پرسش :
چرا بايد دين اسلام را انتخاب كرد؟
پاسخ :
تردیدی نیست که خدای متعال انسان را برای هدفی آفریده است، و آن وصول به کمال است، وصول به هدف جز از طریق پیمودن راه انبیای الهی میسور نیست، زیرا تنها کسی كه از کمال انسانی و راه وصول به آن آگاه است، خالق انسان است، و او راه نیل به کمال را از طریق انبیای الهی در اختیار ما قرار دادهاست. لذا اصل ضرورت انتخاب دین به عنوان یک ضرورت جهت تأمین سعادت و نیل به کمال است.
حال نوبت به این پرسش میرسد که چرا انسان از میان ادیان آسمانی مختلف، دین اسلام را برگزیند و مجاز نیست سایر ادیان را بر گزیند؟
دو پاسخ برای این سوال وجود دارد:
پاسخ اول: ضرورت تبعیت از پیامبر عصر
خدای متعال برای هر عصر و زمانی پیامبر خاص و برنامه خاصی جهت رساندن مردم به سعادت داشتهاست، و تبعیت از پیامبر زمان موجب سعادت انسانها در همان برهه از زمان بودهاست، و به موجب این که پیامبر عصر ما بلکه تمام اعصار بعدی پیامبر خاتم است، باید برای نیل به سعادت از او تبعیت کرد، و تبعیت از سایر ادیان سعادت انسان را تأمین نمیکند، و الا اگر موجب تأمین سعادت انسان میگردید نیازی نبود که خداوند پیامبر جدیدی بفرستد، ارسال رسول جدید نشانه آن است که به هر دلیلی نسخه پیامبر سابق کافی برای تأمین سعادت بشر نیست. و نسخه رسالت پیامبر آخرین نسخه و خاتم تمام انبیای الهی است، ولذا باید از این دین تبعیت کرد تا به سعادت نایل آمد، مگر این که کسی بگوید من به سعادت خویش کاری ندارم، او میتواند اصلا دینی را نپذیرد چون دغدغه سعادت خویش را ندارد، ولی چنین سخنی قطعا از روی عقل و درایت نیست.
البته معنای پذیرش دین اسلام طرد سایر نبوت و رسالت نیست بلکه ما موظفیم به این دین عمل کنیم در عین این که به سایر انبیای الهی ایمان داریم و آنان را به عنوان پیامبران و رسولان الهی قبول داریم و به آنان کمال احترام را میگذاریم. و این معنا جزو دین ماست.[1] و تكذيب هيچ يك از پيامبران و تکذيب هيچ حکمي از احکام آنان روا نيست، بلكه تكذيب يك پيامبر به منزله تکذيب همه ايشان و انكار يك حكم الهي، مستلزم انكار همه احكام خداست.[2] ولي وظيفه عملي هر امتي در هر زماني، پيروي از دستوررات پيامبر همان امت و همان زمان ميباشد.»
پاسخ دوم: کامل بودن دین اسلام
پاسخ دوم مبتنی بر این نکته است که دین اسلام مزایا و خصوصیاتی دارد که کاملترین دین و سازگارترین دین با فطرت بشر است، و ديني است كه پاسخ گوي تمام نيازهاي بشري در تمام اعصار و قرون ميباشد. و لذا به خصوصیات این دین اشاره میکنیم:
الف) جهاني بودن دين اسلام
از ضروريات اين آيين الهي است. همگان هم به خوبي ميدانند كه محدود به منطقه جغرافيايي خاصّي نبودهاست. علاوه بر اين، پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) به سران كشورهايي مانند: قيصر روم، پادشاه ايران و فرمانروايان مصر و... نامه نوشتند و همه را به پذيرش دين اسلام دعوت كرده و از پيامدهاي كفر بر حذر داشتند. و اگر دين اسلام، جهاني نبود چنين دعوتي عمومي انجام نميگرفت و ساير اقوام و امتها هم عذري براي عدم پذيرش ميداشتند. بنابراين، نميتوان بين ايمان به اسلام و ضرورت عمل بر طبق اين شريعت الهي تفكيكي قايل شد و در نتيجه نميتوان كسي را از اين آيين الهي مستثني دانست.[3]
آيات قرآني نيز دين اسلام را براي هدايت تمام مردم ميداند اِنْ هُوَ اِلاّ ذكرٌ لِلعالَمِين[4] در اين آيه تأكيد شدهاست كه قرآن براي جهانيان نازل شدهاست.
