پرسش :
من يك جوان 18 ساله هستم كه پارسال ديپلم گرفتم و از آنروز به بعد به خاطر مشكلات زياد (مشكل يافتن شغل، جدال با پدر بخاطر نداشتن شغل و...) فقط آرزوي مرگ ميكنم!
پاسخ :
تأمين زندگي مادي يكي از خواستههاي جوانان است. براي جوانان ضرورت دارد كه از استقلال اقتصادي خود اطمينان حاصل كنند و براي انتخاب و احراز شغل مناسب آماده گردند. جوانان در پي آنند كه از نظر مالي وابسته به ديگران و حتي به خانوادة خود نباشند و از خود درآمدي داشته باشند.
يافتن شُغل مناسب و داشتن استقلال اقتصادي تنها دغدغة شما نيست، بلكه همة جوانان با اين موضوع درگيرند. نداشتن شُغل، درآمد كافي، مشكلاتي را براي جوانان ايجاد ميكند، از جمله اين كه آگاهي والدين انتظارات فوقالعادهاي از جوانان دارند و كار و رشتهاي را كه مورد علاقه جوانان نيست، به آنان تحميل ميكنند. اين موضوع در روابط والدين با فرزندان نيز تأثير ميگذارد. اگر نوجوان كاري پيدا نكند و يا مهارتي براي كاري نداشته باشد، والدين همه را از چشم خود نوجوان ميبينند و به مسايل ديگر توجهي ندارند.
كشمكشهاي خانوادگي مخصوصاً با جوانان به شُغل و كار آينده و توافق و عدم توافق در رشتة تحصيلي آنها مربوط ميشود.[1] مشكل شما هم يكي از اين موارد است.
بايد توجه داشته باشيد كه هيچگاه احساس شكست و ناتواني نكنيد. همين كه شما عضو بسيج هستيد و به بچهها قرآن تدريس ميكنيد، موفقيت بسيار بزرگي است، هر كسي لياقت اين كار را ندارد. شما نبايد قضاوت ديگران را ملاك قرار دهيد و به صرف اينكه ديگران شما را ناتوان و ناكارآمد ارزيابي كردند، باور كنيد و روحية خود را از دست بدهيد.
بايد ملاك ارزيابي و قضاوت شما رضايت خداوند و توانايي ها و موفقيتهاي خود شما باشد. سعي كنيد به گونهاي رفتار كنيد كه خداوند از شما راضي باشد ولو اينكه ديگران آن را نپسندد.
هر كسي براي هر كاري آفريده نشده بلكه افراد با توجه به تواناييها و شرايط خاص روحي خود ميتوانند كارهاي ويژهاي را انجام دهند. مهم اين است كه انسان سعي كند «استعدادهاي خود» را بشناسد و فقط در «همان زمينه» مشغول به كار شود.[2] نكتة ديگر اينكه هر كاري را كه بايد آموخت. مدّتي بايد شاگردي كرد و سختي و مشكلات را تحمّل نمود. اينكه شما را از كار اخراج ميكنند يا به كار نميگيرند، شايد به خاطر اين است كه شما سراغ كارهايي رفتهايد كه با ويژگيهاي جسمي و روحي شما سازگاري ندارد، يا شايد هم افراد از نظر اخلاقي مشكل داشتهاند. سعي كنيد صاحب كار متدين و خوبي را پيدا كنيد. از سوي ديگر صبر و تحمّل خويش را افزايش دهيد و با كوچكترين حرف ناراحت نشويد.
بعد از شناسايي استعداد و شُغل مناسب، آن چه مهم است، برنامهريزي است. برنامهريزي در موفقيت شما بسيار اثر ميگذارد و شما را از سرگرداني و نگراني نجات ميدهد.
