پرسش :
در قرآن الفاظي نظير لعلّ و مانند آن آمده آيا اين لفظ به همان معني كه در بين مردم رايج است (كه نشانه شك و ترديد است) به كار رفته يا نه؟
پاسخ :
برخي بر اين باورند كه «شايد» خدا، «بايد» است ولي بايد توجه داشت كه لفظ «شايدِ» گاهي به «گوينده» و گاهي به «فعل» بر ميگردد. گوينده هم گاهي عالم است، گاهي جاهل و گاه شك دارد. ذات اقدس اله گويندهاي نيست كه به چيزي جهل يا شك داشته باشد زيرا ”اِنّهُ بِكُلّ شيءٍ عليم“ است، ”بِكُلّ شَيءٍ شَهيد“ است، ”بِكُلّ شَيءٍ مُحيط“ است و مانند آن. پس استعمال اين كلمات بر اساس خصوصيت گوينده آن يعني خدا نيست بلكه مربوط به فعل است.
گاهي انجام فعل و شدن كاري در حد پنجاه، هفتاد و يا نود درصد است ميگويد شما اين كارها را انجام بدهيد شايد فلان هدف تأمين شود زيرا اين پنجاه درصد، همه اجزاء علت نيست بلكه بخشي از اجزاء علت است. مثلاً كسي بر اساس اصول كشاورزي زمين را شُخم زده، بذر افشاني، آبياري و سمپاشي و غيره را انجام داده، اما آيا ميشود گفت صدر در صد اينها به بار مينشينند؟ مسلماً جواب منفي است. اگر كسي بخواهد با ديد باز در اين مورد صحبت كند ميگويد شايد اين بذرها به بار بنشينند (مقام فعل) چون يك سري عوامل پيشبيني نشدهاي در راه است كه امكان دارد مانع از باردهي اينها شود و البته ذات اقدس اله ميداند كداميك به بار مينشيند و كدام يك نمينشيند ولي شدن كار را (به بار نشستن) براي ما با لَعَلّ به كار ميبرد.
اينكه ميفرمايد روزه بگيريد ”لَعلّكُمْ تَتّقوُن“ به اين معني نيست كه خدا معاذ اللّه شك دارد، بلكه او ميداند روزه حقيقي تقوا ميدهد ولي اينكه روزه ما آلوده به چه حوادث تلخ و ناگواري شود و آيا به درجه قبولي برسد يا نه اين لعلّ مربوط به فعل ماست. مطلب ديگر اين است كه در بسياري از موارد اگر به شخصي بگويند فلان كار تو، صد درصد آينده شما را تأمين ميكند گرفتار غرور ميشود. براي اينكه غرور او را نگيرد تعبير اخلاقي اين است كه به او گفته شود شايد به مقصد برسي به هر حال كلمه لَعَلّ، ليت، عسي كه در قرآن كريم آمده هرگز به ساحت الهي بر نميگردد.
( آیةالله جوادی آملی )
برخي بر اين باورند كه «شايد» خدا، «بايد» است ولي بايد توجه داشت كه لفظ «شايدِ» گاهي به «گوينده» و گاهي به «فعل» بر ميگردد. گوينده هم گاهي عالم است، گاهي جاهل و گاه شك دارد. ذات اقدس اله گويندهاي نيست كه به چيزي جهل يا شك داشته باشد زيرا ”اِنّهُ بِكُلّ شيءٍ عليم“ است، ”بِكُلّ شَيءٍ شَهيد“ است، ”بِكُلّ شَيءٍ مُحيط“ است و مانند آن. پس استعمال اين كلمات بر اساس خصوصيت گوينده آن يعني خدا نيست بلكه مربوط به فعل است.
گاهي انجام فعل و شدن كاري در حد پنجاه، هفتاد و يا نود درصد است ميگويد شما اين كارها را انجام بدهيد شايد فلان هدف تأمين شود زيرا اين پنجاه درصد، همه اجزاء علت نيست بلكه بخشي از اجزاء علت است. مثلاً كسي بر اساس اصول كشاورزي زمين را شُخم زده، بذر افشاني، آبياري و سمپاشي و غيره را انجام داده، اما آيا ميشود گفت صدر در صد اينها به بار مينشينند؟ مسلماً جواب منفي است. اگر كسي بخواهد با ديد باز در اين مورد صحبت كند ميگويد شايد اين بذرها به بار بنشينند (مقام فعل) چون يك سري عوامل پيشبيني نشدهاي در راه است كه امكان دارد مانع از باردهي اينها شود و البته ذات اقدس اله ميداند كداميك به بار مينشيند و كدام يك نمينشيند ولي شدن كار را (به بار نشستن) براي ما با لَعَلّ به كار ميبرد.
اينكه ميفرمايد روزه بگيريد ”لَعلّكُمْ تَتّقوُن“ به اين معني نيست كه خدا معاذ اللّه شك دارد، بلكه او ميداند روزه حقيقي تقوا ميدهد ولي اينكه روزه ما آلوده به چه حوادث تلخ و ناگواري شود و آيا به درجه قبولي برسد يا نه اين لعلّ مربوط به فعل ماست. مطلب ديگر اين است كه در بسياري از موارد اگر به شخصي بگويند فلان كار تو، صد درصد آينده شما را تأمين ميكند گرفتار غرور ميشود. براي اينكه غرور او را نگيرد تعبير اخلاقي اين است كه به او گفته شود شايد به مقصد برسي به هر حال كلمه لَعَلّ، ليت، عسي كه در قرآن كريم آمده هرگز به ساحت الهي بر نميگردد.
( آیةالله جوادی آملی )