و در آيه ديگر خبر از پيروزي دين جهاني اسلام، بر همه اديان خبر داده و ميفرمايد: هو الذي ارسل رسوله بالهُدي و دين الحقِّ لِيُظْهِرَهُ علي الّدين كُلِّهِ[5] «او كسي است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان غالب سازد.
ب) كامل بودن دين اسلام
يكي از ويژگيهاي دين اسلام كامل بودن آن است. دليل آن هم آيه قرآن است: اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام ديناً[6] «امروز كافران از دين شما نااميد شدند از آنها نترسيد و از من بترسيد، امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام ساختم و از اسلام به عنوان يك دين براي شما راضي شدم.»
در اين آيه از اتمام نعمت و اكمال دين سخن به ميان آمدهاست و طبق اين آيه دين در يك روز خاص به كمال ميرسد كه مراد از اين روز، روزي است كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ علي(عليه السلام) را به امامت برگزيد يعني پس از طرح مجموعهاي از معارف و احكام يك چيزي باقي ميماند كه بايد مطرح شود تا دين به كمال خود برسد و آن هم امر امامت است.
«البته جامعيّت و كمال دين، با يكديگر در ارتباط هستند يعني ميتوان گفت كه دين كامل است اما جامع نيست عدم جامعيت دين معنايش ناقص بودن دين است يعني در دين، بايد چيزهايي ميبوده كه نيست، دين داراي اجزايي است كه با جمع آن اجزاء تمام ميشود و پس از آنكه تمام شد، اگر به هدف خود برسد كمال پيدا خواهد كرد طبق آيات قرآني دين اسلام هم تمام و جامع و هم كامل است لذا انتخاب دين كامل براي مردم شايسته است.[7]»
ج) جامعيت دين اسلام
جامعيت دين به دو گونه بررسي ميشود: 1ـ جامعيت قرآن; 2ـ جامعيت منابع دين.
گروهي از انديشمندان اسلامي جامعيت دين را همان جامعيت قرآن دانستهاند و براي بيان جامعيت قرآن به آياتي استناد كردهاند: 1ـ آيهاي كه تبيين بودن قرآن را مطرح كرده است: يوم نَبعثُ في كُلّ اُمه شهيداً عليهم مّن أنفسهم و جئنابك شهيداً علي هؤلاء و نزّلنا عليك الكتاب تبياناً لكلّ شيء و هدي و رحمه و بُشري للمُسلمين[8] «(به ياد آوريد) روزي را كه از هر امتي، گواهي از خودشان بر آنها بر ميانگيزيم و تو را گواه بر آنان قرار مي دهيم. و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براي مسلمانان است.
طبق اين آيه، هدف از نزول قرآن روشنگري است يعني قرآن بيانگر و روشنگر همه امور است كه نظر صحيح آن است كه قرآن بيانگر همه مسايل مربوط به هدايت انسان است.
در آياتي به اين نكته نيز اشاره شدهاست كه قرآن تفصيل دهنده هر چيز است: ما كان حديثاً يفتري ولكن تصديق الذي بين يديه و تفصيل كل شيء[9] اينها داستان دروغين نبود; بلكه (وحي آسمان است و) هماهنگ است با آنچه پيش روي او (از كتب آسماني پيشين) قرار دارد و شرح هر چيزي (كه پايه سعادت انسان است).
از آنجا كه قرآن، كتاب هدايت است و براي رشد و كمال انسانها نازل شده، لذا مراد از تفصيل «كل شيء» محتواي برنامه پيامبر است؛ يعني هر آنچه را كه بشر براي تكامل خود لازم دارد در قرآن آمده است.[10]
د) اسلام دين ثابت و جاودانه
در قرآن از دين الهي به عنوان اسلام ياد شده و درباره ثبات آن براهيني اقامه شده است كه به جهت اختصار به بعضي از براهين اشاره مي شود:
1ـ برهان اولي كه براي ثبات دين اقامه شدهاست، مبتني بر مبدأ فاعل دين است. اين برهان از انضمام دو آيه حاصل ميشود. آيه اول ميفرمايد: اِن الدين عند الله الاسلام[11] يعني تسليم و انقياد در برابر حق تنها ديني است كه در نزد خداوند به رسميت شناخته شدهاست و آيه دوم نيز ميفرمايد: ما عندكم ينفَدُ و ما عند اللّه باق[12] يعني آنچه در نزد شماست فناپذير و از بين رفتني است و آنچه در نزد خدا است هميشگي و باقي است. خلاصه برهان اين است كه دين اسلام نزد خداوند است و آنچه در نزد خداوند است باقي است، پس دين اسلام باقي است.