برنامهريزي در شما ايجاد علاقه خواهد كرد و موجب خواهد شد كه در زندگيتان موفق گرديد.[3]
نكتة سومي كه بايد توجه داشته باشيد اين است كه هيچگاه از پدر و مادر و خانواده قهر نكنيد. هيچ جايي مثل خانة خود آدم نيست. رفتن به شهرستان و نزد اقوام و دوستان مشكل را حلّ نميكند. هر جور شده بايد با پدر و مادرتان كنار بيابيد. سعي كنيد احترام آنها را نگه داريد. اگر آنها ناراحت ميشوند و اعتراض ميكنند، بخاطر آن است كه شما را دوست دارند و نگران آيندة شما هستند. از حرفهاي آنها دلخور نشويد. با همكاري پدر و مادرتان شُغل مناسبي پيدا كنيد. اگر آنها كسي را ميشناسد كه كار مناسبي دارد، شما را معرفي كند.
چهارمين نكتهاي كه لازم است خدمت شما عرض كنم و شديداً شما به آن نياز داريد اين است كه «اعتماد به نفس» را در خويش افزايش دهيد. اين مشكلات تا حدود زيادي برخواسته از ضعف اعتماد به نفس است. بدون اعتماد به نفس نميتوان در زندگي پيچيدة امروز موفق شد. اگر ميبينيد افرادي به موفقيت رسيدهاند بخاطر آن است كه علاوه بر «برنامهريزي » و «پشتكار» از «اعتماد به نفس قوي» برخوردار بودهاند ـ اعتماد به نفس امر ذاتي و فطري نيست، بلكه از طريق تمرين و آموزش به دست ميآيد؛ لذا شما هم ميتوانيد اين ويژگي را در خود ايجاد كنيد.[4]
براي تقويت اعتماد به نفس و رسيدن به موفقيت موارد ذيل را قوياً بكار گرفته و هر روز تمرين كنيد تا از بروز مشكلاتي كه ناشي از ضعف اين خصيصه ميباشد، پيشگيري شود:
1. عذرتراشي نكنيد؛ شايعترين بهانهاي كه ميتواند در برابر هر مشكل آورده شود اين است كه بگوييد من ذاتاً اين طور هستم. اين طرز تفكر اصلاً درست نيست. اگر كسي فكر كند كه ذاتاً ناتوان است، هيچگاهي به موفقيت نخواهد رسيد.
2. روي جنبههاي منفي خود متمركز نشويد، جنبههاي مثبت و منفي را با هم در نظر بگيريد. همة افراد هم داراي جنبهاي مثبت هستند و هم داراي جنبههاي منفي. شما هم اگر نقاط ضعفي داريد، مطمئناً در قبال آن «نقاط قوّتي» هم داريد. نقاط قوت شما اين است كه معلّم قرآن هستيد، در پايگاه بسيج فعاليت ميكنيد. اين جنبهها را تقويت كنيد.
3. اگر كار اشتباهي انجام داديد يا در زمينة خاصي شكست خورديد، به جاي سرزنش خود «عمل خود» را سرزنش كنيد. اشتباه و شكست لازمة زندگي است. «خود را شكستخورده تلقي نكنيد.» نتيجة اين راهكار اين است كه بگوييد من آدم توانمندي هستم اگرچه اين كارم درست نبود.
4. از شكستهايتان درس بگيريد؛ همة كساني كه موفق شدهاند، قطعاً تجربة شكست را هم داشتهاند، شكست در زندگي اشكال ندارد، مهم اين است كه چگونه از شكستهاي خود عبرت بگيريم، شما هم سعي كنيد از شكستهاي گذشتهتان درس بگيريد سراغ كاري برويد كه مورد علاقة شما است.
5. از به كار بردن واژهها و جملات منفي نظير «من هميشه شكست ميخورم»، «من آدم ضعيفي هستم»، «هيچ كاري از من بر نميآيد»، جداً پرهيز كنيد.
