پرسش :
با توجه به آیه شریفه يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَک تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِک وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ اى پيامبر چرا براى خشنودى همسرانت آنچه را خدا براى تو حلال گردانيده حرام مى کنى خداوند آمرزنده و مهربان است» حرام کردن حلال خداوند از انسان معصوم بعيد است؟!
پاسخ :
عصمت يکي از مهمترين شؤون و ويژگيهاي پيامبران و امامان است. علماي شيعه با استناد به ادله عقلي و نقلي معتقدند که پيامبر بايد هم در دريافت وحي الهي و هم در ابلاغ آن به مردم از هرگونه خطا و اشتباه مصون باشد و علاوه بر آن پيامبران و امامان، بايد از تمامي گناهان صغيره و کبيره، چه عمدي و چه سهوي، چه پيش از نبوت و امامت و چه بعد از آن، معصوم باشند.
دلايل عصمت
دليل اول: هدف اصلي از بعثت پيامبران، راهنمايي بشر به سوي حقايق و وظايفي است که خداي متعال براي انسانها تعيين فرموده است و ايشان در حقيقت، نمايندگان الهي در ميان انسانها هستند که بايد ديگران را به راه راست، هدايت کنند؛ حال اگر چنين نمايندگان و سفيراني به دستورات الهي پايبند نباشند و خودشان بر خلاف محتواي رسالتشان عمل کنند، مردم رفتارشان را با گفتارشان متناقض ببينند، ديگر به گفتههايشان اعتماد لازم را پيدا نميکنند و در نتيجه هدف از بعثت ايشان به طور کامل تحقق نخواهد يافت؛ بنابراين، حکمت و لطف الهي اقتضا دارد که پيامبران، افرادي پاک و معصوم از گناه باشند.
اين دليل، عصمت پيامبر را نسبت به هر گناهي، چه کبيره و چه صغيره، چه عمدي و چه سهوي، چه پيش از بعثت و چه پس از آن اثبات ميکند؛ زيرا کوچکترين گناه سهوي، هر چند پيش از بعثت رخ داده باشد، به اندازهي خود، پيامبر را لکه دار کرده و به همان مقدار از اعتماد مردم ميکاهد و حال اين که بايد اعتماد به پيامبر صد درصد باشد تا راه هر گونه شک و ترديد و شبههاي بسته شود.
دليل دوم: افزون بر اين که پيامبران وظيفه دارند محتواي وحي و رسالت خويش را به مردم ابلاغ کنند و راه راست را به ايشان نشان دهند، وظيفه دارند به تزکيه، تربيت و راهبري مردم اقدام نمايند؛ آن هم تربيتي همگاني که شامل آمادهترين و برجستهترين افراد جامعه نيز بشود و چنين مقامي در خور کساني است که خودشان به عاليترين مدارج کمال انساني رسيده باشند و اين همان مقام «عصمت» است.[1]
افزون بر اين، اساساً نقش رفتار مربي در تربيت ديگران، از نقش گفتار او بسيار مهمتر است و کسي که از نظر رفتار، نقصها و کمبودهايي داشته باشد، سخنانش تأثير مطلوب را ندارد؛ پس هنگامي هدف الهي از بعثت پيامبران، به عنوان مربيان جامعه، به طور کامل تحقق مييابد که آنها از هر گونه لغزشي در گفتار و کردار مصون باشند.
و اما دارا بودن تقوا و پرهيز از گناهان، آن گونه که در حد عصمت نباشد، نيز نميتواند اطمينان کامل را در ميان مردم ايجاد کند؛ زيرا باز هم احتمال گناه و خطا در فرض مذکور وجود دارد.
از دليلهايي که گفته شد روشن ميشود که پيامبران، افزون بر مصون بودن از ارتکاب گناه، از اشتباه و نسيان نيز مصون ميباشند؛ چه اشتباه و نسيان در بيان احکام و عمل به آنها و چه نسبت به موضوعهاي خارجي و امور عادي؛ زيرا در صورت اشتباه و نسيان، اعتماد کامل براي مردم حاصل نميشود و در هر موردي که پيامبر حکمي بگويد احتمال ميدهند که اشتباه باشد؛ از اين رو پيامبران به طور کامل به هدف خود که تعليم و تربيت است، نميرسند، و همچنين است اگر در عمل به احکام، اشتباه کنند؛ زيرا ممکن است همين عمل، سرمشق يا دستاويز گروهي شود و گمراه گردند؛ گذشته از اين، خود عمل همنوعي بيان از حکم است. اگر مردم ببينند و يا احتمال دهند که پيغمبر در موضوع ها و امور عادي، چه در خلوت و چه در ملأ عام، گرفتار اشتباه و نسيان است، نسبت به احکام ترديد ميکنند و اطمينان لازم در مردم که مقدمه تحقق هدف پيامبران است، حاصل نميشود.
