، كند.
آيات ديگري كه در اين رابطه وجود دارد عبارتند از: 1. آل عمران/ 110؛ 2. توبه/ 71؛ 3. اعراف/ 157؛ 4. نحل/ 36؛ البته منحصر در اين آيات نميباشد.
3. روايات:
روايات زيادي، نيز دلالت بر وجوه امر به معروف و نهي از منكر دارد. از جمله امام باقر ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «انّ الأمر بالمعروف و النّهي عن المنكر فريضةٌ عظيمةٌ بها تُقام الفرائض»[4] امر به معروف و نهي از منكر، واجب بسياري بزرگي است كه با آن واجبات (ديگر) اقامه ميشود.
4. بناء عقلاء
راه و روش عقلاء بر اين است كه اگر خطايي از ديگري سرزد او را متنبه و آگاه كنند. مثلاً اگر در يك بازار، مغازهاي آتش بگيرد و صاحب مغازه بگويد: شما خاموش نكنيد؛ زيرا مغازه براي من است، بازاريان ديگر به حرف او گوش نميكنند بلكه وظيفه دارند براي اينكه مغازه آنها آتش نگيرد، آتش را خاموش كنند. و يا اگر مسافري بخواهد كشتي را سوراخ كند، ديگران، عقلا بايد جلوي او را بگيرند تا آنها نيز غرق نشوند.
5. فطري بودن و غريزي بودن
دليل ديگري كه براي امر به معروف و نهي از منكر ميتوان اقامه كرد فطري بودن اين امر، است. زيرا مسأله هشدار و اخطار و يا فرياد، در برابر خطرها و انحرافها مخصوص انسانها نيست.[5] بلكه در قرآن كريم آمده است، همين كه مورچهاي ديد حضرت سليمان با لشكرش در حركتند فرياد زد و به ساير مورچگان گفت: به لانههاي خود برويد تا پايمال آنان نشويد.[6] و يا همين كه هدهد، متوجه انحراف مردم شد و دريافت كه مردم خورشيد پرستند، نزد حضرت سليمان آمد و با ناله خود،از اين انحراف شكايت كرد.[7] بنابراين، همان طور كه فطرتاً، پدران و مادران فرزندان خود را به كارهايي، امر كرده و به كارهايي نهي كردهاند، همچنان در حيوانات، ريشة غريزي دارد.
امّا در رابطه با قسمت دوّم سؤال بايد گفت: بسياري از فقهاء بعد از ذكر عدم مفسده و عدم ضرر، به اين مسأله توجه داشتهاند مثلاً حضرت امام خميني(ره) بعد از ذكر اين شرط در مسأله بعد، ميفرمايد: «اگر معروف يا منكر از اموري باشد كه شارع مقدس به آن اهميت زياد ميدهد مثل اصول دين يا مذهب و حفظ قرآن مجيد و حفظ عقايد مسلمانان يا احكام ضروريه، بايد ملاحظة اهميت شود و مجرد ضرر، موجب واجب نبودن، نميشود، پس اگر توقف داشته باشد حفظ عقايد مسلمانان يا حفظ احكام ضرورية اسلام بر بذل جان و مال، واجب است بذل آن.»[8] همچنين حضرت آيت الله مكارم شيرازي در ذيل شرايط عدم مفسده و عدم ضرر، چنين ميگويد: «ولي اگر معروف و منكر از اموري بايد كه شارع مقدس اسلام اهميّت زيادي به آن ميدهد (مانند حفظ اسلام و قرآن و استقلال ممالك اسلامي يا حفظ احكام ضروري اسلام) بايد اعتنا به ضرر نكند و با بذل جان و مال در حفظ آنها، بكوشد.»[9]
حضرت آيت الله خويي نيز بعد از ذكر شرط عدم ضرر، ميگويد: «اين شرط مربوط به جايي است كه تأثير امر و نهي ثابت نشود؛ امّا اگر تأثير امر و نهي ثابت شود در اين صورت بايد رعايت اهميت را نمود. در نتيجه گاهي از اوقات، امر به معروف و نهي از منكر، با يقين به وجود ضرر، واجب ميشود.»[10]
بنابراين، اگر چه يكي از شرايط امر به معروف ونهي از منكر عدم مفسده و عدم ضرر جاني، مالي و آبرويي است. امّا در مواردي كه موضوع امر به معروف و نهي از منكر از امور مهمّه باشد مثل اصول دين يا مذهب و حفظ قرآن مجيد و حفظ عقايد مسلمانان، در اينجا بايد رعايت اهم و مهم كرد. و با توجه به اين قاعده «اهم» را گرفت و «مهم» را كنار گذاشت. و در اين گونه موارد، ظن و گمان به وجود ضرر و حتي، يقين به وجود ضرر موجب ترك امر به معروف و نهي از منكر نميشود. و لذا ميبينيم حضرت سيد الشهداء ـ عليه الصلاة و السّلام ـ خود و خانواده و ياران خويش را فداي اسلام كرد؛ زيرا اصل اسلام و قرآن، در خطر بود و هدف حاكمان اموي از بين بردن اساس دين مقدس اسلام بود و هدف آنها مبارزه با قرآن و وحي بود.