6. به صحبتهاي منفي ديگران گوش ندهيد. اگر اطرافيان ميگويند «تو نميتواني، تو بيلياقتي، تو عرضة كار كردن نداري و... از آنها اجتناب كنيد.[5]
7. هر كاري را كه شروع ميكنيد، در ابتدا هدفهاي كوچكتر را انتخاب كنيد تا بتوانيد آسانتر به آنها برسيد. هدفهاي بزرگ و كارهاي سنگين را به هدفهاي كوچكتر تقسيم كنيد و مرحله به مرحله سعي تا نهايتاً به هدف بزرگتان برسيد.
8. علاوه بر همه اين مهارتها به خداوند توكل كنيد. توكل به خداوند ماية قدرتمندي و احساس كارآمدي در شما ميشود. خداوند در قرآن ميفرمايد: «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛[6] كسي كه بر خدا توكل كند، خدا او را كفايت ميكند و در همة زمينهها موفق ميگرداند. امام صادق ـ عليهالسلام ـ نيز فرمود: هر كه به خدا توكل كند، به بينيازي و سرافرازي ميرسد.[7] اميد است اين جملات ارزشمند را سرلوحه زندگي خود قرار داده و در آيندة نزديك شاهد موفقيتهاي بزرگي در زندگي خود باشيد.
نا برده رنج گنج ميسر نميشود
مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
-----------------------------------
[1] . حسين لطفآبادي، روانشناسي رشد نوجواني، جواني و بزرگسالي، سمت، چاپ چهارم، 1381، ص 228ـ234.
[2] . محمد سبحانينيا، جوان و آرامش، بوستان كتاب قم، چاپ اول، 1382، ص 66ـ69.
[3] . مباني روانشناختي خوشبختي با نگرش ديني، ناهيد طيبي، انتشارات بهشت بينش، اول، 1382، ص 61ـ72.
[4] . ناصر خياباني، مهارتهاي بهتر زيستن، انتشارات سپند هنر، 1380، ص 17ـ20.
[5] . آلبرت آليس، احساس بهتر، بهتر شدن، بهتر ماندن، ترجمه: مهرداد فيروزبخت، مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، چاپ اول، 1382، ص 89ـ99.
[6] . طلاق، 3.
[7] . محمدبن يعقوب كليني. اصول كافي، باب التفويض و التوكل، حديث ششم.
( اندیشه قم )
تأمين زندگي مادي يكي از خواستههاي جوانان است. براي جوانان ضرورت دارد كه از استقلال اقتصادي خود اطمينان حاصل كنند و براي انتخاب و احراز شغل مناسب آماده گردند. جوانان در پي آنند كه از نظر مالي وابسته به ديگران و حتي به خانوادة خود نباشند و از خود درآمدي داشته باشند.
يافتن شُغل مناسب و داشتن استقلال اقتصادي تنها دغدغة شما نيست، بلكه همة جوانان با اين موضوع درگيرند. نداشتن شُغل، درآمد كافي، مشكلاتي را براي جوانان ايجاد ميكند، از جمله اين كه آگاهي والدين انتظارات فوقالعادهاي از جوانان دارند و كار و رشتهاي را كه مورد علاقه جوانان نيست، به آنان تحميل ميكنند. اين موضوع در روابط والدين با فرزندان نيز تأثير ميگذارد. اگر نوجوان كاري پيدا نكند و يا مهارتي براي كاري نداشته باشد، والدين همه را از چشم خود نوجوان ميبينند و به مسايل ديگر توجهي ندارند.
كشمكشهاي خانوادگي مخصوصاً با جوانان به شُغل و كار آينده و توافق و عدم توافق در رشتة تحصيلي آنها مربوط ميشود.[1] مشكل شما هم يكي از اين موارد است.
بايد توجه داشته باشيد كه هيچگاه احساس شكست و ناتواني نكنيد. همين كه شما عضو بسيج هستيد و به بچهها قرآن تدريس ميكنيد، موفقيت بسيار بزرگي است، هر كسي لياقت اين كار را ندارد. شما نبايد قضاوت ديگران را ملاك قرار دهيد و به صرف اينكه ديگران شما را ناتوان و ناكارآمد ارزيابي كردند، باور كنيد و روحية خود را از دست بدهيد.
