چهارشنبه، 25 اسفند 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

آيا امر به معروف و نهي از منكر، محدود به همان شرايطي است كه در رساله‎ها بيان شده است يا خير؟ اگر ضرر جاني مانع از امر به معروف است، چگونه است كه سيد الشهداء ـ عليه السّلام ـ اين چنين خود و خانواده و يارانش را فدا مي‎كند؟


پاسخ :
جواب اجمالي:
در رساله‎هاي مراجع تقليد، شرايط كلي وجوب امر به معروف و نهي از منكر كه معمولاً چهار شرط، علم و معرفت، احتمال تأثير، ضرري نبودن و اصرار متخلف، ذكر مي‎شود؛ امّا از جزييات كمتر بحث مي‎شود.
ضمناً بعضي ديگر از محققان مانند شهيد مطهري، براي امر به معروف و نهي ازمنكر شرايط اجرايي ذكر مي‎كنند كه از جمله اين نوع شرايط، حسن نيت و اخلاص است. و در رابطه با قسمت دوّم سؤال بايد گفت: اگر چه يكي از شرايط امر به معروف و نهي از منكر، عدم ضرر و عدم مفسده است، امّا در مواردي كه موضوع امر به معروف و نهي از منكر،‌امور مهمّه مانند، اصول دين، حفظ قرآن كريم و... باشد بايد رعايت اهم و مهم كرد و در اين گونه موارد ظن و گمان و حتي يقين به وجود ضرر، موجب ترك امر به معروف و نهي از منكر، نمي‎شود و لذا در زمان حضرت سيد الشهدا ـ عليه السّلام ـ اصل اسلام و قرآن در خطر بود؛ در نتيجه جان خود و يارانش را فداي اسلام كرد.
‎جواب تفصيلي:
آنچه در رساله‎هاي مراجع تقليد، در رابطه با شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منكر آمده است، مربوط به شرايط كلي مي‎باشد؛ امّا جزئيات اين شرايط را بايد در كتب فقهي و غيرفقهي جستجو كرد. از جمله شهيد مطهري مي‎فرمايد: «امر به معروف و نهي از منكر در اسلام از نظر اجرايي، شرايطي دارد. اولين شرطش حسن نيت و اخلاص است.»[1] در حالي كه معمولاً فقها به چهار شرط يعني، علم و معرفت، احتمال اثر، ضرري نبودن و اصرار متخلف، اشاره مي‎كنند.
براي اطلاع از ادله امر به معروف و نهي از منكر، بايد به كتب فقهي و كتبي كه در مورد امر به معروف و نهي از منكر تدوين شده است، مراجعه نمود. از جمله دلايلي كه مي‎توان براي وجوب آن اقامه كرد عبارتند از:
1. ضروري دين:
امر به معروف و نهي از منكر از ضروريات دين است. حضرت امام خميني (ره) در اين رابطه مي‎فرمايد: «وجوب امر به معروف و نهي از منكر از ضروريات دين است و منكر آن با توجه به لازمه آن، از كافران است.»[2]
2. قرآن كريم:
آيات زيادي از قرآن كريم دلالت بر امر به معروف و نهي از منكر دارد. از جمله اين آيه است كه مي‎فرمايد: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»[3] از ميان شما، گروهي بايد دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر، كند.
آيات ديگري كه در اين رابطه وجود دارد عبارتند از: 1. آل عمران/ 110؛ 2. توبه/ 71؛ 3. اعراف/ 157؛ 4. نحل/ 36؛ البته منحصر در اين آيات نمي‎باشد.
3. روايات:
روايات زيادي، نيز دلالت بر وجوه امر به معروف و نهي از منكر دارد. از جمله امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي‎فرمايد: «انّ الأمر بالمعروف و النّهي عن المنكر فريضةٌ عظيمةٌ بها تُقام الفرائض»[4] امر به معروف و نهي از منكر، واجب بسياري بزرگي است كه با آن واجبات (ديگر) اقامه مي‎شود.