2ـ اين برهان مبتني بر فطرت انساني است كه مبدأ قبول دين است به اين بيان كه اسلام براي پرورش و شكوفايي فطرت انساني نازل شده است و فطرت انساني امري ثابت و تغيير ناپذير است، چنانكه فطرت اصيل همه انسانها يکي است آنچه كه در زندگي انسان محل تغيير است آداب، عادات و رسومي است كه متعلق به طبيعت و زندگي مادي است. اما ساختار دروني و روحي انسان كه امري خدا خواه و خدا طلب است ثابت و مشترك بين همگان است، پس ديني كه براي تربيت فطرت انسانها تنظيم ميشود ثابت و مشترك خواهد بود.[13]
ويژگيهاي دين جامع و جاودانه:
1ـ توجه به انسان شناسي: دين جامع بايد از انسان شناسي عميق برخوردار باشد و در اين دين به تمام ابعاد انسان توجه شدهباشد. يعني از معماهاي وجود انسان، جايگاه انسان در هستي، عوامل تكامل انسان، نيازهاي انسان و راههاي ارضاي آنها، روش رشد انسان در ارتباطهاي انسان يعني رابطه انسان با خود، خدا، طبيعت و ديگران و سنتهاي الهي حاكم بر حيات فردي و جمعي انسان سخن نگويد.
2ـ هماهنگي با فطرت: اگر بنا شود كه دين براي تمام اعصار داراي پيام باشد بايد دستورات آن مطابق با فطرت باشد.
3ـ سهولت و سادگي: دستورالعمل دين جاويد و جامع، بايد آسان باشد زيرا كه دين براي همه افراد بشر در تمام زمانها آمده است بايد به گونهاي باشد كه التزام به آنها عسر و حرجي را براي مكلفين ايجاد نكند يُريدُ اللّهُ بِكُم اليُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُم العُسْر[14] خداوند راحتي شما را ميخواهد نه زحمت شما را.
4ـ انعطاف پذيري: دين ثابت و جامع بايد انعطاف پذير باشد تا بتواند نيازهاي همه اعصار را جوابگو باشد.
5ـ عقلاني بودن: تعاليم دين جامع و جاودانه بايد بر مبناي عقل و منطق باشد. عقايد و احكام نيز مبتني بر مصالح باشد كه زمينه ساز تكامل انسان قرار گيرد. تمام اين ويژگيها در دين اسلام موجود است.
كوتاه سخن اينكه: اگر كسي دين را با اين ويژگي ها و جامعيت و كامليت رها کند و دنبال دين ديگري برود نشان از استضعاف فكري يا عدم شناخت كافي از اسلام است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ انتظار بشر از دين، عبدالله نصري.
2ـ آموزش عقايد، محمد تقی مصباح يزدي، ج 1 و 2.
3ـ شريعت در آينه معرفت، عبدالله جوادي آملي.
پی نوشتها:
[1]. شوري/ 13. نساء/ 136ـ135. آل عمران/ 85ـ84.
[2]. نساء/ 15. بقره/ 85.
[3]. مصباح يزدي، محمد تقي، اصول عقايد، ناشر مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ سيزدهم، 1374، ج 1 و 2، ص 330ـ329.
[4]. تكوير/ 27.
[5]. صف/ 9.
[6]. مائده/ 3.
[7]. نصري، عبدالله، تلخيص از كتاب انتظار بشريت از دين، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ ديتا، چاپ اول، 1378، صص 80 ـ 79.
[8]. نحل/ 89.
[9]. يوسف/ 111.
[10]. نصري، عبدالله، تلخيص از كتاب انتظار بشر از دين، همان، صص 73ـ71.
[11]. آل عمران/ 199.
[12]. نحل/ 96.
[13]. جوادي آملي، عبدالله، تلخيص از شريعت در آينه معرفت، مركز نشر اسراء، چاپخانه اسوه، چاپ اول، 1377، صص 116ـ115.