بنابراين، ترك آن در اين شرايط، موجب نابودي احكام الهي ميشد. پس آن گاه كه دين در معرض نابودي قرار گيرد يا حفظ عقايد مسلمانان در آستانهي تزلزل واقع شود وظيفه خواهيم داشت كه امر به معروف و نهي از منكر كنيم و ضرر آن را به جان بخريم.[11] و در اين تزاحم اهم را بر مهم، ترجيح دهيم و خشنودي خداوند را بر ضرر جاني خود ترجيح دهيم. بر همين اساس، امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: منظور از آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» (بعضي از مردم كسي است كه جان خود را در برابر خشنودي خدا ميفروشد). مردي است كه در راه امر به معروف و نهي از منكر كشته شود.[12]
منابعي براي مطالعه بيشتر:
1. سيد محمود مدني بجستاني، امر به معروف و نهي از منكر دو فريضه برتر در سيره معصومين، قم، نشر معروف، چ اوّل، 1376، ص 55 و 75.
2. سيد محمد حسن بني هاشمي خميني، توضيح المسائل مراجع، (قم، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامي، چ اوّل، 1377)، ج 2، ص 618 تا 640.
3. كتاب الامر بالمعروف و النهي عن المنكر، آيت الله حسين النوري الهمداني، (چ اوّل، 1397 هـ .ق)، ص 57 تا 75.
4. محمد عابدي،جامعه برتر، (چ اوّل،1380)، ص 73.
5. محسن قرائتي، امر به معروف و نهي ازمنكر، (قم، مركز فرهنگي درسهايي از قرآن)، چ هفتم، 1377، ص 11.
6. امر به معروف و نهي از منكر در اسلام، قربانعلي عرفاني، (نجف، العزي الحديثه، 1975 م)، ص 44 به بعد.
7. ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسايل، ج 12، ص 179.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مرتضي مطهري، مجموعه آثار، (انتشارات صدرا، چ اوّل، 1380)، ج 20، ص 199.
[2] . امام خميني، تحرير الوسيله، (قم، مؤسسه اسماعيليان، چ سوّم، 1408 هـ .ق،) ج 1، ص 462.
[3] . آل عمران، آية 104.
[4] . أبي جعفر محمد بن يعقوب الكليني، فروع الكافي، (دار الاضواء، چ اوّل، 1413 هـ .ق)، ج 5، حديث 1، ص 58.
[5] . محسن قرائتي، امر به معروف و نهي از منكر، (قم، مركز فرهنگي درسهايي از قرآن)،چ هفتم، 1377، ص 11.
[6] . نمل، آية 18.
[7] . نمل، آية 24.
[8] . سيد محمد حسن بن هاشمي خميني، توضيح المسائل مراجع، (قم، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامي، چ اوّل، 1377) ج 2، ص 619.
[9] . همان، ص 631.
[10] . همان، ص 641.
[11] . محمد عابدي، جامعه برتر، چ اوّل، 1380، ص 73.
[12] . ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسايل، ج 12، ص 179.
جواب اجمالي:
در رسالههاي مراجع تقليد، شرايط كلي وجوب امر به معروف و نهي از منكر كه معمولاً چهار شرط، علم و معرفت، احتمال تأثير، ضرري نبودن و اصرار متخلف، ذكر ميشود؛ امّا از جزييات كمتر بحث ميشود.
ضمناً بعضي ديگر از محققان مانند شهيد مطهري، براي امر به معروف و نهي ازمنكر شرايط اجرايي ذكر ميكنند كه از جمله اين نوع شرايط، حسن نيت و اخلاص است. و در رابطه با قسمت دوّم سؤال بايد گفت: اگر چه يكي از شرايط امر به معروف و نهي از منكر، عدم ضرر و عدم مفسده است، امّا در مواردي كه موضوع امر به معروف و نهي از منكر،امور مهمّه مانند، اصول دين، حفظ قرآن كريم و... باشد بايد رعايت اهم و مهم كرد و در اين گونه موارد ظن و گمان و حتي يقين به وجود ضرر، موجب ترك امر به معروف و نهي از منكر، نميشود و لذا در زمان حضرت سيد الشهدا ـ عليه السّلام ـ اصل اسلام و قرآن در خطر بود؛ در نتيجه جان خود و يارانش را فداي اسلام كرد.