بايد ملاك ارزيابي و قضاوت شما رضايت خداوند و توانايي ها و موفقيتهاي خود شما باشد. سعي كنيد به گونهاي رفتار كنيد كه خداوند از شما راضي باشد ولو اينكه ديگران آن را نپسندد.
هر كسي براي هر كاري آفريده نشده بلكه افراد با توجه به تواناييها و شرايط خاص روحي خود ميتوانند كارهاي ويژهاي را انجام دهند. مهم اين است كه انسان سعي كند «استعدادهاي خود» را بشناسد و فقط در «همان زمينه» مشغول به كار شود.[2] نكتة ديگر اينكه هر كاري را كه بايد آموخت. مدّتي بايد شاگردي كرد و سختي و مشكلات را تحمّل نمود. اينكه شما را از كار اخراج ميكنند يا به كار نميگيرند، شايد به خاطر اين است كه شما سراغ كارهايي رفتهايد كه با ويژگيهاي جسمي و روحي شما سازگاري ندارد، يا شايد هم افراد از نظر اخلاقي مشكل داشتهاند. سعي كنيد صاحب كار متدين و خوبي را پيدا كنيد. از سوي ديگر صبر و تحمّل خويش را افزايش دهيد و با كوچكترين حرف ناراحت نشويد.
بعد از شناسايي استعداد و شُغل مناسب، آن چه مهم است، برنامهريزي است. برنامهريزي در موفقيت شما بسيار اثر ميگذارد و شما را از سرگرداني و نگراني نجات ميدهد.
برنامهريزي در شما ايجاد علاقه خواهد كرد و موجب خواهد شد كه در زندگيتان موفق گرديد.[3]
نكتة سومي كه بايد توجه داشته باشيد اين است كه هيچگاه از پدر و مادر و خانواده قهر نكنيد. هيچ جايي مثل خانة خود آدم نيست. رفتن به شهرستان و نزد اقوام و دوستان مشكل را حلّ نميكند. هر جور شده بايد با پدر و مادرتان كنار بيابيد. سعي كنيد احترام آنها را نگه داريد. اگر آنها ناراحت ميشوند و اعتراض ميكنند، بخاطر آن است كه شما را دوست دارند و نگران آيندة شما هستند. از حرفهاي آنها دلخور نشويد. با همكاري پدر و مادرتان شُغل مناسبي پيدا كنيد. اگر آنها كسي را ميشناسد كه كار مناسبي دارد، شما را معرفي كند.
چهارمين نكتهاي كه لازم است خدمت شما عرض كنم و شديداً شما به آن نياز داريد اين است كه «اعتماد به نفس» را در خويش افزايش دهيد. اين مشكلات تا حدود زيادي برخواسته از ضعف اعتماد به نفس است. بدون اعتماد به نفس نميتوان در زندگي پيچيدة امروز موفق شد. اگر ميبينيد افرادي به موفقيت رسيدهاند بخاطر آن است كه علاوه بر «برنامهريزي » و «پشتكار» از «اعتماد به نفس قوي» برخوردار بودهاند ـ اعتماد به نفس امر ذاتي و فطري نيست، بلكه از طريق تمرين و آموزش به دست ميآيد؛ لذا شما هم ميتوانيد اين ويژگي را در خود ايجاد كنيد.[4]
براي تقويت اعتماد به نفس و رسيدن به موفقيت موارد ذيل را قوياً بكار گرفته و هر روز تمرين كنيد تا از بروز مشكلاتي كه ناشي از ضعف اين خصيصه ميباشد، پيشگيري شود:
1. عذرتراشي نكنيد؛ شايعترين بهانهاي كه ميتواند در برابر هر مشكل آورده شود اين است كه بگوييد من ذاتاً اين طور هستم. اين طرز تفكر اصلاً درست نيست. اگر كسي فكر كند كه ذاتاً ناتوان است، هيچگاهي به موفقيت نخواهد رسيد.