[14]. بقره/ 185.
منبع: اندیشه قم
تردیدی نیست که خدای متعال انسان را برای هدفی آفریده است، و آن وصول به کمال است، وصول به هدف جز از طریق پیمودن راه انبیای الهی میسور نیست، زیرا تنها کسی كه از کمال انسانی و راه وصول به آن آگاه است، خالق انسان است، و او راه نیل به کمال را از طریق انبیای الهی در اختیار ما قرار دادهاست. لذا اصل ضرورت انتخاب دین به عنوان یک ضرورت جهت تأمین سعادت و نیل به کمال است.
حال نوبت به این پرسش میرسد که چرا انسان از میان ادیان آسمانی مختلف، دین اسلام را برگزیند و مجاز نیست سایر ادیان را بر گزیند؟
دو پاسخ برای این سوال وجود دارد:
پاسخ اول: ضرورت تبعیت از پیامبر عصر
خدای متعال برای هر عصر و زمانی پیامبر خاص و برنامه خاصی جهت رساندن مردم به سعادت داشتهاست، و تبعیت از پیامبر زمان موجب سعادت انسانها در همان برهه از زمان بودهاست، و به موجب این که پیامبر عصر ما بلکه تمام اعصار بعدی پیامبر خاتم است، باید برای نیل به سعادت از او تبعیت کرد، و تبعیت از سایر ادیان سعادت انسان را تأمین نمیکند، و الا اگر موجب تأمین سعادت انسان میگردید نیازی نبود که خداوند پیامبر جدیدی بفرستد، ارسال رسول جدید نشانه آن است که به هر دلیلی نسخه پیامبر سابق کافی برای تأمین سعادت بشر نیست. و نسخه رسالت پیامبر آخرین نسخه و خاتم تمام انبیای الهی است، ولذا باید از این دین تبعیت کرد تا به سعادت نایل آمد، مگر این که کسی بگوید من به سعادت خویش کاری ندارم، او میتواند اصلا دینی را نپذیرد چون دغدغه سعادت خویش را ندارد، ولی چنین سخنی قطعا از روی عقل و درایت نیست.
البته معنای پذیرش دین اسلام طرد سایر نبوت و رسالت نیست بلکه ما موظفیم به این دین عمل کنیم در عین این که به سایر انبیای الهی ایمان داریم و آنان را به عنوان پیامبران و رسولان الهی قبول داریم و به آنان کمال احترام را میگذاریم. و این معنا جزو دین ماست.[1] و تكذيب هيچ يك از پيامبران و تکذيب هيچ حکمي از احکام آنان روا نيست، بلكه تكذيب يك پيامبر به منزله تکذيب همه ايشان و انكار يك حكم الهي، مستلزم انكار همه احكام خداست.[2] ولي وظيفه عملي هر امتي در هر زماني، پيروي از دستوررات پيامبر همان امت و همان زمان ميباشد.»
پاسخ دوم: کامل بودن دین اسلام
پاسخ دوم مبتنی بر این نکته است که دین اسلام مزایا و خصوصیاتی دارد که کاملترین دین و سازگارترین دین با فطرت بشر است، و ديني است كه پاسخ گوي تمام نيازهاي بشري در تمام اعصار و قرون ميباشد. و لذا به خصوصیات این دین اشاره میکنیم:
الف) جهاني بودن دين اسلام
از ضروريات اين آيين الهي است. همگان هم به خوبي ميدانند كه محدود به منطقه جغرافيايي خاصّي نبودهاست. علاوه بر اين، پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) به سران كشورهايي مانند: قيصر روم، پادشاه ايران و فرمانروايان مصر و... نامه نوشتند و همه را به پذيرش دين اسلام دعوت كرده و از پيامدهاي كفر بر حذر داشتند. و اگر دين اسلام، جهاني نبود چنين دعوتي عمومي انجام نميگرفت و ساير اقوام و امتها هم عذري براي عدم پذيرش ميداشتند. بنابراين، نميتوان بين ايمان به اسلام و ضرورت عمل بر طبق اين شريعت الهي تفكيكي قايل شد و در نتيجه نميتوان كسي را از اين آيين الهي مستثني دانست.[3]
آيات قرآني نيز دين اسلام را براي هدايت تمام مردم ميداند اِنْ هُوَ اِلاّ ذكرٌ لِلعالَمِين[4] در اين آيه تأكيد شدهاست كه قرآن براي جهانيان نازل شدهاست.