جواب تفصيلي:
آنچه در رسالههاي مراجع تقليد، در رابطه با شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منكر آمده است، مربوط به شرايط كلي ميباشد؛ امّا جزئيات اين شرايط را بايد در كتب فقهي و غيرفقهي جستجو كرد. از جمله شهيد مطهري ميفرمايد: «امر به معروف و نهي از منكر در اسلام از نظر اجرايي، شرايطي دارد. اولين شرطش حسن نيت و اخلاص است.»[1] در حالي كه معمولاً فقها به چهار شرط يعني، علم و معرفت، احتمال اثر، ضرري نبودن و اصرار متخلف، اشاره ميكنند.
براي اطلاع از ادله امر به معروف و نهي از منكر، بايد به كتب فقهي و كتبي كه در مورد امر به معروف و نهي از منكر تدوين شده است، مراجعه نمود. از جمله دلايلي كه ميتوان براي وجوب آن اقامه كرد عبارتند از:
1. ضروري دين:
امر به معروف و نهي از منكر از ضروريات دين است. حضرت امام خميني (ره) در اين رابطه ميفرمايد: «وجوب امر به معروف و نهي از منكر از ضروريات دين است و منكر آن با توجه به لازمه آن، از كافران است.»[2]
2. قرآن كريم:
آيات زيادي از قرآن كريم دلالت بر امر به معروف و نهي از منكر دارد. از جمله اين آيه است كه ميفرمايد: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»[3] از ميان شما، گروهي بايد دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر، كند.
آيات ديگري كه در اين رابطه وجود دارد عبارتند از: 1. آل عمران/ 110؛ 2. توبه/ 71؛ 3. اعراف/ 157؛ 4. نحل/ 36؛ البته منحصر در اين آيات نميباشد.
3. روايات:
روايات زيادي، نيز دلالت بر وجوه امر به معروف و نهي از منكر دارد. از جمله امام باقر ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «انّ الأمر بالمعروف و النّهي عن المنكر فريضةٌ عظيمةٌ بها تُقام الفرائض»[4] امر به معروف و نهي از منكر، واجب بسياري بزرگي است كه با آن واجبات (ديگر) اقامه ميشود.
4. بناء عقلاء
راه و روش عقلاء بر اين است كه اگر خطايي از ديگري سرزد او را متنبه و آگاه كنند. مثلاً اگر در يك بازار، مغازهاي آتش بگيرد و صاحب مغازه بگويد: شما خاموش نكنيد؛ زيرا مغازه براي من است، بازاريان ديگر به حرف او گوش نميكنند بلكه وظيفه دارند براي اينكه مغازه آنها آتش نگيرد، آتش را خاموش كنند. و يا اگر مسافري بخواهد كشتي را سوراخ كند، ديگران، عقلا بايد جلوي او را بگيرند تا آنها نيز غرق نشوند.
5. فطري بودن و غريزي بودن
دليل ديگري كه براي امر به معروف و نهي از منكر ميتوان اقامه كرد فطري بودن اين امر، است. زيرا مسأله هشدار و اخطار و يا فرياد، در برابر خطرها و انحرافها مخصوص انسانها نيست.[5] بلكه در قرآن كريم آمده است، همين كه مورچهاي ديد حضرت سليمان با لشكرش در حركتند فرياد زد و به ساير مورچگان گفت: به لانههاي خود برويد تا پايمال آنان نشويد.[6] و يا همين كه هدهد، متوجه انحراف مردم شد و دريافت كه مردم خورشيد پرستند، نزد حضرت سليمان آمد و با ناله خود،از اين انحراف شكايت كرد.[7] بنابراين، همان طور كه فطرتاً، پدران و مادران فرزندان خود را به كارهايي، امر كرده و به كارهايي نهي كردهاند، همچنان در حيوانات، ريشة غريزي دارد.
