پرسش :
قرآن میفرماید: «نماز جز بر خاشعان سنگین است»،چه کنیم خاشع باشیم تا نماز بر ما سنگین نباشد؟
پاسخ :
از این پرسش چند پاسخ داده شده است:
پاسخ اول: آیتالله جوادی آملی در تفسیر تسنیم در ذیل آیات 45 و 46 از سوره بقره مینویسد:
«قرآن کریم در آیه 46 به منشأ خشوع خاشعان اشاره کرده، میفرماید: یاد مرگ و قیامت، همه توان انسان را گرفته، قلب او را میلرزاند و وی را خاشع میسازد؛ زیرا همه غرورها و "من و ما" گفتنها از این روست که مرگ و عذاب قیامت از یادها رفته است وگرنه آنان که به حساب و میزان و بهشت و جهنم یقین دارند، یا دست کم گمانش را میبرند و از حال احتضار و احوال قبر غافل نیستند، خاکسار و خاشع و دل شکسته شده، به نماز و استعانت از دعا و بکاء رو میآورند.»(1)
پاسخ دوم: علامه طباطبایی ـ قدس سره ـ در تفسیر آیه 45 و 46 سوره بقره مینویسد:
«تعبیر به ظن در آیه 46 به جای یقین، اشاره به این است که برای حصول خشوع در انسان کافی است که متوجه شود خدایی دارد که ممکن است به سوی او بازگردد و او را ملاقات کند.»
پاسخ سوم: در استفتائات عرفانی از حضرت آیتالله العظمی بهجت ـ حفظه اللّه ـ سؤال شده: «برای این که در انجام دادن فرمان الهی خصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟» ایشان پاسخ فرمودهاند: «در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیت مطلقه انجام بدهید».(2)
پاسخ چهارم: در قرآن کریم راه حصول خشوع در اعراض و ترک اعمال لغو و بیهوده معرفی شده؛ آنجا که میفرماید: «قد أفلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون الذین هم عن اللغو معرضون».(3)
نماز سدی در برابر گناهان آینده است؛ چرا که روح ایمان را در انسان تقویت میکند و نهال تقوی را در دل پرورش میدهد.
چنان که برخی از بزرگان عرفا از جمله حضرت آیتالله بهجت ـ حفظه الله ـ نیز در برخی از نصایحشان به این مطلب تصریح کردهاند که راه به دست آوردن خشوع، کنار گذاشتن کارهای لغو و بیفایده است؛ یعنی ترک آن کارهایی که نه فایده دنیوی دارد و نه فایده اخروی.
پاسخ پنجم: در روایتی به ویژگیهای انسان خاشع و راههای به دست آوردن خشوع به خوبی اشاره شده است. رسول خدا ـ صلیالله علیه وآله وسلم ـ در روایتی فرمودهاند:
«نشانه خاشع در چهار چیز است: 1ـ مراقبت نفس و حساب بردن از خدا در نهان و آشکار؛ 2ـ انجام دادن کارهای نیک؛ 3ـ اندیشیدن به روز قیامت؛ 4ـ مناجات و راز و نیاز با خداوند.»(4)
پی نوشتها:
1- تفسیر تسنیم، ج 4، ص 173.
2- فریادگر توحید، ص 233.
3- سوره مؤمنون (23) آیه 1 و 2 و 3.
4- میزان الحکمة، ج 3، ص 1407.
از این پرسش چند پاسخ داده شده است:
پاسخ اول: آیتالله جوادی آملی در تفسیر تسنیم در ذیل آیات 45 و 46 از سوره بقره مینویسد:
«قرآن کریم در آیه 46 به منشأ خشوع خاشعان اشاره کرده، میفرماید: یاد مرگ و قیامت، همه توان انسان را گرفته، قلب او را میلرزاند و وی را خاشع میسازد؛ زیرا همه غرورها و "من و ما" گفتنها از این روست که مرگ و عذاب قیامت از یادها رفته است وگرنه آنان که به حساب و میزان و بهشت و جهنم یقین دارند، یا دست کم گمانش را میبرند و از حال احتضار و احوال قبر غافل نیستند، خاکسار و خاشع و دل شکسته شده، به نماز و استعانت از دعا و بکاء رو میآورند.»(1)
پاسخ دوم: علامه طباطبایی ـ قدس سره ـ در تفسیر آیه 45 و 46 سوره بقره مینویسد:
«تعبیر به ظن در آیه 46 به جای یقین، اشاره به این است که برای حصول خشوع در انسان کافی است که متوجه شود خدایی دارد که ممکن است به سوی او بازگردد و او را ملاقات کند.»
پاسخ سوم: در استفتائات عرفانی از حضرت آیتالله العظمی بهجت ـ حفظه اللّه ـ سؤال شده: «برای این که در انجام دادن فرمان الهی خصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟» ایشان پاسخ فرمودهاند: «در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیت مطلقه انجام بدهید».(2)
پاسخ چهارم: در قرآن کریم راه حصول خشوع در اعراض و ترک اعمال لغو و بیهوده معرفی شده؛ آنجا که میفرماید: «قد أفلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون الذین هم عن اللغو معرضون».(3)
نماز سدی در برابر گناهان آینده است؛ چرا که روح ایمان را در انسان تقویت میکند و نهال تقوی را در دل پرورش میدهد.
چنان که برخی از بزرگان عرفا از جمله حضرت آیتالله بهجت ـ حفظه الله ـ نیز در برخی از نصایحشان به این مطلب تصریح کردهاند که راه به دست آوردن خشوع، کنار گذاشتن کارهای لغو و بیفایده است؛ یعنی ترک آن کارهایی که نه فایده دنیوی دارد و نه فایده اخروی.
پاسخ پنجم: در روایتی به ویژگیهای انسان خاشع و راههای به دست آوردن خشوع به خوبی اشاره شده است. رسول خدا ـ صلیالله علیه وآله وسلم ـ در روایتی فرمودهاند:
«نشانه خاشع در چهار چیز است: 1ـ مراقبت نفس و حساب بردن از خدا در نهان و آشکار؛ 2ـ انجام دادن کارهای نیک؛ 3ـ اندیشیدن به روز قیامت؛ 4ـ مناجات و راز و نیاز با خداوند.»(4)
پی نوشتها:
1- تفسیر تسنیم، ج 4، ص 173.
2- فریادگر توحید، ص 233.
3- سوره مؤمنون (23) آیه 1 و 2 و 3.
4- میزان الحکمة، ج 3، ص 1407.