و در آيه ديگر خبر از پيروزي دين جهاني اسلام، بر همه اديان خبر داده و ميفرمايد: هو الذي ارسل رسوله بالهُدي و دين الحقِّ لِيُظْهِرَهُ علي الّدين كُلِّهِ[5] «او كسي است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان غالب سازد.
ب) كامل بودن دين اسلام
يكي از ويژگيهاي دين اسلام كامل بودن آن است. دليل آن هم آيه قرآن است: اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام ديناً[6] «امروز كافران از دين شما نااميد شدند از آنها نترسيد و از من بترسيد، امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام ساختم و از اسلام به عنوان يك دين براي شما راضي شدم.»
در اين آيه از اتمام نعمت و اكمال دين سخن به ميان آمدهاست و طبق اين آيه دين در يك روز خاص به كمال ميرسد كه مراد از اين روز، روزي است كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ علي(عليه السلام) را به امامت برگزيد يعني پس از طرح مجموعهاي از معارف و احكام يك چيزي باقي ميماند كه بايد مطرح شود تا دين به كمال خود برسد و آن هم امر امامت است.
«البته جامعيّت و كمال دين، با يكديگر در ارتباط هستند يعني ميتوان گفت كه دين كامل است اما جامع نيست عدم جامعيت دين معنايش ناقص بودن دين است يعني در دين، بايد چيزهايي ميبوده كه نيست، دين داراي اجزايي است كه با جمع آن اجزاء تمام ميشود و پس از آنكه تمام شد، اگر به هدف خود برسد كمال پيدا خواهد كرد طبق آيات قرآني دين اسلام هم تمام و جامع و هم كامل است لذا انتخاب دين كامل براي مردم شايسته است.[7]»
ج) جامعيت دين اسلام
جامعيت دين به دو گونه بررسي ميشود: 1ـ جامعيت قرآن; 2ـ جامعيت منابع دين.
گروهي از انديشمندان اسلامي جامعيت دين را همان جامعيت قرآن دانستهاند و براي بيان جامعيت قرآن به آياتي استناد كردهاند: 1ـ آيهاي كه تبيين بودن قرآن را مطرح كرده است: يوم نَبعثُ في كُلّ اُمه شهيداً عليهم مّن أنفسهم و جئنابك شهيداً علي هؤلاء و نزّلنا عليك الكتاب تبياناً لكلّ شيء و هدي و رحمه و بُشري للمُسلمين[8] «(به ياد آوريد) روزي را كه از هر امتي، گواهي از خودشان بر آنها بر ميانگيزيم و تو را گواه بر آنان قرار مي دهيم. و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براي مسلمانان است.
طبق اين آيه، هدف از نزول قرآن روشنگري است يعني قرآن بيانگر و روشنگر همه امور است كه نظر صحيح آن است كه قرآن بيانگر همه مسايل مربوط به هدايت انسان است.
در آياتي به اين نكته نيز اشاره شدهاست كه قرآن تفصيل دهنده هر چيز است: ما كان حديثاً يفتري ولكن تصديق الذي بين يديه و تفصيل كل شيء[9] اينها داستان دروغين نبود; بلكه (وحي آسمان است و) هماهنگ است با آنچه پيش روي او (از كتب آسماني پيشين) قرار دارد و شرح هر چيزي (كه پايه سعادت انسان است).
از آنجا كه قرآن، كتاب هدايت است و براي رشد و كمال انسانها نازل شده، لذا مراد از تفصيل «كل شيء» محتواي برنامه پيامبر است؛ يعني هر آنچه را كه بشر براي تكامل خود لازم دارد در قرآن آمده است.[10]
د) اسلام دين ثابت و جاودانه
در قرآن از دين الهي به عنوان اسلام ياد شده و درباره ثبات آن براهيني اقامه شده است كه به جهت اختصار به بعضي از براهين اشاره مي شود:
1ـ برهان اولي كه براي ثبات دين اقامه شدهاست، مبتني بر مبدأ فاعل دين است. اين برهان از انضمام دو آيه حاصل ميشود. آيه اول ميفرمايد: اِن الدين عند الله الاسلام[11] يعني تسليم و انقياد در برابر حق تنها ديني است كه در نزد خداوند به رسميت شناخته شدهاست و آيه دوم نيز ميفرمايد: ما عندكم ينفَدُ و ما عند اللّه باق[12] يعني آنچه در نزد شماست فناپذير و از بين رفتني است و آنچه در نزد خدا است هميشگي و باقي است. خلاصه برهان اين است كه دين اسلام نزد خداوند است و آنچه در نزد خداوند است باقي است، پس دين اسلام باقي است.
