دوشنبه، 13 بهمن 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

چه كنيم تا بچه 6 ساله تحت تاثير محرك‎هاي بد محيطي ـ دوستان بي ادب ـ قرار نگيرد؟


پاسخ :
ويژگي‎هاي كودك در اين سن:
كودك از چهار سالگي وارد مرحله جديدي از زندگي مي‎شود. از لحاظ جسمي توانائي‎هاي لازم را كسب كرده است، دندانها كامل مي‎شود و توانايي خوردن همه نوع غذاها را دارد، مي‎تواند راه برود، بدود و بازي كند. قدرت تكلم پيدا مي‎كند، حرف مي‎زند، قصه گوش مي‎دهد. خود را از لحاظ دفع كنترل مي‎كند و تميز است. شب ادراري او قطع شده يا در حال قطع شدن است. از لحاظ رواني كنجكاو است، بسياري از مفاهيم را مثل خوبي و ... فرا گرفته و تقريباً وارد مرحله جديدي از زندگي مي‎شود. در اين مرحله والدين بايد به بعضي از جنبه‎هاي رشد جسمي، رواني، اجتماعي، عاطفي و ... كودكان بيشتر توجه نمايند[1].
هفت سال اول زندگي دوره‎اي است كه در آن كودك از آموزش جدي و رسمي معاف است. در اين دوره وي از آزادي عمل بيشتري برخوردار است. از طرفي او در اين دوره يك موجود بسيار با ارزش و دوست داشتني براي خانواده است و از سوي ديگر نبايد برنامه‎هاي جدي و سنگين تربيتي را بر او تحميل كرد. جدي‎ترين كار كودك در اين دوره بازي است[2].
بازي در اين سن كاري بيهوده و عبث نيست. بازي فوايد فراواني دارد از جمله مي‎توان به اين موارد اشاره نمود: هماهنگي عضلات بدن، كامل شدن رشد صحيح جسماني، ياد‎گرفتن مهارت‎هاي حركتي لازم، متعادل كردن تمايلات كودك، تعديل پرخاشگري‎ها و تهاجم‎ها، پرورش تفكر و خلاقيت، پرورش روحيه كار جمعي و رشد اجتماعي، رشد قانون مداري و درك مسائل انضباطي و[3]... با اين توضيحات روشن مي‎شود كه به هيچ وجه نبايد از بازي كردن كودك و يا ارتباط او با همسالان خود ممانعت نمود. در ضمن با شركت در بازي كودك و تهيه اسباب‎ بازي‎هاي جديد و مطلوب مي‎توان به بازيهاي او سمت دهي كرد و راه بازي و بسياري از آداب را در حين بازي به كودك آموخت. اين شيوه برخورد و استفاده بهينه از بازي براي تربيت نامحسوس و غير رسمي كودك، در سيره ائمه هدي ـ عليهم السّلام ـ ديده مي‎شود[4]
الگو پذيري:
از ديگر ويژگي‎هاي مهم اين دوره ـ كه مورد سوال نيز هست ـ الگو پذيري از همسالان و كودكان ديگر است. اين وپژگي را بايد در درجه اول قبول كرد و در درجه دوم راهكار‎هائي براي هدايت اين ويژگي به كار گرفت. چرا كه اين خصلت را نمي‎توان حذف نمود. در ادامه نكاتي به عنوان راهكار، جهت خنثي كردن تاثير عوامل منفي تربيتي يا محرك‎هاي بد محيطي ارائه مي‎شود.
راهكارها:
1. اين نكته را نبايد فراموش كرد كه بسياري از رفتارهاي كودك در اين سن ارزش اخلاقي ندارد، مثلاً در مهدكودك از كودكي ديگر كلمه‎اي زشت ياد گرفته و به خيال اين كه با بازگو كردن اين واژه جديد، در جمع مهمانان مورد تشويق و جلب توجه همه قرار مي‎گيرد، آن را نقل مي‎كند، بايد دانست كه وي معنا و يا ميزان زشتي اين كلمه را نمي‎داند و تنها براي خود نمائي آن را بر زبان آورده است. در برخورد با وي نبايد مجازات سنگيني در نظر گرفت چرا كه اين كلمه او ارزش اخلاقي و قباحت اخلاقي ـ در اين سن ـ ندارد، لذا بايد هميشه ديد خود را اصلاح نمود و از وي انتظار نداشت كه مانند بزرگ‎سالان و طبق آداب و تشريفات آنها رفتار نمايد.
2. با توجه به اهميتي كه براي بازي بر شمرديم، نبايد به بهانه اين كه بازي ممكن است بدآموزي داشته باشد وي را از اصل بازي منع كرد. هميشه بايد فرصت‎هاي جايگزين براي بازي و شادي كودك فراهم نمائيم.
3. مراقبت و نظارت نامحسوس بر رفتارها و هم بازي‎هاي كودك بسيار موثر است. برخورد صحيح و با محبت مي‎تواند بسياري از رفتارهاي نابهنجار را قبل از نهادينه شدن و ريشه‎دواندن در ساختار شخصيتي كودكاصلاح نمايد. تربيت فرزند مانند پرورش نهالي است كه نياز به مراقبت شديد دارد، آبياري، حذف شاخ و برگ اضافي و رسيدگي به موقع، او را به درختي پر ثمر تبديل مي‎كند.