4. بناء عقلاء
راه و روش عقلاء بر اين است كه اگر خطايي از ديگري سرزد او را متنبه و آگاه كنند. مثلاً اگر در يك بازار، مغازه‎اي آتش بگيرد و صاحب مغازه بگويد: شما خاموش نكنيد؛ زيرا مغازه براي من است، بازاريان ديگر به حرف او گوش نمي‎كنند بلكه وظيفه دارند براي اينكه مغازه آنها آتش نگيرد، آتش را خاموش كنند. و يا اگر مسافري بخواهد كشتي را سوراخ كند، ديگران، عقلا بايد جلوي او را بگيرند تا آنها نيز غرق نشوند.
5. فطري بودن و غريزي بودن
دليل ديگري كه براي امر به معروف و نهي از منكر مي‎توان اقامه كرد فطري بودن اين امر، است. زيرا مسأله هشدار و اخطار و يا فرياد، در برابر خطرها و انحراف‎ها مخصوص انسان‎ها نيست.[5] بلكه در قرآن كريم آمده است، همين كه مورچه‎اي ديد حضرت سليمان با لشكرش در حركتند فرياد زد و به ساير مورچگان گفت: به لانه‎هاي خود برويد تا پايمال آنان نشويد.[6] و يا همين كه هدهد، متوجه انحراف مردم شد و دريافت كه مردم خورشيد پرستند، نزد حضرت سليمان آمد و با ناله خود،‌از اين انحراف شكايت كرد.[7] بنابراين، همان طور كه فطرتاً، پدران و مادران فرزندان خود را به كارهايي، امر كرده و به كارهايي نهي كرده‎اند، همچنان در حيوانات، ريشة غريزي دارد.
امّا در رابطه با قسمت دوّم سؤال بايد گفت: بسياري از فقهاء بعد از ذكر عدم مفسده و عدم ضرر، به اين مسأله توجه داشته‎اند مثلاً حضرت امام خميني(ره) بعد از ذكر اين شرط در مسأله بعد، مي‎فرمايد: «اگر معروف يا منكر از اموري باشد كه شارع مقدس به آن اهميت زياد مي‎دهد مثل اصول دين يا مذهب و حفظ قرآن مجيد و حفظ عقايد مسلمانان يا احكام ضروريه، بايد ملاحظة اهميت شود و مجرد ضرر، موجب واجب نبودن، نمي‎شود، پس اگر توقف داشته باشد حفظ عقايد مسلمانان يا حفظ احكام ضرورية اسلام بر بذل جان و مال، واجب است بذل آن.»[8] همچنين حضرت آيت الله مكارم شيرازي در ذيل شرايط عدم مفسده و عدم ضرر، چنين مي‎گويد: «ولي اگر معروف و منكر از اموري بايد كه شارع مقدس اسلام اهميّت زيادي به آن مي‎دهد (مانند حفظ اسلام و قرآن و استقلال ممالك اسلامي يا حفظ احكام ضروري اسلام) بايد اعتنا به ضرر نكند و با بذل جان و مال در حفظ آنها، بكوشد.»[9]
حضرت آيت الله خويي نيز بعد از ذكر شرط عدم ضرر، مي‎گويد: «اين شرط مربوط به جايي است كه تأثير امر و نهي ثابت نشود؛ امّا اگر تأثير امر و نهي ثابت شود در اين صورت بايد رعايت اهميت را نمود. در نتيجه گاهي از اوقات، امر به معروف و نهي از منكر،‌ با يقين به وجود ضرر، واجب مي‎شود.»[10]
بنابراين، اگر چه يكي از شرايط امر به معروف ونهي از منكر عدم مفسده و عدم ضرر جاني، مالي و آبرويي است. امّا در مواردي كه موضوع امر به معروف و نهي از منكر از امور مهمّه باشد مثل اصول دين يا مذهب و حفظ قرآن مجيد و حفظ عقايد مسلمانان، در اينجا بايد رعايت اهم و مهم كرد. و با توجه به اين قاعده «اهم» را گرفت و «مهم» را كنار گذاشت. و در اين گونه موارد، ظن و گمان به وجود ضرر و حتي، يقين به وجود ضرر موجب ترك امر به معروف و نهي از منكر نمي‎شود. و لذا مي‎بينيم حضرت سيد الشهداء ـ عليه الصلاة و السّلام ـ خود و خانواده و ياران خويش را فداي اسلام كرد؛ زيرا اصل اسلام و قرآن، در خطر بود و هدف حاكمان اموي از بين بردن اساس دين مقدس اسلام بود و هدف آن‎ها مبارزه با قرآن و وحي بود.
