پرسش :
چه كنيم تا بچه 6 ساله تحت تاثير محركهاي بد محيطي ـ دوستان بي ادب ـ قرار نگيرد؟
پاسخ :
ويژگيهاي كودك در اين سن:
كودك از چهار سالگي وارد مرحله جديدي از زندگي ميشود. از لحاظ جسمي توانائيهاي لازم را كسب كرده است، دندانها كامل ميشود و توانايي خوردن همه نوع غذاها را دارد، ميتواند راه برود، بدود و بازي كند. قدرت تكلم پيدا ميكند، حرف ميزند، قصه گوش ميدهد. خود را از لحاظ دفع كنترل ميكند و تميز است. شب ادراري او قطع شده يا در حال قطع شدن است. از لحاظ رواني كنجكاو است، بسياري از مفاهيم را مثل خوبي و ... فرا گرفته و تقريباً وارد مرحله جديدي از زندگي ميشود. در اين مرحله والدين بايد به بعضي از جنبههاي رشد جسمي، رواني، اجتماعي، عاطفي و ... كودكان بيشتر توجه نمايند[1].
هفت سال اول زندگي دورهاي است كه در آن كودك از آموزش جدي و رسمي معاف است. در اين دوره وي از آزادي عمل بيشتري برخوردار است. از طرفي او در اين دوره يك موجود بسيار با ارزش و دوست داشتني براي خانواده است و از سوي ديگر نبايد برنامههاي جدي و سنگين تربيتي را بر او تحميل كرد. جديترين كار كودك در اين دوره بازي است[2].
بازي در اين سن كاري بيهوده و عبث نيست. بازي فوايد فراواني دارد از جمله ميتوان به اين موارد اشاره نمود: هماهنگي عضلات بدن، كامل شدن رشد صحيح جسماني، يادگرفتن مهارتهاي حركتي لازم، متعادل كردن تمايلات كودك، تعديل پرخاشگريها و تهاجمها، پرورش تفكر و خلاقيت، پرورش روحيه كار جمعي و رشد اجتماعي، رشد قانون مداري و درك مسائل انضباطي و[3]... با اين توضيحات روشن ميشود كه به هيچ وجه نبايد از بازي كردن كودك و يا ارتباط او با همسالان خود ممانعت نمود. در ضمن با شركت در بازي كودك و تهيه اسباب بازيهاي جديد و مطلوب ميتوان به بازيهاي او سمت دهي كرد و راه بازي و بسياري از آداب را در حين بازي به كودك آموخت. اين شيوه برخورد و استفاده بهينه از بازي براي تربيت نامحسوس و غير رسمي كودك، در سيره ائمه هدي ـ عليهم السّلام ـ ديده ميشود[4]
الگو پذيري:
از ديگر ويژگيهاي مهم اين دوره ـ كه مورد سوال نيز هست ـ الگو پذيري از همسالان و كودكان ديگر است. اين وپژگي را بايد در درجه اول قبول كرد و در درجه دوم راهكارهائي براي هدايت اين ويژگي به كار گرفت. چرا كه اين خصلت را نميتوان حذف نمود. در ادامه نكاتي به عنوان راهكار، جهت خنثي كردن تاثير عوامل منفي تربيتي يا محركهاي بد محيطي ارائه ميشود.
راهكارها:
1. اين نكته را نبايد فراموش كرد كه بسياري از رفتارهاي كودك در اين سن ارزش اخلاقي ندارد، مثلاً در مهدكودك از كودكي ديگر كلمهاي زشت ياد گرفته و به خيال اين كه با بازگو كردن اين واژه جديد، در جمع مهمانان مورد تشويق و جلب توجه همه قرار ميگيرد، آن را نقل ميكند، بايد دانست كه وي معنا و يا ميزان زشتي اين كلمه را نميداند و تنها براي خود نمائي آن را بر زبان آورده است. در برخورد با وي نبايد مجازات سنگيني در نظر گرفت چرا كه اين كلمه او ارزش اخلاقي و قباحت اخلاقي ـ در اين سن ـ ندارد، لذا بايد هميشه ديد خود را اصلاح نمود و از وي انتظار نداشت كه مانند بزرگسالان و طبق آداب و تشريفات آنها رفتار نمايد.
2. با توجه به اهميتي كه براي بازي بر شمرديم، نبايد به بهانه اين كه بازي ممكن است بدآموزي داشته باشد وي را از اصل بازي منع كرد. هميشه بايد فرصتهاي جايگزين براي بازي و شادي كودك فراهم نمائيم.
