سه‌شنبه، 14 بهمن 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

پرسش :

آيا امروز مي توان بدون نواخته شدن شيپور جنگ مردان را از نامردان شناخت؟


پاسخ :
پيامبر اسلام پرچم صلح و برادري را به دوش گرفت و با شعار« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ» پايه هاي صلح جهاني و هم زيستي مسالمت آميز را استوار ساخت و اختلافات طبقاتي و نژادي را كه عامل بسياري از جنگ ها و حوادث نامطلوب است را به بهترين وجه حل كرد، ولي دنياي متمدن كنوني، هنوز گرفتار آن است و هر روز آتش جنگ را به بهانه اي شعله ور مي سازد. صلح جويي و عدالت خواهي اسلام به اندازه اي است كه با كمال صراحت، اهل كتاب را به سوي وحدت و هماهنگي دعوت مي كند و با بياني دلپذير مي فرمايد: «اي پيامبر ما، به اهل كتاب(يهود و نصاري) بگو در حصار توحيد بياييد تا يكدل و يكزبان خداي واحد را پرستش كنيم و شرك نورزيم.»[1]
اسلام مكتبي زنده و جهاني است و مسلمانان را به پيروي از تعاليم اسلام موظف مي كند كه در راه نجات توده هاي محروم و ستمديده، استقرار صلح و عدالت و آشنا شدن مردم جهان نسبت به برنامه هاي زندگي بكوشند و حتي جهاد در اسلام، تلاش بشر دوستانه و بي شائبه اي است كه در راه خدا و تكامل انسانها و نجات توده هاي ضعيف انجام مي يابد، تا فتنه ها زدوده شود و صلح عمومي برقرار گردد، زيرا فطرت انسان حكم مي كند كه علف هاي هرزه و عضوهاي فاسد اجتماع قطع شوند تا زمينه براي نجات و سعادت توده هاي محروم فراهم آيد. بشر دوستان، عدالت خواهان و آزادگان به چنين مبارزه اي مبادرت مي ورزند و آن را مي ستايند همچنين در تئوري قانون گذاري اسلام، جنگ، خود هدف نهايي نبوده است، بلكه براي جلوگيري از تجاوزها و ستمگري ها و نيز باز شدن راه براي سعادت انسانهاي شايسته، وسيله نهايي شناخته شده است.
هدف اصلي مسلمين از جنگ اين بوده كه ارتباطي بين خود و توده هاي محروم برقرار سازند، تا بدين وسيله آنان از قوانين اسلام مطلع گردند و عظمت و اصالت آن را از نزديك ببينند. بنابراين به كاربردن شمشير فقط براي آنهايي است كه حق را تشخيص داده اند، ولي با آن مبارزه مي كنند و از سعادت و خوشبختي ديگران جلوگيري مي كنند. انسان هايي كه مي خواهند در اين وادي گام بردارند و در راه خدا مبارزه كنند و در جبهه حق قرار گيرند بايد داراي شرايطي باشند كه به قرار ذيل است:
1. ايمان به هدف:[2]
ايمان به هدف محرك باطني و دروني است كه خواه ناخواه انسان را به سوي هدفي مي كشاند. از آنجا كه حب ذات در انسان ريشه عميقي دارد و ريشه آن هرگز گسستني نيست، هرگاه انسان مطمئن باشد كه سعادت و كاميابي او در گرو فلان كار است، خواه ناخواه به سوي آن مي رود. فردي كه به صحت و تندرستي خود علاقه دارد، روزي كه بيمار مي شود داروي تلخ را به آساني مي خورد و خود را زير چاقوي جراحان قرار مي دهد. چرا؟! زيرا مي داند بهداشت و عافيت او در گرو دارو خوردن، جراحي و بريده شدن عضوهاي فاسد است. در پرتو اين ايمان، كسي كه كاميابي و نيل به هدف را در سرمي پروراند سختيها و حرارتها را آسان مي شمارد و با خار و تير همبستر مي گردد و نمي نالد.
گاهي براي عشق به هدف از هستي ساقط مي شود و جان و مال خود را فداي هدف مي كند. با چهره باز به استقبال مرگ مي رود و با نشاط فراوان در راه هدف جان مي سپارد. علت كاميابي و پيروزي تعداد اندك مسلمانان در جنگ بدر بر تعداد زياد ارتش قريش، همان ايمان به هدف بود كه مرگ و شهادت را براي آنها آسان كرد. سرباز مؤمن به هدف، از هيچ گونه جانبازي و فداكاري مضايقه نمي كند و ميدان نبرد با حجله عروسي براي او فرقي ندارد. چنين نمونه هاي بارزي در تاريخ اسلام وجود دارد. ايمان به هدف آثار فراواني دارد. بزرگترين آثار ايمان همان جانبازي و فداكاري است و در كتاب آسماني مسلمانان تصريحات زيادي نسبت به اين موضوع شده است.
2. شهامت و شجاعت:[3]