بنابراين، ترك آن در اين شرايط، موجب نابودي احكام الهي مي‎شد. پس آن گاه كه دين در معرض نابودي قرار گيرد يا حفظ عقايد مسلمانان در آستانه‎ي تزلزل واقع شود وظيفه خواهيم داشت كه امر به معروف و نهي از منكر كنيم و ضرر آن را به جان بخريم.[11] و در اين تزاحم اهم را بر مهم، ترجيح دهيم و خشنودي خداوند را بر ضرر جاني خود ترجيح دهيم. بر همين اساس، امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: منظور از آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» (بعضي از مردم كسي است كه جان خود را در برابر خشنودي خدا مي‎فروشد). مردي است كه در راه امر به معروف و نهي از منكر كشته شود.[12]
منابعي براي مطالعه بيشتر:
1. سيد محمود مدني بجستاني، امر به معروف و نهي از منكر دو فريضه برتر در سيره معصومين، قم، نشر معروف، چ اوّل، 1376، ص 55 و 75.
2. سيد محمد حسن بني هاشمي خميني، توضيح المسائل مراجع، (قم، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامي، چ اوّل، 1377)، ج 2، ص 618 تا 640.
3. كتاب الامر بالمعروف و النهي عن المنكر، آيت الله حسين النوري الهمداني، (چ اوّل، 1397 هـ .ق)، ص 57 تا 75.
4. محمد عابدي،‌جامعه برتر، (چ اوّل،‌1380)، ص 73.
5. محسن قرائتي، امر به معروف و نهي ازمنكر، (قم، مركز فرهنگي درسهايي از قرآن)، چ هفتم، 1377، ص 11.
6. امر به معروف و نهي از منكر در اسلام، قربانعلي عرفاني، (نجف، العزي الحديثه، 1975 م)، ص 44 به بعد.
7. ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسايل، ج 12، ص 179.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مرتضي مطهري، مجموعه آثار، (انتشارات صدرا، چ اوّل، 1380)، ج 20، ص 199.
[2] . امام خميني، تحرير الوسيله، (قم، مؤسسه اسماعيليان، چ سوّم، 1408 هـ .ق،) ج 1، ص 462.
[3] . آل عمران، آية 104.
[4] . أبي جعفر محمد بن يعقوب الكليني، فروع الكافي، (دار الاضواء، چ اوّل، 1413 هـ .ق)، ج 5، حديث 1، ص 58.
[5] . محسن قرائتي، امر به معروف و نهي از منكر، (قم، مركز فرهنگي درسهايي از قرآن)،چ هفتم، 1377، ص 11.
[6] . نمل، آية 18.
[7] . نمل، آية 24.
[8] . سيد محمد حسن بن هاشمي خميني، توضيح المسائل مراجع، (قم، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامي، چ اوّل، 1377) ج 2، ص 619.
[9] . همان، ص 631.
[10] . همان، ص 641.
[11] . محمد عابدي، جامعه برتر، چ اوّل، 1380، ص 73.
[12] . ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسايل، ج 12، ص 179.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.