پرسش :
مسجدى در سال 54 توسّط شخصى بنا شده و به نام همان شخص نامگذارى شده و مردم در طول چندین سال در این مسجد نماز خواندهاند و سپس توسعه دادهاند و مقدارى زمین نیز جنب مسجد مذکور خریدارى نموده و فرش و منبر و سایر لوازم نیز خریدهاند و خود بانى مسجد نیز هیچگونه ممانعتى نکرده، سپس مردم مستضعف مقدارى آهن نیز خریدارى کردهاند تا مسجد را به طور کلّى تعمیر اساسى نمایند؛ لکن بانى مسجد اکنون مخالفت نموده و مانع ساختمان و توسعه مسجد مىباشد و حال این که اوّلا خود ایشان عنوان مسجد را گذاشته و ثانیا اکنون مىگوید: «حتّى اگر به مراجع تقلید هم مراجعه کنید من مىگویم مسجد را وقف نکردهام و سند آن نزد من است و من آن را نمىدهم، شما اگر مىخواهید در کنار این مسجد، یک مسجد براى خودتان بسازید!» حالا ما هم آهنى را که تهیه کردهایم براى همه زیر بنا و با نقشه مهندسى مىباشد و ضمنا براى محلّى که ایشان آن را مسجد تعیین کرده خرج زیادى کردهایم، اکنون نه مىتوانیم دو مسجد در کنار هم بسازیم و نه مىتوانیم تعمیر اساسى مسجد را شروع و ساختمان آن را تکمیل نمائیم. خواهشمند است ما را راهنمایى کامل بفرمایید!
پاسخ :
سند میزان نیست؛ اگر وقف مسجد متحقّق شده و تحویل جهت وقف گردیده دیگر واقف اختیارى در آن ندارد و توسعه مسجد اگر ضرورت داشته باشد اشکال ندارد و واقف حق ممانعت ندارد.
منبع: استفتائات امام خمینی(ره)، ج2، ص338
سند میزان نیست؛ اگر وقف مسجد متحقّق شده و تحویل جهت وقف گردیده دیگر واقف اختیارى در آن ندارد و توسعه مسجد اگر ضرورت داشته باشد اشکال ندارد و واقف حق ممانعت ندارد.
منبع: استفتائات امام خمینی(ره)، ج2، ص338