شهامت و شجاعت نشانه مردانگي است و در بسياري از كارها پُل پيروزي به شمار مي رود. اصلاحات و انقلابات اجتماعي و فكري نيز بدون شهامت و شجاعت صورت نمي گيرد. افراد زبون و ترسو كه بسان مرغان كز كرده در گوشه اي خزيده اند و از ترس مردم، ملت يا دشمن دست به سفيد و سياه نمي زنند، هرگز مبدأ آثار و تحولات نمي شوند. افراد با شهامت و شجاعت با در نظر گرفتن ارزش هدف، پس از طرح نقشه و بررسي جوانب كار و زيان و سود اقدام، بدون پروا دست به كار مي شوند. اينجاست كه تهور و كارهاي جنون آميز از شهامت و شجاعت فاصله مي گيرند. افراد متهور نسنجيده وارد كار مي شوند و زيان و سود اقدام را در نظر نمي گيرند و اگر نقشه اي داشته باشند، نقشه آنان مورد پسند خردمندانه نمي باشد. آنها فريب زور بازو را خورده و مغرور قدرت خود مي شوند. مردان با شهامت هر گونه مصائب را با چهره باز تحمل مي نمايند. شخصي كه انديشه پيروزي را در سر مي پروراند بايد به حكم ضرورت به اين مطلب اذعان داشته باشد كه هر نوع پيروزي در كارهاي بازرگاني، كشاورزي، سياسي و علمي بودن شهامت صورت نمي گيرد.
3. فداكاري و از خود گذشتگي:[4]
پيروزي و موفقيت در اهداف و آرمانهاي معنوي كه ارزش آن در نظر خردمندان بيش از تن و جان و مناصب و مقامات مادي است، از آن كسي است كه در راه هدف، از زندگي و موقعيت هاي موهوم مادي بگذرد تا به هدف خود جامه عمل بپوشاند. كساني كه با عينك مادي گري به زندگي مي نگرند و همه چيز را براي ماده و ماديات مي خواهند، نمي توانند فداكاري پيامبران و پيشوايان الهي و راد مرادن بزرگ و سياستمداران دلسوز و دارندگان آرمانهاي معنوي و مكتب هاي فلسفي روحي و رواني را درست تفسير نمايند. كسي كه ارزش هدف و آرمان خود را بالاتر از ماده و ماديات تشخيص مي دهد، آرامش و لذت خود را در تحقق پذيرفتن آرمان خود مي بيند. او با چهره باز و علاقه فراوان، خود را در كام حوادث خطرناك مي اندازد. اگر شبي كه تروريست هاي قريش خواستند پيامبر را در خوابگاهش به قتل برسانند، اميرالمؤمنين در همان شب در رختخواب پيامبر با روحي آرام خوابيد تا پيامبر زنده بماند و لو او كشته شود، روي ايمان و علاقه او به حيات پيامبر و پيشرفت آئين توحيد بود. اگر سالار شهيدان با خون خود و ياران باوفايش سرزمين كربلا را رنگين كرد، روي عشق و علاقه به هدف بود؛ زيرا مرگ با افتخار و شرافتمندانه در نظر وي بالاتر از زندگي ننگين بود و منطق او اين بود:«كه مرگ سرخ به از زندگي ننگين است» بنابراين كساني كه روحيه فداكاري و شجاعت داشته باشند و به هدف خود ايمان داشته باشند در زمان جنگ و جهاد و مبارزه در جبهه و در زمان صلح در جبهه سازندگي و فرهنگي و خدمت به خلق خدا فعاليت مي كنند.
بنابراين كساني كه ايمان به هدف و شهامت و شجاعت داشته و روحيه فداكاري در وجودشان باشد در هر زمان آماده باش هستند. در زمان جنگ در جبهه جنگ و در زمان صلح در جبهه هاي فرهنگي، سازندگي، خدمت به خلق قابل شناسايي هستند. زيرا مجاهدان انسانهاي مخلصي هستند كه رضاي خدا را بر هر چيزي ترجيح مي دهند و انسانهاي دنيا طلب و زراندوز نمي توانند مجاهد باشند، زيرا دل كندن براي آنها در بحرانها به همين آساني نيست و انسانهاي حق طلب كه اهل تقلب و پارتي و ..... نباشند؛مي توانند مجاهدان زمان جنگ باشند و در غير جنگ نيز اين افراد قابل شناسايي هستند. بنابراين در هر زماني انسانهايي هستند كه از حق دفاع و در مقابل باطل مي ايستند و جان خود را در راه حق تقديم مي كنند هر چند اين افراد بايد ساماندهي شوند و امكانات لازم در اجتماع برايشان فراهم شود و چنانچه اين مشخصات در كسي وجود داشته باشد هميشه و در هر زماني آماده نبرد در مقابل دشمنان خواهد بود و هيچ نيازي هم به نواخته شدن شيپور جنگ نيست.

پی نوشتها:
[1] . آل عمران/14.
[2] . سبحاني، جعفر، رمز پيروزي مردان بزرگ، قم، انتشارات نسل جوان،‌ص 27.
[3] . همان، ص 115.
[4] . همان، ص 123
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.