پرسش :
فرق ميان قوانين بشري و قوانين الهي از نظر روح عمل، چيست؟
پاسخ :
يك تفاوت اصيل درميان قوانين الهى و قوانين بشرى اين است كه قوانين الهى دو بعدى است و قوانين بشرى يك بعدى. قوانين بشرى به نظام روحى و تكامل معنوى فرد كارى ندارد. وقتى كه يك دولت برا ى مصالح كشور، اقدام به وضع ماليات مىكند، هدفش فقط بدست آوردن پول و تأمين هزينة كشور است. دولت نظرى ندارد كه پرداخت كنندة ماليات چه نيتى دارد؟
آيا با طيب خاطر و رضايت و از روى علاقمندى به دولت يا كشور ماليات مىدهد يا از روى ترس؟
هدف دولت تنها پول گرفتن است، حتى اگر پرداخت كننده در دلش فحش هم بدهد باز هم منظور دولت عملى شده است.
همچنين وقتى كه براى دفاع از كشور، سربازانى را به زير پرچم احضار مىكند به نيت سربازان كارى ندارد او مىخواهد سرباز در ميدان جنگ با دشمن نبرد كند براى دولت تفاوتى ندارد كه سرباز با رضا و ميل بجنگد يا از روى ترس از مسلسلى كه پشت سرش قرار دارد، نبردش خودنمايى باشد، به انگيزة حماسهها و تعصّبهاى احمقانه باشد، يا از براى دفاع از حق و حقيقت؟
ولى در قوانين الهى چنين نيست در اين قوانين، ماليات و سربازى بطور مطلق خواسته نشده است، بلكه توأم با نيت خالص و قصد قربت خواسته شده است. اسلام عمل با روح مىخواهد نه عمل بىروح. لهذا اگر مسلمانى زكات خود را بدهد ولى شائبة ريا در آن باشد پذيرفته نيست اگر به جهاد برود ولى براى خودنمايى باشد، قبول نيست. قانون الهى مىگويد سرباز اجبارى به درد من نمىخورد، من سربازى مىخواهم كه روحاً سرباز باشد، سربازى مىخواهم كه نداى: «انَّ الله اشترى من المومنين انفسهم و اموالهم بانَّ لهم الجنَّة»(1) را پذيرفته باشد و صميمانه به آن لبّيك بگويد.
پىنوشت
(1) توبه/ 111
مجموعه آثار شهيد مطهرى ج 1 ج عدل الهى، شهيد مطهرى
يك تفاوت اصيل درميان قوانين الهى و قوانين بشرى اين است كه قوانين الهى دو بعدى است و قوانين بشرى يك بعدى. قوانين بشرى به نظام روحى و تكامل معنوى فرد كارى ندارد. وقتى كه يك دولت برا ى مصالح كشور، اقدام به وضع ماليات مىكند، هدفش فقط بدست آوردن پول و تأمين هزينة كشور است. دولت نظرى ندارد كه پرداخت كنندة ماليات چه نيتى دارد؟
آيا با طيب خاطر و رضايت و از روى علاقمندى به دولت يا كشور ماليات مىدهد يا از روى ترس؟
هدف دولت تنها پول گرفتن است، حتى اگر پرداخت كننده در دلش فحش هم بدهد باز هم منظور دولت عملى شده است.
همچنين وقتى كه براى دفاع از كشور، سربازانى را به زير پرچم احضار مىكند به نيت سربازان كارى ندارد او مىخواهد سرباز در ميدان جنگ با دشمن نبرد كند براى دولت تفاوتى ندارد كه سرباز با رضا و ميل بجنگد يا از روى ترس از مسلسلى كه پشت سرش قرار دارد، نبردش خودنمايى باشد، به انگيزة حماسهها و تعصّبهاى احمقانه باشد، يا از براى دفاع از حق و حقيقت؟
ولى در قوانين الهى چنين نيست در اين قوانين، ماليات و سربازى بطور مطلق خواسته نشده است، بلكه توأم با نيت خالص و قصد قربت خواسته شده است. اسلام عمل با روح مىخواهد نه عمل بىروح. لهذا اگر مسلمانى زكات خود را بدهد ولى شائبة ريا در آن باشد پذيرفته نيست اگر به جهاد برود ولى براى خودنمايى باشد، قبول نيست. قانون الهى مىگويد سرباز اجبارى به درد من نمىخورد، من سربازى مىخواهم كه روحاً سرباز باشد، سربازى مىخواهم كه نداى: «انَّ الله اشترى من المومنين انفسهم و اموالهم بانَّ لهم الجنَّة»(1) را پذيرفته باشد و صميمانه به آن لبّيك بگويد.
پىنوشت
(1) توبه/ 111
مجموعه آثار شهيد مطهرى ج 1 ج عدل الهى، شهيد مطهرى