از آنچه گفته شد، لزوم عصمت پيامبران و از جمله پيامبر اکرم از هرگونه گناه و خطايي روشن شد؛ افزون بر آن، دلايل متعدّدي از قرآن و روايات، ساحت قدسي انبياء و خاتم الانبياء را از هر گونه شايبهي نقصي مبرا ميدانند. اما در برخي آيات قرآن نسبت به وجود مقدس پيامبر اکرم تعابيري به کار رفته است که در نگاه ابتدائي، عدم عصمت استفاده ميشود از جمله آن آيات، آيه اول سوره تحريم است، که از آن استفاده ميشود پيامبر اکرم حلال خداوند را حرام کرده است در حالي که:
اولا؛ مراد از تحريمي که در آيه بکار رفته غير از آن تحريمي است که، مصداق ترک واجب يا عمل به فعل قبيح است که خداوند آن را تشريع کرده است؛ چرا که تحريم به معناي حرام و ممنوع کردن به دو شکل صورت ميپذيرد:
1. گاهي حرمت از جانب خداوند متعال است که درمقام شارع و قانون گذار و بنابر برخي مصلحتهاي فردي يا جمعي حکم به حرمت چيزي ميکند، که در اين صورت هيچ کس حق تبديل يا تصرف در آن را ندارد. نه از نظر کميت و نه از نظر کيفيت.
2. و گاه تحريم مربوط به فعل مباحي است که انسان براي خودش وضع ميکند. و در دين مبين اسلام اين کار به صورت قسم، نذر و يا عهد انجام ميپذيرد که البته هر کدام داراي شرايط و احکام خاص خود ميباشند. و اين نوع تحريم نه تنها هيچ گونه منافاتي با احکام اسلام نداردکه در واقع تابع آن نيز هست، و عمل به آن هم در بعضي از شرايط بسيار خوب و پسنديده است.[2]
ثانيا؛ همانطور که گفته شد هيچ معصومي اقدام به انجام حرام و يا تبديل حلال به حرام (از نوع اول) نميکند و پيامبر هم چنين کاري نکرده و آيه هم نمي خواهد اين را بگويد، اما چه بسيار تحريمهايي که انسانهاي بزرگ به اشکال گوناگون در حق خود روا ميدارند تا سبب آسايش و منفعتي براي ديگران باشند، که البته از آن با عنوانهاي گوناگوني چون ايثار، فداکاري، مهرباني و از خودگذشتگي هم ياد ميشود. مادري را در نظر بگيريد که از خيلي راحتيهاي خود ميزند تا بهترين خوبيها را براي فرزندش به ارمغان آورد. و يا دانشمندي را که از وقت خواب و استراحت و... خود ميزند تا به پيشرفت جامعه کمک کند.
نمود اين سخاوت و بزرگواري و ايثار به گواه تاريخ در پيامبران الهي و امامان معصوم به عنوان کاملترين انسانها قطعا بيشتر است. و در خصوص اين آيه هم نيز به همين شکل است.
بنابرآنچه که بعضي از مفسران گفتهاند پيامبر براي رضايت برخي همسرانش خود را از خوردن عسلي که خوردن آن مباح و جايز است و يکي از همسرانش به نام زينب بنت جحش هميشه به او ميداده منع ميکند. اما چون اين کار به درخواست برخي از همسران حضرت (عايشه و حفصه) و از روي حسادت به زينب بنت جحش بوده و قصد شيطنت و آزار پيامبر را داشتند اين آيه نازل شد و پيامبر را، بلکه در حقيقت همسران ايشان را مورد عتاب قرار داده و خداوند پيامبر را فرمان به استفاده و بهره بردن از آن حلال ميدهد. به تعبير ديگر آيه شريفه مدحي است که در قالب ذمّ بيان شده است.
نتيجه:
پس پيامبر قطعا معصوم است و هيچ حلال واجبي را حرام نکرده تا از او معصيتي سرزده باشد و از اين طريق عصمت ايشان مورد خدشه قرار گيرد. بلکه فقط مباحي را از روي شفقت و مهرباني طبق قانون و احکام اسلام براي رضايت برخي همسرانش بر خود حرام کرد. و اين عمل از پيامبري که رحمه للعالمين است هيچ بعيد هم نيست.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ کتب تفسيري (تفسير الميزان، تفسير نمونه، المبين، مجمع البيان و...) ذيل آيه شريفه در سوره تحريم.
2ـ آموزش عقايد، ج1.
پی نوشتها:
[1]. ر.ك: مصباح يزدي، محمد تقي، راهنماشناسى، تهران، انتشارات اميرکبير، ص121
[2]. ر.ک: مکارم شيرازي, ناصر، تفسير نمونه، ذيل آيه شريفه؛ طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان.