3. مراقبت و نظارت نامحسوس بر رفتارها و هم بازيهاي كودك بسيار موثر است. برخورد صحيح و با محبت ميتواند بسياري از رفتارهاي نابهنجار را قبل از نهادينه شدن و ريشهدواندن در ساختار شخصيتي كودكاصلاح نمايد. تربيت فرزند مانند پرورش نهالي است كه نياز به مراقبت شديد دارد، آبياري، حذف شاخ و برگ اضافي و رسيدگي به موقع، او را به درختي پر ثمر تبديل ميكند.
4. زمينههاي تخلف و تأثيرپذيري از عوامل منفي را بايد حذف كرد. اگر ديديم كه ارتباط با فلان همسايه و رفت و آمد به خانه آنها بر رفتار كودك ما تأثير منفي ميگذارد بايد به نحوي اين زمينهها را حذف نمود.
5. در مقابل زمينهسازي فضاهاي مطلوب و سرشار از محركهاي مثبت تربيتي از وظايف والدين است. به عنوان مثال به همراه بردن كودك به مسجد و يا ديگر اماكن مثبت، نقش فعال والدين در تربيت و به دست گرفتن اداره كودك و گزينش محركهاي مثبت را نشان ميدهد. البته حضور در اين گونه فضاها حتماً بايد همراه با شادي و آزاديهائي براي كودك و يا خاطرات دلپذيري باشد (به عنوان نمونه بازي آزادانه در حياط مسجد، آشنائي با كودكان و همبازيهاي جديد، خسته كننده نبودن اين فضاها و...) نيز ميتوانيم براي او دوستان سالمي را گزينش كنيم و محيط بازي آنها را غير مستقيم خود تعيين كنيم و بر آنها اشراف غير مستقيم داشته باشيم و حتي گاهي خودمان در جمع آنها حاضر شويم و به رفتار و افكار آنها جهت دهيم (مثلاً با قصهگويي و...)
6. كودك كه به تدريج چشم به دنياي اطراف خود باز ميكند، با بزرگاني روبرو ميشود كه توانائيهاي بيشتر دارند و ناخود آگاه از آنان تقليد ميكند. گاهي اتفاق ميافتد كه مادر يا پدر، خود حرف زشت ميزند و يا پرخاشگر است، ولي وقتي كه كودك وي به تقليد از خود او در يك مهماني همان رفتار را نشان ميدهد بسيار خشمگين ميشوند و به فكر چاره ميافتند، و يا عواملي چون تلويزيون يا مهد كودك را باعث اين رفتار نابهنجار ميدانند. بايد توجه داشت كه گاهي خود والدين و خانواده عامل منفي تربيت هستند، البته غير عامدانه. در اين صورت بهترين و اساسيترين روش، اين است كه اول خود را اصلاح كنيم.
7. در اين دوره تشويقها و تنبيهها بايد همراه با عواطف باشد. به عنوان مثال ابراز ناراحتي و رو برگرداندن از كودك به خاطر رفتاري نادرست، او را متوجه اشتباه خود ميكند و نيازي به تنبيههاي شديدتر و يا تنبيه بدني نيست. اگر محبت شما را كودك لمس كند ـ البته محبت راستين نه ساختگي و در ضمن محبت به اندازه نه افراطي ـ عاملي باز دارنده و نهي كننده ميتواند به شمار آيد.
8. به ياد داشته باشيم كه رفتارهاي كودك با تشويق ما تأييد و تثبيت ميشود، لبخند زدن و يا سكوت كردن ما خود تأييد رفتارهاي اوست. در واقع او هر سخن و رفتار جديد را به ما نشان ميدهد تا رضايت و توجه ما را جلب نمايد. گاهي اخم كردن و يا روترش كردن و يا لب به دندان گرفتن، تنبيهي به جا و تأثير گذار است كه احتمال تكرار يك رفتار بد را بسيار كاهش ميدهد.
سخن آخر:
نكته مهم و قابل ذكر در پاسخ به سؤال شما اين است كه هيچگاه در برخوردها، محبتها، نظارتها و ... افراطي عمل نكنيم.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. نحوه رفتار والدين با فرزندان. يدالله جهانگرد، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ دهم 1383.
2. رفتار والدين با فرزندان، محمد علي سادات، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ پنجم، 1376.
3. سيره تربيتي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ تربيت فرزند ـ ، سيد علي حسينيزاده، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، چاپ اول 1380.
پی نوشتها:
[1] . نحوه رفتار والدين با فرزندان، جهانگرد، يدالله، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ دهم 1383صص 30-31.
[2] . رفتار والدين با فرزندان، سادات، محمد علي، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ پنجم، 1376صص 18-19.
