پرسش :
با توجّه به آيات قرآن مثل: ”يزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمة“(1)، ”ليقوم الناس بالقسط“(2)، ”لا إكراه في الدين“(3)، ”ما أنت عليهم بجبّار“(4)، ”لست عليهم بمصيطر“(5)، وظيفه پيامبران، تعليم و تربيت انسانها به وسيله تشويق است و این، با زور و حكومت حاصل نميشود پس تشكيل حكومت، با خود مردم است نه با پيامبران.
پاسخ :
تشكيل حكومت، به معناي تحميل كردن دين بر مردم نيست، بلكه براي تعليم و تزكيه نمودن مردمي است كه دين و حكومت ديني را حق دانسته و پذيرفتهاند و بدون شك، تعليم و تزكيه، با تشويق و ترغيب و با اختيار آگاهانه انسانها صورت ميگيرد كه حكومت ديني نيز چنين روشي دارد. البته در هر حكومتي چه ديني و چه غير ديني، براي طاغيان و متخلّفان از قانون و مخلاّن به نظم عمومي جامعه، قوانين جزائي و تنبيهي وجود دارد كه امري عقلايي است و مؤيّد تعليم و تزكيه عمومي است نه منافي با آن. ضمناً اين نكته را بايد توجّه داشت كه آياتي مانندِ ”لا إكراه في الدين“، ”لست عليهم بمصيطر“، ”ما أنت عليهم بجبّار“، ”انك لا تهدي من أحببت“(6) مربوط به «تكوين» است نه «تشريع»؛ زيرا در محدوده تشريع، هم جريان امر به معروف و نهي از منكر مطرح است و هم جريان حدود و تعزيرات. از سوي ديگر، ممكن است شهروندي، اصول اعتقادي اسلام را نپذيرد و در پناه حكومت اسلامي از حقوق خاص خود برخوردار باشد و احساس امنيّت كند.
(1) سوره آل عمران، آيه 164.
(2) سوره حديد، آيه 25. (3) سوره بقره، آيه 256.
(4) سوره ق، آيه 45.
(5) سوره غاشيه، آيه 22.
(6) سوره قصص، آيه 56.
مأخذ: ( آیةالله جوادی آملی ، ولايت فقيه ، ص 335، 336)
تشكيل حكومت، به معناي تحميل كردن دين بر مردم نيست، بلكه براي تعليم و تزكيه نمودن مردمي است كه دين و حكومت ديني را حق دانسته و پذيرفتهاند و بدون شك، تعليم و تزكيه، با تشويق و ترغيب و با اختيار آگاهانه انسانها صورت ميگيرد كه حكومت ديني نيز چنين روشي دارد. البته در هر حكومتي چه ديني و چه غير ديني، براي طاغيان و متخلّفان از قانون و مخلاّن به نظم عمومي جامعه، قوانين جزائي و تنبيهي وجود دارد كه امري عقلايي است و مؤيّد تعليم و تزكيه عمومي است نه منافي با آن. ضمناً اين نكته را بايد توجّه داشت كه آياتي مانندِ ”لا إكراه في الدين“، ”لست عليهم بمصيطر“، ”ما أنت عليهم بجبّار“، ”انك لا تهدي من أحببت“(6) مربوط به «تكوين» است نه «تشريع»؛ زيرا در محدوده تشريع، هم جريان امر به معروف و نهي از منكر مطرح است و هم جريان حدود و تعزيرات. از سوي ديگر، ممكن است شهروندي، اصول اعتقادي اسلام را نپذيرد و در پناه حكومت اسلامي از حقوق خاص خود برخوردار باشد و احساس امنيّت كند.
(1) سوره آل عمران، آيه 164.
(2) سوره حديد، آيه 25. (3) سوره بقره، آيه 256.
(4) سوره ق، آيه 45.
(5) سوره غاشيه، آيه 22.
(6) سوره قصص، آيه 56.
مأخذ: ( آیةالله جوادی آملی ، ولايت فقيه ، ص 335، 336)