منبع: اندیشه قم
عصمت يکي از مهمترين شؤون و ويژگيهاي پيامبران و امامان است. علماي شيعه با استناد به ادله عقلي و نقلي معتقدند که پيامبر بايد هم در دريافت وحي الهي و هم در ابلاغ آن به مردم از هرگونه خطا و اشتباه مصون باشد و علاوه بر آن پيامبران و امامان، بايد از تمامي گناهان صغيره و کبيره، چه عمدي و چه سهوي، چه پيش از نبوت و امامت و چه بعد از آن، معصوم باشند.
دلايل عصمت
دليل اول: هدف اصلي از بعثت پيامبران، راهنمايي بشر به سوي حقايق و وظايفي است که خداي متعال براي انسانها تعيين فرموده است و ايشان در حقيقت، نمايندگان الهي در ميان انسانها هستند که بايد ديگران را به راه راست، هدايت کنند؛ حال اگر چنين نمايندگان و سفيراني به دستورات الهي پايبند نباشند و خودشان بر خلاف محتواي رسالتشان عمل کنند، مردم رفتارشان را با گفتارشان متناقض ببينند، ديگر به گفتههايشان اعتماد لازم را پيدا نميکنند و در نتيجه هدف از بعثت ايشان به طور کامل تحقق نخواهد يافت؛ بنابراين، حکمت و لطف الهي اقتضا دارد که پيامبران، افرادي پاک و معصوم از گناه باشند.
اين دليل، عصمت پيامبر را نسبت به هر گناهي، چه کبيره و چه صغيره، چه عمدي و چه سهوي، چه پيش از بعثت و چه پس از آن اثبات ميکند؛ زيرا کوچکترين گناه سهوي، هر چند پيش از بعثت رخ داده باشد، به اندازهي خود، پيامبر را لکه دار کرده و به همان مقدار از اعتماد مردم ميکاهد و حال اين که بايد اعتماد به پيامبر صد درصد باشد تا راه هر گونه شک و ترديد و شبههاي بسته شود.
دليل دوم: افزون بر اين که پيامبران وظيفه دارند محتواي وحي و رسالت خويش را به مردم ابلاغ کنند و راه راست را به ايشان نشان دهند، وظيفه دارند به تزکيه، تربيت و راهبري مردم اقدام نمايند؛ آن هم تربيتي همگاني که شامل آمادهترين و برجستهترين افراد جامعه نيز بشود و چنين مقامي در خور کساني است که خودشان به عاليترين مدارج کمال انساني رسيده باشند و اين همان مقام «عصمت» است.[1]
افزون بر اين، اساساً نقش رفتار مربي در تربيت ديگران، از نقش گفتار او بسيار مهمتر است و کسي که از نظر رفتار، نقصها و کمبودهايي داشته باشد، سخنانش تأثير مطلوب را ندارد؛ پس هنگامي هدف الهي از بعثت پيامبران، به عنوان مربيان جامعه، به طور کامل تحقق مييابد که آنها از هر گونه لغزشي در گفتار و کردار مصون باشند.
و اما دارا بودن تقوا و پرهيز از گناهان، آن گونه که در حد عصمت نباشد، نيز نميتواند اطمينان کامل را در ميان مردم ايجاد کند؛ زيرا باز هم احتمال گناه و خطا در فرض مذکور وجود دارد.
از دليلهايي که گفته شد روشن ميشود که پيامبران، افزون بر مصون بودن از ارتکاب گناه، از اشتباه و نسيان نيز مصون ميباشند؛ چه اشتباه و نسيان در بيان احکام و عمل به آنها و چه نسبت به موضوعهاي خارجي و امور عادي؛ زيرا در صورت اشتباه و نسيان، اعتماد کامل براي مردم حاصل نميشود و در هر موردي که پيامبر حکمي بگويد احتمال ميدهند که اشتباه باشد؛ از اين رو پيامبران به طور کامل به هدف خود که تعليم و تربيت است، نميرسند، و همچنين است اگر در عمل به احکام، اشتباه کنند؛ زيرا ممکن است همين عمل، سرمشق يا دستاويز گروهي شود و گمراه گردند؛ گذشته از اين، خود عمل همنوعي بيان از حکم است. اگر مردم ببينند و يا احتمال دهند که پيغمبر در موضوع ها و امور عادي، چه در خلوت و چه در ملأ عام، گرفتار اشتباه و نسيان است، نسبت به احکام ترديد ميکنند و اطمينان لازم در مردم که مقدمه تحقق هدف پيامبران است، حاصل نميشود.
