پرسش :
شبهه: مرتد غدهٔ سرطانى نیست، بلكه درختى است كه در كنار ديگر درختها روييده و ميوهٔ آن با درختان ديگر فرق مىكند؛ لذا نبايد آن را قطع كرد.
پاسخ :
پاسخ: بعد از عنايت به مطالب گذشته شايد معناى اين تلقى يك تكثرگرايى مطلق باشد، كه تا مرز الحاد هم پيش مىورد. يعنى با پذيرش اين پيشنهاد بايد ملتزم شد به اينكه بخشى از حقيقت در انديشهٔ الحادى يافت مىشود، همچنان كه بخشى از آن در انديشهٔ الهى وجود دارد. در حالى كه تلقى صاحب شريعت از شخصى كه طبق مبادى و مبانى ياد شده مرتد شد اين است كه او علف هرز است، زيرا اگر او در صدد تحقيق صادقانه باشد، برخورد ضد تحقيقى با او نخواهد شد؛ مثلاً ابنابىالعوجا ـ زنديق و ملحد ـ در عصر امام صادق (عليهالسّلام) قرار دارد و به حضور آن حضرت مىرسد و آزادانه شبهات خودش را مطرح مىكند و پاسخ مىشنود.
اما اگر در فضاى «قد تبيّن الرشد من الغىّ»(1) عالماً، عامداً و محققاً اسلام را قبول كند و بعد هم آن را از روى علم و عمد نكول نمايد؛ اينجا ديگر محكوم احكام ارتداد خواهد شد.
(1) سورهٔ بقره، آيهٔ 256.
مأخذ: (فصلنامه حكومت اسلامى، شمارهٔ 24، ص 34، 35)
پاسخ: بعد از عنايت به مطالب گذشته شايد معناى اين تلقى يك تكثرگرايى مطلق باشد، كه تا مرز الحاد هم پيش مىورد. يعنى با پذيرش اين پيشنهاد بايد ملتزم شد به اينكه بخشى از حقيقت در انديشهٔ الحادى يافت مىشود، همچنان كه بخشى از آن در انديشهٔ الهى وجود دارد. در حالى كه تلقى صاحب شريعت از شخصى كه طبق مبادى و مبانى ياد شده مرتد شد اين است كه او علف هرز است، زيرا اگر او در صدد تحقيق صادقانه باشد، برخورد ضد تحقيقى با او نخواهد شد؛ مثلاً ابنابىالعوجا ـ زنديق و ملحد ـ در عصر امام صادق (عليهالسّلام) قرار دارد و به حضور آن حضرت مىرسد و آزادانه شبهات خودش را مطرح مىكند و پاسخ مىشنود.
اما اگر در فضاى «قد تبيّن الرشد من الغىّ»(1) عالماً، عامداً و محققاً اسلام را قبول كند و بعد هم آن را از روى علم و عمد نكول نمايد؛ اينجا ديگر محكوم احكام ارتداد خواهد شد.
(1) سورهٔ بقره، آيهٔ 256.
مأخذ: (فصلنامه حكومت اسلامى، شمارهٔ 24، ص 34، 35)