2ـ اين برهان مبتني بر فطرت انساني است كه مبدأ قبول دين است به اين بيان كه اسلام براي پرورش و شكوفايي فطرت انساني نازل شده است و فطرت انساني امري ثابت و تغيير ناپذير است، چنانكه فطرت اصيل همه انسانها يکي است آنچه كه در زندگي انسان محل تغيير است آداب، عادات و رسومي است كه متعلق به طبيعت و زندگي مادي است. اما ساختار دروني و روحي انسان كه امري خدا خواه و خدا طلب است ثابت و مشترك بين همگان است، پس ديني كه براي تربيت فطرت انسانها تنظيم ميشود ثابت و مشترك خواهد بود.[13]
ويژگيهاي دين جامع و جاودانه:
1ـ توجه به انسان شناسي: دين جامع بايد از انسان شناسي عميق برخوردار باشد و در اين دين به تمام ابعاد انسان توجه شدهباشد. يعني از معماهاي وجود انسان، جايگاه انسان در هستي، عوامل تكامل انسان، نيازهاي انسان و راههاي ارضاي آنها، روش رشد انسان در ارتباطهاي انسان يعني رابطه انسان با خود، خدا، طبيعت و ديگران و سنتهاي الهي حاكم بر حيات فردي و جمعي انسان سخن نگويد.
2ـ هماهنگي با فطرت: اگر بنا شود كه دين براي تمام اعصار داراي پيام باشد بايد دستورات آن مطابق با فطرت باشد.
3ـ سهولت و سادگي: دستورالعمل دين جاويد و جامع، بايد آسان باشد زيرا كه دين براي همه افراد بشر در تمام زمانها آمده است بايد به گونهاي باشد كه التزام به آنها عسر و حرجي را براي مكلفين ايجاد نكند يُريدُ اللّهُ بِكُم اليُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُم العُسْر[14] خداوند راحتي شما را ميخواهد نه زحمت شما را.
4ـ انعطاف پذيري: دين ثابت و جامع بايد انعطاف پذير باشد تا بتواند نيازهاي همه اعصار را جوابگو باشد.
5ـ عقلاني بودن: تعاليم دين جامع و جاودانه بايد بر مبناي عقل و منطق باشد. عقايد و احكام نيز مبتني بر مصالح باشد كه زمينه ساز تكامل انسان قرار گيرد. تمام اين ويژگيها در دين اسلام موجود است.
كوتاه سخن اينكه: اگر كسي دين را با اين ويژگي ها و جامعيت و كامليت رها کند و دنبال دين ديگري برود نشان از استضعاف فكري يا عدم شناخت كافي از اسلام است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ انتظار بشر از دين، عبدالله نصري.
2ـ آموزش عقايد، محمد تقی مصباح يزدي، ج 1 و 2.
3ـ شريعت در آينه معرفت، عبدالله جوادي آملي.
پی نوشتها:
[1]. شوري/ 13. نساء/ 136ـ135. آل عمران/ 85ـ84.
[2]. نساء/ 15. بقره/ 85.
[3]. مصباح يزدي، محمد تقي، اصول عقايد، ناشر مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ سيزدهم، 1374، ج 1 و 2، ص 330ـ329.
[4]. تكوير/ 27.
[5]. صف/ 9.
[6]. مائده/ 3.
[7]. نصري، عبدالله، تلخيص از كتاب انتظار بشريت از دين، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ ديتا، چاپ اول، 1378، صص 80 ـ 79.
[8]. نحل/ 89.
[9]. يوسف/ 111.
[10]. نصري، عبدالله، تلخيص از كتاب انتظار بشر از دين، همان، صص 73ـ71.
[11]. آل عمران/ 199.
[12]. نحل/ 96.
[13]. جوادي آملي، عبدالله، تلخيص از شريعت در آينه معرفت، مركز نشر اسراء، چاپخانه اسوه، چاپ اول، 1377، صص 116ـ115.
[14]. بقره/ 185.
منبع: اندیشه قم