از آنچه گفته شد، لزوم عصمت پيامبران و از جمله پيامبر اکرم از هرگونه گناه و خطايي روشن شد؛ افزون بر آن، دلايل متعدّدي از قرآن و روايات، ساحت قدسي انبياء و خاتم الانبياء را از هر گونه شايبهي نقصي مبرا ميدانند. اما در برخي آيات قرآن نسبت به وجود مقدس پيامبر اکرم تعابيري به کار رفته است که در نگاه ابتدائي، عدم عصمت استفاده ميشود از جمله آن آيات، آيه اول سوره تحريم است، که از آن استفاده ميشود پيامبر اکرم حلال خداوند را حرام کرده است در حالي که:
اولا؛ مراد از تحريمي که در آيه بکار رفته غير از آن تحريمي است که، مصداق ترک واجب يا عمل به فعل قبيح است که خداوند آن را تشريع کرده است؛ چرا که تحريم به معناي حرام و ممنوع کردن به دو شکل صورت ميپذيرد:
1. گاهي حرمت از جانب خداوند متعال است که درمقام شارع و قانون گذار و بنابر برخي مصلحتهاي فردي يا جمعي حکم به حرمت چيزي ميکند، که در اين صورت هيچ کس حق تبديل يا تصرف در آن را ندارد. نه از نظر کميت و نه از نظر کيفيت.
2. و گاه تحريم مربوط به فعل مباحي است که انسان براي خودش وضع ميکند. و در دين مبين اسلام اين کار به صورت قسم، نذر و يا عهد انجام ميپذيرد که البته هر کدام داراي شرايط و احکام خاص خود ميباشند. و اين نوع تحريم نه تنها هيچ گونه منافاتي با احکام اسلام نداردکه در واقع تابع آن نيز هست، و عمل به آن هم در بعضي از شرايط بسيار خوب و پسنديده است.[2]
ثانيا؛ همانطور که گفته شد هيچ معصومي اقدام به انجام حرام و يا تبديل حلال به حرام (از نوع اول) نميکند و پيامبر هم چنين کاري نکرده و آيه هم نمي خواهد اين را بگويد، اما چه بسيار تحريمهايي که انسانهاي بزرگ به اشکال گوناگون در حق خود روا ميدارند تا سبب آسايش و منفعتي براي ديگران باشند، که البته از آن با عنوانهاي گوناگوني چون ايثار، فداکاري، مهرباني و از خودگذشتگي هم ياد ميشود. مادري را در نظر بگيريد که از خيلي راحتيهاي خود ميزند تا بهترين خوبيها را براي فرزندش به ارمغان آورد. و يا دانشمندي را که از وقت خواب و استراحت و... خود ميزند تا به پيشرفت جامعه کمک کند.
نمود اين سخاوت و بزرگواري و ايثار به گواه تاريخ در پيامبران الهي و امامان معصوم به عنوان کاملترين انسانها قطعا بيشتر است. و در خصوص اين آيه هم نيز به همين شکل است.
بنابرآنچه که بعضي از مفسران گفتهاند پيامبر براي رضايت برخي همسرانش خود را از خوردن عسلي که خوردن آن مباح و جايز است و يکي از همسرانش به نام زينب بنت جحش هميشه به او ميداده منع ميکند. اما چون اين کار به درخواست برخي از همسران حضرت (عايشه و حفصه) و از روي حسادت به زينب بنت جحش بوده و قصد شيطنت و آزار پيامبر را داشتند اين آيه نازل شد و پيامبر را، بلکه در حقيقت همسران ايشان را مورد عتاب قرار داده و خداوند پيامبر را فرمان به استفاده و بهره بردن از آن حلال ميدهد. به تعبير ديگر آيه شريفه مدحي است که در قالب ذمّ بيان شده است.
نتيجه:
پس پيامبر قطعا معصوم است و هيچ حلال واجبي را حرام نکرده تا از او معصيتي سرزده باشد و از اين طريق عصمت ايشان مورد خدشه قرار گيرد. بلکه فقط مباحي را از روي شفقت و مهرباني طبق قانون و احکام اسلام براي رضايت برخي همسرانش بر خود حرام کرد. و اين عمل از پيامبري که رحمه للعالمين است هيچ بعيد هم نيست.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ کتب تفسيري (تفسير الميزان، تفسير نمونه، المبين، مجمع البيان و...) ذيل آيه شريفه در سوره تحريم.
2ـ آموزش عقايد، ج1.
پی نوشتها:
[1]. ر.ك: مصباح يزدي، محمد تقي، راهنماشناسى، تهران، انتشارات اميرکبير، ص121
[2]. ر.ک: مکارم شيرازي, ناصر، تفسير نمونه، ذيل آيه شريفه؛ طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان.
منبع: اندیشه قم