امّا در رابطه با قسمت دوّم سؤال بايد گفت: بسياري از فقهاء بعد از ذكر عدم مفسده و عدم ضرر، به اين مسأله توجه داشتهاند مثلاً حضرت امام خميني(ره) بعد از ذكر اين شرط در مسأله بعد، ميفرمايد: «اگر معروف يا منكر از اموري باشد كه شارع مقدس به آن اهميت زياد ميدهد مثل اصول دين يا مذهب و حفظ قرآن مجيد و حفظ عقايد مسلمانان يا احكام ضروريه، بايد ملاحظة اهميت شود و مجرد ضرر، موجب واجب نبودن، نميشود، پس اگر توقف داشته باشد حفظ عقايد مسلمانان يا حفظ احكام ضرورية اسلام بر بذل جان و مال، واجب است بذل آن.»[8] همچنين حضرت آيت الله مكارم شيرازي در ذيل شرايط عدم مفسده و عدم ضرر، چنين ميگويد: «ولي اگر معروف و منكر از اموري بايد كه شارع مقدس اسلام اهميّت زيادي به آن ميدهد (مانند حفظ اسلام و قرآن و استقلال ممالك اسلامي يا حفظ احكام ضروري اسلام) بايد اعتنا به ضرر نكند و با بذل جان و مال در حفظ آنها، بكوشد.»[9]
حضرت آيت الله خويي نيز بعد از ذكر شرط عدم ضرر، ميگويد: «اين شرط مربوط به جايي است كه تأثير امر و نهي ثابت نشود؛ امّا اگر تأثير امر و نهي ثابت شود در اين صورت بايد رعايت اهميت را نمود. در نتيجه گاهي از اوقات، امر به معروف و نهي از منكر، با يقين به وجود ضرر، واجب ميشود.»[10]
بنابراين، اگر چه يكي از شرايط امر به معروف ونهي از منكر عدم مفسده و عدم ضرر جاني، مالي و آبرويي است. امّا در مواردي كه موضوع امر به معروف و نهي از منكر از امور مهمّه باشد مثل اصول دين يا مذهب و حفظ قرآن مجيد و حفظ عقايد مسلمانان، در اينجا بايد رعايت اهم و مهم كرد. و با توجه به اين قاعده «اهم» را گرفت و «مهم» را كنار گذاشت. و در اين گونه موارد، ظن و گمان به وجود ضرر و حتي، يقين به وجود ضرر موجب ترك امر به معروف و نهي از منكر نميشود. و لذا ميبينيم حضرت سيد الشهداء ـ عليه الصلاة و السّلام ـ خود و خانواده و ياران خويش را فداي اسلام كرد؛ زيرا اصل اسلام و قرآن، در خطر بود و هدف حاكمان اموي از بين بردن اساس دين مقدس اسلام بود و هدف آنها مبارزه با قرآن و وحي بود.
بنابراين، ترك آن در اين شرايط، موجب نابودي احكام الهي ميشد. پس آن گاه كه دين در معرض نابودي قرار گيرد يا حفظ عقايد مسلمانان در آستانهي تزلزل واقع شود وظيفه خواهيم داشت كه امر به معروف و نهي از منكر كنيم و ضرر آن را به جان بخريم.[11] و در اين تزاحم اهم را بر مهم، ترجيح دهيم و خشنودي خداوند را بر ضرر جاني خود ترجيح دهيم. بر همين اساس، امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: منظور از آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» (بعضي از مردم كسي است كه جان خود را در برابر خشنودي خدا ميفروشد). مردي است كه در راه امر به معروف و نهي از منكر كشته شود.[12]
منابعي براي مطالعه بيشتر:
1. سيد محمود مدني بجستاني، امر به معروف و نهي از منكر دو فريضه برتر در سيره معصومين، قم، نشر معروف، چ اوّل، 1376، ص 55 و 75.
2. سيد محمد حسن بني هاشمي خميني، توضيح المسائل مراجع، (قم، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامي، چ اوّل، 1377)، ج 2، ص 618 تا 640.
3. كتاب الامر بالمعروف و النهي عن المنكر، آيت الله حسين النوري الهمداني، (چ اوّل، 1397 هـ .ق)، ص 57 تا 75.
4. محمد عابدي،جامعه برتر، (چ اوّل،1380)، ص 73.
5. محسن قرائتي، امر به معروف و نهي ازمنكر، (قم، مركز فرهنگي درسهايي از قرآن)، چ هفتم، 1377، ص 11.
6. امر به معروف و نهي از منكر در اسلام، قربانعلي عرفاني، (نجف، العزي الحديثه، 1975 م)، ص 44 به بعد.
7. ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسايل، ج 12، ص 179.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مرتضي مطهري، مجموعه آثار، (انتشارات صدرا، چ اوّل، 1380)، ج 20، ص 199.
[2] . امام خميني، تحرير الوسيله، (قم، مؤسسه اسماعيليان، چ سوّم، 1408 هـ .ق،) ج 1، ص 462.
[3] . آل عمران، آية 104.
[4] . أبي جعفر محمد بن يعقوب الكليني، فروع الكافي، (دار الاضواء، چ اوّل، 1413 هـ .ق)، ج 5، حديث 1، ص 58.
[5] . محسن قرائتي، امر به معروف و نهي از منكر، (قم، مركز فرهنگي درسهايي از قرآن)،چ هفتم، 1377، ص 11.
[6] . نمل، آية 18.
[7] . نمل، آية 24.
[8] . سيد محمد حسن بن هاشمي خميني، توضيح المسائل مراجع، (قم، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامي، چ اوّل، 1377) ج 2، ص 619.
[9] . همان، ص 631.
[10] . همان، ص 641.
[11] . محمد عابدي، جامعه برتر، چ اوّل، 1380، ص 73.
[12] . ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسايل، ج 12، ص 179.
تازه های پرسش و پاسخ
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}