[3] . همان ص 115-116.
[4] . همان صص 117-119.
منبع: اندیشه قم
ويژگيهاي كودك در اين سن:
كودك از چهار سالگي وارد مرحله جديدي از زندگي ميشود. از لحاظ جسمي توانائيهاي لازم را كسب كرده است، دندانها كامل ميشود و توانايي خوردن همه نوع غذاها را دارد، ميتواند راه برود، بدود و بازي كند. قدرت تكلم پيدا ميكند، حرف ميزند، قصه گوش ميدهد. خود را از لحاظ دفع كنترل ميكند و تميز است. شب ادراري او قطع شده يا در حال قطع شدن است. از لحاظ رواني كنجكاو است، بسياري از مفاهيم را مثل خوبي و ... فرا گرفته و تقريباً وارد مرحله جديدي از زندگي ميشود. در اين مرحله والدين بايد به بعضي از جنبههاي رشد جسمي، رواني، اجتماعي، عاطفي و ... كودكان بيشتر توجه نمايند[1].
هفت سال اول زندگي دورهاي است كه در آن كودك از آموزش جدي و رسمي معاف است. در اين دوره وي از آزادي عمل بيشتري برخوردار است. از طرفي او در اين دوره يك موجود بسيار با ارزش و دوست داشتني براي خانواده است و از سوي ديگر نبايد برنامههاي جدي و سنگين تربيتي را بر او تحميل كرد. جديترين كار كودك در اين دوره بازي است[2].
بازي در اين سن كاري بيهوده و عبث نيست. بازي فوايد فراواني دارد از جمله ميتوان به اين موارد اشاره نمود: هماهنگي عضلات بدن، كامل شدن رشد صحيح جسماني، يادگرفتن مهارتهاي حركتي لازم، متعادل كردن تمايلات كودك، تعديل پرخاشگريها و تهاجمها، پرورش تفكر و خلاقيت، پرورش روحيه كار جمعي و رشد اجتماعي، رشد قانون مداري و درك مسائل انضباطي و[3]... با اين توضيحات روشن ميشود كه به هيچ وجه نبايد از بازي كردن كودك و يا ارتباط او با همسالان خود ممانعت نمود. در ضمن با شركت در بازي كودك و تهيه اسباب بازيهاي جديد و مطلوب ميتوان به بازيهاي او سمت دهي كرد و راه بازي و بسياري از آداب را در حين بازي به كودك آموخت. اين شيوه برخورد و استفاده بهينه از بازي براي تربيت نامحسوس و غير رسمي كودك، در سيره ائمه هدي ـ عليهم السّلام ـ ديده ميشود[4]
الگو پذيري:
از ديگر ويژگيهاي مهم اين دوره ـ كه مورد سوال نيز هست ـ الگو پذيري از همسالان و كودكان ديگر است. اين وپژگي را بايد در درجه اول قبول كرد و در درجه دوم راهكارهائي براي هدايت اين ويژگي به كار گرفت. چرا كه اين خصلت را نميتوان حذف نمود. در ادامه نكاتي به عنوان راهكار، جهت خنثي كردن تاثير عوامل منفي تربيتي يا محركهاي بد محيطي ارائه ميشود.
راهكارها:
1. اين نكته را نبايد فراموش كرد كه بسياري از رفتارهاي كودك در اين سن ارزش اخلاقي ندارد، مثلاً در مهدكودك از كودكي ديگر كلمهاي زشت ياد گرفته و به خيال اين كه با بازگو كردن اين واژه جديد، در جمع مهمانان مورد تشويق و جلب توجه همه قرار ميگيرد، آن را نقل ميكند، بايد دانست كه وي معنا و يا ميزان زشتي اين كلمه را نميداند و تنها براي خود نمائي آن را بر زبان آورده است. در برخورد با وي نبايد مجازات سنگيني در نظر گرفت چرا كه اين كلمه او ارزش اخلاقي و قباحت اخلاقي ـ در اين سن ـ ندارد، لذا بايد هميشه ديد خود را اصلاح نمود و از وي انتظار نداشت كه مانند بزرگسالان و طبق آداب و تشريفات آنها رفتار نمايد.
2. با توجه به اهميتي كه براي بازي بر شمرديم، نبايد به بهانه اين كه بازي ممكن است بدآموزي داشته باشد وي را از اصل بازي منع كرد. هميشه بايد فرصتهاي جايگزين براي بازي و شادي كودك فراهم نمائيم.