4. زمينه‎هاي تخلف و تأثيرپذيري از عوامل منفي را بايد حذف كرد. اگر ديديم كه ارتباط با فلان همسايه و رفت و آمد به خانه آنها بر رفتار كودك ما تأثير منفي مي‎گذارد بايد به نحوي اين زمينه‎ها را حذف نمود.
5. در مقابل زمينه‎سازي فضاهاي مطلوب و سرشار از محرك‎هاي مثبت تربيتي از وظايف والدين است. به عنوان مثال به همراه بردن كودك به مسجد و يا ديگر اماكن مثبت، نقش فعال والدين در تربيت و به دست گرفتن اداره كودك و گزينش محرك‎هاي مثبت را نشان مي‎دهد. البته حضور در اين گونه فضاها حتماً بايد همراه با شادي و آزادي‎هائي براي كودك و يا خاطرات دلپذيري باشد (به عنوان نمونه بازي آزادانه در حياط مسجد، آشنائي با كودكان و همبازي‎هاي جديد، خسته كننده نبودن اين فضاها و...) نيز مي‎توانيم براي او دوستان سالمي را گزينش كنيم و محيط بازي آنها را غير مستقيم خود تعيين كنيم و بر آنها اشراف غير مستقيم داشته باشيم و حتي گاهي خودمان در جمع آنها حاضر شويم و به رفتار و افكار آنها جهت دهيم (مثلاً با قصه‎گويي و...)
6. كودك كه به تدريج چشم به دنياي اطراف خود باز مي‎كند، با بزرگاني روبرو مي‎شود كه توانائي‎هاي بيشتر دارند و ناخود آگاه از آنان تقليد مي‎كند. گاهي اتفاق مي‎افتد كه مادر يا پدر، خود حرف زشت مي‎زند و يا پرخاشگر است، ولي وقتي كه كودك وي به تقليد از خود او در يك مهماني همان رفتار را نشان مي‎دهد بسيار خشمگين مي‎شوند و به فكر چاره مي‎افتند، و يا عواملي چون تلويزيون يا مهد كودك را باعث اين رفتار نابهنجار مي‎دانند. بايد توجه داشت كه گاهي خود والدين و خانواده عامل منفي تربيت هستند، البته غير عامدانه. در اين صورت بهترين و اساسي‎ترين روش، اين است كه اول خود را اصلاح كنيم.
7. در اين دوره تشويق‎ها و تنبيه‎ها بايد همراه با عواطف باشد. به عنوان مثال ابراز ناراحتي و رو برگرداندن از كودك به خاطر رفتاري نادرست، او را متوجه اشتباه خود مي‎كند و نيازي به تنبيه‎هاي شديدتر و يا تنبيه بدني نيست. اگر محبت شما را كودك لمس كند ـ البته محبت راستين نه ساختگي و در ضمن محبت به اندازه نه افراطي ـ عاملي باز دارنده و نهي كننده مي‎تواند به شمار آيد.
8. به ياد داشته باشيم كه رفتارهاي كودك با تشويق ما تأييد و تثبيت مي‎شود، لبخند زدن و يا سكوت كردن ما خود تأييد رفتارهاي اوست. در واقع او هر سخن و رفتار جديد را به ما نشان مي‎دهد تا رضايت و توجه ما را جلب نمايد. گاهي اخم كردن و يا روترش كردن و يا لب به دندان گرفتن، تنبيهي به جا و تأثير گذار است كه احتمال تكرار يك رفتار بد را بسيار كاهش مي‎دهد.
سخن آخر:
نكته مهم و قابل ذكر در پاسخ به سؤال شما اين است كه هيچ‎گاه در برخوردها، محبت‎ها، نظارت‎ها و ... افراطي عمل نكنيم.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. نحوه رفتار والدين با فرزندان. يدالله جهانگرد، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ دهم 1383.
2. رفتار والدين با فرزندان، محمد علي سادات، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ پنجم، 1376.
3. سيره تربيتي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ تربيت فرزند ـ ، سيد علي حسيني‎زاده، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، چاپ اول 1380.

پی نوشتها:
[1] . نحوه رفتار والدين با فرزندان، جهانگرد، يدالله، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ دهم 1383صص 30-31.
[2] . رفتار والدين با فرزندان، سادات، محمد علي، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، چاپ پنجم، 1376صص 18-19.
[3] . همان ص 115-116.
[4] . همان صص 117-119.
منبع: اندیشه قم
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.