پرسش :
آيا هر معامله صحيحي بايد داخل در يكي از ابواب فقه باشد؟
پاسخ :
از قديم اين مسئله مطرح بوده است كه آيا لازم است هر معاملهاى كه در خارج صورت مىگيرد، داخل باشد در يكى از ابوابى كه در فقه مطرح است؟ يا مانعى ندارد كه معاملهاى صحيح باشد، بدون اينكه داخل در هيچيك از آنها باشد؟ جواب داده اند كه ما هيچ دليلى نداريم كه همة معاملات صحيح بايد داخل باشد در يكى از معاملات متعارفى كه در فقه مطرح است. هيچ دليلى بر انحصار نداريم، بلكه اصول فقهى ما اقتضا مىكند اعم را. مىگويند ما يك سلسله عمومات داريم يعنى كليات، اصول اوليه، اصول كلى. اين عمومات به شكل عام و كلى طرح شده است، مىگويند هر معاملهاى و هر عقدى كه ميان دو نفر صورت بگيرد درست است الّا موارد خاص. و به تعبير ديگر: اصل در هر معاملهاى صحت است مگر آنكه فساد آن معامله به دليل خاصى روشن شود، چرا؟ مىگويند به دليل اينكه ما در قرآن اين اصل را به صورت كلى داريم: «يا ايُّها الَذين امنوا اوفوا بالعقود»(1) عقود را همه مفسرين گفتهاند يعنى عهدها، پيمانها. به طور كلى و به طور عام فرموده است: به تمام پيمانهايى كه مىبنديد بايد وفادار باشيد و بايد بر طبق آنها عمل بكنيد يعنى شرعاً بايد عمل بكنيد، حكم الهى است. در «اوفوا بالعقود» هيچ قيد نشده، كه آن عهد و پيمان شما به صورت صلح يا بيع يا اجاره و يا عقد ديگر باشد. اين اصل كلى مىگويد بايد به پيمان عمل كرد. همچنين حديثى است نبوى كه در فقه از مسلّمات است و مفاد آن هم همين مفاد است. پيغمبر اكرم فرمودهاند كه: «الْمُؤْمِنونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ» شرط در اينجا يعنى قرار داد. مؤمنان پاى شرايط خودشان ايستادهاند يعنى مؤمن هر شرطى و هر تعهدى و هر قرارى كه مىگذارد بايد روى آن بايستد، نبايد از آن تخلف كند. اين اصل كلى، صحت هرگونه پيمان و تعهد و قرار دادى را كه ميان دو نفر بسته مىشود تضمين و تأمين كرده است.
مجموعه آثار شهيد علامه مطهرى ج 20 مسئله بيمه
از قديم اين مسئله مطرح بوده است كه آيا لازم است هر معاملهاى كه در خارج صورت مىگيرد، داخل باشد در يكى از ابوابى كه در فقه مطرح است؟ يا مانعى ندارد كه معاملهاى صحيح باشد، بدون اينكه داخل در هيچيك از آنها باشد؟ جواب داده اند كه ما هيچ دليلى نداريم كه همة معاملات صحيح بايد داخل باشد در يكى از معاملات متعارفى كه در فقه مطرح است. هيچ دليلى بر انحصار نداريم، بلكه اصول فقهى ما اقتضا مىكند اعم را. مىگويند ما يك سلسله عمومات داريم يعنى كليات، اصول اوليه، اصول كلى. اين عمومات به شكل عام و كلى طرح شده است، مىگويند هر معاملهاى و هر عقدى كه ميان دو نفر صورت بگيرد درست است الّا موارد خاص. و به تعبير ديگر: اصل در هر معاملهاى صحت است مگر آنكه فساد آن معامله به دليل خاصى روشن شود، چرا؟ مىگويند به دليل اينكه ما در قرآن اين اصل را به صورت كلى داريم: «يا ايُّها الَذين امنوا اوفوا بالعقود»(1) عقود را همه مفسرين گفتهاند يعنى عهدها، پيمانها. به طور كلى و به طور عام فرموده است: به تمام پيمانهايى كه مىبنديد بايد وفادار باشيد و بايد بر طبق آنها عمل بكنيد يعنى شرعاً بايد عمل بكنيد، حكم الهى است. در «اوفوا بالعقود» هيچ قيد نشده، كه آن عهد و پيمان شما به صورت صلح يا بيع يا اجاره و يا عقد ديگر باشد. اين اصل كلى مىگويد بايد به پيمان عمل كرد. همچنين حديثى است نبوى كه در فقه از مسلّمات است و مفاد آن هم همين مفاد است. پيغمبر اكرم فرمودهاند كه: «الْمُؤْمِنونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ» شرط در اينجا يعنى قرار داد. مؤمنان پاى شرايط خودشان ايستادهاند يعنى مؤمن هر شرطى و هر تعهدى و هر قرارى كه مىگذارد بايد روى آن بايستد، نبايد از آن تخلف كند. اين اصل كلى، صحت هرگونه پيمان و تعهد و قرار دادى را كه ميان دو نفر بسته مىشود تضمين و تأمين كرده است.
مجموعه آثار شهيد علامه مطهرى ج 20 مسئله بيمه