3. مراقبت و نظارت نامحسوس بر رفتارها و هم بازيهاي كودك بسيار موثر است. برخورد صحيح و با محبت ميتواند بسياري از رفتارهاي نابهنجار را قبل از نهادينه شدن و ريشهدواندن در ساختار شخصيتي كودكاصلاح نمايد. تربيت فرزند مانند پرورش نهالي است كه نياز به مراقبت شديد دارد، آبياري، حذف شاخ و برگ اضافي و رسيدگي به موقع، او را به درختي پر ثمر تبديل ميكند.
4. زمينههاي تخلف و تأثيرپذيري از عوامل منفي را بايد حذف كرد. اگر ديديم كه ارتباط با فلان همسايه و رفت و آمد به خانه آنها بر رفتار كودك ما تأثير منفي ميگذارد بايد به نحوي اين زمينهها را حذف نمود.
5. در مقابل زمينهسازي فضاهاي مطلوب و سرشار از محركهاي مثبت تربيتي از وظايف والدين است. به عنوان مثال به همراه بردن كودك به مسجد و يا ديگر اماكن مثبت، نقش فعال والدين در تربيت و به دست گرفتن اداره كودك و گزينش محركهاي مثبت را نشان ميدهد. البته حضور در اين گونه فضاها حتماً بايد همراه با شادي و آزاديهائي براي كودك و يا خاطرات دلپذيري باشد (به عنوان نمونه بازي آزادانه در حياط مسجد، آشنائي با كودكان و همبازيهاي جديد، خسته كننده نبودن اين فضاها و...) نيز ميتوانيم براي او دوستان سالمي را گزينش كنيم و محيط بازي آنها را غير مستقيم خود تعيين كنيم و بر آنها اشراف غير مستقيم داشته باشيم و حتي گاهي خودمان در جمع آنها حاضر شويم و به رفتار و افكار آنها جهت دهيم (مثلاً با قصهگويي و...)
6. كودك كه به تدريج چشم به دنياي اطراف خود باز ميكند، با بزرگاني روبرو ميشود كه توانائيهاي بيشتر دارند و ناخود آگاه از آنان تقليد ميكند. گاهي اتفاق ميافتد كه مادر يا پدر، خود حرف زشت ميزند و يا پرخاشگر است، ولي وقتي كه كودك وي به تقليد از خود او در يك مهماني همان رفتار را نشان ميدهد بسيار خشمگين ميشوند و به فكر چاره ميافتند، و يا عواملي چون تلويزيون يا مهد كودك را باعث اين رفتار نابهنجار ميدانند. بايد توجه داشت كه گاهي خود والدين و خانواده عامل منفي تربيت هستند، البته غير عامدانه. در اين صورت بهترين و اساسيترين روش، اين است كه اول خود را اصلاح كنيم.
7. در اين دوره تشويقها و تنبيهها بايد همراه با عواطف باشد. به عنوان مثال ابراز ناراحتي و رو برگرداندن از كودك به خاطر رفتاري نادرست، او را متوجه اشتباه خود ميكند و نيازي به تنبيههاي شديدتر و يا تنبيه بدني نيست. اگر محبت شما را كودك لمس كند ـ البته محبت راستين نه ساختگي و در ضمن محبت به اندازه نه افراطي ـ عاملي باز دارنده و نهي كننده ميتواند به شمار آيد.
8. به ياد داشته باشيم كه رفتارهاي كودك با تشويق ما تأييد و تثبيت ميشود، لبخند زدن و يا سكوت كردن ما خود تأييد رفتارهاي اوست. در واقع او هر سخن و رفتار جديد را به ما نشان ميدهد تا رضايت و توجه ما را جلب نمايد. گاهي اخم كردن و يا روترش كردن و يا لب به دندان گرفتن، تنبيهي به جا و تأثير گذار است كه احتمال تكرار يك رفتار بد را بسيار كاهش ميدهد.
سخن آخر:
نكته مهم و قابل ذكر در پاسخ به سؤال شما اين است كه هيچگاه در برخوردها، محبتها، نظارتها و ... افراطي عمل نكنيم.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. نحوه رفتار والدين با فرزندان. يدالله جهانگرد، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ دهم 1383.
2. رفتار والدين با فرزندان، محمد علي سادات، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ پنجم، 1376.
3. سيره تربيتي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ تربيت فرزند ـ ، سيد علي حسينيزاده، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، چاپ اول 1380.
پی نوشتها:
[1] . نحوه رفتار والدين با فرزندان، جهانگرد، يدالله، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ دهم 1383صص 30-31.
[2] . رفتار والدين با فرزندان، سادات، محمد علي، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ پنجم، 1376صص 18-19.
[3] . همان ص 115-116.
[4] . همان صص 117-119.
منبع: اندیشه قم