2. روي جنبههاي منفي خود متمركز نشويد، جنبههاي مثبت و منفي را با هم در نظر بگيريد. همة افراد هم داراي جنبهاي مثبت هستند و هم داراي جنبههاي منفي. شما هم اگر نقاط ضعفي داريد، مطمئناً در قبال آن «نقاط قوّتي» هم داريد. نقاط قوت شما اين است كه معلّم قرآن هستيد، در پايگاه بسيج فعاليت ميكنيد. اين جنبهها را تقويت كنيد.
3. اگر كار اشتباهي انجام داديد يا در زمينة خاصي شكست خورديد، به جاي سرزنش خود «عمل خود» را سرزنش كنيد. اشتباه و شكست لازمة زندگي است. «خود را شكستخورده تلقي نكنيد.» نتيجة اين راهكار اين است كه بگوييد من آدم توانمندي هستم اگرچه اين كارم درست نبود.
4. از شكستهايتان درس بگيريد؛ همة كساني كه موفق شدهاند، قطعاً تجربة شكست را هم داشتهاند، شكست در زندگي اشكال ندارد، مهم اين است كه چگونه از شكستهاي خود عبرت بگيريم، شما هم سعي كنيد از شكستهاي گذشتهتان درس بگيريد سراغ كاري برويد كه مورد علاقة شما است.
5. از به كار بردن واژهها و جملات منفي نظير «من هميشه شكست ميخورم»، «من آدم ضعيفي هستم»، «هيچ كاري از من بر نميآيد»، جداً پرهيز كنيد.
6. به صحبتهاي منفي ديگران گوش ندهيد. اگر اطرافيان ميگويند «تو نميتواني، تو بيلياقتي، تو عرضة كار كردن نداري و... از آنها اجتناب كنيد.[5]
7. هر كاري را كه شروع ميكنيد، در ابتدا هدفهاي كوچكتر را انتخاب كنيد تا بتوانيد آسانتر به آنها برسيد. هدفهاي بزرگ و كارهاي سنگين را به هدفهاي كوچكتر تقسيم كنيد و مرحله به مرحله سعي تا نهايتاً به هدف بزرگتان برسيد.
8. علاوه بر همه اين مهارتها به خداوند توكل كنيد. توكل به خداوند ماية قدرتمندي و احساس كارآمدي در شما ميشود. خداوند در قرآن ميفرمايد: «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛[6] كسي كه بر خدا توكل كند، خدا او را كفايت ميكند و در همة زمينهها موفق ميگرداند. امام صادق ـ عليهالسلام ـ نيز فرمود: هر كه به خدا توكل كند، به بينيازي و سرافرازي ميرسد.[7] اميد است اين جملات ارزشمند را سرلوحه زندگي خود قرار داده و در آيندة نزديك شاهد موفقيتهاي بزرگي در زندگي خود باشيد.
نا برده رنج گنج ميسر نميشود
مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
-----------------------------------
[1] . حسين لطفآبادي، روانشناسي رشد نوجواني، جواني و بزرگسالي، سمت، چاپ چهارم، 1381، ص 228ـ234.
[2] . محمد سبحانينيا، جوان و آرامش، بوستان كتاب قم، چاپ اول، 1382، ص 66ـ69.
[3] . مباني روانشناختي خوشبختي با نگرش ديني، ناهيد طيبي، انتشارات بهشت بينش، اول، 1382، ص 61ـ72.
[4] . ناصر خياباني، مهارتهاي بهتر زيستن، انتشارات سپند هنر، 1380، ص 17ـ20.
[5] . آلبرت آليس، احساس بهتر، بهتر شدن، بهتر ماندن، ترجمه: مهرداد فيروزبخت، مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، چاپ اول، 1382، ص 89ـ99.
[6] . طلاق، 3.
[7] . محمدبن يعقوب كليني. اصول كافي، باب التفويض و التوكل، حديث ششم.
( اندیشه قم )